معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا، با ارزش ترین دارایی یک انسان نه مال و اندوخته که جان اوست؛ جانی که وابسته به سلامتی جسم و روح است و وقتی ابتلا به بیماری این جسم را می آزارد، بیمار مستأصل و درمانده به امید درمان به پزشک پناه می برد؛ حال اگر این پزشک برای درمان جسم بیمار ، روح او را آزرده کند یا او را در تنگنای مالی قرار دهد، آن زمان است که بیمار ضربه ای حتی سخت تر از بیماری را تجربه خواهد کرد.
به گزارش ایکنا، با ارزش ترین دارایی یک انسان نه مال و اندوخته که جان اوست؛ جانی که وابسته به سلامتی جسم و روح است و وقتی ابتلا به بیماری این جسم را می آزارد، بیمار مستأصل و درمانده به امید درمان به پزشک پناه می برد؛ حال اگر این پزشک برای درمان جسم بیمار ، روح او را آزرده کند یا او را در تنگنای مالی قرار دهد، آن زمان است که بیمار ضربه ای حتی سخت تر از بیماری را تجربه خواهد کرد.
برای جلوگیری از بروز چنین شرایطی در طول تاریخ تمدن باشکوه ایران، اخلاق در کنار پزشکی از سوی اطباء مطرح و به پزشکان جوان آموزش داده می شده است و همین آموزه ها است که از پزشکان ایرانی، انسان هایی دلسوز و پرتلاش ساخته که کارنامه ای درخشان در طول تمام بحران ها و سختی ها کسب کرده اند اما مسئله اخلاق پزشکی با رشد علم پزشکی ابعاد مختلف دیگری به خود می بیند، از سوی دیگر بروز برخی رفتارهای غیراخلاقی موجب شده این کارنامه درخشان در برخی حوزه ها کم فروغ تر جلوه کند. بر همین اساس خبرگزاری ایکنا طی سلسله مصاحبه ای به بررسی ابعاد مختلف اخلاق پزشکی می پردازد.
مجتبی پارسا، مدیرگروه اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، استادیار مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی و دبیر کمیته ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، در گفت وگو با ایکنا به سؤالات مطرح شده در زمینه اخلاق پزشکی پاسخ داد که این مصاحبه را با هم می خوانیم.
پزشکی و اخلاق پزشکی از یکدیگر جدا نیستند که بتوانیم بگوییم اخلاق چند درصد از پزشکی است. کل پزشکی یک مهارت و علم است و تمام پزشکی باید همراه با اخلاق باشد. این دو مسئله از یکدیگر جدا نیستند که بتوان گفت، مثلاً 80 درصد آن پزشکی و 20 درصد آن اخلاق است بلکه درهم تنیده اند و باید به مسئله اخلاق و پزشکی این گونه نگریسته شود.
اخلاق پزشکی مسئله جدیدی نیست. اگر متون کهن پزشکی را نیز بررسی کنید، هم اطبای ایرانی و هم پزشکان غیرایرانی درباره اخلاق پزشکی مطالبی نوشته اند. سوگندنامه بقراط را نگاه کنید؛ تمام مطالب این سوگندنامه اخلاقی است. حتی پیش از بقراط نیز در متون پزشکی ایرانی به مسائل اخلاقی در پزشکی اشاره شده است. در اصل، از همان دوران، مسئله پزشکی و اخلاق درهم تنیده بوده اند. اما اینکه چه میزان به مسائل اخلاقی در پزشکی اهمیت داده می شود، موضوعی است که در طول تاریخ فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده است.
این موضوع فراز و نشیب داشته، اما مسئله ای قدیمی است. در ایران نیز اگر به متون قدیمی مراجعه کنید، می توانید نمونه های آن را ببینید؛ برای مثال، در آثار علی بن مجوسی اهوازی، محمدحسین عقیلی شیرازی و رازی مطالب مرتبط با این موضوع وجود دارد.
البته در آثار پزشکان متأخر، از جمله آثار مربوط به 200 یا 300 سال اخیر، مطالب بسیار بیشتری در این زمینه وجود دارد. این مسئله از گذشته وجود داشته و موضوع جدیدی نیست. با این حال، در هر دوره ممکن است نسبت به آن بی مهری شده، توجه کمتری به آن شده یا برعکس، توجه بیشتری به آن صورت گرفته باشد. در سال های اخیر نیز در ایران، اگر به متون مربوط به 70 یا 80 سال گذشته مراجعه کنید، باز هم کتاب ها و مطالب اخلاقی در این زمینه وجود دارد.
اکنون پزشکی با مسائلی مواجه شده که پیش تر مطرح نبوده است و به موازاتی که علم پزشکی پیشرفت می کند، از آنجایی که اخلاق و پزشکی درهم تنیده است، لازم است اخلاق پزشکی نیز پیشرفت کند.
مثلاً زمانی موضوع رحم جایگزین مطرح نبود؛ اینکه تخمک را از فردی بگیریم و در رحم فرد دیگری قرار دهیم. وقتی شما یک خانم را انتخاب می کنید و می خواهید جنین را در رحم خانم دیگری قرار دهید، مجموعه ای از مسائل اخلاقی درباره آن مطرح می شود؛ همچنین مسائل شرعی و قانونی نیز وجود دارد. آیا این کار از نظر شرعی مجاز است یا خیر؟ اگر مجاز است، مسئله ارث چه می شود؟ کودک به چه کسی تعلق دارد؟ به پدر و مادر ژنتیکی تعلق دارد یا به فردی که جنین در رحم او قرار گرفته است؟ این موارد سؤالاتی هستند که باید درباره آنها پاسخ های اخلاقی ارائه شود.
بنابراین، به موازات پیشرفت پزشکی، اخلاق نیز باید پیشرفت کند. علت برگزاری این کنگره ها نیز همین است. اکنون که این مسائل مطرح هستند، باید درباره آنها بحث کنیم. برای مثال، آیا می توان از فرد دچار مرگ مغزی به دیگران عضو پیوند زد یا خیر؟ آیا اجازه چنین کاری وجود دارد؟ یا اینکه آیا می توان عضو فرد دیگری، مانند کلیه، را به فرد دیگری پیوند زد؟ آیا باید رضایت گرفت یا خیر؟ آیا در این زمینه باید پولی پرداخت شود یا خیر؟ اینها موضوعات اخلاقی هستند که باید درباره آنها پاسخ ارائه شود. به موازات پیشرفت پزشکی و علم، اخلاق نیز باید به همین شکل پیش برود.
ایکنا ـ برخی از مسائل اخلاقی مختص فرهنگ ایرانی است؛ آیا در این زمینه پژوهش های مناسب انجام شده است؟
اخلاق شامل مجموعه ای از اصول کلی اخلاقی است. یعنی در هر جای دنیا که بروید، اصولی وجود دارد که تقریباً ثابت و تغییرناپذیر هستند. برای مثال، راست گفتن، مانند بسیاری از اخلاقیات معمول، یک صفت اخلاقی است. شما در هر جای دنیا از افراد بپرسید که آیا راستگویی کار درستی است یا غلط، کسی به شما نمی گوید که کار غلطی است؛ ممکن است خود فرد راست نگوید، اما نمی گوید راستگویی کار غلطی است.
اما یک سری مسائل اخلاقی نیز وجود دارد که وابسته به فرهنگ هستند. از جمله در کشور ما، ایران. در بسیاری از موارد، اطلاعات مربوط به بیماری را از خود بیمار پنهان می کنند یا خانواده ها اجازه نمی دهند بیمار از بیماری خود مطلع شود. آنها تصور می کنند که مثلاً روحیه بیمار آسیب می بیند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده و نشان داده است که الزاماً چنین نیست. حتی اگر بیماری را به فرد نگویید، ممکن است آسیب های دیگری ایجاد شود. برای مثال، فردی که نمی داند سرطان دارد و تصور می کند بیماری عادی دارد، ممکن است پیگیری لازم را انجام ندهد و دچار عوارضی شود که بعداً جبران آنها دشوار باشد. پژوهش هایی در این زمینه انجام شده و این موضوع را نشان داده اند.
اما به هر حال، هنوز هم فرهنگ افراد تأثیرگذار است. یعنی شما نمی توانید فرهنگ و دین مردم را در اخلاق پزشکی نادیده بگیرید. قاعدتاً وقتی در ایران می خواهید خبر بدی را به بیماری بدهید، نمی توانید بدون توجه به خانواده و شرایط فرهنگی او، مستقیماً این موضوع را مطرح کنید. اما در کشورهای غربی ممکن است به راحتی موضوع به بیمار گفته شود. حتی اگر خانواده از پزشک سؤال کنند که بیماری بیمار ما چیست، ممکن است پزشک به آنها اطلاعات ندهد و بگوید: «ما فقط اطلاعات را به خود بیمار می دهیم. اگر می خواهید، از بیمار بپرسید یا بیمار اجازه دهد که ما اطلاعات را در اختیار شما قرار دهیم.» اما در ایران ممکن است این موضوع به این سادگی نباشد.
ایکنا ـ آیا مؤلفه های اخلاق پزشکی متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی استخراج و در دانشگاه ها تدریس می شود؟
حجم پژوهش هایی که در این زمینه در ایران انجام می شود کم نیست. خوشبختانه ما در زمینه «اخلاق در پژوهش» تا حدودی پیشرو بوده و حتی ما از بسیاری از کشورهای منطقه جلوتر هستیم. شاید بعضی کشورهای اروپایی یا آمریکا از ما جلوتر باشند، اما ما در زمینه «اخلاق در پژوهش»، به لحاظ تشکیلاتی که ایجاد کرده ایم، واقعاً در ایران وضعیت خوبی داریم و در این زمینه پیشرو هستیم.
برای مثال، فرض کنید می خواهم بررسی کنم که میزان زیرمیزی در ایران چقدر است. زیرمیزی گرفتن یک مسئله اخلاقی و مشکل اخلاقی است. می توانیم بررسی کنیم که شیوع زیرمیزی در ایران چقدر است، چرا افراد زیرمیزی می گیرند و دلایل آن چیست. سپس پژوهش کنیم که چه کاری می توانیم انجام دهیم تا زیرمیزی کاهش پیدا کند. این موارد همه پژوهش های اخلاقی هستند.
دست کم در 10 تا 20 سال اخیر در این زمینه بسیار پیشرفت کرده ایم؛ یکی از دلایل این پیشرفت نیز این است که رشته اخلاق پزشکی تأسیس شده، دوره های دکتری در این زمینه داشته ایم و اخیراً نیز دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد از میان اعضای هیئت علمی انتخاب شده اند.
در موضوع اخلاف پزشکی یک بخش دیگر نیز وجود دارد و آن این است که پژوهش هایی که قرار است انجام شوند، الزاماً ارتباط مستقیمی با خود اخلاق ندارند؛ یعنی ممکن است یک پژوهش پزشکی باشند، اما این سؤال مطرح باشد که آیا اصول اخلاقی در آن پژوهش رعایت می شود یا خیر. برای مثال، فرض کنید قرار است پژوهشی روی بیماران انجام شود و یک دارو روی آنها آزمایش شود. یک شرکت، دارویی را تولید کرده و می خواهد بررسی کند که این دارو روی یک بیماری خاص تا چه اندازه اثربخشی دارد. بنابراین باید بیمارانی را برای شرکت در پژوهش وارد مطالعه کند.
در این شرایط، وقتی قرار است اصول اخلاقی رعایت شود، باید مراقبت شود که آسیبی به بیماران وارد نشود و آنها بدانند که پژوهش روی آنها انجام می شود. اگر قرار است دارویی به آنها داده شود، حتماً باید با رضایت آنها باشد. اگر خسارتی به آنها وارد شد، باید خسارتشان جبران شود و مسائل بسیار دیگری نیز وجود دارد.
همچنین حریم خصوصی آنها باید رعایت شود و اطلاعات محرمانه آنها حفظ شود. اینها مسائل اخلاقی هستند و وقتی قرار است پژوهشی انجام شود، پژوهش از نظر اخلاقی نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
اکنون در کشور، وضعیت به این شکل است که تمامی پروپوزال هایی که قرار است اجرا شوند، باید کد اخلاق دریافت کنند. در سطح وزارت بهداشت و در سطح کشور، سامانه ملی اخلاق در پژوهش داریم و تمامی پروپوزال ها از این طریق کد اخلاق دریافت می کنند. یعنی پیش از دریافت کد اخلاق، پژوهشگر حق ندارد پژوهش خود را آغاز کند.
ایکنا ـ آیا نتایج پژوهش های اخلاق پزشکی وارد بدنه اجرایی بیمارستان ها و مراکز درمانی می شود؟
اکنون چند سال است که در چهار یا پنج دانشگاه، این روند دنبال می شود. ابتدا دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی شیراز چنین فعالیتی داشتند و اکنون دانشگاه علوم پزشکی ایران و قم نیز اضافه شده اند. همچنین چند دانشگاه در حال تربیت دانشجو در این حوزه هستند و دانشجوی دکتری اخلاق پزشکی تربیت می کنند.
حداقل درباره دانشگاه تهران اطلاع دارم که تلاش شده پژوهش هایی انجام دهیم که بتواند گرهی از مشکلات کشور باز کند. برای مثال، اکنون سازمان نظام پزشکی یک «راهنمای اخلاقی شاغلین پزشکی» دارد که چند سال است ابلاغ شده و در اختیار پزشکان قرار گرفته است.این راهنما چند فصل و مواد مختلف دارد و یک کتابچه نیز در این زمینه تهیه شده است. این کتابچه در سایت سازمان قابل دسترسی است. بخشی از این کتاب راهنما حاصل پایان نامه هایی بوده که در زمینه اخلاق پزشکی انجام شده است. یعنی تلاش شده است در این زمینه، پژوهش ها به سمت موضوعاتی بروند که نیاز کشور است و بتواند مشکلات موجود را حل کند.
البته متأسفانه بسیاری از پایان نامه هایی که در وزارت علوم یا وزارت بهداشت انجام می شوند، صرفاً یک پایان نامه هستند که انجام شده اند و بعد به کتابخانه رفته و در آنجا باقی مانده اند. یعنی پایان نامه کاربردی نبوده اند. متأسفانه تعداد زیادی از این موارد هم وجود دارد و باید برای آنها فکری کرد.
ایکنا ـ ایرانیان مردمی با تمدن هزاران ساله هستند و مسائل اخلاقی برای مردم ما جنبه اعتقادی و ثواب و عقاب نیز دارد، چقدر تلاش شده با اتکا به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مسائل اخلاق پزشکی بین پزشکان و بیماران نهادینه شود؟
وقتی درباره اخلاق پزشکی صحبت می کنیم، همان طور که گفتم، بخشی از اخلاق پزشکی هر کشور، برگرفته از فرهنگ آن کشور است. برای مثال، در کشور ما، در موضوع محرم و نامحرم، چون ما مسلمان هستیم، رعایت این مسائل برایمان اهمیت دارد. اینکه حدود مربوط به نامحرم رعایت شود و مواردی از این دست، برای ما اهمیت دارد.
بنابراین، وقتی در اخلاق پزشکی می خواهیم کار کنیم، می گوییم اگر پزشک بخواهد یک خانم را معاینه کند، ابتدا باید در حد نیاز این کار را انجام دهد. یعنی اگر واقعاً نیاز است که او را معاینه کند و دست به بدن او بزند، باید این کار با رعایت اصول لازم و با اجازه بیمار انجام شود. اخلاق پزشکی نمی تواند جدا از فرهنگ و اخلاق آن جامعه باشد. قاعدتاً وقتی در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم، یک سری اخلاقیات اسلامی، مانند صبر، دروغ نگفتن، احترام گذاشتن به دیگران و سعه صدر داشتن و ... نیز اهمیت دارند.
وقتی این آموزه ها را یاد می گیریم، خواه ناخواه در اخلاق پزشکی نیز کاربرد پیدا می کنند. بنابراین این گونه نیست که بگوییم چون غربی ها گفته اند باید اطلاعات را در اختیار بیمار قرار داد یا فلان رفتار را در قبال بیمار انجام داد، ما نیز دقیقاً همان را اجرا کنیم.
ایکنا ـ آیا این مسئله در کلاس اخلاق پزشکی نیز مطرح می شود؟
بله. معمولاً در دانشگاه تدریس می کنم و درباره رابطه پزشک و بیمار صحبت می کنم. بخشی از این رابطه پزشک و بیمار، موضوع حریم خصوصی است. برای مثال، توضیح می دهم که حریم خصوصی چند نوع است و یکی از آنها حریم خصوصی فیزیکی است.
برای مثال، اگر می خواهید بیمار را معاینه کنید، باید از بیمار اجازه بگیرید. یعنی به او بگویید: «من مثلاً برای تشخیص بیماری لازم است شکم شما را معاینه کنم.» سپس این کار را انجام دهید و بیمار نیز اجازه دهد. وقتی از اجازه صحبت می کنیم، این اجازه ممکن است به صورت تلویحی نیز باشد؛ یعنی فرد با گفتار یا رفتار خود اجازه انجام معاینه را بدهد.
البته یک سری مسائل زمانی که فرد در یک فرهنگ خاص رشد کرده و آموزه های فرهنگی خود را آموخته باشد، خواه ناخواه در اخلاقیات او رعایت می شود. ما نیز این مسائل را در کلاس و به دانشجویانمان آموزش می دهیم.
یک موضوع دیگر را هم می توانم مثال بزنم. در کشورهای غربی، روابط عاطفی و عاشقانه با بیماران ممنوع است. دست کم آنها می گویند در زمانی که بیمار، بیمار شماست، نباید چنین روابطی شکل بگیرد.
در فرهنگ اسلامی ما نیز به این موضوع معتقدیم. وقتی بیماری به مطب پزشک مراجعه کرده است، حتی اگر فردی باشد که پزشک از او خوشش بیاید و حتی قصد ازدواج با او را داشته باشد، تا زمانی که بیمار اوست، پزشک حق ندارد مسائل غیر از مسائل درمانی را با او مطرح کند. زمانی که بیمار درمان شد و دیگر بیمار او نبود، موضوع متفاوت است و فرد می تواند وارد رابطه دیگری شود و مثلاً با او ازدواج کند.
بعضی مسائل ممکن است در کشورهای دیگر به دلیل تفاوت های فرهنگی و شرعی، به شکل دیگری دیده شوند. چون برای غربی ها مسائل شرعی به این شکل مطرح نیست، ممکن است ما بر مواردی تأکید کنیم که از نظر فرهنگ و شرع خودمان باید رعایت شوند. آنها نیز البته یک سری اصول و ضوابط خاص خودشان را دارند. بنابراین، درباره اینکه این مسائل گفته می شوند یا خیر، باید گفت بله، این مسائل مطرح می شوند. اما اینکه افراد تا چه اندازه آنها را رعایت می کنند و این اصول تا چه اندازه درونی شده است، به خود افراد نیز بستگی دارد.
اگر فردی در جامعه یا خانواده ای زندگی کرده باشد که اخلاقیات در آن قوی بوده است، وقتی پزشک می شود، قاعدتاً اخلاق پزشکی را نیز بیشتر رعایت می کند. برعکس، اگر فردی در محیط یا خانواده ای رشد کرده باشد که مسائل اخلاقی در آن نادیده گرفته شده یا ضعیف بوده است، وقتی بخواهد اخلاق پزشکی را یاد بگیرد، قاعدتاً تأثیر آموزش ها ممکن است بر او کمتر باشد.
یعنی بخشی از این مسائل به خود افراد و درونیات آنها بستگی دارد. از سوی دیگر، آموزه های ما نیز همیشه صد درصد تأثیرگذار نیستند؛ زیرا عوامل و مؤلفه های دیگری نیز وجود دارند که بر میزان تأثیرگذاری این آموزه ها اثر می گذارند.
ایکنا ـ در همه مشاغل رعایت مسائل اخلاقی مهم است، اما آیا قبول داریم که اخلاق در پزشکی بیش از بسیاری از رشته های دیگر نمود دارد؟
بله. ما یک شغل داریم و یک حرفه. حرفه با شغل تفاوت دارد. یکی از تفاوت های آن این است که معمولاً حرفه ای ها دانش تخصصی دارند؛ اما در مورد شغل، لزوماً این گونه نیست. ممکن است فردی شغلی داشته باشد و دانش تخصصی مشخصی نداشته باشد و در طول زمان، با تمرین، آن کار را یاد گرفته باشد. یکی از ویژگی های مهم حرفه این است که مردم از حرفه ای ها انتظاراتی از پیش تعیین شده دارند؛ انتظاراتی که در جامعه نهادینه شده است.
برای مثال، پزشکی یک حرفه است. اما وقتی شما به بنگاه معاملات ملکی یا بنگاه خرید و فروش خودرو یا مسکن مراجعه می کنید، اصل بر این است که ممکن است فرد خلافی انجام دهد و شما باید مراقب باشید که سرتان کلاه نرود.
اما کسی که نزد پزشک می رود، چنین نگاهی ندارد. در واقع، مردم یک سری امتیازات به حرفه پزشکی داده اند و گفته اند: «ما به شما اعتماد داریم.» بنابراین یک رابطه اعتماد میان مردم و پزشکان برقرار شده است و چون ما به شما اعتماد داریم، شما باید در قبال این چیزی که ما به شما اعطا کرده ایم، یعنی رابطه اعتماد، منافع ما را در نظر بگیرید. یعنی وقتی بیمار نزد پزشک می رود، انتظار دارد پزشک منافع او را در نظر گیرد؛ چنین انتظاری را از یک بنگاه معاملات ملکی ندارد.
با وجود اینکه در سال های اخیر پزشکی به دلیل برخی مسائل مالی و موارد دیگر تا حدودی تضعیف شده است، همچنان این نگاه در جامعه نسبت به پزشکی وجود دارد؛ در واقع، پزشکی یک حرفه است. مفهوم آن نیز این است که پزشکان به طرف مقابل خود، یعنی مردم، قول می دهند که در جهت منافع آنها عمل کنند.
این قول دادن، قراردادی نیست که روی کاغذ نوشته شود. در واقع، در درون حرفه پزشکی نهادینه شده است. یعنی گفته شده است که وقتی پزشک شدی، باید در جهت منافع بیمارت عمل کنی. در جایی که منافع خودت با منافع بیمارت در تعارض قرار می گیرد، باید در جهت منافع بیمار عمل کنی. این اصل در پزشکی وجود دارد.
مردم از پزشکی توقع بیشتری دارند، زیرا می گویند تو در واقع صاحب یک حرفه هستی و حرفه ای ها به طرف مقابل خود قول می دهند که در جهت منافع او عمل کنند؛ در حالی که شغل لزوماً چنین ویژگی ای ندارد.
ایکنا ـ آیا دلیل و ریشه مسائل غیراخلاقی مثل زیرمیزی که در جامعه پزشکی نمود پیدا کرده، بررسی شده است؟
بله. در زمینه ارتباطات مالی بین پزشک و بیمار، مانند زیرمیزی، چند مقاله فارسی و انگلیسی نوشته ام. مبحثی به عنوان «سهم خواری» نیز در این حوزه مطرح است. یک مقاله نیز درباره «خودارجاعی» دارم. یعنی زمانی که بیمار به مطب من مراجعه می کند و لازم است او را به پزشک دیگری ارجاع دهم. برای مثال، من پزشک عمومی هستم، اما لازم است بیمار نزد پزشک متخصص، مثلاً جراح یا متخصص دیگری، مراجعه کند. من به بیمار می گویم نزد فلان پزشک برو. اما ممکن است در قبال ارجاع بیمار، از پزشکی که بیمار را به او ارجاع داده ام، پول دریافت کنم.
این اتفاق اکنون در حوزه داروخانه ها نیز دیده می شود. در حوزه لوازم پزشکی نیز چنین مواردی وجود دارد. به این مسئله «خودارجاعی» گفته می شود. در زمینه خودارجاعی، مثلاً ممکن است من پزشک باشم و در یک مرکز تصویربرداری یا آزمایشگاه سرمایه گذاری کرده باشم یا این مرکز متعلق به خانواده درجه اول من باشد. سپس بیمار را برای انجام تصویربرداری یا MRI به مرکزی ارجاع بدهم که منفعت آن برای خود من یا افراد خانواده ام است. پایان نامه هایی نیز در این زمینه انجام شده اند که در سایت مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی وجود دارند.
ایکنا ـ چه توصیه ای در زمینه انتخاب موضوع به پژوهشگران اخلاق پزشکی دارید؟
وقتی افراد می خواهند وارد حوزه اخلاق پزشکی شوند و روی موضوعی کار کنند، توجه داشته باشند که در مقطع دکتری، ارزش کار تا حد زیادی به پایان نامه آن فرد مربوط است. معمولاً فارغ التحصیل دکتری را با پایان نامه اش می شناسند، زیرا پایان نامه کار بزرگی است. افراد باید پایان نامه هایی را که در زمینه اخلاق پزشکی انجام شده را بررسی کنند و سپس در حوزه هایی که کار نشده است، موضوعی انتخاب کنند که تاکنون بر روی آن کار نشده است.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}