معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
تاریخ معاصر جهان اسلام را نمی توان بدون واژه «بیداری» روایت کرد؛ واژه ای که در فراز و فرود دو سده گذشته، از دعوتی مبتنی بر تفکر و اصلاح گرانه به مفهومی گسترده تر در عرصه فرهنگ، سیاست و اجتماع تبدیل شده است. «بیداری» در نخستین مواجهه، شاید تنها به معنای بیرون آمدن از غفلت باشد؛ اما تجربه تاریخی مسلمانان نشان داده است که آگاهی اگر به اندیشه، اراده و عمل اجتماعی نرسد، نمی تواند به تغییر پایدار منجر شود.

تاریخ معاصر جهان اسلام را نمی توان بدون واژه «بیداری» روایت کرد؛ واژه ای که در فراز و فرود دو سده گذشته، از دعوتی مبتنی بر تفکر و اصلاح گرانه به مفهومی گسترده تر در عرصه فرهنگ، سیاست و اجتماع تبدیل شده است. «بیداری» در نخستین مواجهه، شاید تنها به معنای بیرون آمدن از غفلت باشد؛ اما تجربه تاریخی مسلمانان نشان داده است که آگاهی اگر به اندیشه، اراده و عمل اجتماعی نرسد، نمی تواند به تغییر پایدار منجر شود. جانِ کلام این مفهوم را می توان در این جمله از زنده نام دکتر علی شریعتی یافت که گفته: «جامعه ای که بحران خود را می شناسد، هنوز راه برون رفت را نیافته است؛ جامعه ای که راه را می شناسد، تازه در آستانه آزمون تحقق آن قرار دارد.» (برگرفته شده از روش شناخت اسلام)
در چنین منظری، «بیداری اسلامی» را نمی توان تنها مجموعه ای از جنبش های سیاسی یا واکنش هایی مقطعی به استعمار و استبداد دانست. پشت بسیاری از تحولات سیاسی جهان اسلام، پرسشی عمیق تر درباره نسبت مسلمانان با میراث دینی، دانش جدید، قدرت سیاسی، استقلال، عدالت و آینده تمدنی آنها قرار داشته است. از همین جا است که نام هایی چون «سیدجمال الدین اسدآبادی»، «شهید سیدمحمدباقر صدر» و «امام خمینی(ره)» در تاریخ معاصر جهان اسلام اهمیت پیدا می کنند؛ سه چهره ای که هر یک در شرایط تاریخی متفاوت، با صورت های گوناگون همین پرسش مواجه شدند.
«سیدجمال الدین اسدآبادی» در روزگاری سخن از «بیداری» گفت که بخش هایی از جهان اسلام زیر فشار استعمار و استبداد قرار داشت و مسئله نخست، بازگرداندن اعتمادبه نفس و اراده جمعی به جامعه مسلمان بود.
چند دهه بعد، «شهید سیدمحمدباقر صدر» در جهانی متفاوت با پرسش دیگری روبه رو شد و آن اینکه اگر اسلام قرار است در زندگی اجتماعی انسان معاصر حضور مؤثر داشته باشد، با چه دستگاه فکری و نظری می تواند در برابر مکاتب رقیب سخن بگوید؟
و سرانجام، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) در تجربه ای تاریخی، مسئله را به عرصه انقلاب و حکومت کشاند و پرسش از نسبت دین و قدرت سیاسی را از کلاس درس و منبر به میدان تأسیس یک نظام انقلابی، سیاسی و مبتنی بر مردم سالاری دینی وارد کرد.
کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» که به قلم «آیت الله محسن اراکی» منتشر شده است، با تمرکز بر همین سه ایستگاه «تفکر»؛ «تدبیر» و «عمل»، می کوشد از دل تاریخ معاصر یک خط سیر فکری ترسیم کند؛ خطی که در آن «بیداری» تنها «آگاه شدن» نیست، بلکه مقدمه ای برای تولید فکر و سپس ورود مسئولانه به عرصه عمل اجتماعی و سیاسی است.
اهمیت این روایت در شرایط امروز نیز کمتر از گذشته نیست؛ زیرا هر بحثی درباره آینده جوامع اسلامی، ناگزیر دوباره به همان پرسش های بنیادی بازمی گردد؛ اینکه جامعه چگونه از غفلت عبور می کند؟ اندیشه چگونه به راهبرد تبدیل می شود؟ و آرمان چگونه می تواند در ساختارهای اجتماعی و سیاسی تحقق پیدا کند؟
کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» به کوشش، پژوهش و تحقیق آیت الله اراکی تلاش می کند پاسخ این پرسش ها را در آینه تجربه سه نسل از اندیشه اسلامی جست وجو کند.
ایکنا به بهانه انتشار کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر»، در گزارشی تحلیلی و تبیینی به بررسی این اثر ارجمند و گران سنگ پرداخته که در ادامه از خاطرتان می گذرد.
گاهی یک کتاب تاریخی را باید نه فقط از آنچه درباره گذشته می گوید، بلکه از پرسشی که درباره امروز مطرح می کند شناخت. کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» از همین جنس است. کتاب «آیت الله محسن اراکی» در صورت خود درباره سه شخصیت شناخته شده در تاریخ معاصر جهان اسلام سخن می گوید؛ اما در بطن و متنی عمیق تر، در پی پاسخ دادن به پرسشی است که هنوز برای جوامع مسلمان موضوعیت دارد: بیداری یک جامعه چگونه از سطح آگاهی و بیان عبور می کند و به تولید فکر، سازمان اجتماعی و در نهایت به مسئله حکومت می رسد؟
کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» که از سوی «انتشارات کتاب جمکران» منتشر شده، «سیدجمال الدین اسدآبادی»، «شهید سیدمحمدباقر صدر» و «حضرت امام خمینی(ره)» را در سه مقطع از یک روند تاریخی قرار می دهد، در ساختار کلی و ساختمان اصلی این کتاب از سه مرحله «بیداری» -سیدجمال الدین اسدآبادی-، «سازندگی فکری امت» -شهید سیدمحمدباقر صدر- و «انقلاب و تشکیل دولت اسلامی» -امام خمینی(ره)- سخن گفته شده است.
همین چینش، مهم ترین ویژگی روایی کتاب را شکل می دهد. نویسنده (آیت الله اراکی) به جای آنکه سه زندگی نامه مستقل را کنار هم بگذارد، میان آنها رابطه برقرار می کند و می کوشد نشان دهد که «بیداری اسلامی» را می توان به مثابه فرایندی دید که در آن «آگاهی»، «اندیشه» و «اقدام سیاسی» از یکدیگر جدا نیستند.
البته این تقسیم بندی را باید یک چارچوب تفسیری و نه تنها روایت ممکن از تاریخ بیداری اسلامی دانست. جهان اسلام در دو قرن اخیر شاهد جریان ها، شخصیت ها و تجربه های متعدد اصلاحی بوده است و هیچ روایت سه نفره ای نمی تواند تمام این تاریخ را در خود جای دهد. ارزش کتاب در این است که یک مدل مشخص برای فهم بخشی از این تاریخ ارائه می کند و آن را بر سه چهره محوری استوار می سازد.
در آغاز این روایت، «سیدجمال الدین اسدآبادی» قرار دارد؛ چهره ای که در تاریخ اندیشه سیاسی و اصلاح دینی در جهان اسلام، با مفاهیمی چون «بیداری»، «وحدت مسلمانان»، «مبارزه با استعمار»، «نقد استبداد» و «بازگشت جامعه اسلامی به ظرفیت های علمی و تمدنی» خود شناخته می شود.
اهمیت «سیدجمال الدین اسدآبادی» در این است که مسئله را در سطحی فراتر از اصلاح فردی مطرح کرد. او با مشاهده وضعیت سیاسی و اجتماعی جهان اسلام در قرن نوزدهم، ضعف مسلمانان را تنها نتیجه عقب ماندگی علمی نمی دانست؛ بلکه استبداد داخلی، دخالت قدرت های خارجی، تفرقه میان مسلمانان و ضعف اراده جمعی را نیز در این وضعیت مؤثر می دید. به همین دلیل، بیداری برای او مفهومی اجتماعی و سیاسی بود. (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص25)
فعالیت های «سیدجمال الدین اسدآبادی» در ایران، افغانستان، هند، مصر، عثمانی (ترکیه) و دیگر مناطق جهان اسلام، همچنین انتشار نشریه «العروه الوثقی» با همکاری «محمد عبده»، نشان می دهد که رسانه، سفر، گفت وگو و تولید متن در پروژه فکری او جایگاه مهمی داشت. «العروه الوثقی» تنها یک نشریه دینی نبود؛ بستری برای طرح مسئله استعمار، وحدت اسلامی و وضعیت حکومت ها و جوامع مسلمان بود.
از همین منظر، قرار گرفتن «سیدجمال» در ابتدای روایت آیت الله اراکی قابل فهم است. در این مرحله هنوز سخن اصلی از تأسیس یک نظام سیاسی مشخص نیست؛ «مسئله اصلی این است که جامعه مسلمان به وضعیت خود آگاه شود. پرسش نخست، شناخت بحران است و پرسش بعدی، یافتن راه خروج از آن.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص31)
یکی از نکات مهم در خوانش «سیدجمال الدین اسدآبادی»، نسبت او با مسئله «حکومت» است. او در بسیاری از مواضع خود با استبداد سیاسی و نفوذ قدرت های خارجی مخالفت داشت و بر ضرورت «اصلاح وضعیت سیاسی مسلمانان» تأکید می کرد. با این حال، نباید اندیشه سیاسی او را با نظریه دولت اسلامی در معنای متأخر آن یکی دانست.
«سیدجمال الدین اسدآبادی» بیشتر در مقام مصلحی ظاهر می شود که می خواهد اراده و خودآگاهی جامعه مسلمان را احیا کند. در این مرحله، «حکومت» بخشی از مسئله است، اما هنوز مقصد نهایی روایت به معنای نظریه پردازی جامع درباره ساختار دولت نیست. این تمایز، برای فهم دقیق مدل سه مرحله ای کتاب اهمیت دارد: «سیدجمال» مسئله را طرح و جامعه را به اندیشیدن و حرکت دعوت می کند؛ اما صورت بندی نظری و نهادی مسئله به مراحل بعدی منتقل می شود.
در نتیجه، اگر قرار باشد جایگاه «سیدجمال الدین اسدآبادی» را در یک عبارت خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت او بیش از آنکه نقشه کامل مقصد را ارائه کند، زنگ بیدارباش را به صدا درآورد.
اما بیداری اگر در سطح شعار و اعتراض باقی بماند، نمی تواند به یک پروژه پایدار اجتماعی تبدیل شود. اینجا در روایت کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر»، شهید «سیدمحمدباقر صدر» وارد می شود؛ متفکری که یکی از مسائل اصلی زندگی علمی خود را پاسخ گویی نظری به پرسش های جهان جدید و نشان دادن توانایی اسلام برای ارائه نظام فکری مستقل قرار داد.
«شهید صدر» در فضایی می اندیشید که «مارکسیسم» و «سرمایه داری» دو رقیب مهم در عرصه اندیشه و سیاست جهانی بودند. مسئله برای او فقط این نبود که «مسلمانان در برابر این مکاتب موضع منفی بگیرند؛ بلکه باید نشان می دادند اسلام چه تلقی ای از انسان، جامعه، اقتصاد و زندگی اجتماعی ارائه می کند.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص52)
«فَلَسفَتَنا» (کتابی فلسفی تالیف سید محمدباقر صدر) و «اقتصادَنا» (کتابی در مورد اقتصاد اسلامی تالیف سیدمحمدباقر صدر) از مهم ترین نمونه های این رویکرد هستند. «شهید صدر» در کتاب «فلسفتنا» به مبانی فلسفی و معرفتی مکاتب مادی، به ویژه «مارکسیسم»، می پردازد و در «اقتصادنا» می کوشد در کنار نقد نظام های اقتصادی رقیب، مبانی اقتصاد اسلامی را توضیح دهد. اهمیت این آثار برای بحث «بیداری اسلامی» در همین نقطه است: «بیداری باید بتواند از «نه» گفتن به الگوهای رقیب عبور کند و به «چه باید کرد؟» پاسخ دهد.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص67)
از این منظر، تعبیر «سازندگی فکری امت» در معرفی کتاب آیت الله اراکی، درباره جایگاه «شهید صدر» تعبیر معناداری است. «جامعه ای که قرار است در برابر الگوهای مسلط جهان ایستادگی کند، نیازمند دستگاه مفهومی است؛ باید درباره انسان، آزادی، عدالت، اقتصاد، سیاست و مسئولیت اجتماعی سخن منسجم داشته باشد.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص69)
در اندیشه «شهید صدر»، سیاست از متن نظریه اجتماعی اسلام جدا نیست. او درباره جامعه، دولت و نقش رهبری دینی بحث کرد و در آثاری مانند «الاسلام یقود الحیاه» به نسبت اسلام با اداره جامعه پرداخت. فعالیت های او در عراق نیز نشان می دهد که میان تولید فکر و سازمان اجتماعی فاصله ای مطلق نمی دید.
یکی از مباحث شناخته شده در اندیشه اقتصادی او، «منطقه الفراغ» است؛ مفهومی که در چارچوب نظریه او «به قلمروهایی از تنظیم اجتماعی مربوط می شود که در آنها دولت اسلامی می تواند برای اداره امور متغیر جامعه و تامین مصالح عمومی تصمیم گیری کند، مشروط بر آنکه این تصمیم گیری در چارچوب مبانی شریعت باشد.»(کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص68)
اهمیت این بحث برای روایت کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» آن است که نشان می دهد مسئله حکومت تنها با اعلام مشروعیت حل نمی شود. حکومت، به نظریه، قانون، سازوکار تصمیم گیری و شناخت واقعیت های اجتماعی نیاز دارد. بنابراین، حلقه «شهید صدر» در این روایت، حلقه اتصال میان «اسلام به مثابه مجموعه ای از ارزش ها» و «اسلام به مثابه دستگاهی برای پاسخ گویی به مسائل جامعه» است.
بنابراین در گذار از «سیدجمال الدین اسدآبادی» تا «شهید سیدمحمدباقر صدر»، تغییر مهمی رخ می دهد و آن اینکه مسئله از «چرا بیدار شویم؟» به «با چه اندیشه ای بیدار شویم و جامعه را چگونه سامان دهیم؟» نزدیک می شود.
در مرحله سوم روایت کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر»، حضرت امام خمینی(ره) قرار دارد؛ شخصیتی که در تاریخ معاصر ایران، نسبت «دین» و «سیاست» را از سطح بحث های نظری به یک تجربه بزرگ سیاسی و نهادی وارد کرد.
برای شناخت این مرحله، نمی توان از «حکومت اسلامی» یا همان مجموعه درس های «ولایت فقیه» در نجف اشرف چشم پوشید. «امام خمینی(ره) در این درس ها، ضرورت تشکیل حکومت برای اجرای احکام و اداره جامعه را مطرح کرد و حکومت را از مسائل اساسی فقه و سیاست اسلامی دانست.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص79)
اما اهمیت نگاه و عمل امام خمینی(ره) تنها در ارائه یک نظریه نیست. تفاوت اساسی این مرحله با دوره های پیشین در این است که نظریه حضرت امام(ره)، وارد میدان عمل شد. نهضت اسلامی علیه حکومت پهلوی از سال های دهه 1340 به بعد، به تدریج به یک جنبش اجتماعی فراگیر تبدیل شد و در سال 1357 به سقوط نظام سلطنتی و تأسیس جمهوری اسلامی انجامید.
از این منظر، عنوان «انقلاب و تشکیل دولت اسلامی» در ساختار کتاب، به نقطه ای اشاره می کند که در آن بیداری و تولید فکر، با سازمان دهی اجتماعی و قدرت سیاسی پیوند می خورند.
«در منظومه فکری امام خمینی(ره)، حکومت اسلامی تنها مسئله ای مربوط به ساختار قدرت نیست. عدالت، استقلال، آزادی، مبارزه با فساد، اجرای احکام اسلامی و دفاع از حقوق مردم، در تعریف و کارکرد حکومت مورد توجه قرار می گیرد.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص93)
پس از پیروزی انقلاب نیز امام خمینی(ره) با مسائل عینی اداره کشور مواجه شد؛ از تدوین قانون اساسی و ایجاد نهادهای جدید تا جنگ، مسائل اقتصادی و چگونگی رابطه نهادهای دینی و سیاسی با یکدیگر. به این ترتیب، «تجربه جمهوری اسلامی به عرصه ای تبدیل شد که در آن بسیاری از پرسش های نظری درباره حکومت اسلامی، وارد میدان تصمیم گیری عملی شدند.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص94)
این تجربه، همان چیزی است که در مدل سه مرحله ای کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر»، مرحله «اقدام» را از دو مرحله پیشین متمایز می کند. در اینجا دیگر مسئله فقط تولید آگاهی یا تولید نظریه نیست؛ مسئله، اداره جامعه و پاسخ گویی به پیامدهای واقعی تصمیم های سیاسی است.
اگر کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» را تنها معرفی سه شخصیت بدانیم، مهم ترین بخش آن را از دست داده ایم. مسئله اصلی این اثر، رابطه میان سه مرحله است. «سیدجمال الدین»، «شهید سیدمحمدباقرصدر» و «امام خمینی(ره)» سه متفکر با سه زمینه تاریخی متفاوت اند؛ اما نویسنده آنها را در یک خط سیر تحلیلی قرار می دهد.
«سیدجمال» در جهان قرن نوزدهم با استعمار و استبداد و ضعف جوامع اسلامی مواجه بود. «شهید صدر» در عراق قرن بیستم با جهان ایدئولوژیک «جنگ سرد»، «مارکسیسم»، «سرمایه داری» و پرسش از امکان ارائه یک نظام اجتماعی اسلامی روبه رو شد. «امام خمینی(ره)» در ایران با حکومت پهلوی، وابستگی سیاسی و مسئله تأسیس نظام جدید مواجه شد.
بنابراین، شباهت آنها را نباید به معنای یکسان بودن دستگاه فکری شان دانست. از قضا یکی از نقاطی که می تواند مطالعه کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» را برای مخاطب دانشگاهی جذاب کند، همین تفاوت هاست. این سه چهره را می توان در سه زمینه تاریخی متفاوت مطالعه کرد و سپس پرسید که چرا نویسنده آنها را در یک روایت واحد قرار داده است.
پاسخ احتمالی کتاب روشن است: آنچه این سه مرحله را به هم متصل می کند، «بازگرداندن اسلام به متن حیات اجتماعی» است؛ هرچند روش، زبان و مقتضیات تاریخی هر مرحله متفاوت باشد.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ص120)
در رسانه ها، «بیداری اسلامی» گاه به عنوان یک اصطلاح سیاسی برای توصیف تحولات کشورهای مسلمان به کار رفته است؛ اما کتاب آیت الله اراکی آن را به ریشه های فکری و تاریخی بازمی گرداند. این بازگشت اهمیت دارد، زیرا نشان می دهد «بیداری» را نمی توان فقط و فقط به بیانات سیاسی یا تحولات مقطعی فروکاست.
در روایت های تاریخی، برای «بیداری اسلامی» اغلب از جریان های متعدد اصلاحی در ایران، مصر، هند، ترکیه (عثمانی)، عراق و دیگر مناطق جهان اسلام نام برده می شود. «سیدجمال الدین اسدآبادی» یکی از مهم ترین چهره های این جریان است، اما تنها چهره آن نیست. «محمد عبده»، «رشید رضا»، «اقبال لاهوری»، «حسن البنا»، «ابوالاعلی مودودی» و دیگر متفکران نیز هر یک سهمی در این تاریخ دارند.
از همین رو، مدل کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» را باید انتخابی تحلیلی دانست. این اثر مدعی ارائه تمام تاریخ «بیداری اسلامی» نیست؛ بلکه یک مسیر خاص را برجسته می کند: از «سیدجمال الدین اسدآبادی» به «شهید سیدمحمدباقر صدر» و از «شهید صدر» به «امام خمینی(ره).»
نکته مهم دیگر این است که «مفهوم «بیداری اسلامی» در تاریخ، یک معنای ثابت نداشته است. «در دوره «سیدجمال الدین اسدآبادی»، مسئله اصلی استقلال و اصلاح جوامع مسلمان و مقابله با استعمار بود؛ در دوره «شهید سیدمحمدباقر صدر»، پرسش از توانایی اسلام برای پاسخ گویی به مکاتب جدید و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی برجسته شد؛ و در تجربه «امام خمینی(ره)»، مسئله تأسیس نظام سیاسی جدید در مرکز قرار گرفت.» (کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» صص178-179)
در نتیجه، یکی از دستاوردهای کتاب را می توان نشان دادن تحول معنای عملی «بیداری» دانست.
توجه کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» به «نواندیشی دینی» و تحولات حوزه های علمیه در نیمه دوم قرن بیستم نیز از همین منظر اهمیت پیدا می کند. «اگر «بیداری اسلامی» قرار باشد از مرحله احساس و بیان آن به مرحله تولید نظریه برسد، نهادهای تولید دانش دینی ناگزیرند نسبت خود را با مسائل جدید بازتعریف کنند.» (1)
تحولات حوزه های علمیه در این دوره را نمی توان فقط در افزایش یا کاهش شمار آثار علمی خلاصه کرد. «پرسش های جدیدی درباره اقتصاد، سیاست، حقوق، جامعه، فلسفه، علوم انسانی و رابطه دین با دولت پدید آمد و بخشی از اندیشمندان حوزوی تلاش کردند با ابزارهای سنتی و روش های جدید به این پرسش ها پاسخ دهند.»(2)
««شهید صدر» یکی از روشن ترین نمونه های این تحول است. در ایران نیز اندیشه «امام خمینی(ره)»، «علامه طباطبایی»، «شهید مطهری»، «شهید بهشتی» و دیگر متفکران حوزوی و دانشگاهی در شکل گیری ادبیات جدید درباره اسلام اجتماعی و سیاسی مؤثر بود. از این منظر، ورود حوزه به عرصه پرسش های جدید، بخشی از همان «سازندگی فکری» است که کتاب بر آن تأکید دارد.»(3)
نقطه قوت رسانه ای کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر»؛ روایت تاریخ به زبان مسئله امروزین
برای یک رسانه تخصصی مانند «ایکنا»، ارزش چنین اثری فقط در اطلاعات تاریخی آن نیست. مهم تر از آن، امکان تبدیل محتوای کتاب به یک گفت وگوی رسانه ای درباره نسبت دین، جامعه و سیاست است.
کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» می تواند مخاطب امروز را با یک پرسش تاریخی مواجه کند: چرا برخی جنبش های اصلاحی در مرحله اعتراض باقی ماندند و برخی دیگر به تولید نظریه و ساختار سیاسی رسیدند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند مطالعه تجربه های متفاوت جهان اسلام است و کتاب آیت الله اراکی دست کم یکی از این مسیرها را به صورت منسجم پیش روی خواننده می گذارد.
از همین منظر، این اثر برای مخاطب عمومی نیز قابل استفاده است؛ زیرا نام های «سیدجمال الدین اسدآبادی»، «شهید سیدمحمدباقر صدر» و «امام خمینی(ره)» را از حالت سه مدخل جداگانه خارج می کند و میان آنها یک روایت برقرار می سازد.
مخاطب در کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ابتدا با یک مسئله تاریخی روبه رو می شود، سپس با چهره هایی مواجه می شود که هر یک بخشی از پاسخ را دنبال کرده اند.
با وجود مزیت های این چارچوب، نگاه تحلیلی و تبیینی نیز بر کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» ضروری است.
«نخست آنکه «تاریخ بیداری» اسلامی گسترده تر از سه شخصیت است. اگر این مدل به عنوان «تمام تاریخ» تلقی شود، بسیاری از جریان ها و متفکران حذف خواهند شد. اما اگر به عنوان یک الگوی تحلیلی محدود خوانده شود، ظرفیت آن برای بحث بسیار بیشتر است.»(4)
دوم؛ میان سه مرحله کتاب مرزهای به شکل کامل و قطعی وجود ندارد. ««سیدجمال الدین اسدآبادی» نیز درباره سیاست و حکومت سخن گفته است؛ «شهید سیدمحمدباقرصدر» نیز تنها نظریه پرداز نبود و فعالیت اجتماعی و سیاسی داشت؛ «امام خمینی(ره)» نیز پیش از پیروزی انقلاب، سال ها در عرصه تولید نظریه و تربیت فکری نیروها فعالیت کرد. بنابراین، بهتر است این سه مرحله را هم پوشان و تدریجی دانست، نه سه دوره تام و تمام منفصل.»(5)
سوم؛ «برای مقایسه دقیق تر، می توان پرسید که نسبت این سه متفکر با مفاهیمی چون مردم، آزادی، عدالت، قانون، رهبری، دولت و امت چگونه بوده است.»(6) چنین مقایسه ای می تواند کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» را به نقطه آغاز پژوهش های گسترده تر درباره تحول اندیشه سیاسی اسلامی تبدیل کند.
با این همه، همین پرسش ها از ارزش کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» کم نمی کند؛ بلکه نشان می دهد چارچوب پیشنهادی آن به ویژه با دقت قلم و نوعنگاه پژوهش محور و مستند آیت الله اراکی قابلیت ایجاد گفت وگو دارد.
شاید مهم ترین ویژگی کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» این باشد که تاریخ را در نقطه پیروزی یک انقلاب متوقف نمی کند. اگر بیداری را یک فرایند بدانیم، تشکیل حکومت پایان پرسش ها نیست؛ آغاز مجموعه ای تازه از پرسش هاست.
جامعه ای که بیدار شده، باید بیندیشد؛ جامعه ای که اندیشیده، باید بتواند برای مسائل خود راه حل تولید کند و جامعه ای که وارد مرحله حکومت شده است، باید نشان دهد چگونه ارزش ها را به قانون، نهاد، سیاست عمومی و شیوه اداره جامعه تبدیل می کند. اینجا است که فاصله میان «آرمان» و «حکمرانی» اهمیت پیدا می کند.
از این منظر، سه مرحله ای که کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» پیشنهاد می کند، می تواند در قالبی تحلیلی-تبیینی چنین بازخوانی شود:
الف) «سیدجمال الدین اسدآبادی»؛ پرسش بیداری را به میان امت برد.
ب) «شهید سیدمحمدباقر صدر» تلاش کرد برای این بیداری زبان نظری بسازد.
ج) «امام خمینی(ره)» آن را وارد عرصه انقلاب و تأسیس نظام سیاسی کرد.
البته این خط سیر، پایان تاریخ نیست. حتی در چارچوب همین نگاه، مرحله پس از تشکیل حکومت نیز نیازمند مطالعه مستقل است؛ مرحله ای که در آن عدالت، کارآمدی، قانون، مشارکت مردم، استقلال، اخلاق سیاسی و نسبت نهاد دین و دولت به آزمون گذاشته می شوند.
اگر روایت «بیداری اسلامی» را از «سیدجمال الدین اسدآبادی» آغاز کنیم و از مسیر «شهید سیدمحمدباقر صدر» به «حضرت امام خمینی(ره)» برسیم، نباید تصور کنیم که داستان در نقطه تشکیل حکومت به پایان می رسد. شاید برعکس، آنجا که یک اندیشه از مرحله بیدارگری و نظریه پردازی عبور می کند و وارد عرصه حکومت می شود، دشوارترین فصل آن آغاز خواهد شد؛ زیرا از این مرحله به بعد، اندیشه دیگر تنها با میزان اقناع مخاطب سنجیده نمی شود، بلکه باید بتواند در برابر واقعیت های پیچیده جامعه پاسخ گو باشد.
این نکته، یکی از مهم ترین امکان های خوانش کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» است. سه گانه «سیدجمال»، «شهید صدر» و «امام خمینی(ره)» را می توان سه مرحله از یک مسیر دانست؛ اما این مسیر در حکومت متوقف نمی شود. بیداری اگر به مسئولیت اجتماعی منجر شود، پس از آن با پرسش هایی تازه روبه رو خواهد شد:
1) چگونه می توان عدالت را در ساختارهای واقعی جامعه محقق کرد؟
2) چگونه می توان میان آرمان و مصلحت عمومی نسبت برقرار کرد؟
3) چگونه می توان استقلال را با پیشرفت، آزادی را با مسئولیت و ارزش های دینی را با نیازهای متغیر جامعه جمع کرد؟
از این منظر، اهمیت کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» تنها در بازخوانی گذشته نیست؛ بلکه در آن است که مخاطب را به فهم رابطه میان «ایده» و «واقعیت» فرامی خواند. «سیدجمال الدین اسدآبادی» نشان داد که نخستین گام تحول، شکستن دیوار غفلت است؛ «شهید سیدمحمدباقر صدر» یادآور شد که بیداری بدون پشتوانه نظری و توانایی پاسخ گویی به مسائل انسان و جامعه، در برابر مکاتب رقیب آسیب پذیر خواهد بود؛ و بنیانگذار کبیرانقلاب اسلامی ایران، حضرت «امام خمینی(ره)» نشان داد که اندیشه سیاسی هنگامی وارد مرحله ای متفاوت می شود که بتواند نیروی اجتماعی ایجاد کند و در قالب نهادهای سیاسی و حقوقی به آزمون گذاشته شود.
با این حال، میان این سه شخصیت بزرگ و جریان ساز، تفاوت های مهمی از بُعد اندیشگی و تاریخی وجود دارد و از آن مهمتر نیز باید اذعان داشت که «بیداری اسلامی» نیز به این سه نام محدود نمی شود. شاید یکی از اصلی ترین و بزرگترین نام هایی که «بیداری اسلامی» را به جنبشی فرامنطقه ای از جهان اسلام به تمام عالم منتقد ساخت، رهبر فرزانه، حکیم و شهید ایران حضرت آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه ای باشد که جریان های اصلاحی و فکری فراوانی در جهان اسلام و در ادامه در جهان غرب با اتکا به بینش، نگرش، روش و گویش «آقای شهید ایران» شکل گرفته اند که هر یک بخشی از این تاریخ را ساخته اند.
با اتکا به تمامی این گفته ها، نکته ها و تحلیلی ها می توان گفت ارزش خوانش کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» به قلم «آیت الله محسن اراکی» بیش از آنکه در ارائه یک روایت نهایی از «تاریخ بیداری اسلامی» باشد، در پیشنهاد یک نقشه برای فهم یک فرایند است؛ نقشه ای که می توان درباره آن بحث کرد، آن را با روایت های دیگر سنجید و حتی نقاط ضعف و قوتش را به آزمون پژوهش سپرد.
شاید در نهایت، مهم ترین پرسش کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» نه درباره گذشته، بلکه درباره نسبت گذشته و آینده باشد. «بیداری اسلامی» اگر تنها و تنها خاطره ای تاریخی از مبارزات پیشینیان باقی بماند، به فصل بسته ای در کتاب های تاریخ تبدیل خواهد شد؛ اما اگر به معنای آگاهی، تولید اندیشه، مسئولیت اجتماعی و تلاش برای ساختن جامعه ای عادلانه فهم شود، همچنان مسئله ای زنده باقی می ماند.
از همین منظر، کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» را می توان دعوتی به بازخوانی یک مسیر دانست؛ مسیری که از پرسش آغاز می شود، با اندیشه عمق می یابد و در میدان عمل به آزمون گذاشته می شود. شاید راز ماندگاری چنین بحثی نیز همین باشد: بیداری نقطه ای در تاریخ نیست؛ مسئولیتی است که هر نسل باید نسبت خود را با آن دوباره تعریف کند.
برای ایکنا شاید همین ویژگی مهم ترین دلیل توجه به چنین اثری باشد؛ کتابی که می تواند بهانه ای برای بازخوانی میراث سه نسل از اندیشه اسلامی و طرح دوباره پرسش هایی باشد که همچنان در برابر جهان اسلام قرار دارند: نسبت ایمان و جامعه چیست؟ اندیشه دینی چگونه به مسئله عمومی پاسخ می دهد؟ و چگونه می توان میان بیداری فکری، مسئولیت اجتماعی و اداره جامعه پیوند برقرار کرد؟
منابع و مستندات مورد استفاده:
1) پایگاه رسمی آیت الله محسن اراکی؛ بخش کتابخانه و معرفی آثار.
2) منابع معرفی کتاب «دوره ها و پیشگامان بیداری اسلامی معاصر» و اطلاعات کتاب شناختی آن.
3) منابع تاریخی و پژوهشی درباره سیدجمال الدین اسدآبادی و «العروة الوثقی».
4) آثار و منابع مربوط به اندیشه شهید سیدمحمدباقر صدر، به ویژه «فلسفتنا»، «اقتصادنا» و «الاسلام یقود الحیاة».
5) مجموعه آثار و اسناد امام خمینی(ره)، به ویژه «ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی» و اسناد مربوط به نظریه حکومت اسلامی.
6) منابع پژوهشی درباره تاریخ بیداری اسلامی معاصر و تحولات اصلاحی جهان اسلام.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}