معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
حضرت عبدالعظیم(ع) آموخت که ولایت پذیری به معنای تسلیم محض بودن در برابر حجت خداست و نه تکیه بر دانش و سوابق شخصی. ایشان با این حرکت نمادین نشان داد که یک نخبه واقعی همواره شاگرد مکتب ولایت است و هویت خود را تنها در سایه تأیید امام بازتعریف می کند. هجرت حضرت عبدالعظیم به شهر ری تنها یک فرار از ظلم عباسی نبود بلکه یک مأموریت برای تبیین معارف اهل بیت(ع) در یکی از حساس ترین نقاط جغرافیایی آن زمان محسوب می شد.
حضرت عبدالعظیم(ع) آموخت که ولایت پذیری به معنای تسلیم محض بودن در برابر حجت خداست و نه تکیه بر دانش و سوابق شخصی. ایشان با این حرکت نمادین نشان داد که یک نخبه واقعی همواره شاگرد مکتب ولایت است و هویت خود را تنها در سایه تأیید امام بازتعریف می کند. هجرت حضرت عبدالعظیم به شهر ری تنها یک فرار از ظلم عباسی نبود بلکه یک مأموریت برای تبیین معارف اهل بیت(ع) در یکی از حساس ترین نقاط جغرافیایی آن زمان محسوب می شد. ایشان در دورانی که دستگاه خلافت سعی در انزوای امامان شیعه داشت به عنوان امین امام شبکه ارتباطی شیعیان را حفظ کرد.
بی دلیل نیست که امام هادی(ع) درباره ایشان فرمودند: «أنتَ وَلیُّنا حَقّاً؛ تو به حق، دوست و پیرو ما هستی». این مدال افتخار پاسخی است به آن تزلزلی که در میان بی خواص دیده می شد. اگر نخبگان کوفه در شناخت امام زمان خود دچار اشتباه شدند، حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) چنان در ذوب شدن در ولایت پیش رفت که زیارت مزارش در شهر ری هم سنگ و برابر با زیارت سیدالشهدا(ع) در کربلا دانسته شد.
خبرنگار ایکنا در گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، مدیر مرکز آینده پژوهی موعودگرایان جهانی به مناسبت ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به تبیین ویژگی های ایشان پرداخت. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانیم.
حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) را نمی توان صرفاً یکی از محدثان قرن سوم هجری دانست. جایگاه او در تاریخ تشیع، به ویژه نسبت با امام جواد(ع) و امام هادی(ع)، نشان دهنده نقش مهم چنین بزرگوارانی در حفظ، اعتبارسنجی و انتقال معارف اهل بیت(ع) است. اهمیت این نقش در دوره ای بیشتر آشکار می شود که حکومت عباسی، به ویژه در عصر امام هادی(ع)، ارتباط آزاد امام با جامعه شیعه را با محدودیت های سیاسی و امنیتی مواجه کرده بود. گزارش نجاشی نیز از ورود عبدالعظیم به ری در حال گریز از سلطان، اختفای او در خانه یکی از شیعیان و سپس شناخته شدن تدریجی او در میان شیعیان حکایت دارد(نجاشی، رجال النجاشی، ص 247_248، ش 653).
از ابوحماد رازی نقل شده که در سامرا بر امام هادی(ع) وارد شدم و از بعضی مسائل حلال و حرام پرسیدم، در پایان حضرت فرمود: «چنانچه در امور دینی و تشخیص حلال و حرام، مسئله ای بر تو دشوار شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی سؤال کن و سلام مرا به او برسان»(مستدرک الوسائل نوری، ج17، ص321). این ارجاع، در شرایط محدودیت ارتباط مستقیم با امام، بیانگر آن است که عبدالعظیم از صلاحیت علمی و دینی لازم برای پاسخگویی به بخشی از نیاز معرفتی شیعیان برخوردار بوده است. از این منظر، او را می توان حلقه ای معتبر در زنجیره انتقال معرفت از امام به جامعه دانست.
امام هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشت، او را تصدیق کرد و فرمود: «یا اباالقاسم! تو به حق ولی ما هستی، تو همان دینی را که پسندیده خداست، انتخاب کرده ای، خداوند تو را با گفتار ثابت در دنیا و آخرت تثبیت کند».(شیخ صدوق، التوحید، ص81) اهمیت این روایت فقط در محتوای اعتقادی آن نیست؛ روش عبدالعظیم در مواجهه با معرفت نیز درخور توجه است. او با وجود منزلت علمی، دین خود را بر معیار امام عرضه می کند. این رفتار را می توان نمونه ای از خودسنجی معرفتی دانست. عالم دینی نه تنها باید صاحب دانش باشد، بلکه باید نسبت معرفت خویش با منبع و معیار معتبر را نیز روشن کند. در این معنا، عرض دین میان سه مرحله پیوند برقرار می کند. دریافت معرفت از منبع معتبر، سنجش آن با معیار صحیح و انتقال آن به جامعه.
پیام این سه مرحله مهم برای جامعه امروز ما این است که شاخت دینی درست آن است که دریافت آن از منبع معتبر و اصیل اخذ شود، نه هر داده و اطلاعاتی که امروزه در فضای مجازی، افواه عمومی، افراد مدعی ناآگاه و غیره ارائه می شود.
در سنجش و ارزیابی شناخت دینی نیز، آنچه که دریافت و فهمیده شده با معیار صحیح یعنی آموزه معتبر اهل بیت(ع) تطبیق داده شود تا خطا، برداشت شخصی یا نقل نادرست وارد آن نشود و در نهایت در مرحله انتقال و تعلیم، معرفت سنجیده و معتبر با امانت به دیگران منتقل شود. بنابراین، عالم فرهیخته دینی تنها بیانگر معلومات و اطلاعات صرف دینی نیست بلکه دریافت کننده، اعتبارسنج و امین انتقال معرفت است.
رفتار عبدالعظیم(ع) در عرضه عقاید خود بر امام هادی(ع)، نمونه روشنی از همین منطق است. معرفت باید از سرچشمه درست دریافت شود و در برابر معیار معتبر سنجیده و سپس مسئولانه منتقل شود. ساختار محتوایی این روایت نیز قابل توجه است. جناب عبدالعظیم دین را به صورت مجموعه ای از گزاره های به هم پیوسته و هم راستا مطرح می کند؛ یعنی، از توحید آغاز می کند، به نبوت و امامت می رسد، سپس معاد و تکالیف عملی را مطرح می سازد. بنابراین روایت، تصویری فشرده از یک منظومه دینی ارائه می دهد که در آن اعتقاد، ولایت، معاد و عمل از یکدیگر جدا نیستند. این ویژگی، حدیث را فراتر از یک گزارش تاریخی درباره باورهای فردی عبدالعظیم قرار می دهد و آن را به متنی مهم برای فهم ساختار اعتقادی شیعه در عصر امام هادی(ع) و زیباترین تصویر شناختی – اعتقادی برای جامعه امروز ما تبدیل می کند.
بر این اساس حضرت عبدالعظیم(ع) نمونه ای از عالم امین و معتبر در ساختار معرفتی شیعه است که میان منبع اصیل و نیاز معرفتی جامعه پیوند برقرار می کند.
نقش حضرت عبدالعظیم(ع) در دوره اختناق سیاسی اهمیت مضاعف داشت زیرا استمرار حیات معرفتی جامعه شیعه به شبکه ای از عالمان و راویانی وابسته بود که هم از دانش برخوردار باشند و هم در انتقال سخن اهل بیت(ع) امانت را رعایت کنند. این مسئله برای جامعه امروز نیز، البته با تفاوت شرایط تاریخی، قابل تأمل است. مسئله معاصر بیش از کمبود اطلاعات، فزونی اطلاعات و دشواری تشخیص اعتبار است. رسانه های اجتماعی و ابزارهای مختلف مجازی، امکان تولید و انتشار سریع محتوای دینی را فراهم کرده اند اما گستردگی و سرعت تولید، معادل اعتبار معرفتی نیست. در چنین محیطی، پرسش از منبع، سند، صلاحیت گوینده و روش اعتبارسنجی اهمیت بیشتری دارد. به عبارت روشن تر هیچ چیز اعتبار و ارزش علمی و دینی ندارد مگر اینکه ثابت شود از منبع معتبر و درست نقل شده است یا مورد تایید این منابع است.
در این راستا ارجاع امام هادی(ع) به عبدالعظیم را می توان واجد یک دلالت روش شناختی برای امروز دانست. جامعه دینی برای حفظ سلامت معرفتی خود به مرجعیت های معتبر و سازوکارهای تشخیص صلاحیت نیاز دارد. شهرت رسانه ای، تعداد مخاطب یا قدرت بیان به تنهایی نمی تواند معیار اعتبار دینی باشد بلکه دانش تخصصی، وثاقت، امانت در نقل، اتصال به منابع معتبر و توانایی پاسخ گویی علمی نیز باید در ارزیابی صاحبان سخن لحاظ شود.
در نتیجه، میراث عبدالعظیم حسنی(ع) را می توان در یک زنجیره معرفتی خلاصه کرد. منبع معتبر، فهم صحیح، اعتبارسنجی، امانت در انتقال و پاسخ گویی به نیاز معرفتی جامعه. حدیث عرض دین از یک سو نشان می دهد که عالم باید معرفت خود را در برابر معیار معتبر بسنجد و ارجاع امام هادی(ع) از سوی دیگر نشان می دهد که جامعه باید برای دریافت پاسخ دینی به عالمی مراجعه کند که صلاحیت او احراز شده است. از این حیث، عبدالعظیم(ع) تنها شخصیتی متعلق به تاریخ تشیع نیست بلکه نمونه ای مهم از مسئله ای همیشگی در حیات دینی است. اینکه چگونه معرفت اصیل را بشناسیم، اعتبار آن را احراز کنیم و بدون تحریف به نسل بعد منتقل سازیم.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}