معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
در فرهنگ ما، زندگی با شعر آغاز و با شعر بدرقه می شود. کودک در گاهواره، لالایی می شنود و از همان آغاز به شعر انس می گیرد و پس از مرگ نیز، آرایه مزارش، شعری است که برایش می سرایند و چه بسا خود پیش از مرگ برای خویش شعری می سراید. این آمیختگی ما با شعر و تأثیری که شعر بر فرهنگ و روحیات و رفتار ما می گذارد، ضرورت پرداختن به آن و ضرورت پاسداری از حریم این عنصر اعجاز آفرین را بیشتر روشن می سازد.
در فرهنگ ما، زندگی با شعر آغاز و با شعر بدرقه می شود. کودک در گاهواره، لالایی می شنود و از همان آغاز به شعر انس می گیرد و پس از مرگ نیز، آرایه مزارش، شعری است که برایش می سرایند و چه بسا خود پیش از مرگ برای خویش شعری می سراید. این آمیختگی ما با شعر و تأثیری که شعر بر فرهنگ و روحیات و رفتار ما می گذارد، ضرورت پرداختن به آن و ضرورت پاسداری از حریم این عنصر اعجاز آفرین را بیشتر روشن می سازد.
زبان و ادبیات فارسی به عنوان دومین زبان جهان اسلام و زبان حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی، با هزاران آثار گران سنگ در زمینه های مختلف ادبی، عرفانی، فلسفی، کلامی، تاریخی، هنری و مذهبی همواره مورد توجه و اعتقاد ایرانیان و مردمان سرزمین های دور و نزدیک بوده است. علیرغم حوادث و رویدادهای پر تب و تاب و گاه ناخوشایند، باز هم این زبان شیرین و دلنشین در دورترین نقاط جهان امروزه حضور و نفوذ دارد.
خبرنگار ایکنا به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و تبیین جایگاه شعر و ادبیات در انتقال مفاهیم با غلامرضا فلاح، مسئول کانون شاعران آیینی استان قم گفت وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می خوانیم:
جایگاه ادبیات و شعر در انتقال، تأثیرگذاری و تثبیت مفاهیم انسانی، محدود به نگاه و دید فرد یا افرادی که در این حوزه فعالیت می کنند، نیست بلکه همچون خورشیدی است که پرتوهای حیات آفرین می تاباند و می تواند در این عرصه مؤثر باشد.
به بیان دیگر، ادبیات و شعر در مفاهیم والای انسانی ریشه دارند؛ چنان که از واژگان به روشنی دریافت می شود که ادبیات که جمع ادب است و شعر، ریشه در مفاهیم والای انسانی دارند. اگر این ریشه و پیوند نباشد، نه شعری هست و نه ادبیاتی.
البته واژه انسان نیز، هرچند در ظاهر یک واژه بیش نیست، در ساحت انسانیت مفاهیمی دارد که توضیح آن مجالی فراخ تر می طلبد تا مطلب به درستی پرورده و منتقل شود.
ادبیات و شعر، با زبان نغز و دلنشین خویش، توان آن را دارند که ژرف ترین، زیباترین، والاترین و گویاترین اندیشه های ارزشی را در شکل و محتوا به انسان منتقل کنند. شعر با ظرافت و قدرتی که دارد می تواند اعجاز کند تا آنجا که گاه یک بیت، مسیر زندگی انسانی را دگرگون می سازد.
نمونه ای از این اعجاز، بیت سعدی است:
«تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت»
و بیتی از صائب تبریزی:
«چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست
می درد، چون مغز کامل شد، گریبان زیر پوست
و شهریار ادب در مطلع غزلی می سراید:
شب ها به کنج خلوتم آواز می دهند
کای خفته گنج خلوتیان باز می دهند»
محمدعلی مجاهدی نیز در بیتی از شعری که در محضر رهبر ادب دوست و شهیدمان ارائه می دهد، می گوید:
«شعر، این گستره عرشی رازآلوده
آسمانی است که جبریل خودش را دارد»
اگر بخواهیم شاهدمثال بیاوریم، در ادبیات ما که اقیانوسی از معرفت انسانی را دربرمی گیرد، گوهرهای ارزشمندی نهفته است که هریک، برای انتقال مفاهیم انسانی، خود دریایی عمیق و ژرف در اندیشه انسان تداعی می کند.
تاثیر هوش مصنوعی در ادبیات را نمی توان نادیده گرفت. هر کسی که اهل تحقیق، پژوهش و نگارش باشد و از هوش مصنوعی کمک بگیرد، درمی یابد که این پدیده تا چه اندازه می تواند در هدایت فکر شاعر، نویسنده یا نگارنده یاری گر باشد.
همان گونه که این پدیده به صنایع مختلف هوشمندی بخشیده و در بسیاری از وسایل موردنیاز جامعه به کار گرفته و به بهترین شکل از آن بهره برداری می شود، در ادبیات نیز می توان از هوش مصنوعی بهره مند شد. ناگفته نماند که هوش مصنوعی می تواند مکمل افکار یک ادیب باشد و بر مبنای واژه هایی که دریافت می کند، پردازش و تولید محتوا کند.
هوش مصنوعی در آینده ادبیات به طور قطع تأثیر بسیاری خواهد داشت؛ البته به شرط آنکه از این پدیده به درستی استفاده شود و ابعاد آن موردتوجه قرار بگیرد.
اگر هوش مصنوعی به صورت صحیح و درست به کار گرفته شود، می تواند میراث فرهنگی و ادبی ما را با سلیقه ها و ذائقه های ادبی مختلف به جامعه امروزی و نسل های آینده معرفی کند و در انتقال فرهنگ فارسی و اندیشه های زلال دانشمندان و ادیبان ایران زمین به دیگر ملل جهان نقشی موثر ایفا کند.
پدیده ای را که به هوش مصنوعی می شناسیم، به سرعت رشد می کند و معلوم نیست که در آینده به کجا برسد، شاید روزی بیاید که افکار و اندیشه های امروز جامعه ادبی ما را به عنوان مبنا بگیرد و با پردازشی که روی آنها انجام می دهد، زیبایی و دلپذیری صدچندان به آنها ببخشد.
گاهی یک اثر ادبی در قالبی خلق می شود که ارزش های انسانی، اخلاقی و دینی در آن پررنگ، جذاب و شاخص است و گاهی اثری در ظاهر در قالب دیگری که نامش را طنز می گذارند، ارائه می شود اما مفهوم آن ضداخلاقی است. البته باید توجه داشت که طنز سالم در جامعه ما جایگاهی ویژه دارد؛ تا آنجا که قائد شهید و عزیزمان در دیدار با شاعران آیینی از خوانش آثار طنزگونه استقبال می کردند زیرا در آن آثار، آرایه های ادبی و زیبایی های کلامی موج می زد و محتوایی اجتماعی، اخلاقی، دینی و سیاسی به نوعی هشداردهنده و تذکرآمیز داشت.
حال، اثری که مفهومی انسانی را منتقل می کند باید بازتاب آن با اخلاق فاضله مغایر نباشد و با شنیدن یا خواندنش، تأثیری شایسته در مخاطب ایجاد کند. در یک جمله می توان گفت آثاری نیز دیده می شود که مفهومی ظاهراً انسانی دارند اما با دقت در آن ها روشن می شود که پیامشان با اخلاق انسانی جامعه در تضاد است. گاهی نیز اثری ادبی با اخلاق در تضاد نیست اما سطحی، شعاری و تهی از ارزش مفهومی است؛ چنین اثری ذائقه و عزت نفس مخاطب را نادیده می گیرد و تأثیر لازم را بر جای نمی گذارد.
در طول 50 سال دوران انقلاب، آثار ادبی، اشعار آیینی و ادبیات، آثاری خلق شده و به قله هایی رسیده است که باید به آن مباهات کرد. امیدوارم پویایی ادبیات ما روزافزون باشد و ادیبان کشورمان مورد تأییدات الهی قرار گیرند. قائد شهید و عزیزمان، آقای ادب دوست ایران نقش بسزایی در رشد، تعالی و بالندگی ادبیات ایران داشتند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}