معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
امیرحسین جوانی کارگردان نمایش «در انتظار گودو» معتقد است دیگر یک دوره اجرای 30 شبه پاسخگو نیازهای اقتصادی گروه های تولید کننده آثار نمایشی نیست و آثار باید به سمت تعداد اجراهای بیشتر بروند.

امیرحسین جوانی کارگردان نمایش «در انتظار گودو» که به تازگی دور جدید اجرای نمایش خود را در مجموعه تئاتر لبخند به پایان رسانده است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره دلایل حضور طولانی مدت این نمایش روی صحنه در شهرهای مختلف و سالن های مختلف توضیح داد: معتقدم شیوه کلاسیک اجرا رفتن در تئاتر ایران که نمایش ها 30 روز روی صحنه بودند یا مثلاً در یک ماه 26 اجرا داشتند، با توجه به شرایط فعلی اقتصادی و هزینه های بسیار بالای تولید یک اثر و همچنین ماه ها تمرین گروه، دیگر پاسخگوی شرایط موجود نیست. اگر قرار باشد گروهی با صرف هزینه و زمان زیاد نمایشی باکیفیت را روی صحنه ببرد، شکل جدیدی که در حال باب شدن است، یعنی اجرای نمایش در چند دوره و سالن های مختلف، به خصوص سالن های خصوصی، می تواند شیوه بهتری برای بهره مندی گروه از سودآوری مالی باشد.
وی افزود: در سال های اخیر اجرای آثار در شهرستان ها نیز مسیر تازه ای پیدا کرده است. بچه هایی که این راه را آغاز کرده اند، در واقع مسیر را برای دیگر گروه های تئاتری باز کرده اند و برای من بسیار خوشحال کننده است که این امکان ایجاد شده نمایش هایی که در تهران تولید می شوند، در شهرهای دیگر ایران نیز روی صحنه بروند. امیدوارم این چرخه ادامه دار باشد و گروه های تئاتری شهرهای مختلف هم بتوانند اجراهای خود را به تهران بیاورند. با توجه به تعداد سالن هایی که در تهران وجود دارد، این تبادل فرهنگی به نظرم اتفاق بسیار خوب و زیبایی است و می تواند پایه گذار آینده بهتری برای تئاتر باشد.
جوانی درباره استقبال مخاطبان از اجرای «در انتظار گودو» بیان کرد: بیش از آنکه بخواهیم دنبال دلایل مارکتینگی یا دلایل فنی و تبلیغاتی برای این استقبال بگردیم، باید به خود نمایشنامه و مفهومی که پشت آن قرار دارد برگردیم. فکر می کنم «در انتظار گودو» در شرایط فعلی جامعه ما نسبتی با تماشاگر برقرار کرده و مخاطب خودش را در دل این نمایش پیدا کرده است. ما در سال های بسیار سخت و تلخی قرار داریم؛ مسائل اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده ایم و جنگ را نیز پشت سر گذاشته ایم. به نظرم حال و هوایی شبیه به آن چیزی را تجربه می کنیم که نمایشنامه «در انتظار گودو» در دوران پس از جنگ جهانی دوم در اروپا با مخاطبان خود برقرار کرد و به همین دلیل مخاطب امروز ارتباطی با این نمایش برقرار می کند.
این کارگردان درباره نحوه مواجهه خود با متن بکت نیز عنوان کرد: من یک اعتقاد خیلی کوتاه درباره آثار بکت دارم و آن این است که بکت را باید بکتی اجرا کرد؛ یعنی نباید نمایشنامه و ساختار آن را خیلی دستکاری کرد. جهان این نمایشنامه آنقدر دقیق چیدمان و مهندسی شده است که اگر یک المان را جابه جا کنیم، ممکن است در جای دیگری به ساختمان اثر آسیب وارد شود. به نظر من با توجه به ساختمان دقیقی که بکت برای نمایشنامه هایش طراحی کرده است، باید این آثار را با کمترین تغییر و تا حد امکان مانند خود متن اجرا کرد چون متن بکت خیلی راه به اقتباس نمی دهد.
وی ادامه داد: در رویکردی که من در اجرای «در انتظار گودو» داشتم، تلاش کردم به توضیحات صحنه و پیشنهادهای خود بکت در یادداشت هایی که درباره نمایشنامه داشته است، بسیار دقت کنم و اثر را تا حد امکان به چیزی که در متن وجود دارد نزدیک نگه دارم. در تمام مسائل و پیشنهادهایی که بکت مطرح کرده است، تلاش کردم از جهان خود نمایشنامه فاصله نگیرم.
جوانی با اشاره به ظرفیت های تفسیری «در انتظار گودو» اظهار کرد: این نمایشنامه یکی از متون بسیار بحث برانگیز در تمام دوران حیات خود بوده است. آنقدر این متن پررمز و راز است که همیشه مخاطب را به چالش می کشد و ذهن او را درگیر می کند که نمایشنامه درباره چه چیزی صحبت می کند؛ گودو کیست، چرا استراگون و ولادیمیر در این برهوت گیر افتاده اند، چرا این برهوت و درخت را ترک نمی کنند و چرا دوباره فردا به انتظار می نشینند. جالب است که پس از کتاب مقدس بیشترین کتاب و تحلیل در مورد این نمایشنامه منتشر شده است.
وی افزود: به نظرم «در انتظار گودو» متنی پویا، زنده و فارغ از زمان و مکان است که در تمام دنیا اجرا شده و همچنان روی صحنه می رود. گروه های مختلف با رویکردها و اندیشه های متفاوت و حتی کارگردانان سینما نیز تلاش کرده اند این اثر را اجرا کنند. اگر پیشینه اجرای نمایش را بررسی کنیم، می بینیم که این متن همواره برای گروه های اجرایی و مخاطبان یک چالش بوده است؛ زیرا هنگام تماشای آن هیچ چیز به شکل مشخص به ما ارائه نمی شود و مدام ما را با پرسش های فلسفی و بنیادین مواجه می کند. نمایش باعث می شود درباره زندگی، مفهوم آن و چرایی زندگی با پرسش مواجه شویم و شاید همین ویژگی است که باعث شده در تئاتر ایران نیز طی 2 سالی که این متن را روی صحنه داشتیم، مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند.
این کارگردان درباره راهنمای خود برای کارگردانی نمایش نیز گفت: بهترین راهنما برای من در کارگردانی، خود نمایشنامه بود. معتقدم هر نمایشنامه ای اگر متعلق به نویسنده ای توانمند باشد، در دل خودش پرسش ها و پاسخ های لازم برای کارگردانی را دارد. اگر نمایشنامه را با دقت بخوانید، خودش به شما می گوید کدام صحنه می تواند با فرم کمدی اجرا شود، کدام صحنه فرم جدی تری دارد، کدام بخش ظرفیت نزدیک شدن به یک فرم مشخص را دارد و کدام صحنه دارای لحظه ای ایستا یا برعکس، بسیار پرتحرک است.
جوانی در پایان گفت: فکر می کنم بکت آنقدر نویسنده بزرگی است که هر گروه اجرایی در نهایت می تواند تنها قطره ای از این دریای بیکران را روی صحنه بیاورد و آن را بفهمد و به مخاطب ارائه کند. بزرگترین راهنمای من خود بکت و نقدها و تحلیل هایی بود که درباره این متن نوشته شده است. من به نسخه انگلیسی یادداشت های بکت نیز رجوع کردم، چون ترجمه دقیقی از آنها در اختیار نداشتم و در همان یادداشت ها کدهای جالبی پیدا کردم. برای مثال بکت در یادداشت های خود درباره طراحی لباس نوشته است که شلوار استراگون در واقع برای ولادیمیر است و کت ولادیمیر برای استراگون؛ به همین دلیل شلوار یکی از آنها تنگ و کت دیگری گشاد است. ما از همین نکته ظریف در طراحی لباس استفاده کردیم و با خانم شاهرخی، طراح لباس نمایش، تلاش کردیم به این نگاه بکت درباره شخصیت ها نزدیک شویم، چون به نظرم هیچ کس بهتر از نویسنده، اثر خودش را نمی شناسد.
نمایش «در انتظار گودو» به نویسندگی ساموئل بکت و کارگردانی امیرحسین جوانی دور جدید اجراهای خود را در تماشاخانه لبخند در 24 شهریور به پایان رساند.
حمید رحیمی، امیرمحمد رفیع خواه، احمدرضا خاکساری و علی محمودی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل دادند.
{{name}}
{{content}}