ایران در برابر فشار آمریکا وارد مرحله «کنش فعال» شده است

حسین آجرلو، مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین المللی ابرار معاصر و کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفت وگو با ایکنا با اشاره به تحولات اخیر در جنگ ایران و آمریکا، اظهار کرد: به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با اقدامات آمریکا، تغییراتی را در نحوه کنش و راهبرد خود ایجاد کرده و از مرحله واکنش صرف به سمت اتخاذ رویکردی فعال تر حرکت کرده است.

حسین آجرلو، مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین المللی ابرار معاصر و کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفت وگو با ایکنا با اشاره به تحولات اخیر در جنگ ایران و آمریکا، اظهار کرد: به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با اقدامات آمریکا، تغییراتی را در نحوه کنش و راهبرد خود ایجاد کرده و از مرحله واکنش صرف به سمت اتخاذ رویکردی فعال تر حرکت کرده است.

وی افزود: تحولات مربوط به تنگه هرمز، محاصره دریایی، حمله به کشتی های نفتکش و فشارهای اقتصادی را باید در کنار یکدیگر و به عنوان اجزای یک مجموعه از اقدامات آمریکا بررسی کرد. در مقابل، ایران نیز تلاش کرده است متناسب با این اقدامات، کنش های جدیدی را در دستور کار قرار دهد.

بیشتر بخوانید: 

ضربه به منافع اقتصادی آمریکا در منطقه راهبرد جدید ایران است

آجرلو با بیان اینکه رویارویی ایران و آمریکا وارد فضای جدیدی شده است، گفت: اکنون شرایط به گونه ای است که هر یک از بازیگران تلاش می کنند با اقدامات خود، معادلات موجود را تغییر دهند و طرف مقابل را وادار به واکنش کنند. بنابراین، نمی توان تحولات اخیر را صرفاً در چارچوب یک اقدام و واکنش معمولی تحلیل کرد.

ورود تقابل ایران و آمریکا به مرحله جنگ ترکیبی

این کارشناس مسائل غرب آسیا تصریح کرد: فضای کنونی را باید در چارچوب جنگ ترکیبی و مجموعه ای از معادلات به هم پیوسته دید. آمریکایی ها در معادلات جدید، چند محور را به صورت همزمان دنبال کرده اند؛ ابتدا موضوع تنگه هرمز، سپس محاصره دریایی، بعد مسئله حمله به کشتی ها و در ادامه فشارهای اقتصادی. وقتی این اقدامات را در کنار یکدیگر قرار می دهیم، مشخص می شود که با یک روند چندلایه مواجه هستیم.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، ایران نیز تلاش کرده است در برابر این اقدامات، سطح کنش خود را تغییر دهد. برای نمونه، پس از اقدام آمریکا علیه نفتکش های ایرانی، تهران صرفاً به یک واکنش دفاعی محدود اکتفا نکرد و اقدامات جدیدی را در همان چارچوب عملیاتی خود دنبال کرد.

آجرلو اظهار کرد: این تغییر رویکرد را می توان در اقداماتی که در حوزه نظامی انجام شده نیز مشاهده کرد؛ به گونه ای که در کنار واکنش به اقدامات آمریکا علیه کشتی های نفتکش، موضوع مقابله با ناوهای آمریکایی و ناوشکن هایی که در منطقه حضور عملیاتی دارند نیز مطرح شده است.

حرکت ایران از «واکنش» به «کنش راهبردی»

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین المللی ابرار معاصر با تأکید بر اهمیت این تغییر رویکرد گفت: آنچه در این تحولات اهمیت دارد این است که اقدام ایران صرفاً در قالب دفاع یا واکنش تعریف نشود، بلکه باید آن را نوعی حرکت رو به جلو در عرصه نظامی و عملیاتی ارزیابی کرد.

وی افزود: در گذشته ممکن بود برخی اقدامات ایران در پاسخ به اقدامات طرف مقابل تعریف شود، اما در شرایط کنونی، تهران تلاش می کند با اتخاذ ابتکار عمل، معادلات موجود را تغییر دهد و هزینه هایی را برای طرف مقابل ایجاد کند.

آجرلو ادامه داد: بنابراین اگر بخواهیم تحولات اخیر را ارزیابی کنیم، باید توجه داشته باشیم که تقابل ایران و آمریکا از یک رویارویی محدود به مجموعه ای از اقدامات متقابل در حوزه های نظامی، دریایی، اقتصادی و امنیتی تبدیل شده است و هر دو طرف تلاش دارند ابتکار عمل را در این معادلات در اختیار داشته باشند.

وی بیان کرد: در چنین فضایی، اقدامات جدید ایران را باید بخشی از یک رویکرد فعال تر دانست؛ رویکردی که در آن جمهوری اسلامی ایران تلاش می کند علاوه بر پاسخ به اقدامات طرف مقابل، با کنش های خود مسیر تحولات و معادلات موجود را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

آجرلو در ادامه درباره نقش انتخابات آمریکا در محاسبات واشنگتن در قبال ایران اظهار کرد: در شرایط کنونی، یکی از موضوعات بسیار اثرگذار بر روند درگیری و رویارویی ایران و آمریکا، مسئله تاب آوری طرفین است. البته تاب آوری در آمریکا و ایران مؤلفه های متفاوتی دارد و هر یک از طرفین بر اساس ظرفیت های داخلی و شرایط سیاسی و اجتماعی خود آن را محاسبه می کنند.

وی افزود: در آمریکا، یکی از مهم ترین مؤلفه های تاب آوری، وضعیت حزب جمهوری خواه و انتخابات کنگره و سنا در آبان ماه است. قیمت سوخت و آثار اقتصادی ناشی از تحولات جاری می تواند بر فضای سیاسی آمریکا و چینش آینده کنگره و سنا اثرگذار باشد. در صورتی که جمهوری خواهان اکثریت خود را در کنگره یا سنا از دست بدهند، ادامه فعالیت دولت ترامپ با دشواری های بیشتری مواجه خواهد شد و بسیاری از برنامه های داخلی و خارجی دولت با چالش روبه رو می شود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا ادامه داد: بنابراین دولت ترامپ به نوعی به یک پیروزی در تقابل با ایران نیاز دارد تا بتواند آن را به عنوان یک دستاورد راهبردی مطرح کند. اگر چنین اتفاقی رخ ندهد و آمریکا نتواند به اهدافی که برای خود تعیین کرده دست پیدا کند، از منظر قدرت های بزرگ، این مسئله می تواند به عنوان یک شکست تلقی شود و تبعات سیاسی و اجتماعی آن در داخل آمریکا نیز قابل توجه خواهد بود.

هزینه های اقتصادی و لجستیکی جنگ فرسایشی برای آمریکا

آجرلو با اشاره به محاسبات اقتصادی آمریکا در تداوم فشار علیه ایران گفت: مسئله دیگر این است که آمریکایی ها برآورد می کنند محاصره اقتصادی و ادامه یک جنگ فرسایشی ممکن است در مقایسه با ورود به یک درگیری گسترده، هزینه کمتری برای آنها داشته باشد. البته حضور ناوگان آمریکا در منطقه نیز هزینه های قابل توجه لجستیکی و عملیاتی به همراه دارد و تأمین این هزینه ها برای واشنگتن اهمیت دارد.

وی تصریح کرد: هرچه آمریکا بتواند زودتر ایران را وادار کند شرایط مورد نظر واشنگتن را بپذیرد و تصمیم مطلوب آنها را محقق کند، طبیعتاً امکان تأمین منافع خود را با هزینه کمتر خواهد داشت. بنابراین بخشی از راهبرد آمریکا بر این مبناست که با افزایش فشارها، ایران را به پذیرش شرایط مورد نظر خود سوق دهد.

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین المللی ابرار معاصر ادامه داد: از سوی دیگر، طولانی شدن بحران و عدم نتیجه بخشی آن برای آمریکا می تواند محاسبات این کشور را پیچیده تر کند؛ به ویژه اینکه تحولات ایران در ارتباط با رقابت های گسترده تر آمریکا با چین نیز قرار دارد.

پرونده ایران در معادله رقابت آمریکا و چین

وی با اشاره به سفر پیش روی شی جین پینگ به واشنگتن اظهار کرد: اگر آمریکا بتواند در این دوره خود را در موضع برتر نظامی نشان دهد و پرونده ایران را به عنوان یک پرونده مدیریت شده پیش ببرد، این مسئله می تواند در مذاکرات واشنگتن با چین برای آمریکا دستاوردهایی به همراه داشته باشد و امکان گرفتن امتیازاتی از پکن را افزایش دهد.

آجرلو افزود: اما اگر آمریکا در مواجهه با ایران در موضع ضعف قرار داشته باشد، به ویژه برای پیشبرد پروژه اقتصادی خود علیه ایران، ممکن است به دادن امتیازاتی به چین نیاز پیدا کند تا بتواند سیاست های خود را پیش ببرد. بنابراین مجموعه این عوامل، در کنار یکدیگر، تاب آوری آمریکا را در این تقابل کاهش می دهد.

وی در ادامه با اشاره به مؤلفه های تاب آوری ایران گفت: در ایران نیز موضوعاتی مانند محاصره، میزان کنشگری نظامی و مهم تر از همه تاب آوری اجتماعی در محاسبات تصمیم گیران قرار دارد. بنابراین هر دو طرف، مجموعه ای از این مؤلفه ها را در ارزیابی ادامه رویارویی مدنظر قرار می دهند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا تأکید کرد: به همین دلیل به نظر می رسد طرفین احساس می کنند این رویارویی در جنگ در حال تبدیل شدن به یک وضعیت فرسایشی است و باید به نحوی این فرسایش شکسته شود. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش می کند با استفاده از راهبردهای جبرانی، تحرک جدیدی در روند تحولات ایجاد کند.

آجرلو گفت: اقدام ایران در هدف قرار دادن ناوگان آمریکا را نیز می توان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ یعنی اقدامی که بخشی از یک راهبرد جبرانی برای ایجاد تحرک در تحولات و جلوگیری از تبدیل شدن رویارویی به یک روند فرسایشی طولانی مدت است.

آجرلو در ادامه درباره راهبرد آمریکا در قبال ایران و اینکه آیا دولت ترامپ با محاسبه هزینه های محاصره دریایی به دنبال خرید زمان و کاهش هزینه های تحمیلی به آمریکا تا انتخابات میان دوره ای است، اظهار کرد: آمریکایی ها هم برای جنگ و هم برای توافق آمادگی دارند اما هر دو گزینه را بر اساس تعریفی که از منافع خود دارند دنبال می کنند. بنابراین نمی توان گفت که آمریکا صرفاً به دنبال جنگ یا صرفاً به دنبال توافق است.

وی افزود: تحولات کنونی را باید در چارچوب یک کمپین جنگی و فشار مستمر ارزیابی کرد. اگر منافع آمریکا در این روند تأمین نشود، احتمال افزایش اقدامات واشنگتن پس از انتخابات بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر، اگر هدف از این اقدامات زمینه سازی برای تأمین منافع آمریکا از طریق توافق باشد، باز هم ابزار اصلی واشنگتن اعمال فشار خواهد بود تا ایران را به پذیرش شرایط مورد نظر خود نزدیک کند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا تصریح کرد: با این حال، به نظر می رسد ایران و تاب آوری ایرانیان توانسته آمریکا را تا حد قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد و حتی راهبرد آمریکا را با چالش مواجه کند. معتقدم آمریکایی ها در حوزه جنگ با چالش هایی روبه رو هستند و پس از آن نیز ممکن است در حوزه مذاکرات با دشواری مواجه شوند.

وی ادامه داد: به همین دلیل، اگرچه برخی خواسته های آمریکا در حال حاضر به عنوان خواسته های حداکثری مطرح می شود، اما این احتمال وجود دارد که در ادامه مسیر و متناسب با شرایط، شاهد تعدیل بخشی از این خواسته ها باشیم. البته باید منتظر ماند و دید تحولات میدانی و سیاسی در ادامه چگونه پیش خواهد رفت.

تغییر انگاره آمریکا درباره توانمندی ایران

آجرلو در پاسخ به این پرسش که آیا اتخاذ رویکرد تهاجمی جدید از سوی ایران نشان می دهد ارزیابی های پیشین درباره ناتوانی تهران در شکستن محاصره دریایی آمریکا نادرست بوده است، گفت: آنچه اتفاق افتاده، یک انگاره را تغییر داده است. آمریکایی ها طی مدت گذشته مجموعه ای از انگاره ها را درباره وضعیت ایران ایجاد کرده بودند و بر اساس آنها به ویژه پس از حوادث دی 1404 تصور می کردند ایران تضعیف شده است.

وی توضیح داد: بخشی از این ارزیابی ها به تحولات داخلی ایران، وضعیت اقتصادی ناشی از تحریم ها، تضعیف توان دفاعی و پدافندی و کاهش قابلیت های نظامی کشور مربوط می شد. اما تحولات اخیر نشان داد که این مفروضات دست کم به شکل مطلق قابل پذیرش نیست.

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین المللی ابرار معاصر افزود: ایران تجربه تقابل با آمریکا را دارد و در شرایط دفاعی نیز نشان داده که می تواند از ظرفیت های خود استفاده کند. بنابراین آمریکایی ها نمی توانند صرفاً بر اساس این فرض که ایران به لحاظ نظامی تضعیف شده است، محاسبات خود را پیش ببرند.

وی تأکید کرد: ممکن است آمریکا بتواند ضرباتی وارد کند، خسارت هایی به کشور تحمیل کند و مشکلاتی ایجاد شود، اما اینکه از این مسئله نتیجه بگیریم مفروضات آمریکا درباره توانمندی ایران محقق خواهد شد، نیازمند تأمل بیشتری است.

آجرلو اظهار کرد: آنچه در حوزه نظامی مشاهده شده، نشان دهنده وجود توانمندی هایی قابل دفاع در ایران است. شاید در برخی حوزه های تهاجمی، سطح توانمندی ایران محل بحث باشد، اما در مجموع ظرفیت های دفاعی و نظامی کشور نشان داده است که نمی توان ایران را یک بازیگر ضعیف و فاقد قدرت بازدارندگی در نظر گرفت.

«معادله جدید» ایران برای افزایش هزینه های ماجراجویی آمریکا

این کارشناس مسائل غرب آسیا در ادامه درباره حمله به منافع اقتصادی آمریکا در منطقه و تحمیل هزینه های بالا به واشنگتن و اینکه آیا این مسئله بخشی از راهبرد تهاجمی جدید ایران محسوب می شود، گفت: این موضوع در چارچوب یک «معادله جدید» قابل تحلیل است. ایران تلاش کرده است در برابر ماجراجویی احتمالی آمریکا، معادله ای را مطرح کند که بر اساس آن هزینه های اقدامات واشنگتن افزایش پیدا کند.

وی افزود: اگر آمریکا بخواهد زیرساخت های ایران را هدف قرار دهد، طبیعی است که ایران نیز صرفاً در سطح دفاع از خود باقی نماند و بتواند دامنه پاسخ خود را به منافع آمریکا و حتی منافع متحدان آن در منطقه گسترش دهد.

آجرلو تصریح کرد: بنابراین موضوع صرفاً مقابله مستقیم میان ایران و آمریکا نیست، بلکه بحث بر سر ایجاد یک معادله بازدارنده است؛ به این معنا که طرف مقابل بداند هرگونه اقدام و ماجراجویی، هزینه هایی فراتر از آنچه در ابتدا تصور کرده است، به همراه خواهد داشت.

وی ادامه داد: به نظر می رسد این معادله می تواند در محاسبات آمریکا اثرگذار باشد؛ زیرا اگر واشنگتن بداند اقدام علیه زیرساخت های ایران ممکن است با واکنش هایی علیه منافع آمریکا یا متحدانش در منطقه همراه شود، هزینه و ریسک تصمیم گیری برای آن افزایش خواهد یافت.

آجرلو در پایان گفت: به همین دلیل، هرچه سطح ماجراجویی آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال فعال شدن این معادله و افزایش سطح اقدامات متقابل نیز بیشتر خواهد شد همانطور که طی روزهای اخیر این اقدامات را مشاهده کردیم. این همان نکته ای است که می تواند در محاسبات آینده آمریکا درباره نحوه مواجهه با ایران تأثیرگذار باشد.

انتهای پیام

نظرات

captcha