معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
بریکس ، در حال حاضر 21 عضو دارد که 11 کشور عضو اصلی و 10 کشور نیز اعضای جدید این مجموعه تحت عنوان «بریکس پلاس» هستند. مجموع کشورهای عضو بریکس بیش از 45 درصد جمعیت جهان و حدود 35 درصد سرزمین های دنیا را دربرمی گیرند و از ظرفیت های قابل توجهی در حوزه های مختلف برخوردارند. یکی از اهداف مهم بریکس، فراهم کردن زمینه ای برای توسعه روابط و فعالیت های اقتصادی و تجاری کشورها با حفظ استقلال آنهاست.
بریکس، در حال حاضر 21 عضو دارد که 11 کشور عضو اصلی و 10 کشور نیز اعضای جدید این مجموعه تحت عنوان «بریکس پلاس» هستند. مجموع کشورهای عضو بریکس بیش از 45 درصد جمعیت جهان و حدود 35 درصد سرزمین های دنیا را دربرمی گیرند و از ظرفیت های قابل توجهی در حوزه های مختلف برخوردارند.
یکی از اهداف مهم بریکس، فراهم کردن زمینه ای برای توسعه روابط و فعالیت های اقتصادی و تجاری کشورها با حفظ استقلال آنهاست. این مجموعه همچنین با تأکید بر چندجانبه گرایی، درصدد کاهش آثار یک جانبه گرایی در نظام بین الملل و تقویت همکاری های اقتصادی میان اعضاست؛ از همین منظر، کاهش وابستگی به دلار در مبادلات اقتصادی کشورهای عضو نیز از محورهای مورد توجه بریکس محسوب می شود.
در این راستا ایکنا با نوذر شفیعی، دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می خوانیم:
بیشتر بخوانید:
بریکس؛ فرصت ایران برای خنثی سازی تحریم ها و گذار به چندجانبه گراییایکنا ـ درباره ظرفیت نهادها و سازمان هایی مانند بریکس برای عبور از یک جانبه گرایی و حرکت به سمت چندجانبه گرایی و شکل گیری نظم جدید جهانی توضیح دهید. بریکس چه ظرفیتی برای جمهوری اسلامی ایران و این روند دارد؟
این سؤال را می توان به چند بخش تقسیم کرد. بخش نخست، به ظرفیت هایی بازمی گردد که عضویت در بریکس برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد می کند. همان طور که پیش از این نیز اشاره کرده ام، کشورها به تنهایی دارای ظرفیتی تحت عنوان قدرت ملی هستند. هنگامی که این کشورها با سایر کشورها روابط برقرار می کنند، این ظرفیت به قدرت رابطه ای تبدیل می شود و زمانی که در یک نهاد بین المللی یا منطقه ای عضویت پیدا می کنند، از قدرت نهادی برخوردار می شوند.
بنابراین، عضویت جمهوری اسلامی ایران در بریکس موجب کسب قدرت نهادی برای کشور شده است. از این منظر، اگر سؤال این باشد که آیا بریکس می تواند در انتقال از نظم موجود به نظم جدید جهانی مؤثر باشد؟ پاسخ مثبت است؛ زیرا اساساً یکی از سازوکارهای شکل گیری و تغییر نظم بین المللی، ایجاد نهادها و سازمان هایی با کارکردهای جدید است.
چینی ها نیز به این موضوع توجه دارند و به همین دلیل در سال های گذشته به سمت ایجاد و تقویت نهادهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای حرکت کرده اند.
ایکنا ـ بریکس چه نسبتی با نهادهای موجود در نظم بین المللی فعلی دارد؟
در مقطع فعلی این بحث مطرح است که نهادهای جدیدی مانند بریکس در نسبت با نهادهای موجود، چه جایگاهی خواهند داشت؛ آیا رقیب آنها هستند، مکمل آنها محسوب می شوند یا در نهایت می توانند جایگزین آنها شوند؟ پاسخ به این مسئله تا حد زیادی به نحوه عملکرد نهادهای موجود در نظم قدیم بستگی دارد.
به عبارت دیگر، اینکه بریکس و سایر نهادهای جدید در آینده چه کارکردی پیدا کنند، به این موضوع وابسته است که نهادهای شکل دهنده نظم موجود چگونه عمل کنند و تا چه اندازه بتوانند نیازها و مطالبات کشورهای مختلف را پاسخ دهند.
چین به عنوان یکی از مبتکران اصلی بریکس، معتقد است نهادهایی که در چارچوب نظام برتون وودز شکل گرفته اند، دیگر کارآمدی و اثربخشی لازم را ندارند. یکی از انتقادهای اصلی نیز این است که این نهادها در برخی موارد سیاسی عمل می کنند و حمایت های آنها بیشتر متوجه کشورهایی است که الگوی لیبرال دموکراسی را پذیرفته اند.
از سوی دیگر، از نگاه منتقدان، الگوی تصمیم گیری در این نهادها نیز با اشکالاتی مواجه است؛ برای مثال، کشورهای ثروتمند و قدرتمند از وزن و نفوذ بیشتری در تصمیم گیری ها برخوردارند. مجموعه این دیدگاه ها زمینه را برای شکل گیری و تقویت نهادهای جدیدی مانند بریکس، به ویژه در حوزه مبادلات و نقل وانتقالات مالی، فراهم کرده است.
ایکنا ـ یکی از مهم ترین بحث ها درباره بریکس، ایجاد سازوکارهای مالی جدید و کاهش وابستگی به دلار است. این مسئله را تا چه اندازه مهم می دانید؟
این موضوع از جمله حوزه هایی است که بریکس در آن در حال حرکت به سمت ایجاد سازوکارهای جدید است. برای مثال، در حوزه پرداخت ها و نقل و انتقالات مالی، اعضای بریکس در حال حرکت به سمت شیوه های جدید پرداخت و شکل گیری سازوکارهایی مانند بریکس پی (BRICS Pay) هستند و در مجموع، ایده ایجاد یک ارز یا سازوکار پولی مرتبط با بریکس نیز مطرح شده است.
اهمیت این مسئله در آن است که اگر چنین سازوکارهایی توسعه پیدا کنند، می توانند بخشی از وابستگی کشورهای عضو به نظام مالی تحت سلطه دلار را کاهش دهند و در نتیجه، زمینه را برای تغییر برخی مؤلفه های نظم اقتصادی و مالی موجود فراهم کنند.
اگر به مواضع دونالد ترامپ هنگامی که مجدد قدرت را در آمریکا بدست گرفت، نیز توجه کنیم، می بینیم که او نسبت به بریکس ابراز نگرانی کرده است؛ در حالی که درباره سازمان همکاری شانگهای یا برخی نهادهای دیگر، چنین سطحی از نگرانی را نشان نداده است. این مسئله می تواند نشان دهنده آن باشد که بریکس در حوزه هایی وارد شده که بالقوه می تواند سیطره دلار، یک جانبه گرایی ایالات متحده و سیاست های مبتنی بر قدرت ایالات متحده را تحت تأثیر قرار دهد.
ایکنا ـ با توجه به این ظرفیت ها، آیا می توان گفت بریکس در شرایط کنونی برای ایران هم فرصت های عملیاتی دارد و هم می تواند در تغییر نظم بین المللی نقش آفرین باشد؟
در مجموع، برخلاف سازمان همکاری شانگهای، بریکس ظرفیت های آماده تری برای حل چالش های جمهوری اسلامی ایران و استفاده ایران از ظرفیت های آن داراست و هم در عین حال، بریکس را می توان یک رقیب جدی تر برای نظم لیبرال موجود دانست؛ به ویژه از آن جهت که این نهاد در حوزه های اقتصادی و مالی به دنبال ایجاد سازوکارهایی است که می تواند برخی مبانی یک جانبه گرایی و سلطه ساختارهای مالی موجود را به چالش بکشد.
ایکنا ـ آیا ایران می تواند در تعامل با کشورهای بزرگ عضو بریکس، از جمله چین، روسیه، برزیل و هند، وارد ائتلاف های اقتصادی و امنیتی شود و از ظرفیت این کشورها در این زمینه بهره بگیرد؟
واقعیت این است که بریکس، با همه توصیفاتی که درباره آن مطرح کردم، همچنان یک نهاد «نوپا» یا به عبارت بهتر «نوظهور» است. ما در ادبیات مربوط به نهادها، آنها را به نهادهای «نوظهور»، «بالنده» و «بالغ» تقسیم می کنیم. بریکس برای اینکه به طور جدی شکل بگیرد و بتواند کارکردهای مؤثری از خود نشان دهد، همچنان به زمان بیشتری نیاز دارد.
با این حال، اگر بریکس را با توجه به زمان شکل گیری آن ارزیابی کنیم، باید گفت که این نهاد نوظهور، به سرعت در حال تقویت کارکردهای خود است. دلیل اصلی این روند نیز آن است که اعضای بریکس علاقه مند هستند این نهاد را تقویت کنند. در حال حاضر نیز همکاری های بریکس در حوزه های مختلف اقتصادی و تجاری در حال گسترش است.
ایکنا ـ در این میان، آیا روابط ایران با کشورهایی مانند هند و برزیل را باید در چارچوب عضویت مشترک در بریکس تحلیل کرد یا همچنان روابط دوجانبه میان کشورها تعیین کننده است؟
اینجا یک سؤال مهم مطرح می شود و آن اینکه آیا مثلاً رابطه ایران با هند یا رابطه ایران با برزیل، اساساً رابطه میان دو واحد ملی است یا رابطه میان دو عضو بریکس؟ به عبارت دیگر، دستاوردهایی که ایران در روابط خود با برزیل یا هند به دست می آورد، آیا نتیجه ابتکارات و توافق های دوجانبه است یا اینکه تحت تأثیر تصمیمات و سازوکارهای بریکس شکل می گیرد؟
در شرایط فعلی، اغلب این دستاوردها مربوط به همکاری های دوجانبه میان کشورهاست. البته صرف عضویت در بریکس یک هویت مشترک برای کشورهای عضو ایجاد می کند و همین هویت مشترک، آنها را به سمت همکاری بیشتر ترغیب می کند.
ایکنا ـ با توجه به ظرفیت های گسترده ایران که به آنها اشاره کردید، آیا جمهوری اسلامی می تواند در ارتقای ظرفیت های بریکس نقش فعال تری ایفا کند؟ از سوی دیگر، ایران تا چه اندازه می تواند از ظرفیت های این سازمان برای خنثی سازی تحریم ها و کاهش چالش هایی که با آنها مواجه است، استفاده کند؟ به ویژه در حوزه هایی مانند ایجاد شیوه های پرداخت جدید یا استفاده از ارزهای ملی به جای دلار، آیا بریکس می تواند در این زمینه به ایران کمک کند؟
کشورهای عضو بریکس اساساً در شرایط فعلی در موقعیتی نیستند که چه در چارچوب واحدهای ملی و چه در چارچوب بریکس، به طور جدی با نظم بین المللی موجود درگیر شوند. برای مثال، چین با اینکه از سوی نظم بین المللی لیبرال تحت فشار قرار دارد اما تمایلی ندارد به شکل مستقیم و شاخ به شاخ با این نظم مقابله کند؛ بنابراین رویکردی اصلاحی را در پیش گرفته است. این رویکرد اصلاحی طبیعتاً تأثیرات بلندمدت خواهد داشت، در حالی که جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی به رویکردهایی نیاز دارد که بتوانند در کوتاه مدت آثار خود را نشان دهند.
در مجموع، عضویت ایران در بریکس می تواند تا حدی از فشارهای ناشی از نظم لیبرال بین المللی بر جمهوری اسلامی ایران، از جمله در حوزه تحریم ها، بکاهد؛ اما نمی تواند تمام این فشارها را برطرف کند و به عنوان یک نهاد جایگزین، همه فشارهایی را که بر ایران وارد می شود جبران کند.
علت نخست این است که بریکس همچنان یک نهاد نوپا است و برای رسیدن به سطحی از انسجام و کارآمدی که بتواند چنین نقشی را ایفا کند، به زمان نیاز دارد. از سوی دیگر، کشورهای عضو بریکس نیز اغلب روابط گسترده ای با ایالات متحده دارند و طبیعتاً تمایلی ندارند به دلیل روابط خود با ایران، مناسباتشان با آمریکا تحت تأثیر قرار گیرد.
بنابراین، نباید انتظار داشت که بریکس در کوتاه مدت بتواند جایگزین کامل سازوکارهای موجود شود یا به تنهایی مسئله تحریم های ایران را حل کند؛ بلکه باید ظرفیت آن را به عنوان یکی از ابزارهای کاهش فشار و ایجاد مسیرهای جدید همکاری اقتصادی و مالی مورد توجه قرار داد.
ایکنا ـ برخی از اعضای بریکس به دلیل روابط و تعاملات گسترده ای که با آمریکا و کشورهای غربی دارند، ممکن است در عمل نتوانند یا نخواهند اهداف این سازمان را به طور کامل دنبال کنند. آیا این مسئله را می توان یکی از نقاط ضعف بریکس دانست؟
بله، این مسئله یک نقطه ضعف محسوب می شود، اما شاید بتوان آن را نقطه ضعفی موقتی دانست. به عبارت دیگر، برخی از کشورهای عضو بریکس به دلیل درهم تنیدگی اقتصادی با آمریکا و مجموعه غرب و همچنین چشم انداز نه چندان روشنی که ممکن است از نظر اقتصادی و سیاسی در برابر آنها وجود داشته باشد، ناچارند با احتیاط بیشتری رفتار کنند و ریسک نکنند.
به همین دلیل، این کشورها ریسک نمی کنند بلکه تلاش می کنند سیاست خارجی متوازنی را در پیش بگیرند؛ به این معنا که از یک سو تمایل دارند با چالش هایی که کشورهای عضو بریکس به دلیل یک جانبه گرایی آمریکا با آنها مواجه هستند، مقابله کنند و در جهت کاهش این چالش ها گام بردارند، اما از سوی دیگر نمی خواهند فرصت هایی را که در روابط با غرب دارند نیز از دست بدهند.
این وضعیت، نوعی دوگانگی در رویکرد کشورهای عضو بریکس، ایجاد می کند و همین دوگانگی مانع از آن می شود که در شرایط فعلی نگاه کاملاً خوش بینانه ای به ظرفیت بریکس برای رفع چالش های جمهوری اسلامی ایران داشته باشیم.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}