«هنر» به سبد هزینه خانوار ایرانی باز می گردد؟؛ ماجرای «کالابرگ فرهنگ»

یکی از مدیران عرصه فرهنگ و هنر با انتشار متنی ضمن اشاره به شرایط دشوار اقتصادی که موجب بروز مشکلات فراوانی در عرصه جذب مخاطب آثار هنری شده از ایده «کالابرگ هنری» سخن گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، رضا مردانی معاون هماهنگی تالارها و مراکز بنیاد فرهنگی هنری رودکی و مدیرکل سابق هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار یادداشتی از ایده «تخصیص اعتبار یا کالابرگ فرهنگی هنری برای مردم نوشت.

در یادداشت رضا مردانی که آن را به صورت اختصاصی در اختیار گروه هنر خبرگزاری مهر قرار داده، آمده است:

وقتی فشارهای معیشتی شدت می گیرد، کالاهای فرهنگی نخستین مواردی هستند که از سبد هزینه های خانوار کنار گذاشته می شوند. به تعویق افتادن مداوم خرید کتاب، رفتن به سینما و تماشای تئاتر، پیوند بخش بزرگی از جامعه را با هنر سست می کند و از سوی دیگر به اقتصاد شکننده آفرینش های هنری آسیب می زند. ساماندهی مصرف فرهنگی تلاشی است برای برقراری دوباره این پیوند، تا دسترسی به آثار هنری فارغ از طبقه اقتصادی و موقعیت جغرافیایی برای شمار بیشتری از مردم امکان پذیر شود.

پویایی اقتصاد فرهنگ در گرو تعامل متوازن میان تولیدکننده و مخاطب است. حمایت یک جانبه از تولید، بدون تقویت توان خرید جامعه، بازاری پایدار نمی سازد؛ چنان که افزایش قدرت خرید نیز تنها در صورت تنوع آثار و دسترسی پذیری قیمت ها اثربخش خواهد بود. هنری مانند تئاتر، به سبب ماهیت هزینه بر فرآیند تولید و اتکای بازگشت سرمایه به دوره محدود اجرا، بیش از هر بخش دیگری به این پیوستگی نیاز دارد.

بنابراین در گام نخست، تخصیص اعتبار یا کالابرگ فرهنگی به خانوارها می تواند این چرخه را فعال کند. ادغام این سهمیه در بستر کالابرگ الکترونیک و تعریف آن به صورت اعتباری مستقل از یارانه های معیشتی، مانع از جابه جایی منابع به سمت نیازهای اضطراری روزمره می شود. برای کارایی این طرح، مبلغ اعتبار باید سهم ملموسی از بهای خدمات را پوشش دهد، امکان ذخیره و تجمیع زمانی داشته باشد و در شبکه گسترده ای از مراکز فرهنگی معتبر شناخته شود. از سوی دیگر، تسویه سریع و بی دردسر مطالبات تماشاخانه ها و کتاب فروشی ها ضامن اصلی تداوم همکاری آنها با چنین طرح هایی است.

در کنار سالن های نمایش، بستر توزیع دیجیتال ظرفیت مناسبی برای گسترش دایره مخاطبان دارد؛ به ویژه برای ساکنان شهرهای فاقد امکانات نمایشی و افرادی که امکان حضور در سالن را ندارند. عرضه آنلاین نمایش ها از طریق پخش زنده، بلیت تک اجرا یا اشتراک ماهیانه، در صورت رعایت استاندارد کیفی ضبط و حفظ حقوق مادی و معنوی گروه ها، تئاتر را به فضاهای زیستی تازه ای می برد. این الگو البته جایگزین تجربه زیسته و مشترک سالن نیست، بلکه می تواند با معرفی آثار و عرضه بسته های تخفیفیِ ترکیبی، زمینه ساز جذب مخاطب به فضاهای حضوری شود.

حمایت از تولید نیز نیازمند رویکردی چندلایه است. تشکیل صندوق های حمایتی دولتی و غیردولتی برای پرداخت کمک های بلاعوض به تئاترهای تجربی یا آثاری که برای مخاطبان کم برخوردار تولید می شوند، مانع از حاکمیت مطلق منطق تجاری بر هنر می شود. این حمایت ها باید از مرحله تمرین تا رساندن اثر به سالن اجرا را در بر بگیرد. در کنار آن، تخصیص تسهیلات کم بهره و بلندمدت برای بهسازی زیرساخت های فنی سالن ها زمانی کارآمد است که با تعهد این مراکز برای پذیرش کالابرگ، ارائه بلیت های ارزان تر و اختصاص سالن به گروه های مستقل همراه شود.

ورود نهادها و شرکت های بزرگ به این حوزه از طریق تعهدات رفاهی سازمانی و اعتبارات مسئولیت اجتماعی، منبع درآمد پایدار دیگری است. سازمان ها می توانند به جای خرید بلیت های تکلیفی و کم اثر، اعتبار مشخصی را در اختیار کارکنان بگذارند تا فرد بر پایه سلیقه شخصی اثر مورد نظرش را انتخاب کند. همچنین هدایت بودجه مسئولیت اجتماعی بنگاه های اقتصادی به سمت راه اندازی صندوق های مشترک، تأمین یارانه بلیت برای قشرهای کم درآمد و پشتیبانی مالی از اجرا در مناطق محروم، جریان منابع را قاعده مند می کند.

دیده شدن آثار نمایشی، به ویژه در گروه های مستقل، نیازمند تسهیلات تبلیغاتی است. در نظر گرفتن سهمیه ای معین در رسانه های عمومی و بسترهای شهری برای معرفی شفاف و بی هزینه رویدادهای هنری، فاصله میان تولید و مخاطب را کاهش می دهد. در زمینه مالیاتی نیز، معافیت های شفاف بر بهای بلیت در کنار اعتبارهای مالیاتی برای خریداران، به کاهش هزینه نهایی مصرف کننده کمک می کند؛ هرچند برای قشرهایی که مالیات مستقیم نمی پردازند، یارانه نقدی خرید همواره ابزار مؤثرتری خواهد بود. برای تشویق ورود سرمایه های خصوصی نیز، طراحی سازوکارهای بیمه ای با هدف جبران خسارت های خارج از اراده گروه ها، ریسک سرمایه گذاری در این حوزه را تعدیل می کند.

گردش آثار در سطح ملی و گسترش تورهای نمایشی، ضرورت دیگری است که دسترسی عادلانه را معنا می بخشد. ایجاد شبکه ای منسجم میان سالن های شهرستان ها، تدوین تقویم مشترک و تقبل هزینه های سفر و اقامت، امکان تماشای آثار باکیفیت را با بهای محلی فراهم می سازد. این تعامل نباید صرفاً جریانی یک طرفه از مرکز به پیرامون باشد، بلکه باید به تقویت گروه های بومی و برگزاری کارگاه های مشترک بینجامد. در سطحی گسترده تر، همکاری های بین المللی از مسیر تولیدات مشترک، تبادل دانش و توزیع چندملیتی آثار، افق های تازه ای در چرخه تولید و بازتولید فرهنگی باز می کند.

اجرای این مجموعه راهکارها به الگویی آزمایشی، ارزیابی مستمر داده ها و انعطاف در بازنگری شیوه ها نیاز دارد. حمایت از مصرف فرهنگی تنها با طراحی ابزارهای مالی محقق نمی شود؛ تثبیت آن مستلزم ایجاد ثبات در دسترسی، حفظ تنوع سلیقه ها و کاهش ساختاری موانعی است که پیوند میان خانواده و آثار هنری را مخدوش می کنند.

نظرات

captcha