معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
همزمان با فرارسیدن هفته دفاع مقدس ، بازخوانی تجربه هشت سال دفاع ملت ایران در برابر تجاوز رژیم بعث عراق، فرصتی برای بررسی تفاوت های جنگ آن دوران با درگیری های نظامی سال های اخیر و تبیین مسیر تحول توان دفاعی کشور است. جنگ تحمیلی هشت ساله در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی ایران با محدودیت های گسترده تسلیحاتی و دفاعی مواجه بود، اما تجربه سال های دفاع مقدس، به تدریج زمینه حرکت کشور به سمت تقویت صنایع دفاعی، اتکا به توان داخلی و توسعه ظرفیت های بومی را فراهم کرد.
همزمان با فرارسیدن هفته دفاع مقدس، بازخوانی تجربه هشت سال دفاع ملت ایران در برابر تجاوز رژیم بعث عراق، فرصتی برای بررسی تفاوت های جنگ آن دوران با درگیری های نظامی سال های اخیر و تبیین مسیر تحول توان دفاعی کشور است.
جنگ تحمیلی هشت ساله در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی ایران با محدودیت های گسترده تسلیحاتی و دفاعی مواجه بود، اما تجربه سال های دفاع مقدس، به تدریج زمینه حرکت کشور به سمت تقویت صنایع دفاعی، اتکا به توان داخلی و توسعه ظرفیت های بومی را فراهم کرد.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اردبیل با عبدالله محمدی جانباز، آزاده و از پیشکسوتان دوران هشت سال دفاع مقدس گفت و گو کرده است که در ادامه مشروح آن را می خوانیم:
یکی از مهم ترین تفاوت ها در ماهیت و شیوه انجام جنگ است. دفاع مقدس هشت سال به طول انجامید و جمهوری اسلامی ایران در جریان آن با انواع نبرد های زمینی، هوایی، دریایی و حتی حملات شیمیایی مواجه بود. در آن دوران، بخش هایی از شهر های مرزی کشور نیز در مقاطعی در معرض اشغال و تجاوز دشمن قرار گرفت و بخش قابل توجهی از توان کشور صرف مقابله با یک جنگ فرسایشی شد.
اما در جنگ های اخیر، به دلیل تغییر ماهیت نبردها، شاهد استفاده گسترده تر از موشک، پهپاد، جنگ الکترونیک، عملیات سایبری و فناوری های نوین هستیم و درگیری مستقیم زمینی، به شکل جنگ هشت ساله، محور اصلی نبرد نیست.
درواقع، جنگ های جدید نشان می دهد که مفهوم میدان نبرد نسبت به دهه های گذشته تغییر کرده است و امروز فناوری، اطلاعات، قدرت موشکی، پهپادی، سایبری و جنگ الکترونیک نقش بسیار مهمی در معادلات نظامی ایفا می کنند.
در دوران دفاع مقدس، اولویت اصلی ما دفاع از سرزمین و بیرون راندن دشمن متجاوز از مرز های کشور بود، بنابراین بخش قابل توجهی از عملیات ها با رویکرد دفاعی و سپس اجرای عملیات های آفندی برای آزادسازی مناطق اشغال شده انجام می شد.
اما در درگیری های اخیر، به دلیل شکل گیری ظرفیت های جدید دفاعی، جمهوری اسلامی ایران امکان پاسخ گویی از فاصله دور را پیدا کرده است. توسعه توان موشکی و پهپادی باعث شده پاسخ به تهدیدات صرفاً محدود به میدان زمینی نباشد و از ظرفیت های دورایستا برای بازدارندگی و پاسخ به حملات استفاده شود.
فناوری های نظامی امروز با دوران دفاع مقدس قابل مقایسه نیست. در جنگ های اخیر، استفاده از پهپاد های پیشرفته، موشک های بالستیک، سامانه های پدافندی و رهگیری، جنگ سایبری، جنگ الکترونیک، هوش مصنوعی و هواپیما های پیشرفته، بخشی از واقعیت میدان نبرد بوده است.
دشمنان جمهوری اسلامی ایران نیز با استفاده از فناوری های پیشرفته و تجهیزات مدرن وارد میدان شدند. با وجود این، نیرو های پدافندی ایران با تمام توان خود در برابر این حملات ایستادگی کردند و به اعتقاد من، این ایستادگی بخشی از تجربه ای است که ریشه های آن را باید در دوران دفاع مقدس جست و جو کرد.
البته در جریان این حملات، آسیب هایی نیز به کشور وارد شد و نباید از هزینه های انسانی و مادی جنگ غافل شد؛ اما آنچه اهمیت دارد، تجربه و توانمندی هایی است که طی سال های گذشته در حوزه دفاعی به وجود آمده است.
به نظر بنده یکی از بزرگ ترین تفاوت های امروز با دوران دفاع مقدس، مسئله خودکفایی دفاعی است. در سال های جنگ تحمیلی، برای تأمین برخی تجهیزات، تسلیحات و قطعات یدکی با محدودیت های جدی مواجه بودیم و در مواردی مجبور بودیم نیاز های خود را از مسیر های دشوار تأمین کنیم.
اما در سال های پس از دفاع مقدس، تجربه جنگ باعث شد کشور به سمت تقویت صنایع دفاعی و تولید داخلی حرکت کند. امروز بخش قابل توجهی از نیاز های دفاعی کشور در داخل تولید می شود و همین مسئله، قدرت تصمیم گیری و استقلال دفاعی کشور را افزایش داده است.
این خودکفایی، به ویژه در شرایط تحریم، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کشوری که بتواند بخش عمده نیاز های دفاعی خود را در داخل تأمین کند، در برابر فشار های خارجی آسیب پذیری کمتری خواهد داشت.
دفاع مقدس یک دانشگاه بزرگ برای ملت ایران بود. ما در آن دوران با کمبود امکانات مواجه بودیم، اما همین محدودیت ها باعث شد نیرو های مسلح، متخصصان و جوانان کشور به سمت ابتکار، خلاقیت و استفاده از ظرفیت های داخلی حرکت کنند.
آنچه امروز در حوزه فناوری های دفاعی، موشکی، پهپادی و پدافندی مشاهده می کنیم، حاصل یک مسیر چند دهه ای است و به باور من، تجربه دفاع مقدس در شکل گیری این مسیر نقش مهمی داشته است.
البته نباید این پیشرفت ها را صرفاً به تجهیزات محدود کرد. نیروی انسانی متخصص، تجربه فرماندهی، روحیه خودباوری و اعتماد به توان داخلی نیز در کنار فناوری اهمیت دارد.
در جنگ تحمیلی هشت ساله، بدون حضور و پشتیبانی مردم، دفاع از کشور و مقابله با دشمن بسیار دشوار بود. مردم در کنار نیرو های مسلح و رزمندگان، بخش مهمی از بار پشتیبانی جنگ را بر عهده داشتند و هر فرد به اندازه توان خود در این مسیر مشارکت می کرد.
برای سازماندهی این ظرفیت، ستاد های پشتیبانی، جذب و هدایت کمک های مردمی تشکیل شده بود و جمع آوری و ارسال کمک ها براساس نیاز و درخواست یگان های رزمی انجام می شد.
گاهی نیاز جبهه ها به مصالح ساختمانی یا وسایل نقلیه بود و در مقاطعی نیز مواد غذایی، پوشاک، لوازم بهداشتی و وسایل گرمایشی مورد نیاز قرار می گرفت.
مساجد و محل های برگزاری نماز جمعه از مهم ترین مراکز جمع آوری و ارسال کمک های نقدی و غیرنقدی مردم بودند و پایگاه های بسیج نیز به عنوان حلقه ارتباطی مردم با نیرو های مسلح و ستاد های پشتیبانی، نقش مهمی در سازماندهی این کمک ها داشتند.
زنان در دوران دفاع مقدس نقش بسیار مهمی در پشتیبانی از جبهه ها ایفا کردند؛ چه با تشویق و همراهی همسران و فرزندان خود برای حضور در جبهه و تحمل سختی های ناشی از جنگ و چه با مشارکت مستقیم در جمع آوری و آماده سازی کمک ها.
پخت نان، تهیه لباس و پوشاک مورد نیاز رزمندگان و جمع آوری اقلام ضروری از جمله اقداماتی بود که زنان در آن مشارکت داشتند. این نقش را نباید صرفاً یک فعالیت پشتیبانی ساده دانست؛ زیرا پشتوانه عاطفی و اجتماعی خانواده ها و حضور زنان، بخشی از توان جامعه برای ادامه مقاومت در سال های جنگ بود.
کمک های مردمی نیز تنها به مواد غذایی محدود نمی شد. در فصل سرما، پتو، وسایل گرمایشی و اقلام مورد نیاز رزمندگان جمع آوری و ارسال می شد و در فصل گرما نیز اقلامی مانند آبلیمو، شربت و آبمیوه مورد درخواست جبهه ها قرار می گرفت.
حتی در بخش مهندسی و عمرانی نیز ستاد های پشتیبانی مردمی برای ساخت یا تجهیز برخی مراکز و پادگان ها اقدام می کردند.
بله. کمک های غیرنقدی در قالب کالا های مورد نیاز به مناطق عملیاتی ارسال می شد و کمک های نقدی نیز برای تأمین نیاز های ضروری جنگ مورد استفاده قرار می گرفت. حتی طلا و زیورآلاتی که مردم اهدا می کردند، پس از تبدیل به وجه نقد، برای تأمین نیاز های جبهه ها هزینه می شد.
یکی از جلوه های زیبای این مشارکت، نامه هایی بود که همراه کمک های مردمی برای رزمندگان ارسال می شد. دانش آموزان و دیگر اقشار مردم برای رزمندگان نامه می نوشتند و در بسیاری از موارد این نامه ها به دلیل درج نشانی، زمینه شکل گیری ارتباط میان مردم و رزمندگان را فراهم می کرد.
مشارکت مردم نیز متناسب با توان آن ها بود. ممکن بود فردی از نظر مالی توان بیشتری داشته باشد و کمک بیشتری اهدا کند و در مقابل، پیرزنی روستایی تنها چند تخم مرغ برای رزمندگان بفرستد؛ اما ارزش این کمک ها صرفاً با میزان مالی آن ها سنجیده نمی شد، بلکه نشان دهنده احساس مسئولیت و همراهی مردم با مدافعان کشور بود.
بله، در جریان درگیری های اخیر نیز شاهد جلوه هایی از این همبستگی اجتماعی بودیم. مردم با کمک های نقدی و غیرنقدی، حمایت از خانواده های آسیب دیده و حضور در عرصه های مختلف تلاش کردند در کنار یکدیگر باشند.
گروه های جهادی نیز در مناطق آسیب دیده حضور پیدا کردند و برای بازسازی و ترمیم منازل و زیرساخت هایی که در جریان جنگ آسیب دیده بود، خدمات ارائه دادند. این حضور، یادآور همان روحیه ای است که در دوران دفاع مقدس در میان مردم وجود داشت.
از سوی دیگر، حضور مردم در خیابان ها برای اعلام حمایت از نیرو های مسلح و مدافعان کشور نیز از جلوه های همبستگی اجتماعی در شرایط جنگی بود.
حتی در مواردی، خانواده هایی که امکان اسکان داشتند، افراد و خانواده های آسیب دیده یا بی خانمان را بدون دریافت هزینه در منازل خود اسکان دادند. این اقدامات نشان می دهد که در شرایط بحرانی، مردم می توانند با تکیه بر همدلی و احساس مسئولیت اجتماعی، بخشی از فشار های ناشی از جنگ را کاهش دهند.
به اعتقاد من، یکی از مهم ترین سرمایه های کشور در دوران دفاع مقدس و در شرایط بحرانی امروز، همین روحیه همدلی، نوع دوستی و مسئولیت پذیری مردم است؛ سرمایه ای که باید حفظ و به نسل های آینده منتقل شود.
یکی از خاطراتی که هیچ گاه از ذهنم پاک نمی شود، مربوط به عبور نیرو های ما از پل طلائیه است؛ خاطره ای که برای من معنای واقعی مقاومت و ایستادگی را تداعی می کند.
خودمان را به پلی که به «پل طلائیه» معروف بود رسانده بودیم. نیرو های دسته ما در یک ستون در حال عبور از روی پل بودند که ناگهان گویی تاریکی شب کنار رفت و هوا روشن شد. در همان لحظه، نیرو های ما از چند طرف در تیررس دشمن قرار گرفتند و آتش سنگینی از سوی عراقی ها به سمت مان گشوده شد.
حدود 20 نفر در حال عبور از روی پل بودیم. همه، جز من، هدف گلوله های تیربار دشمن قرار گرفتند. بچه ها یکی پس از دیگری روی دو زانو می افتادند و در حالی که صورتشان به خاک بود، به شهادت می رسیدند. من هر لحظه انتظار داشتم گلوله ای به من اصابت کند؛ اما نمی دانم چه حکمتی بود که با وجود بارش گلوله ها، تیری به من نخورد.
در آن لحظات، با چشمان خودم شاهد شهادت تک تک دوستان و هم سنگرانم بودم. دیدن آن صحنه برایم بسیار سخت و دردناک بود. آرام آرام از کنار پیکر هم رزمان شهیدم عبور کردم و خودم را به آن سوی پل رساندم.
پس از پل، خاکریزی بلند و طولانی قرار داشت که به رود دجله منتهی می شد و عراقی ها در میانه آن کانال بزرگی ایجاد کرده بودند. نیرو هایی که پیش از من از پل عبور کرده بودند، داخل کانال پناه گرفته و از آنجا به سمت دشمن تیراندازی می کردند.
درگیری لحظه به لحظه شدیدتر می شد. هرچه هوا روشن تر می شد، آتش دشمن نیز سنگین تر می شد. ما از سه طرف در محاصره نیرو های عراقی قرار داشتیم و در سمت دیگر، رود دجله و پس از آن باتلاق و نی زار قرار داشت.
مهمات نیرو ها به پایان رسیده بود و هر سلاح و فشنگی که از سنگر ها و کانال های دشمن به دست می آوردیم، علیه خودشان استفاده می کردیم. اما مهمات غنیمتی نیز کم کم تمام می شد و حلقه محاصره دشمن لحظه به لحظه تنگ تر می شد.
در آن شرایط، «مرتضی بختیاری» درون کانال نشسته بود و مرتب از طریق بی سیم با فرماندهی لشکر نجف اشرف تماس می گرفت. در یکی از تماس ها، با نگرانی از وضعیت نیرو ها پرسید که نیروی کمکی چه زمانی خواهد رسید، اما پاسخی که دریافت کرد، نشان می داد خبری از نیروی پشتیبانی نیست.
آن لحظه همه متوجه شده بودیم که باید با همان امکانات محدود مقاومت کنیم. خستگی و بی خوابی فشار زیادی بر نیرو ها وارد کرده بود؛ بی سیم ها یا قطع شده بودند یا پاسخی دریافت نمی کردند و بسیاری از نیرو ها از وضعیت فرماندهان و همرزمان خود اطلاعی نداشتند.
با وجود این شرایط، رزمندگان تا آخرین گلوله ایستادگی کردند. هرچه مهمات از مواضع دشمن به دست می آوردند، علیه خود دشمن به کار می گرفتند. دیگر مهماتی برای دفاع باقی نمانده بود، اما مقاومت ادامه داشت.
سرانجام تعدادی از رزمندگان به شهادت رسیدند و بسیاری از نیرو های باقی مانده که مجروح و زخمی بودند، به اسارت درآمدند. در آن عملیات، از میان نیرو هایی که در آن محاصره قرار گرفته بودند، حتی یک نفر نیز سالم به عقب بازنگشت.
برای من، این خاطره فقط روایت یک عملیات نیست؛ تصویری از معنای مقاومت است. مقاومت یعنی وقتی راه بازگشت بسته شده، مهمات به پایان رسیده و امید به رسیدن نیروی کمکی بسیار کم است، باز هم تا آخرین توان در برابر دشمن ایستادگی کنی. نسل امروز باید بداند که بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس در چنین شرایطی، با وجود تمام سختی ها و ترس ها، میدان را ترک نکردند و تا آخرین لحظه پای دفاع از کشور ایستادند.
هشت سال دفاع مقدس و مقاومت مردم ایران در برابر تجاوز دشمن، در کنار تجربه جنگ ها و درگیری های اخیر، بخشی از تاریخ معاصر کشور است که باید واقعیت های آن برای نسل های آینده حفظ و روایت شود. در این سال ها، اتفاقات و ناگفته های بسیاری وجود دارد که هنوز به درستی ثبت و تبیین نشده و لازم است با تحقیق و روایت دقیق، این بخش ها از دل تاریخ استخراج و به آیندگان منتقل شود.
در این میان، خبرنگاران، نویسندگان و فعالان حوزه فرهنگ و رسانه وظیفه مهمی بر عهده دارند. اگر روایت های مستند و دقیق از تجربه رزمندگان، خانواده های شهدا، آزادگان و مردم ثبت و منتشر نشود، ممکن است روایت های نادرست یا ناقص جایگزین واقعیت های تاریخی شود.
امروز ابزار های رسانه ای بسیار گسترده تر از گذشته در اختیار ما قرار دارد و می توان با استفاده از ظرفیت فضای مجازی، مستند، فیلم، کتاب، پادکست و سایر قالب های نوین، روایت های دفاع مقدس را به زبان قابل فهم برای نسل جوان ارائه کرد.
البته صرفاً تولید اثر کافی نیست؛ این آثار باید از نظر ادبی، محتوایی و مستند بودن کیفیت مناسبی داشته باشند و بتوانند با مخاطب امروز ارتباط برقرار کنند. اگر آثار ارزشمند تولید شود، اما به درستی معرفی و در اختیار جامعه قرار نگیرد، طبیعی است که روایت های دیگری فرصت پیدا می کنند جای آن را بگیرند.
دفاع مقدس الگو ها و نمونه های فراوانی از ایثار، فداکاری، مسئولیت پذیری، همبستگی و مقاومت در اختیار ما قرار داده است. می توان این الگو ها را با زبان و ابزار های روز به نسل جدید معرفی کرد و از این طریق، بخشی از فرهنگ ایثار و مقاومت را در جامعه نهادینه کرد.
به اعتقاد من، یکی از مهم ترین راه های مقابله با تحریف، روایت دقیق، مستند و به موقع است. نباید اجازه دهیم فاصله زمانی باعث شود جزئیات وقایع از بین برود یا روایت ها تنها براساس شنیده ها و برداشت های غیرمستند شکل بگیرد. ثبت خاطرات رزمندگان و آزادگان، گفت و گو با شاهدان عینی، جمع آوری اسناد و تولید آثار ماندگار می تواند در حفظ حقیقت این دوران مؤثر باشد.
همچنین نهاد های فرهنگی و نظامی و مجموعه هایی که در حوزه حفظ و نشر آثار دفاع مقدس فعالیت می کنند، می توانند در این زمینه نقش مؤثری داشته باشند. همکاری میان این مجموعه ها با خبرنگاران، نویسندگان، هنرمندان و فعالان رسانه ای می تواند به تولید آثار دقیق تر و اثرگذارتر منجر شود.
نسل امروز حق دارد روایت دفاع مقدس و حوادث سال های اخیر را بر پایه اسناد، شواهد و روایت شاهدان آن بشناسد. بنابراین، وظیفه ما تنها حفظ خاطرات گذشته نیست؛ بلکه باید این تجربه ها را به شکلی درست، مستند و متناسب با زبان نسل جدید روایت کنیم تا تاریخ، قربانی تحریف و فراموشی نشود.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}