بریکس؛ فرصت ایران برای خنثی سازی تحریم ها و گذار به چندجانبه گرایی

 بریکس ، در حال حاضر 21 عضو دارد که 11 کشور عضو اصلی و 10 کشور نیز اعضای جدید این مجموعه تحت عنوان «بریکس پلاس» هستند. مجموع کشورهای عضو بریکس بیش از 45 درصد جمعیت جهان و حدود 35 درصد سرزمین های دنیا را دربرمی گیرند و از ظرفیت های قابل توجهی در حوزه های مختلف برخوردارند. یکی از اهداف مهم بریکس، فراهم کردن زمینه ای برای توسعه روابط و فعالیت های اقتصادی و تجاری کشورها با حفظ استقلال آنهاست.

 بریکس، در حال حاضر 21 عضو دارد که 11 کشور عضو اصلی و 10 کشور نیز اعضای جدید این مجموعه تحت عنوان «بریکس پلاس» هستند. مجموع کشورهای عضو بریکس بیش از 45 درصد جمعیت جهان و حدود 35 درصد سرزمین های دنیا را دربرمی گیرند و از ظرفیت های قابل توجهی در حوزه های مختلف برخوردارند.

یکی از اهداف مهم بریکس، فراهم کردن زمینه ای برای توسعه روابط و فعالیت های اقتصادی و تجاری کشورها با حفظ استقلال آنهاست. این مجموعه همچنین با تأکید بر چندجانبه گرایی، درصدد کاهش آثار یک جانبه گرایی در نظام بین الملل و تقویت همکاری های اقتصادی میان اعضاست؛ از همین منظر، کاهش وابستگی به دلار در مبادلات اقتصادی کشورهای عضو نیز از محورهای مورد توجه بریکس محسوب می شود. 

در این راستا ایکنا با مهدی خورسند، کارشناس مسائل بین الملل گفت وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می خوانیم:

ایکنا ـ با توجه به سفر رئیس جمهور به اجلاس بریکس، ارزیابی شما از ظرفیت های نهادهایی مانند بریکس در نظم جدید جهانی چیست و این مجموعه ها تا چه اندازه می توانند زمینه عبور از یک جانبه گرایی و حرکت به سمت چندجانبه گرایی را فراهم کنند؟

بعد از جنگ جهانی دوم، دنیا وارد یک نظم دوقطبی شد و کشورها در یکی از دو بلوک شرق یا غرب قرار گرفتند. این وضعیت بسیاری از کشورهای مستقل جهان را با محدودیت ها و چالش هایی مواجه کرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هنگامی که جهان وارد نظم تک قطبی به رهبری آمریکا شده بود بسیاری از بازیگرانی که به عنوان قدرت های نوظهور در عرصه بین المللی سر برآورده بودند، نسبت به این نظم ناراضی و منتقد بودند.

کنشگری این کشورها در قالب نهادگرایی منطقه ای عملیاتی شد. در همین چارچوب، شاهد شکل گیری «شانگهای به اضافه پنج» که بعدها به عنوان سازمان همکاری شانگهای نام گرفت و در ابتدای قرن بیست ویکم نیز نهادی تحت عنوان بریکس شکل گرفت که قدرت های نوظهور اقتصادی و کشورهایی را دربرمی گرفت که خواهان سهم بیشتری از قدرت در نظام بین الملل بودند و از منتقدان اصلی یک جانبه گرایی آمریکا محسوب می شدند.

بحران مالی سال های 2007 تا 2009 در آمریکا و اروپا نیز نشان داد که سلطه دلار در دنیا نمی تواند پاسخگوی همه نیازهای کشورها باشد و احتمال بروز بحران های بزرگ اقتصادی همچنان وجود دارد. از آن زمان، چندجانبه گرایی و به ویژه منطقه گرایی، همچنین توسعه روابط و همکاری های دوجانبه و چندجانبه کشورها بر مبنای پول های ملی و ارزهای مشترک، اهمیت بیشتری پیدا کرد. چنانکه در یکی دو سال گذشته ارزی به نام «بریک» در نهادی بنام بریکس رونمایی شد.

دلیل این مسئله آن بود که دلار عملاً به ابزاری برای تعیین رفتار کشورها در زمینه همکاری یا عدم همکاری با آمریکا تبدیل شده بود. در نتیجه، کشورها تلاش کردند مسائل اقتصادی را فراتر از روابط سیاسی دنبال کنند و همین موضوع موجب شد نهادگرایی های منطقه ای از ارزش و جایگاه بالاتری برخوردار شوند. امروز بریکس یکی از نهادهای مؤثری است که می تواند به کشورها برای حرکت در این مسیر کمک کند.

برای ایران نیز بریکس، که اخیراً به عضویت آن درآمده ایم، فرصت های بی نظیری به همراه دارد؛ البته استفاده از این فرصت ها منوط به آن است که ایران بتواند نقش و بازیگری مؤثری در این نهاد ایفا کند.

یکی از مهم ترین نقش هایی که ایران می تواند در بریکس و بریکس پلاس داشته باشد، ایفای جایگاه یک تأمین کننده انرژی برای کشورهای عضو است. نباید صرفاً از بریکس به عنوان مجموعه ای از خریداران نفت ایران یاد کنیم، بلکه باید تلاش کنیم فارغ از نظام عرضه و توزیع انرژی در جهان، یک مدیریت مستقل در حوزه انرژی داشته باشیم.

ایران به عنوان یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان و تأمین کنندگان انرژی در جهان، با مجموعه ای مواجه است که بخش قابل توجهی از بزرگ ترین خریداران و دریافت کنندگان انرژی دنیا را در خود جای داده است. بنابراین، این ظرفیت می تواند برای اقتصاد ایران بسیار مؤثر و کمک کننده باشد.

ایکنا ـ در کنار ظرفیت های اقتصادی و انرژی، جایگاه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران چه نقشی در بهره گیری از ظرفیت های بریکس و بریکس پلاس دارد؟

جایگاه ژئوپلیتیکی ایران نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و می تواند ظرفیت های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی کشور را بالفعل کند. یکی از مهم ترین این ظرفیت ها، فعال سازی کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب از مسیر ایران است. در صورت استفاده صحیح از این ظرفیت، می توان اقتصاد کشورهای عضو بریکس را به جغرافیای ایران وابسته کرد و از موقعیت ترانزیتی کشور به عنوان یک مزیت راهبردی بهره گرفت.

از سوی دیگر، این ظرفیت می تواند زمینه دسترسی تولیدات ایرانی به بازارهای کشورهای عضو بریکس و بریکس پلاس را نیز فراهم کند و به توسعه صادرات کشور، حتی در شرایط تحریمی، کمک کند.

البته استفاده از این ظرفیت ها مستلزم فراهم شدن چند پیش نیاز است. ساختار تجاری و اقتصادی ایران باید متناسب با این تغییرات، آمادگی لازم را داشته باشد. سفرهای اخیر وزیر اقتصاد و مدیران بانک مرکزی به دهلی نو نیز بیانگر توجه به همین مسئله است؛ چراکه ما حتماً باید در ساختارهای اقتصادی و تجاری خود تغییراتی ایجاد کنیم و آمادگی لازم برای همکاری با اعضای بریکس را در نهادگرایی خود داشته باشیم.

همین مسئله را می توان درباره ظرفیت های موجود در اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز مطرح کرد. ایران در حال حاضر توافق تجارت آزاد با اتحادیه اقتصادی اوراسیا امضا کرده است و لازم است نهادهای متولی پاسخ دهند که تاکنون چگونه و به چه شکلی از این فرصت استفاده کرده اند.

ما با یک بازار حدود 200 تا 300 میلیون نفری مواجه هستیم که امکان تجارت آزاد با آن فراهم شده و این تجارت آزاد یعنی تعرفه های گمرکی صفر. این یک فرصت بی نظیر برای اقتصاد ایران است که به ویژه در شرایط تحریمی می توان از آن به نحو احسن استفاده کرد.

بنابراین، نهادهایی مانند وزارت صنعت، معدن و تجارت و به ویژه سازمان توسعه تجارت باید نقش فعال تری در همکاری های نهادی و منطقه ای ایفا کنند؛ چه در سازمان همکاری شانگهای، چه در اتحادیه اقتصادی اوراسیا و چه در ظرفیت بسیار مهم بریکس. این موضوع باید بیش از گذشته مورد توجه تصمیم سازان و تصمیم گیران کشور قرار گیرد تا بتوانیم از ظرفیت های موجود در این نهادها به شکل مؤثر استفاده کنیم.

ایکنا ـ با توجه به ظرفیت های گسترده ایران برای فعال سازی فرصت های موجود در سازمان هایی مانند بریکس، این مجموعه ها تا چه اندازه می توانند در خنثی سازی تحریم های آمریکا نقش آفرین باشند؟

ما در حوزه خدمات فنی و مهندسی ظرفیت بسیار خوبی داریم و می توانیم از این توانمندی برای توسعه همکاری با کشورهای عضو بریکس و سایر کشورهای هدف استفاده کنیم. اجازه دهید در این زمینه به یک تجربه شخصی اشاره کنم. در سال 1401، رویدادی در شهرداری تهران برگزار کردیم و از مقامات مدیریت شهری شهرهای خواهرخوانده تهران دعوت کردیم تا به تهران بیایند. آنها از پروژه ها و ظرفیت های مختلف مدیریت شهری تهران بازدید کردند و پس از مشاهده پیشرفت ها و توانمندی های موجود، درخواست دریافت خدمات فنی و مهندسی و همچنین محصولات و خدمات مرتبط با حوزه مدیریت شهری را مطرح کردند.

این تجربه نشان می دهد که ایران از ظرفیت ها و توانمندی های بومی قابل توجهی برخوردار است که قابلیت صادرات، عرضه در بازارهای خارجی و تبدیل شدن به ارزش اقتصادی را دارند. بنابراین، باید استفاده از این ظرفیت ها در دستور کار قرار گیرد و نباید تصور کنیم که صرفاً به دلیل قرار گرفتن ایران تحت تحریم، از بسیاری از کشورهای دیگر عقب هستیم.

حتی پیش از جنگ 12 روزه نیز ما سفرای کشورهای مختلف را برای بازدید از پروژه های مدیریت شهری تهران همراهی کردیم. اگر اشتباه نکنم، این بازدیدها در اواخر سال 1403 انجام شد. برای من جالب بود که یکی از سفرای کشورهای اروپایی که به همراه رایزن اقتصادی کشورش در این بازدید حضور داشت، می گفت اگر حتی گوشه ای از تحریم های اعمال شده علیه ایران، به کشور ما تحمیل شود، احتمالاً چندین بار نظام اقتصادی ما دچار فروپاشی خواهد شد.

این مسئله نشان می دهد که ایران با وجود فشارهای تحریمی، ظرفیت های قابل توجهی در حوزه های مختلف دارد و باید بتوانیم این ظرفیت ها را در قالب همکاری های اقتصادی و تجاری با کشورهای عضو بریکس و بریکس پلاس فعال کنیم. بریکس می تواند بستری برای معرفی و عرضه این توانمندی ها در بازارهای جدید و کمک به کاهش آثار تحریم ها باشد.

ایکنا ـ با توجه به ظرفیت هایی که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد، نهادگرایی منطقه ای تا چه اندازه می تواند به عبور از فشار تحریم ها کمک کند و بریکس در این میان چه نقشی دارد؟

ما باید از ظرفیت ها و پتانسیل هایی که در اختیار داریم، به درستی استفاده کنیم. قطعاً نهادگرایی منطقه ای می تواند در عبور از فشار تحریم ها به ما کمک کند اما به شرط آنکه دچار «رؤیا فروشی» نشویم. این تصور که برخی کارشناسان در رسانه ها مطرح می کنند مبنی بر اینکه بریکس می تواند همه مشکلات ما را حل کند، کاملاً اشتباه است. بریکس نمی تواند همه مشکلات کشور را حل کند اما می تواند در حل بخشی از مشکلات مؤثر باشد؛ البته این امر منوط به آن است که دستگاه های متولی تصمیم های درست و اقدامات مناسبی اتخاذ کنند و نگاه ما به این ظرفیت ها صرفاً سیاسی نباشد.

در این شرایط، بیش از گذشته ضرورت استفاده از ابزارهای دیپلماسی اقتصادی و اقتصاد سیاسی در کشور احساس می شود. ما نهادی مانند سازمان همکاری اقتصادی «اکو» را با ابتکار ایران، بیش از سه دهه است که ایجاد کرده ایم اما متأسفانه این نهاد اقتصادی که می تواند در حل بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور مؤثر باشد، پس از سال ها عمدتاً به برگزاری برخی نشست های سیاسی و عکس های یادگاری محدود شده است و ما از ظرفیت های واقعی آن بهره کافی نبرده ایم یا بهتر است بگوییم خیلی از ظرفیت ها را از دست داده ایم.

اگر بخواهیم با همین نگاه به ظرفیت بریکس نیز نگاه کنیم، قطعاً به نتیجه ای نخواهیم رسید و این مجموعه دستاورد قابل توجهی برای ما نخواهد داشت اما اگر با یک رویکرد اقتصاد سیاسی به تحولات نهادگرایی منطقه ای و ظرفیت های ایران نگاه کنیم، قطعاً می توانیم از حصار تحریم ها عبور کنیم.

ایکنا ـ پس می توان گفت طی تعامل ایران با کشورهای بزرگی چون چین، روسیه، هند و برزیل که عضو بریکس هستند و استفاده از ظرفیت آنها می توانیم عملاً وارد ائتلاف های اقتصادی و حتی اقتصادی ـ امنیتی در منطقه شویم؟

منظورم این است که همین نهادگرایی منطقه ای با همین ظرفیت های اقتصادی که دارد برای منطقه ما امنیت آور است. هر جا اقتصاد وارد میدان شود و اولویت نگاه های اقتصادی به میان بیاید قطعا امنیت هم پشت سر آن خواهد آمد. در شرایط کنونی، روابط کشورها در جهان بیش از هر چیز تحت تأثیر منافع متقابل قرار دارد و این منافع هستند که سطح و عمق روابط میان کشورها را تعیین می کنند. بنابراین، هرچه بتوانیم منافع مشترک بزرگ تر و بیشتری با همسایگان و حتی کشورهایی که با آنها دچار سوءتفاهم های سیاسی و امنیتی هستیم تعریف کنیم، به همان میزان می توانیم زمینه شکل گیری امنیت مشترک و پایدارتر را نیز فراهم کنیم.

ایکنا ـ برخی از اعضای بریکس به دلیل روابط تنگاتنگی که با آمریکا دارند، ممکن است در عمل مانع تحقق کامل اهداف این سازمان شوند. آیا می توان این مسئله را به عنوان یکی از نقاط ضعف بریکس در نظر گرفت؟

در ظاهر، بله. بریکس در نگاه نخست، مجموعه ای از اضداد به نظر می رسد. برای مثال، هند و چین اختلافات اساسی با یکدیگر دارند و هند و پاکستان نیز روابط بسیار پرتنشی دارند. همچنین میان برخی دیگر از بازیگران این مجموعه، سوءتفاهم ها و اختلافات سیاسی و امنیتی وجود دارد. با این حال، نکته مهم این است که کشورهایی که در ظاهر با یکدیگر اختلاف دارند، در چارچوب ساختار بریکس به تعهدات این مجموعه پایبند هستند.

برای نمونه، چین و روسیه حرکت خود را به سمت کاهش استفاده از دلار در مبادلات اقتصادی آغاز کرده اند. سال گذشته میلادی نیز یکی از مقامات روسیه صراحتاً اعلام کرد که بخش بسیار بزرگی از روابط اقتصادی روسیه و چین با استفاده از روبل و یوان انجام می شود. همچنین چندین سال است که بخش قابل توجهی از مبادلات اقتصادی روسیه و هند با روبل و روپیه صورت می گیرد.

حتی در برخی مبادلات انرژی نیز شاهد استفاده از ارزهای ملی هستیم؛ برای مثال، هند بخشی از نفت و گازی را که از کشورهای منطقه، از جمله امارات و قطر، خریداری می کند با استفاده از روپیه تسویه می کند. بنابراین، این روند را باید یک اتفاق مثبت و مهم دانست.

البته دوباره تأکید می کنم که نباید نسبت به نهادهایی مانند بریکس «رویا فروشی» کنیم و بگوییم این مجموعه قرار است همه مشکلات ما را حل کند یا اینکه این نهادها، ضد استکباری و ضد امپریالیستی است. چنین برداشتی دقیق نیست. اعضای بریکس همچنان با آمریکا تعاملات و روابط اقتصادی و سیاسی خود را دارند و این روابط را نیز حفظ می کنند.

اما نکته مهم این است که این کشورها در کنار تعامل با آمریکا، نسبت به یک جانبه گرایی و فشارهای بین المللی آمریکا نیز انتقاد دارند و این مسئله برای آنها اهمیت زیادی دارد. هدف آنها این است که از وابستگی به دلار آمریکا تا حد امکان خارج شوند و شرایطی ایجاد کنند که آمریکا نیز مانند سایر قدرت ها، به عنوان یک بازیگر در کنار دیگر کشورها پشت میز تصمیم گیری درباره تحولات بین المللی بنشیند؛ نه اینکه آمریکا در جایگاه قدرت برتر قرار داشته باشد و سایر کشورها در موقعیت پایین تر تعریف شوند.

بنابراین، اگرچه اختلافات و تفاوت های سیاسی میان اعضای بریکس یک واقعیت است اما نباید این مسئله را به گونه ای تفسیر کرد که این اختلافات الزاماً مانع همکاری آنها در حوزه های اقتصادی و مقابله با یک جانبه گرایی شود. آنچه این کشورها را در چارچوب بریکس به یکدیگر نزدیک می کند، بیش از هر چیز منافع مشترک اقتصادی و تلاش برای شکل دهی به نظم چندجانبه تر در نظام بین الملل است.

انتهای پیام

نظرات

captcha