کلاس های خاموش، آینده های سوخته: صورت حساب پنهان کرونا برای یک نسل

علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفه ای آینده پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه ها

تصور کنید قطاری که قرار بود مسافرانش را به ایستگاه آینده برساند، ناگهان دو سال توقف می کند؛ حالا از خود بپرسید: مسافرانِ این قطار، چه زمانی به مقصد می رسند؟ آیا اصلاً می رسند؟ این تمثیلِ تلخ، سرگذشت میلیون ها دانش آموزی است که در دوران پاندمی کرونا، از قطار آموزش پیاده شدند؛ بی آنکه بدانند این توقف اجباری، چه زخمی بر سرنوشت اقتصادی شان خواهد گذاشت.

زیان یادگیری، مفهومی است که اقتصاددانان آموزش، این روزها با نگرانی درباره اش هشدار می دهند؛ این مفهوم به زبان ساده یعنی هر آنچه دانش آموز باید می آموخت و نیاموخت؛ مهارتی که باید در ذهنش ساخته می شد و نشد؛ حالا پرسش هولناک این است: این آموخته های ازدست رفته، سی سال بعد، در جیب این کودکان چه شکلی به خود می گیرند؟

با توجه به بروز ناگهانی کروناویروس، بسیاری از کشورهای جهان، که صرفا با آموزش سنتی پیش می رفتند، دچار شوک و بحران آموزشی شدند؛ مخصوصا کشورهایی که با مشکلات زیرساختی تکنولوژیکی و سرعت پایین اینترنت روبرو بودند.

حساب وکتاب یک فاجعه: از نمره های گم شده تا دستمزدهای سوخته

اقتصاددانان برای سنجش زیان یادگیری، به دنبال شواهد عینی می گردند. مطالعات جهانی، از هلند و بلژیک تا هند و برزیل، تصویری نگران کننده ترسیم کرده اند: تعطیلی مدارس در دوران کرونا، معادل از دست رفتنِ دست کم یک سوم تا یک دومِ یک سال تحصیلی کامل یادگیری بوده است؛ حالا بیایید این عدد را به زبان پول ترجمه کنیم.

ادبیات اقتصاد آموزش، رابطه ای مستحکم میان هر سال تحصیل اضافی و افزایش دستمزدهای آتی نشان می دهد؛ طبق قاعده ی سرانگشتی مینسر، هر سال آموزشِ باکیفیت، حدود 8 تا 12 درصد به درآمد مادام العمر فرد می افزاید؛ حال اگر کرونا باعث شده باشد یک نسل، معادل نیمی از یک سال تحصیلی را از دست بدهد، با یک ضرب ساده می توان دریافت که این کودکان، در بزرگ سالی حدود 4 تا 6 درصد درآمد کمتری خواهند داشت.

اما این، تازه میانگین ماجراست و میانگین، در این قصه، دروغ می گوید.

دو همه گیری در یک پاندمی: وقتی ویروس، فقر را گاز می گیرد

کرونا، فقط یک بحران بهداشتی نبود؛ یک بحران طبقاتی تمام عیار بود؛ مدارس که تعطیل شدند، آموزش به خانه ها نقل مکان کرد؛ اما خانه ها برابر نبودند؛ در شمال شهر، کودکی پشت لپ تاپ، با اینترنت پرسرعت، در اتاق اختصاصی اش، با مادری تحصیل کرده که نقش معلم خصوصی را بازی می کرد، به کلاس آنلاین وصل شد؛ در جنوب شهر، کودکی دیگر، با موبایل پدر، روی فرش اتاقی شلوغ، با اینترنت قطع و وصل، بی آنکه کسی بتواند درس ریاضی را برایش توضیح دهد، از قطار پیاده ماند.

نتیجه، انفجار نابرابری آموزشی بود؛ پژوهش های بانک جهانی نشان می دهد در کشورهای در حال توسعه، کودکان خانواده های کم درآمد، تقریباً دو تا سه برابر بیشتر از هم کلاسی های مرفه شان زیان یادگیری را تجربه کرده اند؛ این یعنی شکاف درآمدی آینده، نه تنها از بین نمی رود، که عمیق تر هم خواهد شد؛ ویروس که برود، جهش طبقاتی که می ماند.

چرخه ی شوم: از زیان یادگیری تا تله ی فقر بین نسلی

حالا تصویر کامل تر می شود: کودکی که امروز، به خاطر فقر، بیشترین زیان یادگیری را متحمل شده، فردا با دستمزدی پایین تر وارد بازار کار می شود؛ این دستمزد پایین، یعنی فرزند او نیز در خانواده ای کم برخوردار بزرگ خواهد شد و در بحران بعدی، باز هم آسیب پذیرتر خواهد بود؛ این چرخه ی شوم، همان تله ی فقر بین نسلی است که کرونا، حلقه هایش را محکم تر از همیشه به هم گره زد.

برآوردهای محافظه کارانه نشان می دهد که ارزش فعلی درآمد ازدست رفته ی این نسل در سطح جهانی، به هزاران میلیارد دلار می رسد؛ رقمی که از تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورها فراتر است؛ این، صورت حساب پنهان کروناست؛ بدهی ای که نه در ترازنامه ی دولت ها ثبت شده، نه در بودجه های اضطراری دیده شد.

نسخه ای که دیر نوشته شد، اما هنوز می توان خواند

خبر خوب این است که اقتصاد آموزش، فقط مسئله را تشخیص نمی دهد؛ درمان هم پیشنهاد می کند؛ سه اقدام فوری، می تواند بخشی از این زخم را ترمیم کند:

نخست، «آموزش جبرانی هدفمند» به سبک برنامه های تابستانی فشرده، با تمرکز بر دانش آموزان خانواده های کم درآمد. پژوهش ها نشان می دهد تدریس خصوصی در گروه های کوچک، یکی از مؤثرترین روش های جبران افت تحصیلی است.

دوم، «ارزیابی ملی زیان یادگیری» برای شناسایی دقیق شکاف ها؛ آنچه اندازه گیری نشود، درمان هم نمی شود. وزارت آموزش وپرورش باید به سرعت نقشه ی دقیقی از میزان و توزیع این زیان در استان ها و طبقات مختلف ترسیم کند.

سوم و مهم تر از همه، «سرمایه گذاری ضدچرخه ای» در آموزش. درست در زمانه ای که بودجه ها تحت فشار است، باید خرج آموزش را افزایش داد، نه کاهش؛ هر ریالی که امروز برای جبران زیان یادگیری هزینه شود، فردا چندین ریال در بهره وری ملی و کاهش هزینه های اجتماعی بازمی گردد.

پرسش آخر را با هم مرور کنیم: آیا سیاست گذاران ما صدای گام های آرام این فاجعه را می شنوند؟ فاجعه ای که نه در خیابان ها فریاد می زند و نه در صفحه ی اول روزنامه ها جا می گیرد، اما بی سروصدا، آینده ی میلیون ها کودک را از آنان می گیرد؛ شاید پاسخ، در بودجه ی سال آینده پنهان باشد؛ جایی که معلوم می شود ما این زخم پنهان را جدی گرفته ایم، یا ترجیح داده ایم به روی خودمان نیاوریم. امروزه با توجه به بحران های دیگری همون جنگ، آلودگی هوا، برودت هوا، گرمای هوا، بارندگی، کمبود برق، کمبود گاز و …، باز هم همان شرایط کرونا در حال تکرار است.

تگ ها آموزش جبرانی ادبیات اقتصاد آموزش پاندمی کرونا تعطیلی مدارس علیرضا محمودی فرد کلاس های خاموش

نظرات

captcha