معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم کبری راستگو، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم ولادت امام حسن عسکری(ع) را می توان صرفاً یک مناسبت تقویمی دانست، روزی در ربیع الثانی سال 232 هجری که در آن فرزندی از خاندان پیامبر(ص) چشم به جهان گشود، اما اگر تاریخ کمی عمیق تر خوانده شود، این ولادت در واقع آغاز زندگی امامی است که امامت او در یکی از پیچیده ترین و امنیتی ترین دوره های تاریخ تشیع قرار گرفت؛ دوره ای که در آن مسئله «امام» دیگر فقط مسئله یک جامعه دینی نبود، بلکه برای دستگاه خلافت عباسی به مسأله ای سیاسی و حتی امن
به قلم کبری راستگو، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
ولادت امام حسن عسکری(ع) را می توان صرفاً یک مناسبت تقویمی دانست، روزی در ربیع الثانی سال 232 هجری که در آن فرزندی از خاندان پیامبر(ص) چشم به جهان گشود، اما اگر تاریخ کمی عمیق تر خوانده شود، این ولادت در واقع آغاز زندگی امامی است که امامت او در یکی از پیچیده ترین و امنیتی ترین دوره های تاریخ تشیع قرار گرفت؛ دوره ای که در آن مسئله «امام» دیگر فقط مسئله یک جامعه دینی نبود، بلکه برای دستگاه خلافت عباسی به مسأله ای سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شده بود، از همین جا شاید بتوان امام حسن عسکری(ع) را بهتر شناخت: امامی که بخش مهمی از رسالت او در شرایطی انجام شد که امکان ارتباط مستقیم با پیروانش روزبه روز محدودتر می شد.
امام حسن بن علی(ع)، مشهور به «حسن عسکری»، فرزند امام هادی(ع) و یازدهمین امام شیعیان است. منابع متقدم در اصل ولادت ایشان اتفاق نظر دارند، اما درباره تاریخ دقیق آن گزارش های متفاوتی ارائه کرده اند. شیخ مفید در «الإرشاد» ولادت امام را در مدینه و در سال 232 هجری گزارش می کند. «الکافی» نیز سال 232ق را ذکر کرده، اما در نسخه های آن درباره ماه ولادت اختلاف گزارش شده است، در مقابل طبرسی در إعلام الوری و شماری از منابع بعدی، ربیع الثانی را ذکر کرده اند و قول مشهور، روز هشتم ربیع الثانی است.
زندگی امام حسن عسکری(ع) را نمی توان جدا از زندگی پدر بزرگوارش، امام علی هادی(ع) فهم کرد. امام هادی(ع) در دوره خلافت عباسی و به ویژه از زمان متوکل، تحت فشار شدید سیاسی قرار داشت و سرانجام به سامرا منتقل شد؛ شهری که در اصل با ساختاری نظامی و برای استقرار سپاهیان عباسی شکل گرفته بود. امام حسن عسکری(ع) نیز همراه پدر به سامرا آمد و بخش عمده زندگی خود را در همین شهر گذراند و از همین جا لقب «عسکری» معنا پیدا می کند؛ لقبی که به ارتباط امام و پدرش با منطقه ای موسوم به «عسکر» در سامرا مربوط دانسته شده است.
این نکته از نظر تاریخی بسیار قابل تأمل است: امامی که بعدها باید یکی از مهم ترین مراحل تاریخ امامت را مدیریت کند، بخش مهمی از زندگی خود را در محیطی گذراند که اساساً محیط آزاد و عادی یک رهبر اجتماعی نبود. سامرا برای امام، تنها محل زندگی نبود، بلکه شهری بود که حضور سیاسی و اجتماعی امام در آن زیر نظر حکومت قرار داشت.
امام حسن عسکری(ع) در سال 254 هجری و پس از شهادت امام هادی(ع)، مسئولیت امامت را بر عهده گرفت. دوران امامت ایشان تنها حدود 6 سال بود، اما همین دوره کوتاه از نظر تاریخی اهمیت فوق العاده ای دارد. ایشان در زمان سه خلیفه عباسی معتز، مهتدی و معتمد زندگی کرد. در این دوره، امام نه امکان تشکیل یک حرکت اجتماعی آشکار داشت و نه می توانست مانند برخی از امامان پیشین، آزادانه با شیعیان و دانشمندان ارتباط برقرار کند، با این حال، محدودیت سیاسی به معنای تعطیلی فعالیت علمی و دینی امام نبود.
اتفاقاً یکی از نکات مهم درباره زندگی امام عسکری(ع) همین جاست: هرچه ارتباط مستقیم دشوارتر شد، شیوه ارتباط امام با جامعه شیعه سازمان یافته تر گردید.
یکی از مهم ترین ابعاد زندگی امام حسن عسکری(ع)، توسعه و سامان یافتن ارتباط با شیعیان از طریق «وکلا» بود. امام نمی توانست همه پیروان خود را مستقیماً بپذیرد. شیعیان نیز در شهرهای مختلف پراکنده بودند؛ از بغداد و مدائن گرفته تا قم و نیشابور و دیگر مناطق. در چنین شرایطی، شبکه ای از افراد مورد اعتماد، رابط میان امام و جامعه شیعه بودند.
شیخ طوسی در «الغیبة» از شماری از وکلای امام حسن عسکری(ع) یاد می کند و نمونه هایی از نامه ها و توقیعات امام را گزارش می دهد. از جمله درباره ابوعلی بن راشد، امام او را به عنوان نماینده خویش در مناطق بغداد، مدائن و نواحی پیرامون آن معرفی می کند و اطاعت از او را در چارچوب نمایندگی امام قرار می دهد که این گزارش ها یک واقعیت مهم تاریخی را نشان می دهد: امام عسکری(ع) صرفاً در برابر فشار سیاسی منفعل نبود، بلکه شیوه ای متناسب با شرایط جدید برای استمرار ارتباط با جامعه شیعه ایجاد و تقویت کرد.
در واقع وقتی دیدار مستقیم دشوار شد، نظام ارتباط اهمیت بیشتری پیدا کرد و شاید بتوان گفت یکی از مهم ترین میراث های مدیریتی دوران امام عسکری(ع)، همین تجربه بود؛ تجربه ای که جامعه شیعه را برای دوره ای آماده کرد که در آن دسترسی مستقیم به امام دیگر امکان پذیر نبود. این مسئله ما را به یکی از حساس ترین ابعاد تاریخ امام حسن عسکری(ع) می رساند. در دوران پیش از امام حسن عسکری(ع) جامعه شیعه با امامی مواجه بود که گرچه ممکن بود تحت فشار قرار داشته باشد، اما اصل حضور او برای شیعیان محسوس و قابل دسترس بود و در عصر امام عسکری(ع) این وضعیت به شکل جدی تری تغییر کرد و توقیعات، مکاتبات، وکلا و نمایندگان، بخشی از ساختار ارتباطی جامعه شیعه شدند.
در منابع تاریخی حتی درباره عثمان بن سعید عمری که بعدها به عنوان نخستین نایب خاص امام مهدی(عج) در دوره غیبت صغری شناخته شد، آمده است که پیش از آن از اصحاب و وکلای امام حسن عسکری(ع) بوده است، بنابراین، اگر دوران امام عسکری(ع) فقط با فضائل اخلاقی یا داستان های کرامات معرفی شود، بخشی از اهمیت تاریخی این دوره از دست می رود.
یکی از پرسش های مهم تر این است که امام چگونه جامعه ای را تربیت کرد که بتواند در شرایط فقدان ارتباط عادی و مستقیم، پیوند خود را با رهبری دینی حفظ کند؟ پاسخ این پرسش، ما را به اهمیت تاریخی نظام وکالت می رساند.
در گزارش های تاریخی، شخصیت امام حسن عسکری(ع) با دانش، وقار، عبادت، سخاوت و جایگاه اجتماعی برجسته توصیف شده است، حتی برخی گزارش های تاریخی از شخصیت های غیرشیعی جایگاه او را در میان علویان و مردم سامرا برجسته دانسته اند. یکی از گزارش های مشهور، سخن احمد بن عبیدالله بن خاقان، وزیر معتمد عباسی است؛ شخصیتی که در دستگاه عباسی حضور داشت و با این حال درباره امام حسن عسکری(ع) از جایگاه برجسته او در میان علویان و از ویژگی هایی همچون وقار، عفاف، بزرگواری و منزلت اجتماعی سخن گفته است.
این نکته مهم است، زیرا اعتبار اجتماعی امام صرفاً در میان پیروانش محدود نبود. او در شهری زندگی می کرد که دستگاه خلافت به شدت او را زیر نظر داشت، اما همین دستگاه نتوانست شخصیت علمی و اخلاقی او را از چشم جامعه پنهان کند.
شاید بتوان از این زاویه، معنای ولادت امام حسن عسکری(ع) را متفاوت تر فهمید. در نگاه نخست، انسان با ولادت یک شخصیت بزرگ دینی روبه رو است، اما در سطح عمیق تر، این ولادت در آغاز دوره ای اتفاق افتاد که تاریخ تشیع به تدریج به سمت یکی از بزرگ ترین تحولات خود حرکت می کرد. امام حسن عسکری(ع) آخرین امامی بود که شیعیان امکان ارتباط مستقیم با او را داشتند و پس از او مسئله غیبت امام مهدی(عج) در تاریخ تشیع وارد مرحله ای تازه شد.
از این منظر، زندگی امام عسکری(ع) را می توان حلقه ای میان دو دوره دانست: دوره حضور آشکار امام و دوره ارتباط غیرمستقیم جامعه شیعه با امام غایب و به همین دلیل، شناخت امام حسن عسکری(ع) بدون شناخت شرایط ارتباطی و اجتماعی عصر او ناقص خواهد بود.
امام حسن عسکری(ع) تنها 6 سال عهده دار امامت بود، اما میراث او را نمی توان با طول مدت امامت سنجید.ایشان در شرایطی که حکومت تلاش می کرد ارتباط امام با جامعه را محدود کند، توانست شبکه ارتباطی شیعیان را حفظ کندو در شرایطی که دیدار مستقیم دشوار بود، مکاتبات و توقیعات را به ابزار ارتباطی تبدیل کرد، همچنین در شرایطی که جامعه شیعه در آستانه ورود به عصر غیبت قرار داشت، زمینه ذهنی و اجتماعی لازم را برای چنین تحولی فراهم کرد. از این منظر، یکی از زیباترین درس های زندگی امام عسکری(ع) این است که محدودیت همیشه به معنای پایان رسالت نیست و گاهی محدودیت، انسان را وادار می کند شیوه ای تازه برای ادامه رسالت پیدا کند.
امام عسکری(ع) در روزگاری زندگی کرد که حضورش زیر نظر بود، اما اندیشه اش محصور نبود، ارتباطش محدود بود، اما پیامش متوقف نشد و عمر امامتش کوتاه بود، اما تأثیر تاریخی آن عمیق و ماندگار شد و شاید به همین دلیل است که ولادت او را نباید تنها به عنوان یک روز خجسته در تقویم دید. ولادت امام حسن عسکری(ع) ولادت امامی است که در یکی از سخت ترین مقاطع تاریخ نشان داد می توان در محاصره بود، اما محصور نشد، می توان ارتباط مستقیم نداشت، اما جامعه را رها نکرد و می توان در سکوت ظاهری، یکی از مهم ترین فصل های آینده تاریخ را رقم زد.
درود خدا بر آن امام مظلوم، بر آن امامی که در سامرا زیست، در محاصره دیده شد، اما اندیشه اش از دیوارهای سامرا فراتر رفت و بر آن امامی که زندگی کوتاهش، پلی شد میان عصر حضور و آغاز عصر غیبت و روز میلادش مبارک...
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}