معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا، حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی سبحانی ، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس بنیاد بین المللی امامت، 23 شهریورماه در مدرسه تابستانه کلام و الاهیاتِ جنگ و صلح که از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه با همکاری گروه آموزشی فلسفه و کلام اسلامی مرکز تخصصی آخوند خراسانی و دیگر مراکز علمی برگزار شد، به موضوع جنگ و صلح و سنت های الهی از منظر قرآن کریم پرداخت.
به گزارش ایکنا، حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی سبحانی، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس بنیاد بین المللی امامت، 23 شهریورماه در مدرسه تابستانه کلام و الاهیاتِ جنگ و صلح که از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه با همکاری گروه آموزشی فلسفه و کلام اسلامی مرکز تخصصی آخوند خراسانی و دیگر مراکز علمی برگزار شد، به موضوع جنگ و صلح و سنت های الهی از منظر قرآن کریم پرداخت.
متن سخنان رئیس بنیاد بین المللی امامت به شرح زیر است:
وقتی سخن از سنت در قرآن کریم می شود، اول باید ببینیم تعریف قرآن از سنت چیست و دقیقاً به چه معنا و مفهومی است و کارکرد آن چیست. سنت از منظر قرآن، نظام قانونی حاکم بر حیات است که با جعل الهی ایجاد شده است؛ خداوند از دو عالم خلق و امر در قرآن سخن به میان آورده است و برخلاف برخی مفسران اثبات کردیم که امر در برابر خلق، مناسباتی است که در آن اراده انسانی نقش تأثیرگذاری دارد، طوری که اگر اراده ها شکل نگیرد، سنت، تطبیق عملی پیدا نخواهد کرد. در خلق، سنت وجود دارد و در امر هم وجود دارد که هر کدام ویژگی خود را دارد. مثلا 20 سنت از قرآن در زمینه تکوین از جمله در مورد آسمان و زمین و رابطه بین شب و روز وجود دارد و از آن تعبیر به سنت الله و سنتنا شده است که تبدیل و تحویلی در آن وجود ندارد.
یکی از سنن مهمی که قرآن آن را تبیین کرده، مسئله سنت در تعاملات جنگ و صلح است؛ یکی از نکاتی که در این باره وجود دارد، آن است که کدام سنت بر دیگری غلبه دارد؛ یعنی در بین سنت جنگ و صلح کدام اصیل است و کدام تبعی؟
هر سنتی در نظام خلق و امر یکسری اصول راهبردی دارد و یکسری جزئیات؛ مثلاً در ذیل سنت نکاح ابتدا اصول آن آمده و چندین آیه به جزئیات پرداخته که در مورد صلح و جنگ هم این مسئله صادق است، یعنی آیاتی داریم که به اصول پرداخته است و آیاتی به جزئیات.
آیا قرآن، سنت جنگ را به رسمیت شناخته است یا خیر؟ برخی گفته اند اسلام دین سلم و صلح است در حالی که در گذشته و حتی امروز برخی از مخالفان می گویند اسلام دین خشونت و جنگ است. ما معتقدیم که در قرآن هیچکدام از این ها وجود ندارد، یعنی نه می توان جنگ را به عنوان یک قاعده الهیاتی پذیرفت و نه صلح را.
قرآن از هر دو سنت به عنوان سنن اصیل الهی یاد کرده است؛ در زمینه سنت جنگ، قرآن در دو آیه از تعبیر مدافعه استفاده کرده است: وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ ببَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعَالَمِینَ. در آیه 40 حج هم فرموده است: الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دیَارِهِمْ بغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ ببَعْضٍ لَهُدّمَتْ صَوَامِعُ وَبیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ. اگر مدافع نبود، جایگاه و نمادهای دین در جامعه محو می شد؛ از این آیات استفاده می شود که خدا در نظام بشری امری به نام مدافعه و قتال را به عنوان یک قاعده قرار داده است در حالی که در نظام فرشتگان این سنت وجود ندارد. قرآن فرموده است اگر منطق درگیری و قتال گروه ها نبود، زمین به فساد کشیده می شد.
در آیه 217 سوره بقره هم فرموده است: وَلَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّیٰ یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا؛ یعنی فلسفه سنت مدافعه این است که جبهه باطل در برابر حق همواره تلاش می کند تا شما را از راه دین بازگرداند. قرآن مصادیق فراوانی از این سنت را در جامعه مؤمنان بیان کرده است که اگر نباشد، نظام صلاح و حق برپا نخواهد شد و صلاح زمین مرهون درگیری و مقاتله است.
از طرف دیگر، آیات فراوانی داریم که تصریح کرده است که صلح و سلم هم یک سنت الهی است؛ تعابیر قرآن طوری است که انسان احساس می کند این سنت بر جنگ مقدم است. در آیه 208 بقره فرموده است: یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَلَا تَتَّبعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ. در این آیه، خطوات شیطان بیان شده است که باید ببینیم چه ارتباطی با صلح دارد. منطق قرآن این است که اگر دشمن پیشنهاد صلح داد، شما حق ندارید از خطوات شیطان پیروی کنید.
در سوره ممتحنه در آیه هشتم فروده است: لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛ آیه درگیری با کفار و غیر مسلمانان را بیان کرده و فرموده است خدا شما را نسبت به کسانی که با شما در دین پیکار نکرده و شما را از سرزمینتان بیرون نکرده اند، نهی کرده است و تأکید دارد نسبت به آنان قسط و انصاف را رعایت کنید.
در برخی آیات از جمله سوره انفال بر آمادگی ستیز در بالاترین سطح تأکید فرموده است و تأکید دارد باید چنان آمادگی داشته باشید که تُرْهِبُونَ بهِ عَدُوَّ اللَّهِ یعنی دشمن جرأت نداشته باشد با شما بجنگد. وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ. در آیه 61 دستور بر صلح است: وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. واژه جَنَحُوا فقط اعلام صلح و آشتی نیست بلکه به معنای آن است که جناح خود را برای صلح باز کنند یعنی پیشنهاد بدهند، به پیشنهادشان وفادار باشند و زمینه آن را فراهم کنند. در جنگ همیشه انسان نسبت به دشمن بدبین است و طبیعی است که به جهت روان شناختی این بدبینی وجود داشته باشد.
البته قرآن تأکید دارد اصل پذیرش سلم یک قاعده است و در این کار باید به خدا توکل کنید؛ در آیه 62 هم فرموده است: وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بنَصْرِهِ وَبالْمُؤْمِنِینَ. شما سلم را بپذیرید حتی اگر اراده خدعه دارند؛ برخی به درستی از این آیات استفاده می کنند که صلح از منظر قرآن، یک پشتوانه کافی و دقیق دارد؛ فرموده است اگر دشمن قصد دارد خدعه و نیرنگ کند، باز تو بر خدا توکل کن و خدا برای تو کافی است.
البته معنای آیه این نیست که دشمن دائماً تا اسلحه و امکانات دارد، بجنگد و بعد که کم آورد با نیرنگ پیشنهاد صلح بدهد بلکه باید جنحوا للسم اتفاق افتاده باشد، دشمن ابزارهای نظامی خود را عقب کشیده باشد و نشانه های صلح را آشکار کند. دشمن همیشه در دشمنی است و اگر صلح هم بکنیم باز در برابر جبهه ایمان است. آیه نمی گوید تو سادگی کن و تا گفتند صلح، صلح را بپذیر بلکه قصد دارد بگوید دشمن با وجود پیشنهاد صلح باز قصد خدعه هم دارد ولی چون پیشنهاد صلح داده اند، اگر امکاناتشان را عقب کشید بپذیرید.
بنابراین به دو نکته رسیدیم؛ نکته اول اینکه صلح و جنگ دو سنت قطعی الهی است و بدون آن نظام انسانی بشر برقرار نمی ماند و نکته دوم این است که صلح و سلم در نظام انسانی پذیرفته شده است و قرآن هم بر آن تأکید دارد. همچنین تأکید دارد نیت خوانی نسبت به دشمن به تنهایی کافی نیست.
حال به این سؤال می پردازیم که آیا صلح و جنگ از سنن فرعی الهی و در ذیل یکسری سنن قطعی و اصولی و کلی است یا خیر؟ به تعبیر دیگر یکسری سنن قطعی و حتمی الهی داریم که همیشه جریان دارند و مشروط به شرایطی نیستند و قابل تقیید زدن نیست که سنت ولایت از این دسته است.
نظام ولایت حق و باطل، اصل غیر قابل تغییر و از سنن مطلق و جاودان و همیشگی است، همچنین آشتی ناجویی با باطل از سنن مسلم الهی است. نفی و نهی تولی به ولایت کفر و جبهه کفر نه سلم و صلح، از سنن قطعی و غیر قابل تعطیل و تغییر و بدون قید و شرط الهی است.
مسئله صلح و جنگ ارتباطی با حق و باطل ندارد زیرا این درگیری همیشه هست و حتی اگر در یک جبهه پیکار از در آشتی درآمدیم، نباید سبب دوستی و مودت بین ما با آنان شود و آنان را دوست خود بگیریم و هر نوع معاهده و معامله ای با آنان انجام دهیم و اگر معامله و ارتباطی به تولی کفار بینجامد، ممنوع است.
سنت و جنگ در قرآن یک سنت موردی اقتضایی ابزاری و موقعیت مند است و نباید آن را به جنگ تمدنی علمی و صنعتی نسبت دهیم زیرا ما یک درگیری تمدنی و وجودی با دشمنان داریم که تعطیل بردار نیست و قواعد خود را دارد. اگر جنگ و صلحی هم پیشنهاد شده است، بسته به موقعیت خود دارد. همچنین جنگ و صلح مقید به یکسری قیود و شرایط است.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}