معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا، نخستین نشست از سلسله نشست های علوم انسانی در مرکز نشر دانشگاهی با نگاهی نو به کتاب « تمهیدات: مقدمه ای برای هر مابعدالطبیعه آینده که به عنوان علم عرضه شود » اثر امانوئل کانت، با ترجمه غلامعلی حداد عادل، امروز 23 شهریور برگزار شد.

به گزارش ایکنا، نخستین نشست از سلسله نشست های علوم انسانی در مرکز نشر دانشگاهی با نگاهی نو به کتاب «تمهیدات: مقدمه ای برای هر مابعدالطبیعه آینده که به عنوان علم عرضه شود» اثر امانوئل کانت، با ترجمه غلامعلی حداد عادل، امروز 23 شهریور برگزار شد.
مرکز نشر دانشگاهی در ادامه رویکرد خود برای تقویت گفت وگو میان دانشگاهیان و فراهم کردن زمینه برای طرح و بررسی اندیشه های علمی به بررسی و گفت وگو پیرامون این اثر مهم فلسفی پرداخت؛ کتاب «تمهیدات» اثر امانوئل کانت، با ترجمه غلامعلی حداد عادل که تاکنون به چاپ هفتم رسیده است، از جمله متون مهم فلسفه جدید به شمار می رود که به دیدگاه او می تواند نقطه پیوند حکمت اسلامی و فلسفه جدید غرب باشد.
در این نشست علمی که با حضور غلامعلی حداد عادل، سیدحمید طالب زاده و دبیری علمی مالک شجاعی جشوقانی و جمعی از اساتید و پژوهشگران فلسفه انجام شد، گفت وگو و مباحث تخصصی پیرامون متون کهن و تأثیرگذار در زمینه علوم انسانی، وضع نشر و ترجمه و جریان سازی یک اثر پژوهشی مورد بحث قرار گرفت.
مشروح این نشست را در ادامه می خوانیم:
غلامعلی حدادعادل مترجم و استاد فلسفه دانشگاه تهران، ضمن بازخوانی خاطراتی از روزهای آغازین فعالیت مرکز نشر دانشگاهی، به تشریح مسیر دشوار گذار خود از علوم تجربی به علوم انسانی و تجربه شاگردی در محضر استادان برجسته فلسفه پرداخت و گفت: در مقطعی که دانشگاه ها به دلیل انقلاب فرهنگی تعطیل شده بودند، در جلسات مشورتی در وزارت علوم، دغدغه اصلی ما این بود که چگونه می توان از ظرفیت علمی استادان دانشگاه بهره جست. در همان جلسات بود که فکر تأسیس یک مرکز تخصصی نشر پیشنهاد شد و مورد پذیرش قرار گرفت.
حدادعادل در بخش دیگری از سخنان خود به سوابق تحصیلی اش در رشته فیزیک در دانشگاه شیراز اشاره کرد و گفت: با وجود اینکه در دانشگاه شیراز معلم فیزیک بودم و همزمان تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در این رشته دنبال می کردم، در اواخر دوره تحصیل تصمیم به تغییر مسیر به سوی علوم انسانی گرفتم. در آن دوران مقرراتی برای پذیرش دانشجوی علوم اجتماعی یا فلسفه با دیپلم فیزیک وجود نداشت. با این حال، با پشتکار شخصی در کلاس های فلسفه به عنوان مستمع آزاد شرکت می کردم و حتی با نوشتن و ارائه امتحانات به استادان، برای یادگیری تلاش می کردم. همین علاقه و پیگیری منجر به تعدیل مقررات شد و فرصت شرکت در کنکور کارشناسی ارشد فلسفه برای من فراهم آمد.
حدادعادل، انگیزه خود از ورود به دنیای علوم انسانی را دغدغه ای کلان و استراتژیک برشمرد و تأکید کرد: اعتقاد من همواره این بود که اگر خواص جامعه، غرب شناس باشند، عامه مردم دچار غرب زدگی نخواهند شد. درک درست ریشه های تمدن و فرهنگ غربی، تنها از طریق مطالعه دقیق فلسفه ممکن است و این محور اصلی فعالیت های آکادمیک من بوده است.
وی در ادامه سخنان خود، از دوران تحصیل در محضر استادان بزرگی چون شهید مطهری و یحیی مهدوی یاد کرد و گفت: در کنار درس های منظومه و شفای بوعلی در محضر استاد مطهری، در دوره دکتری دانشگاه تهران از محضر دکتر یحیی مهدوی بهره مند شدم. ایشان استادی بسیار جدی، سخت گیر و در عین حال دلسوز بودند. ویژگی بارز کلاس های ایشان این بود که هیچ درسی را به یک نیمسال اکتفا نمی کردند؛ اگر ترم به پایان می رسید و مبحث آموزشی تمام نشده بود، نمره ناتمام برای دانشجویان لحاظ می شد. ما در خدمت ایشان به شکلی عمیق و متن محور، آثار کانت، دکارت و اسپینوزا را مطالعه کردیم.
حدادعادل در خصوص مشورت برای انتخاب موضوع پایان نامه و هدایت استاد یحیی مهدوی توضیج داد: زمانی که قصد انتخاب موضوع داشتم، استاد مهدوی مرا از نوشتن پایان نامه های کلیشه ای و مستقل که تنها به جزوه ای در قفسه کتابخانه ها تبدیل می شدند، بازداشتند. ایشان با هوشمندی پیشنهاد کردند که ترجمه «تمهیدات کانت» را به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب کنم. در آن دوران، منابع معتبر ترجمه فلسفه اروپایی به زبان فارسی بسیار محدود بود. تنها آثار معدودی که توسط مرحوم منوچهر بزرگمهر و با ویراستاری یحیی مهدوی منتشر شده بود، در دسترس بود. ایشان با شناخت توانمندی های بنده در زبان های انگلیسی و عربی، تشخیص دادند که این کار می تواند خلأ بزرگی را در ادبیات فلسفی فارسی پر کند.
حدادعادل درباره شیوه تعامل با استاد در دوران بازنشستگی ایشان، گفت: در سال 1354 که کار ترجمه را آغاز کردم، یحیی مهدوی بازنشسته شده بودند، اما به دلیل مقام استادی ممتاز، هدایت پایان نامه بنده را پذیرفتند. جلسات ما به صورت منظم در منزل ایشان در سه راه امین حضور برگزار می شد. در آن جلسات، ترجمه های انجام شده را به ایشان ارائه می کردم و استاد با تطبیق دقیق متن با نسخه های اصلی فرانسه و آلمانی، نکات و اصلاحات لازم را در حاشیه متون یادداشت می کردند.
وی بیان کرد: این فرآیند علمی حتی در ایام تابستان که استاد به سوئیس سفر می کردند، متوقف نشد و تبادل متون از طریق پست ادامه می یافت. منزل استاد در امین حضور، با مساحت 12 هزار مترمربع، فضایی سنتی و اصیل داشت و جلسات ما در بخش بیرونی خانه برگزار می شد؛ مکانی که سرشار از خاطرات علمی و درس آموزی های ارزشمند از شخصیتی بود که تسلطی کم نظیر به ادبیات فارسی، عربی و فرانسه داشت.
حدادعادل با ستایش از جامعیت علمی یحیی مهدوی، به ریشه های عمیق دانش او اشاره کرد و گفت: مهدوی شخصیت جامع الاطرافی داشت. او عربی را نزد بزرگان و علمای تراز اول آن دوره آموخته بود؛ به گونه ای که حتی نقل می کرد در دوره ای، یکی از چهره های نام آور منطق در منزل آن ها زندگی می کرد و او نزد ایشان عربی خوانده بود. همچنین خاطراتی از دوران تحصیل در مدرسه سپهسالار و بهره مندی از درس های شهید سیدحسن مدرس داشت که نشان از عمق دانش ادبی و دینی او بود. مهدوی علاوه بر تسلط کم نظیر بر زبان های عربی و فرانسه، عاشق واقعی زبان و ادبیات فارسی بود. او قلمی بسیار توانا و نثری فاخر داشت؛ به طوری که می توان یک جلسه را صرفاً به تحلیل ویژگی های قلمی و نثر فارسی ایشان اختصاص داد. او در کنار بزرگانی چون مجتبی مینوی، از ستون های استوار فرهنگ و ادبیات زمانه خود بود.
حدادعادل با تأکید بر تأثیر عمیق استاد بر شکل گیری دیدگاه های فلسفی اش گفت: بسیاری از ظرافت های فکری، دقت های علمی و تعهد به واژه گزینی دقیق در فلسفه، ثمره همان سال های نشست وبرخاست با دکتر مهدوی است. او تنها یک استاد نبود، بلکه الگویی از یک محقق تمام عیار بود که همواره بر اصالت و دقت تأکید داشت.
حدادعادل درباره فرآیند تحقیق و ترجمه، گفت: در آن سال ها که با زبان های انگلیسی، فرانسه و عربی آشنایی داشتم، برای ترجمه دقیق «تمهیدات»، نیاز به دسترسی به منابع معتبر داشتم. در سفری که دکتر سروش به انگلستان داشت، از ایشان خواستم تا تمامی ترجمه های انگلیسی موجود از این کتاب را از کتابخانه های دانشگاه لندن فراهم کنند. در نتیجه، ترجمه لوکاس را به عنوان متن پایه برگزیدم، چرا که از جدیدترین و معتبرترین برگردان های آلمانی به انگلیسی بود.
وی در تشریح دشواری کار با متن کانت، افزود: سبک نوشتار کانت به گونه ای است که جملات 11 یا 12 سطری در آن بسیار عادی است. در فرآیند ترجمه، ناچار بودم دست به یک مهندسی معکوس بزنم؛ یعنی ابتدا مطلب را به طور کامل درک کنم و سپس بر اساس ساختار زبان فارسی، تصمیم بگیرم که جمله را از کجا آغاز کنم تا هم معنای دقیق حفظ شود و هم عبارات به درستی منتقل گردند.
حدادعادل درباره هدف کانت از تألیف این کتاب، توضیح داد: کانت کتاب اصلی خود، «نقد عقل محض» را در سال 1781 منتشر کرد، اما در کمال تعجب، واکنش مناسبی از سوی جامعه فلسفی دریافت نکرد و با سکوت مواجه شد. کانت متوجه شد که اهل فلسفه، اصل دعوا و مسئله را نفهمیده اند لذا کتاب «تمهیدات» را نوشت تا به قول علمای ما، تحریر و تقریر محل نزاع کند؛ یعنی به زبانی کوتاه تر و روشن تر بگوید که درد کجاست و گره کجاست.
حدادعادل با تأکید بر التزام خود و هم نسلانش به سنت زبانی فلسفه اسلامی (پیرو سنت فروغی)، در خصوص واژه گزینی گفت: در آن سال ها به شدت نسبت به ورود بی ضابطه واژگان بیگانه در نثر فلسفی حساس بودیم. در سنت فلسفه اسلامی، ما پشتوانه ای هزارساله داشتیم و دلیلی نداشت که برای مفاهیم فلسفی، به جای معادل های اصیل، دست به ترجمه های تحت اللفظی بزنیم.
وی به یک تحول مهم در اصطلاح شناسی اشاره کرد: در سال های اولیه ترجمه، ما برای مفاهیم از اصطلاحات متقدم و متأخر استفاده می کردیم. اما بعدها مرحوم منوچهر بزرگمهر با ارجاع به دانشنامه علایی اثر ابن سینا، متوجه شد که این فیلسوف بزرگ از واژگان پیشینی و پسینی استفاده کرده است. از آن زمان به بعد، ما نیز این اصطلاحات را جایگزین کردیم که خوشبختانه امروزه در منطق و علوم اجتماعی نیز تثبیت شده اند.
عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، درباره نقدها به استفاده از واژگان بیگانه در فلسفه، دیدگاهی واقع بینانه ارائه داد و گفت: با وجود تعهد به زبان فارسی، معتقدم تا زمانی که اصطلاح فارسی رسا و دقیقی برای برخی مفاهیم مانند Subjective ،Objective یا Idealism وجود ندارد، استفاده از همان اصل واژه یا معادل های رایج آن نه تنها عیب نیست، بلکه بیشتر معنارسان است.
حدادعادل با لحنی روایتگرانه، داستان تکمیل پایان نامه اش را به وقایع تاریخی گره زد: نوشتن مقدمه پایان نامه در سال 1357 با اوج گیری انقلاب مصادف شد. ما در ایستگاه انقلاب پیاده شدیم و قطارِ فلسفه برای مدتی متوقف شد. با وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها، این مسیر طولانی تر شد.
وی درباره فرآیند نهایی دفاع گفت: پس از بازگشایی دانشگاه ها در سال 1364، به پیشنهاد خود یحیی مهدوی، کریم مجتهدی به عنوان استاد راهنما مسئولیت پایان نامه را پذیرفتند. آقای مجتهدی با احترامی که برای یحیی مهدوی قائل بودند و شناختی که از من داشتند، هیچ گونه دخالت حاشیه ای در محتوا نکردند و جلسه دفاع در دی ماه 64 با موفقیت برگزار شد. ترجمه «تمهیدات» که در سال 1367 توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شد، توانست در سال 1368 جایزه «کتاب سال» را از آن خود کند و حدود 15 سال پیش، برای کمک به دانشجویان تحصیلات تکمیلی فلسفه که در فهم متن اصلی دچار چالش بودند، تصمیم گرفتم نسخه ای سه زبانه (آلمانی، انگلیسی و فارسی) با همکاری انتشارات هرمس آماده کنیم.
وی در خصوص مهم ترین پروژه زندگی علمی خود گفت: در 40 سال گذشته که در دانشگاه تهران مشغول تدریس بوده ام، حدود 60 درصد از کتاب «نقد عقل محض» را به فارسی برگردانده ام. هرچند شاید آن طراوت جوانی زمان ترجمه «تمهیدات» در قلمم نباشد، اما بسیار ضروری می دانم که این متن بنیادین با سبکی دقیق و عالمانه در اختیار اهل فضل قرار گیرد.
حدادعادل با مرور تحول مهم در حوزه های علمیه توضیح داد: اهتمام آیت الله خامنه ای بود که مجمع عالی حکمت اسلامی در قم تأسیس شد، ایشان همواره حامی حکمت و فلسفه بوده اند. اکنون در همین مرکز، حلقه های کانت خوانی شکل گرفته که فضلای حوزه، کلمه به کلمه متن کانت را می خوانند و مباحثه می کنند. معتقدم ورود آرای کانت به فضای حوزه، می تواند میدان فلسفه اسلامی را وسیع تر کرده و باب تازه ای در فلسفه تطبیقی بگشاید.
احمد شاکری، معاون پژوهشی و فناوری مرکز نشر دانشگاهی با اشاره به مصوبه تأسیس این مرکز در سال 1359 گفت: در تمام این سال ها، بزرگان بسیاری از نزدیک و دور در مرکز نشر، دستی بر آتش داشته اند. مدیران می آید و می روند اما مرکز نشر دانشگاهی خواهد ماند. برگزاری این سلسله نشست ها در راستای احیای گروه های پژوهشی مرکز است که از سرمایه های بزرگ این نهاد محسوب می شوند.
شاکری درباره رویکرد گروه های پژوهشی تصریح کرد: هدف ما نگاهی نو به علوم انسانی، مطالعات میان رشته ای، علوم پایه، کشاورزی و محیط زیست است و در گروه علوم انسانی برنامه ویژه ای بر بازخوانی متون کهن با نگاهی نو وجود دارد.
معاون پژوهشی و فناوری مرکز نشر دانشگاهی با تواضع بر اینکه تخصص چندانی در حوزه فلسفه ندارد، به تأمل بر آموزه های کانت اشاره کرد و گفت: کانت به ما می آموزد که پیش از صدور حکم درباره جهان، باید درباره شرایط، حدود و امکان شناخت خودمان پرسش های فراوانی داشته باشیم، از سوی دیگر بازخوانی هایی که در دوره های مختلف از این اثر انجام می شود، به احیای موقعیت فکری مخاطبان کمک خواهد کرد.
شاکری با اشاره به آمار آثار منتشرشده در مرکز نشر دانشگاهی، گفت: حدود دو سوم آثار منتشرشده در این مرکز، ترجمه هستند؛ این نشان می دهد که مرکز از بدو تأسیس به عنوان زیرساختی برای تولید و انتقال دانش در کشور طراحی شده بود، اما باید هشدار داد که با ظهور فناوری های جدید مانند هوش مصنوعی، حوزه ترجمه نیز به وضعیت بحرانی نزدیک می شود و نیازمند انتقال تجربه پیشکسوتانی همچون محمود دولت آبادی به نسل های بعدی است.
سیدحمید طالب زاده، استاد گروه فلسفه دانشگاه تهران، در ادامه با تبیین جایگاه ترجمه کتاب «تمهیدات» کانت به قلم غلامعلی حدادعادل، این اثر را نقطه اوج و بلوغ جریانی دانست که با محمدعلی فروغی آغاز شد و توسط یحیی مهدوی تداوم یافت؛ سنتی که فلسفه غرب را با زبانی فاخر و مأنوس با سنت فلسفه اسلامی به مخاطب فارسی زبان عرضه کرد.
طالب زاده گفت: سنجش ارزش و اهمیت یک ترجمه، در گرو درک وزن و جایگاه خود اثر در تاریخ اندیشه است. برای شناخت شیوه ترجمه دکتر حدادعادل، باید به یک سیر تاریخی توجه کنیم که نقطه آغازین آن انتشار کتاب ارجمند «سیر حکمت در اروپا» اثر مرحوم محمدعلی فروغی بود. فروغی به دلیل تسلط عمیق بر فلسفه اسلامی که ترجمه درخشان «طبیعیات شفا»ی ابن سینا گواه آن است، زبانی خوش خوان و مأنوس برای جامعه اهل فلسفه پدید آورد تا خواننده ایرانی هنگام مطالعه فلسفه غرب احساس بیگانگی نکند. این سبک و سیاق با تأسیس گروه فلسفه دانشگاه تهران توسط چهره نامداری چون دکتر یحیی مهدوی تثبیت شد. مرحوم مهدوی آثاری را از فلسفه مدرن غرب ترجمه کرد که همزمان اصالت مضمون و فخامت نثر در آن ها موج می زد.
طالب زاده ترجمه تمهیدات را نقطه کمال این جریان دانست و تصریح کرد: آن سنتی که با فروغی آغاز شد و با مهدوی بالید، با ترجمه تمهیدات به قلم دکتر حدادعادل به مرتبه بلوغ رسید. این بلوغ بر سه عنصر بنیادین استوار است: تسلط علمی به زبان مبدأ، اشراف بر زبان مقصد و عنصر هنر و قریحه شاعری که مترجم را صرفاً به عنوان یک تکنسین یا دانشمند وارد ترجمه نشده، بلکه به عنوان یک شاعر به متن روح بخشیده است. او نه در استفاده از واژگان نامأنوس عربی افراط کرده و نه به سمت سره نویسی افراطی و خلق واژگان نامطبوع و مصنوعی رفته است، بلکه از فرهنگ غنی و تاریخی زبان فارسی، نگارشی معتدل و دارای موسیقی درونی پدید آورده؛ نثری که گویی در شیوایی و استحکام، از اسلوب نگارش سعدی الگو گرفته است.
استاد فلسفه دانشگاه تهران با اشاره به اعتراف خود کانت در مقدمه کتاب گفت: کانت در آغاز «تمهیدات» اذعان می کند که نتوانسته است همانند دیوید هیوم، نکته سنجی و دلپسندی را در کنار هم بنشاند و اثرش متنی دشوار و غامض است، اما باید گفت حدادعادل توانسته این متن دشوارفهم را در پوششی از نکته سنجی و دلپسندی عرضه کند و به راستی یک نثر معیار در ترجمه فلسفی بنیان بگذارد؛ اثری که نشان می دهد می توان دقیق ترین استدلال های تألیفی پیشینی را بدون انکسار معنا و با لطافت زبان فارسی عرضه کرد.
استاد فلسفه دانشگاه تهران در ادامه نشست، برای نشان دادن عیار بالای ترجمه و شیوایی ترجمه و نثر حدادعادل، فرازهایی از صفحات گوناگون کتاب تمهیدات را برای حاضران قرائت کرد؛ از جمله عبارات صفحه 80 در تفکیک مرز میان پویایی قوه خیال و انضباط فاهمه؛ همچنین آنجا که کانت در آن با بیانی تمثیلی، نسبت میان «نقادی» و «مابعدالطبیعه سنتی» را تبیین می کند و می گوید: «قدر مسلم این است که هر کس یک بار طعم نقادی را چشیده باشد، از ترهاتِ جزم اندیشان دچار تهوع خواهد شد… نسبت نقادی با مابعدالطبیعه معمول نزد اهل مدرسه، دقیقاً همان نسبتی است که شیمی با کیمیا یا نجوم با غیب گویی صناعتِ منجّم دارد…»
طالب زاده با اشاره به این بخش از متن افزود: کانت در این فراز وعده می دهد کسی که اصول نقادی را دریافت کند، دیگر به سراغ علم نماهای کهن نخواهد رفت؛ و این گونه عبارات زیبا و فاخر، با نثری منسجم و استوار، در سراسر این ترجمه به چشم می خورد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در بخش پایانی سخنان خود، به عامل دیگری در تکوین شخصیت علمی و روش ترجمه حدادعادل اشاره کرد و گفت: علاوه بر تسلط زبانی و قریحه ادبی، نباید ارتباط بسیار نزدیک و هم نشینی استاد با شهید مطهری را از قلم انداخت. ایشان رویکرد اصیل فلسفه اسلامی را از محضر شهید مطهری آموختند و در چنان قرابت و انس عمیقی با حکمت اسلامی قرار گرفتند که همین امر، بستر مناسبی برای شکل گیری نوعی فلسفه تطبیقی در آثار ایشان فراهم آورد؛ رویکردی که ثمرات ارزشمند آن در این کتاب و سایر پژوهش های کانتی کاملاً هویداست و این مسیر پربار هم چنان استمرار دارد.
{{name}}
{{content}}