معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
قرار گرفتن دو انسان با پیشینه، شخصیت، باورها و سلیقه های متفاوت در کنار یکدیگر، طبیعت زندگی مشترک است؛ با این حال، بسیاری از اختلافات زمانی جدی می شوند که یکی از زوجین بخواهد دیگری را مطابق الگوی ذهنی خود تغییر دهد. از تفاوت در شیوه ابراز احساسات و روابط اجتماعی گرفته تا سبک تصمیم گیری و حتی میزان پایبندی به بعضی از باورها، همه می توانند در زندگی مشترک محل اختلاف باشند. مسئله اما وجود تفاوت نیست؛ مسئله این است که زوجین با این تفاوت ها چگونه مواجه شوند.
قرار گرفتن دو انسان با پیشینه، شخصیت، باورها و سلیقه های متفاوت در کنار یکدیگر، طبیعت زندگی مشترک است؛ با این حال، بسیاری از اختلافات زمانی جدی می شوند که یکی از زوجین بخواهد دیگری را مطابق الگوی ذهنی خود تغییر دهد. از تفاوت در شیوه ابراز احساسات و روابط اجتماعی گرفته تا سبک تصمیم گیری و حتی میزان پایبندی به بعضی از باورها، همه می توانند در زندگی مشترک محل اختلاف باشند.
مسئله اما وجود تفاوت نیست؛ مسئله این است که زوجین با این تفاوت ها چگونه مواجه شوند. پذیرش تفاوت به معنای چشم پوشی از رفتارهای آسیب زا نیست و احترام به استقلال فردی نیز نباید به نادیده گرفتن مسئولیت های مشترک زندگی منجر شود. در این میان، شناخت حقوق متقابل، گفت وگو و مراجعه به مشاوره در زمان مناسب می تواند از تبدیل اختلاف های طبیعی به تعارض های فرسایشی جلوگیری کند.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان با جواد پورعلیزاده مشاور خانواده درباره چگونگی مواجهه زوجین با تفاوت های شخصیتی و اعتقادی، مرز میان پذیرش تفاوت و تحمل آسیب، جایگاه حقوق متقابل و نقش گفت وگو و مشاوره در حل اختلافات خانوادگی گفت وگو کرده است که متن آن را در ادامه می خوانیم:
خیر؛ احترام متقابل هم جنبه اخلاقی دارد، هم روان شناختی و تا حدودی نیز از منظر حقوقی مورد توجه قرار گرفته است. از نظر روان شناختی، احترام و احساس پذیرفته شدن با رضایت و صمیمیت بیشتر در رابطه ارتباط دارد. از منظر حقوقی نیز قانون مدنی، حسن معاشرت را از تکالیف زوجین دانسته است.
البته هر نوع بی احترامی لزوماً به تنهایی جرم یا موضوع یک دعوای مستقل حقوقی محسوب نمی شود، اما اگر بی احترامی به خشونت، تهدید، توهین، آزار، تضییع حقوق مالی یا سایر رفتارهای آسیب زا تبدیل شود، بسته به نوع رفتار می تواند پیامدهای حقوقی نیز داشته باشد. بنابراین، احترام صرفاً برای زیباتر شدن زندگی مشترک نیست؛ در بسیاری موارد می تواند از فرسایش و فروپاشی رابطه جلوگیری کند.
در مواردی مانند اختلاف سلیقه، سوءتفاهم، سردی عاطفی، مشکلات ارتباطی، اختلافات جنسی، دخالت خانواده ها و بسیاری از تعارض های معمول، گفت وگو و زوج درمانی باید از همان مراحل ابتدایی آغاز شود، نه زمانی که رابطه به شدت فرسوده شده است.
اما اگر خشونت، تهدید جدی، ترس از آسیب، سوءاستفاده مالی، به خطر افتادن امنیت کودک، اجبار یا نقض جدی و مستمر حقوق یکی از زوجین مطرح باشد، صرفاً توصیه به گفت وگو کافی نیست و ممکن است مشاوره حقوقی و مراجعه به مراجع قانونی ضرورت پیدا کند.
حتی قانون مدنی در مواردی که ادامه زندگی زن در یک منزل موجب خوف ضرر بدنی، مالی یا شرافتی باشد، راهکارهای حقوقی مشخصی پیش بینی کرده است. بنابراین، باید میان مسئله ای ارتباطی و موقعیتی خطرناک تفاوت قائل شد؛ مسئله ارتباطی را می توان با گفت وگو و درمان مدیریت کرد، اما خطر را نمی توان صرفاً با گفت وگو حل کرد.
باید میان حق داشتن و حق به جانب بودن تفاوت قائل شد. فرد می تواند بگوید این موضوع حق من است، اما در عین حال به دنبال راهی باشد که این مسئله بدون آسیب دیدن همسر و رابطه حل شود. اگر زندگی مشترک به جایی برسد که زن و مرد دائماً در حال شمارش حقوق خود باشند، خانه به تدریج از فضای زندگی به فضای دادگاه تبدیل خواهد شد.
گذشت به این معناست که فرد گاهی آگاهانه از یک خواسته کوچک خود صرف نظر می کند تا به حفظ رابطه کمک کند؛ اما گذشت به معنای تحمل خشونت، خیانت، تحقیر یا پایمال شدن مستمر حقوق نیست. مدارا یک فضیلت است، اما خودقربانی گری بی حد و مرز فضیلت محسوب نمی شود.
به نظر من، پیش از حقوق مالی، حقی بنیادی وجود دارد که گاهی مورد غفلت قرار می گیرد و آن، حق برخورداری از کرامت و امنیت روانی در خانه است. هر یک از زوجین باید بتواند در خانه صحبت کند، بدون اینکه از تحقیر شدن بترسد، احساساتش جدی گرفته شود، حریم شخصی اش محترم باشد، با خانواده او محترمانه رفتار شود و دائماً در معرض بازجویی و کنترل قرار نگیرد.
در کنار این موارد، حقوق مالی، نیازهای عاطفی و جنسی، مشارکت در تصمیم های مهم خانواده، مسئولیت تربیت فرزند و احترام به مرزهای فردی نیز اهمیت زیادی دارد.
حق مهم دیگری که گاهی نادیده گرفته می شود، حق دانستن حقیقت های مهم در زندگی مشترک است. پنهان کاری های جدی در زمینه مسائل مالی، روابط، اعتیاد یا بعضی از رفتارهای مهم می تواند اعتماد را از پایه تخریب کند.
چند اصل را در این زمینه بسیار مهم می دانم. نخست اینکه هیچ اختلافی مجوز تحقیر همسر نیست. دوم، همسر فرد مجبور نیست شبیه او باشد تا دوست داشتنی و محترم باقی بماند. سوم، باید تفاوت ها را پذیرفت، اما نباید رفتارهای آسیب زا را عادی سازی کرد. چهارم، پیش از مطالبه حق خود، باید حقوق طرف مقابل را نیز دید. پنجم، درباره تصمیم هایی که بر زندگی هر دو نفر تأثیر می گذارد، باید به صورت مشترک تصمیم گیری کرد. ششم، نباید مسائل را آن قدر به تعویق انداخت که به کینه و دلخوری عمیق تبدیل شوند. مشاوره فقط برای روزهای پایانی زندگی مشترک نیست و می تواند در مراحل ابتدایی اختلاف نیز مورد استفاده قرار گیرد.
اما مهم تر از همه اینکه در اختلاف میان زن و شوهر، هدف نباید شکست دادن همسر باشد؛ زیرا اگر فرد همسر خود را شکست دهد، اما رابطه نیز شکست بخورد، درواقع برنده نشده است. خانواده سالم جایی است که زن و مرد بتوانند در کنار حفظ هویت و استقلال خود، مسئولیت حفظ کرامت، آرامش و حقوق یکدیگر را نیز بپذیرند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}