استقلال در اندیشه رهبر شهید؛ نفی سلطه، نه انزوای ایران

استقلال یکی از ارکان اساسی نظام جمهوری اسلامی و از مفاهیم محوری در اندیشه رهبر شهید انقلاب است؛ مفهومی که صرفاً به معنای قطع ارتباط با جهان و انزواطلبی نیست، بلکه بر حق تعیین سرنوشت و تصمیم گیری مستقل کشور در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی تأکید دارد. در این نگاه، استقلال ملی با عزت، اقتدار و توانمندی کشور و نقش آفرینی مردم، نخبگان و جوانان پیوندی ناگسستنی دارد.

استقلال یکی از ارکان اساسی نظام جمهوری اسلامی و از مفاهیم محوری در اندیشه رهبر شهید انقلاب است؛ مفهومی که صرفاً به معنای قطع ارتباط با جهان و انزواطلبی نیست، بلکه بر حق تعیین سرنوشت و تصمیم گیری مستقل کشور در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی تأکید دارد. در این نگاه، استقلال ملی با عزت، اقتدار و توانمندی کشور و نقش آفرینی مردم، نخبگان و جوانان پیوندی ناگسستنی دارد. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران با فشارها و تهدیدهای خارجی مواجه است، بازخوانی این مفهوم و الزامات صیانت از آن اهمیت ویژه ای دارد. 

از این رو، ایکنا در گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی، پژوهشگر نهج البلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه، ابعاد استقلال در اندیشه رهبر شهید انقلاب و نسبت آن با مقاومت، اقتدار ملی و شرایط امروز کشور را بررسی کرده است که در ادامه بخش نخست آن را می خوانیم:

ایکنا ـ استقلال در اندیشه رهبر شهید انقلاب چه تعریفی دارد و مهم ترین شاخصه های سنجش استقلال ملی چیست؟

بحث استقلال ریشه قرآنی و وحیانی دارد؛ استقلالی که امامین انقلاب؛ امام خمینی (ره) و امام شهید مطرح کرده اند، برگرفته از قرآن کریم و آموزه های وحیانی است. قرآن کریم استقلال را به عنوان موضوعی که با سعادت دنیا و آخرت انسان ها ارتباط دارد، مورد توجه قرار داده است. یکی از آیات بسیار صریح در این زمینه، آیه 141 سوره نساء است که خداوند متعال می فرماید: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبیلًا» یعنی خداوند هرگز برای کافران راهی برای سلطه بر مؤمنان قرار نداده است. واژه «لن» در زبان عربی برای نفی مؤکد و استمرار به کار می رود و بر نفی همیشگی دلالت دارد. بنابراین، خداوند هر نوع سلطه و تسلط کفار بر مؤمنان و مسلمانان را نفی کرده است.

این سلطه می تواند در عرصه های مختلف باشد؛ چه سلطه علمی، چه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اعتقادی. در واقع، قرآن کریم اصل «نفی سبیل» را مطرح کرده و بر این اساس، هیچ گونه حاکمیت، برتری و تسلطی از سوی کفار بر مؤمنان نباید پذیرفته شود. این آیه وظیفه ما و همچنین وظیفه رهبران دینی را در هر دوره و زمانی مشخص می کند.

ایکنا ـ آیا در قرآن کریم برای پرهیز از وابستگی و پذیرش سلطه بیگانگان، شاخص های دیگری نیز مطرح شده است؟

در آیه 64 سوره آل عمران، خداوند متعال می فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَاب تَعَالَوْا إِلَی کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بأَنَّا مُسْلِمُونَ». در این آیه نیز خداوند تأکید می کند که انسان ها نباید یکدیگر را به جای خداوند، ارباب و صاحب اختیار خود قرار دهند. بنابراین، از منظر قرآن، انسان مؤمن نباید حاکمیت و ولایت بیگانه را بر سرنوشت خود بپذیرد.

در آیه 118از سوره آل عمران نیز خداوند می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بطَانَةً مِنْ دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالً». خداوند در این آیه می فرماید مؤمنان نباید بیگانگان را محرم اسرار خود قرار دهند؛ کسانی که خیرخواه شما نیستند و درصدد آسیب زدن به شما هستند. تعبیر «بطَانَة» در این آیه، به معنای افراد بسیار نزدیک و محرم اسرار است و نشان می دهد که مسئله استقلال حتی در سطح حفظ اسرار و اطلاعات جامعه و کشور نیز مورد توجه قرآن قرار گرفته است.

بنابراین، قرآن کریم تأکید می کند که نباید سرنوشت خود را به دست بیگانگان بسپاریم. اگر جامعه ای تحت سیطره علمی، سیاسی، اقتصادی یا اعتقادی بیگانگان قرار گیرد، در حقیقت از مسیر استقلال فاصله گرفته و به نوعی به دوران کفر و جاهلیت بازگشته است.

ایکنا ـ با توجه به این مبانی قرآنی، رهبر شهید انقلاب، استقلال را چگونه در منظومه فکری خود تبیین کرده اند؟ آیا این مفهوم به معنای قطع رابطه با جهان و انزواطلبی است؟

اگر به فرمایشات رهبر شهید انقلاب، حتی سخنان ایشان پیش از انقلاب، مراجعه و یک بررسی اجمالی داشته باشیم، مشخص می شود که دیدگاه ایشان درباره استقلال برگرفته از همین مبانی قرآنی است. ایشان در تبیین استقلال، بر بسیاری از سرفصل هایی که امام عزیزمان، رضوان الله تعالی علیه، مطرح کرده بودند، تأکید داشتند.

نکته مهم این است که وقتی از استقلال ملی سخن می گوییم، باید روی واژه «ملی» توجه داشته باشیم. استقلال ملی به معنای قطع رابطه با محیط پیرامون و دنیا نیست؛ بلکه مسئله اصلی این است که یک ملت در عین ارتباط و تعامل با جهان، اختیار تصمیم گیری و تعیین سرنوشت خود را حفظ کند و اجازه ندهد قدرت های بیگانه بر اراده و مسیر حرکت آن مسلط شوند.

ایکنا ـ برخی استقلال را به معنای منزوی شدن و قطع ارتباط با جهان تعبیر می کنند. مرز میان استقلال و انزواطلبی از منظر رهبر شهید انقلاب کجاست؟

نباید در این زمینه مغالطه کرد و گفت وقتی از استقلال صحبت می کنیم، یعنی خودمان را منزوی کرده ایم و دیگر نباید با دنیا ارتباط داشته باشیم. استقلال به معنای عدم ارتباط یا استفاده نکردن از علم و امکانات دیگران نیست. مسئله این است که ملت ایران روی پای خودش بایستد؛ یعنی به این و آن تکیه نکند، خودش تشخیص بدهد، خودش تصمیم بگیرد و خودش عمل کند. این دقیقاً همان چیزی است که قرآن کریم بر آن تأکید دارد.

بنابراین، اگر قرار است در کشور درباره اصلاحات اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی، صنعتی، کشاورزی و سایر حوزه ها تصمیم گیری شود، نباید منتظر باشیم ببینیم یک ابرقدرت، مثلاً آمریکا، چراغ سبز نشان می دهد یا نه. این که برای تصمیمات اساسی کشور منتظر باشیم ببینیم دیگران چه نسخه ای برای ما پیچیده اند، با معنای استقلال ملی سازگار نیست.

برای نمونه، در برخی حوزه ها ممکن است نسخه هایی تحت عنوان اصلاحات اقتصادی یا کشاورزی برای کشور تجویز شود، اما باید دید این نسخه ها واقعاً با شرایط، منافع و آینده ملت ایران تناسب دارد یا خیر. نمی توان صرف اینکه بانک جهانی یا یک نهاد خارجی از اجرای یک سیاست حمایت می کند، آن را الزاماً مناسب کشور دانست. اگر سیاستی در نهایت حریت، استقلال و آینده کشور را تحت تأثیر قرار دهد، باید در آن تجدیدنظر کرد.

در برخی سیاست های کشاورزی و اقتصادی نیز شاهد بوده ایم که الگوهایی از بیرون مطرح شده که با نیازها و شرایط واقعی کشور تناسب نداشته است. برای مثال، در بحث کشاورزی و محصولات تراریخته، باید با دقت بررسی کرد که آیا چنین سیاست هایی در بلندمدت به استقلال و امنیت غذایی کشور کمک می کند یا وابستگی ایجاد خواهد کرد. هدف ما باید این باشد که در حوزه های مختلف به توانمندی و خودکفایی برسیم.

ایکنا ـ بنابراین، آیا خودکفایی را می توان یکی از ارکان استقلال ملی دانست؟

بله؛ بخش دیگری از استقلال، خودکفایی است. خودکفایی فقط در یک حوزه خاص معنا ندارد، بلکه باید در زمینه های علمی، اقتصادی، نرم افزاری، تولید علم و بسیاری از عرصه های دیگر دنبال شود.

اگر یک کشور از نظر علمی وابسته باشد، اگر برای فناوری های اساسی خود نیازمند دیگران باشد یا اگر اقتصادش به گونه ای باشد که بدون اجازه و همراهی قدرت های خارجی نتواند مسیر خود را ادامه دهد، چنین کشوری از استقلال واقعی برخوردار نیست. بنابراین، استقلال ملی زمانی معنا پیدا می کند که کشور بتواند ظرفیت های درونی خود را فعال و در عرصه های مختلف روی پای خود بایستد.

رهبر شهید انقلاب نیز بر همین مسئله تأکید داشتند و در همین چارچوب، مقاومت را یکی از اساس و بنیادهای استقلال می دانستند.

ایکنا ـ مقاومت چه نسبتی با استقلال ملی دارد و چرا آن را می توان یکی از جلوه های عملی استقلال دانست؟

مقاومت یعنی انسان در برابر اراده قدرت های بزرگ سر خم نکند. اگر چیزی را بر اساس تشخیص و اعتقاد خود لازم می داند یا چیزی را ممنوع می داند، باید بر مبنای اعتقاد و تشخیص خودش عمل کند، نه بر اساس خواست و اعتقاد قدرت های بزرگ.

برای مثال، امروز اگر تشخیص می دهیم که در مسئله امنیت منطقه، به ویژه در حوزه خلیج فارس و غرب آسیا، باید به یک سازوکار یا پیمان دفاعی و امنیتی با کشورهای منطقه برسیم، نباید نگاه کنیم که آیا آمریکا اجازه می دهد یا نه. نباید منتظر باشیم که آمریکا بگوید چه کسی در این قرارداد باشد یا چه کسی نباشد. این نگاه با استقلال و مقاومت سازگار نیست.

ما باید آنچه را مصلحت خودمان، ملت مان، تاریخ مان، حال و آینده کشور و نسل های آینده می دانیم، تشخیص دهیم، تصمیم بگیریم و پای تصمیم خود بایستیم. البته چنین تصمیمی هزینه دارد، اما استقلال بدون پرداخت هزینه و بدون ایستادگی در برابر فشارها به دست نمی آید.

مقاومت یعنی اینکه انسان در مقابل امر و نهی ها و زورگویی های قدرت های بزرگ سر خم نکند. این، یکی از اجزای استقلال ملی است. اگر بخواهیم کشور را به قله سربلندی و سعادت برسانیم، باید این مسیر را با تکیه بر توان و تشخیص خودمان طی کنیم، نه با چشم دوختن به اراده قدرت های بزرگ.

ایکنا ـ با توجه به اینکه به خودکفایی و نفی وابستگی اشاره کردید و مقاومت و ایستادگی را می توان جلوه عملی استقلال در اندیشه رهبر شهید انقلاب دانست، مهم ترین تهدیدها علیه استقلال ملی چیست و وابستگی در چه عرصه هایی می تواند استقلال کشور را به خطر بیندازد؟

یکی از مهم ترین تهدیدها، ترس از دشمن است. اینکه ما از دشمن خوف داشته باشیم و تصور کنیم که نمی توانیم در برابر او بایستیم، خودش بزرگ ترین شکست در بحث استقلال و حتی در بسیاری از عرصه های دیگر است. وقتی یک ملت باور کند که توانایی ایستادگی و حرکت مستقل را ندارد، عملاً زمینه وابستگی را برای خود فراهم کرده است.

تهدید دیگر، عدم توجه به دانش بومی و توسعه آن است. رهبر شهید انقلاب بر این موضوع تأکید ویژه ای داشتند که ما می توانیم و باید دانش را بومی کنیم. این مسئله امروز نیز در قالب فعالیت شرکت های دانش بنیان قابل مشاهده است. اکنون هزاران شرکت دانش بنیان در کشور فعالیت می کنند که بخشی از دستاوردهای آنها مبتنی بر دانش و توانمندی بومی است.

بخشی از این دستاوردها برای نخستین بار در ایران ایجاد شده و در واقع دانش بومی و ملی محسوب می شود. این توانمندی ها در بسیاری از موارد قابلیت رقابت با نمونه های خارجی و حتی برتری نسبت به برخی دستاوردهای مشابه در جهان را دارند.

رهبر شهید انقلاب صرفاً بر این مسئله تأکید نظری نداشتند، بلکه در مقام عمل، مسئولان را به توسعه علم و فناوری تشویق و ملزم می کردند. طرح موضوع نهضت نرم افزاری نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است و به اعتقاد من، این رویکرد موجب یک جهش علمی قابل توجه در کشور شد.

امروز شما ببینید که ایران در زمره کشورهای برتر علمی جهان قرار گرفته است و در بسیاری از حوزه های علمی و فناوری، دستاوردهای قابل توجهی به دست آورده ایم. این همان مسیری است که با تکیه بر ظرفیت های داخلی و توسعه دانش بومی می تواند استقلال کشور را تقویت کند.

ایکنا ـ آیا می توان گفت تجربه تاریخی ایران نیز ضرورت بی اعتمادی به وابستگی و تکیه بر بیگانگان را نشان داده است؟

بله. تاریخ چند هزار ساله ایران نشان می دهد که بیگانگان هیچ گاه برای اینکه ملت ایران را به قله سعادت برسانند، وارد این کشور نشده اند؛ بلکه در موارد مختلف، هدف آنها غارت ثروت ملی و بهره برداری از ظرفیت های ایران بوده است.

از دوره حمله رومیان و اسکندر مقدونی گرفته تا دوره های بعد و به ویژه در قرون اخیر، نمونه های متعددی از این مسئله وجود دارد. پرتغالی ها به ایران حمله کردند، انگلیسی ها سال ها در کشور حضور داشتند و منابع ایران را غارت کردند، روس ها نیز در دوره هایی چنین رویکردی داشتند و دیگر قدرت های خارجی نیز هر یک با اهداف و مطامع خود وارد ایران شدند.

حتی برخی اقداماتی که در ظاهر ممکن است به عنوان خدمت یا توسعه زیرساختی برای ایران معرفی شوند، در بسیاری از موارد با اهداف و منافع خود قدرت های خارجی ارتباط داشته اند. برای نمونه، در مورد احداث راه آهن نیز باید توجه داشت که مسیر آن الزاماً بر اساس نیازهای مردم ایران طراحی نشده بود، بلکه منافع نظامی و راهبردی قدرت های خارجی در آن نقش داشت.

اگر هدف، توسعه واقعی کشور و خدمت به مردم ایران بود، می توانست مسیر راه آهن از شهرهای بزرگ و مراکز مهم جمعیتی عبور کند؛ اما مسیری انتخاب شد که برای انتقال نیروهای نظامی و پشتیبانی و تأمین اهداف راهبردی آنها مناسب تر بود؛ از جمله دسترسی به مناطق آسیای میانه و دیگر مناطقی که در محاسبات نظامی و سیاسی آنان اهمیت داشت.

بنابراین، تجربه تاریخی به ما نشان می دهد که نباید تصور کنیم قدرت های بیگانه قرار است از سر دلسوزی، کشور ما را به پیشرفت و سعادت برسانند. استقلال یعنی خودمان ظرفیت های کشور را بشناسیم، تصمیم بگیریم و برای پیشرفت، بر توان و دانش خود تکیه کنیم.

ایکنا ـ با توجه به تأکید شما بر دانش بومی، توسعه علمی کشور چه نقشی در حفظ و تقویت استقلال ملی دارد؟

همین اخیراً و در همین سال و در جریان همین جنگ، دیدیم که جوانان ایرانی در المپیادهای مختلف، از جمله در حوزه کامپیوتر و هوش مصنوعی، توانستند رتبه های اول، دوم و سوم جهان را به دست آورند. در برخی رشته ها نیز کسانی که از مخترعان و مبدعان آن حوزه ها محسوب می شوند، از کشور ما هستند. این ظرفیت علمی نشان می دهد که ایران از توانمندی انسانی بسیار بالایی برخوردار است.

آنچه می تواند استقلال ملی را به خطر بیندازد، این است که برای توسعه رشته های دانش بنیان، شرکت های دانش بنیان بومی و به طور کلی توسعه علمی کشور برنامه نداشته باشیم. رهبر شهید انقلاب معتقد بودند که پیشرفت علمی، کشور را قدرتمند می کند و قدرت علمی، استقلال کشور را شکل می دهد.

اگر ما در صنعت نساجی وابسته باشیم، در صنایع غذایی وابستگی داشته باشیم، در کشاورزی وابسته باشیم یا حتی برای تأمین نهاده ها و سموم مورد نیاز خود وابسته به دیگران باشیم، نمی توان گفت این کشور از استقلال کامل برخوردار است.

اما اگر بتوانیم به علومی دست پیدا کنیم که موجب جهش کشور شود، هزینه ها را کاهش دهد، بهره وری را افزایش دهد و استقلال اقتصادی را برای ما به ارمغان بیاورد، آن گاه یکی از پایه های اصلی استقلال کشور را تقویت کرده ایم.

ایکنا ـ آیا وابستگی فناورانه و استفاده صرف از فناوری های وارداتی نیز می تواند استقلال کشور را تهدید کند؟

بله. یکی از آسیب ها، تنبلی در علم و دانش و حرکت نکردن به سمت نوآوری است. اینکه ما صرفاً به دنبال صنعت کپی باشیم و محصولات و فناوری های دیگران را بدون ایجاد نوآوری در کشور تکرار کنیم، خودش نوعی وابستگی است.

در برهه ای پس از انقلاب، یکی دو دولت، به ویژه دولت سازندگی، بیشتر به سمت صنعت کپی حرکت کردند و نوآوری در برخی حوزه ها آن چنان که باید مورد توجه قرار نگرفت. در حالی که اگر ما فناوری را وارد کشور می کردیم، اما همزمان توان تولید و توسعه آن را در داخل به دست می آوردیم، امروز حتی در شرایط تحریم نیز صنایع ما تا این اندازه آسیب پذیر و وابسته نبودند.

مهم این است که بتوانیم به تکنولوژی و پیشرفت بومی دست پیدا کنیم؛ یعنی فناوری را یاد بگیریم، توسعه دهیم و خودمان صاحب دانش و توان تولید آن باشیم. در این صورت، حتی اگر تحریم شویم، وابستگی ما به دیگران کاهش پیدا می کند و صنایع کشور کمتر آسیب می بینند.

در همین جنگ اخیر نیز اگر برخی کشورها و مجموعه های خارجی به کمک ما نمی آمدند، با توجه به شدت تحریم هایی که آمریکا از مسیرهای مختلف اعمال کرده بود، قطعاً با مشکلات بیشتری مواجه می شدیم. این تجربه نشان می دهد که باید از گذشته درس بگیریم و برای آینده، نظام علمی و اقتصادی خود را هرچه بیشتر بر پایه دانش و توان داخلی بنا کنیم.

اگر دولت ها یک نظام علمی دانش بنیان را در کشور توسعه دهند؛ همان مسیری که رهبر شهید انقلاب با نگاه حکیمانه بر آن تأکید و آن را ترویج و تبلیغ کردند، می توانیم یکی از پایه های اصلی استقلال ایران عزیز را مستحکم کنیم.

امروز شرکت های دانش بنیانی در کشور داریم که هر کدام از آنها می توانند در آینده ایران نقش آفرین باشند؛ نه فقط برای امروز یا 50 سال آینده، بلکه می توانند زمینه استقلال و پیشرفت کشور را برای قرن های آینده فراهم کنند.

ادامه دارد.

انتهای پیام

نظرات

captcha