معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا از خوزستان، آیین بزرگداشت چهل وپنجمین سالگرد ارتحال آیت الله سیدمحمودطالقانی مفسر قرآن کریم، شب گذشته 19 شهریورماه در مسجد امام رضا(ع) اهواز برگزار شد.
به گزارش ایکنا از خوزستان، آیین بزرگداشت چهل وپنجمین سالگرد ارتحال آیت الله سیدمحمودطالقانی مفسر قرآن کریم، شب گذشته 19 شهریورماه در مسجد امام رضا(ع) اهواز برگزار شد.
حجت الاسلام امین بهرامی، استاد حوزه در این مراسم به بیان ویژگی های این عالم ربانی و مفسر قرآن کریم پرداخت که در ادامه می خوانید:
این مجلس، مجلس بزرگداشت یکی از علما و مجاهدین و مبارزین عالم اسلام و انقلاب اسلامی، مرحوم آیت الله طالقانی رضوان الله علیه، یکی از الگوهای کامل دوران مبارزاتی مردم ایران است؛ شخصیتی که هم در علم، هم در تقوا و هم در مبارزه در قله مجاهدت بود. ایشان چه مجاهدت علمی و چه مجاهدت های سیاسی و انقلابی، یک الگوی به تمام معنا برای مردم ماست.
خداوند محبت این عالم بزرگوار را در دل های مردم ما قرار داد. قرآن کریم آیه ای دارد که اگر هرکدام از ما به این آیه عمل کردیم، قطعاً در جامعه محبوب خواهیم شد و دیگر نیازی به کارهای تبلیغاتی و تصنعی نیست. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا». کسی که ایمانش به خداوند متعال قوی و عملکرد او هم عملکرد سالم و صحیحی باشد،علاوه بر اینکه خداوند محبت او را در دل مردم می نشاند، مردم هم آرزو می کنند مثل او حرکت کنند، مثل او زندگی کنند، مثل او صحبت کنند. و مرحوم آیت الله طالقانی یکی از این شخصیت ها بود که وقتی از دنیا رفت، امام بزرگوار فرمود: «من برادرم را از دست دادم». در پیام تسلیت امام این کلمه به کار رفته است. در جای دیگر پیام امام فرمودند: «ابوذر زمان» و در جای دیگر پیام فرمودند: «مالک اشتر دوران». این ها کلماتی است و نشان هایی که امام بزرگوار به مرحوم آیت الله طالقانی داده بودند.
در ادامه چند کلمه از امام شهیدمان در رابطه با مرحوم آیت الله طالقانی رضوان الله علیه خدمت شما عرض می کنم. یک وقت آقا فرمودند: در دوران مبارزه، آن وقتی که هنوز من مشهد بودم، وقتی تهران می آمدم و آیت الله طالقانی بیرون از زندان بودند، نمی شد تهران بیایم و آیت الله طالقانی را نبینم. امام شهید ما در سال 95 فرموده درباره آیت الله طالقانی فرموده بودند: «روشنفکر مبارز و دردمند». کسی که هم روشنفکر بود، زمانه را می شناخت، نیاز مردم را می دانست، هم مجاهد بود، اهل مبارزه بود، اهل رفاه طلبی نبود و هم دردمند و دغدغه مند مردم بود. مرحوم آیت الله طالقانی در دوران پهلوی نه سلاح داشت، نه ارتش؛ یک مسجد بود و یک منبر در مسجد هدایت. سلاح مرحوم آیت الله طالقانی قرآن بود و نهج البلاغه. با تفسیر قرآن، تفسیر آیات اجتماعی و حماسی و سیاسی و مبارزاتی قرآن ثابت کرد قرآن، کتاب اموات نیست. آیات اجتماعی قرآن کریم را در مسجد هدایت بیان می کرد.
امام بزرگوار ما به آقا سید مصطفی خمینی فرموده بودند به طلبه ها بگویید اگر بناست منبر بروند و تفسیر قرآن بگویند، از تفسیر پرتویی از قرآن آیت الله طالقانی برای مردم حرف بزنند، چون تفسیری است که با دغدغه و دردمندی نوشته شده است.
مرحوم آیت الله طالقانی در برنامه بزرگداشت شهید مطهری که در حسینیه ارشاد برگزار شد، فرمود: وقتی من شروع به تفسیر قرآن کردم، از دو جهت من را کوبیدند؛ یک عده در حوزه علمیه و مجامع دینی که چرا شما دارید قرآن را این طور تفسیر می کنید، در حالی که ایشان مبنا برای تفسیر داشت، و از یک طرف هم دستگاه پهلوی. یعنی دوست و دشمن ایشان را تخریب می کرد. بعد ایشان فرمودند: یک وقت نامه های ساواک را دیدم که این ها به سفارت انگلیس نوشته بودند که یک کسی هست به نام سید محمود طالقانی که در مسجد هدایت تهران تفسیر قرآن می گوید، محتوای تفسیری اش هم این هاست و نوارهای قرآن آقای طالقانی را برای سفارت انگلیس فرستاده بودند. نامه نوشتند که بیایید و به سرعت او را دستگیر کنید و گفتند اگر بنا باشد به همین شکل تفسیر کند و نوارهایش در ایران منتشر شود، دیگر نه آبرویی برای دستگاه پهلوی می ماند، نه اعتباری برای روس و انگلستان و بعد از مدتی می بینیم تمام کشورهای غیرمسلمان هم پر می شود از ترجمه قرآن آقای طالقانی. این قدم اول دستگیری ایشان و تعطیلی جلسات تفسیر قرآن ایشان بود.
در قدم دوم انگلیس نوشته بود (که ترجمه اش را آقای طالقانی دیده بود)، بین مردم جا بندازید این کتاب یعنی قرآن، کتاب زندگی نیست، کتابی است که باید برای کسب ثواب بخوانید، بالای قبرستان ها ببرید و برای شادی اموات بخوانید. قرآنی را که طالقانی دارد می گوید از زندگی مردم جدا کنید. موفق هم شدند. شما چقدر جلسه تفسیر قرآن می بینید؟ چقدر تفسیر نهج البلاغه می بینید؟ چه قدر جلسه تفسیر کلمات اهل بیت می بینید؟ این ها موفق شدند قرآن را به انزوا ببرند تا ماه مبارک رمضان برسد و جامعه اسلامی، چه شیعه و چه سنی، بیایند و قرآن را روخوانی کنند، بعد هم می گویند آخر جلسه ده دقیقه، پنج دقیقه هم تفسیر بگوییم. جلسه تفسیر که در پنج دقیقه و ده دقیقه جمع نمی شود. گاهی می بینیم متأسفانه جامعه ایمانی ما با قرآن یک چنین برخوردی می کند. لذا قرآن را به انزوا بردند.
درباره شیوه مرحوم آیت الله طالقانی در تفسیر هم همان طور که می دانید بعضی از بزرگان مثل علامه طباطبایی تفسیر قرآن می نویسند که تفسیرشان تفسیر آیه به آیه است. یک آیه را می آورند و آن آیه را با آیه دیگر تفسیر می کنند که نشان بدهد قرآن خود مفسر آیات خود است. بعضی دیگر از بزرگان آیه را می آورند و به دنبالش روایاتی که از اهل بیت به جا مانده در تفسیر همان آیه می آورند و آیه را تفسیر می کنند. این تفسیر روایی است. بعضی از بزرگواران قرآن تفسیر می کنند، شأن نزول آیه را می گویند. مرحوم آیت الله طالقانی از همه این شیوه ها استفاده می کرد. یعنی آیه ای می آورد، با آیه دیگر تفسیر می کرد، روایتش را می گفت، شأن نزولش را اشاره می کرد، به بحث لغت شناسی آن آیه هم عنایت داشت که این لغت در دوران ما الان کاربردش چیست. لذا به روزترین تفسیرها تفسیر مرحوم آیت الله طالقانی بود. هیچ آیت الله و مجتهدی منبر تفسیری اش در آن دوران شلوغ تر از منبر آیت الله طالقانی نبود. مسجد هدایت در تهران که مسجد پدر مرحوم آقای طالقانی هم بود، شلوغ ترین مسجد در تهران بود چراکه ایشان به روز صحبت می کرد.
این که امام شهید درباره ایشان فرمودند «روشنفکر» برای این بود که نیاز جامعه را می دید. این که فرمودند «مبارز» به خاطر این بود که ایشان مخالف سیستم طاغوت بود. نمی شود یک کسی مجتهد باشد و بگوید من با طاغوت کنار آمدم. این خیانت است. آیت الله طالقانی این مسئله را برنمی تافت. مردم هم می دیدند او مثل خودشان زندگی می کند. اگر عالم و روحانی گرفتار تجمل گرایی شد، دیگر به درد نمی خورد. علمای بزرگ ما را ببینید، یا در حد متوسط مردم بودند یا در حد مردم فقیر زندگی می کردند. مرحوم آیت الله طالقانی مخالف تجمل گرایی بود. مردم مرید او بودند. بزرگان ما این گونه زندگی کردند.
امام شهید ما فرمودند اگر مبارزین دلبسته دنیا شدند، دیگر نمی توانند مبارزه کنند. لذا شما می بینید امام شهید ما، آیت الله طالقانی، شهید مفتح، شهید بهشتی و بزرگان دیگر، نوعاً این ها تجمل گرا نبودند. این مهم است در زندگی یک عالم و یک روحانی که دنیاپرست نباشد.
امروز متأسفانه شاهد برخی مظاهر بدحجابی در جامعه هستیم. بعضی افراد اتهامی به آیت الله طالقانی وارد می کنند. به این مطلب دقت کنید. در فضای مجازی بیشتر این نکات گفته می شود که آیت الله طالقانی مخالف حجاب اجباری بودند. حجاب حکم خداست؛ تعبیر اجباری و غیراجباری اش را افرادی که مخالف حجاب هستند درست کردند. ما چیزی به نام حجاب اجباری و غیراجباری نداریم. حجاب دستور الهی است. در دوره رضاشاه دستور آمد که زن های ایرانی باید بدون حجاب بیرون بیایند قشون رضاشاه می آمدند و چادر را از سر زن ایرانی می کشیدند. آیت الله طالقانی که آن زمان جوان بود، وقتی می بیند یک سرباز می آید و به زور چادر و مقنعه را از سر زن ایرانی برمی دارد، شروع کردند به عتاب کردن به مأمور رضاشاه و وقتی گوش نداد، آیت الله طالقانی مأمور رضاشاه را سیلی زد. مأمور هم با ایشان گلاویز می شود و آیت الله طالقانی را با همین لباس روحانیت به پاسگاه بردند و ایشان به خاطر این درگیری ماه ها در زندان و زیر شکنجه بود. کسی که در خیابان با مأمور پهلوی درگیر می شود مخالف حجاب است؟
نکته بعد اینکه شما وقتی تفسیر پرتوی از قرآن آیت الله طالقانی را نگاه می کنید، در سوره نساء ایشان مفصل درباره بحث حجاب که حکم خداست و قانون الهی است صحبت می کند.
نکته سوم اینکه ایشان در سال 58 قبل از فوت شان، قریب به چهل و پنج دقیقه درباره حجاب صحبت می کنند. صدا و سیما می آید ضبط می کند، تلویزیون آن موقع پخش می کند، الان هم در فضای مجازی هست. لذا این سخن که ایشان موافق بی حجابی بود، یک تهمت به این عالم ربانی است.
یکی از وظایفی که ما درباره قضیه حجاب داریم این است که از کسانی که مروج حجاب بودند و از دنیا رفتند و یا به شهادت رسیدند، تجلیل کنیم. یکی شان مرحوم آیت الله طالقانی بود. یکی دیگر هم مرحوم آیت الله بافقی است که به همسر شاه که بدون حجاب به حرم حضرت معصومه(س) آمده بود، شدیداً اعتراض کرد. علمای ما پای مسئله حجاب ایستادند. بعد متأسفانه عده ای می خواهند برای اینکه این حرام مسلم را در جامعه حجاب بندازند، به یک عالم و یک مبارز و یک مفسر قرآن و کسی که در کسوت امامت جمعه تهران بود، این تهمت را بزنند. باید جلوی این دروغ را بگیریم و از این عالم ربانی دفاع بکنیم.
آیت الله طالقانی یک شخصیت ساده زیستی بود. صراحت لهجه داشت. در هر حالی نگاه او به خدا بود.
امام شهید فرموده بودند که در دوران پهلوی دادگاهی تشکیل داده بودند به آن دادگاه پنج قاضی می گفتند. پنج نفر قاضی می نشستند که مبارزین را محاکمه کنند. بعد آقا فرمودند که من زود رفتم که محاکمه آقای طالقانی را ببینم. خود ایشان هم تازه از زندان آزاد شده بود. گفتند رفتم؛ آنجا مرحوم آقای طالقانی بود، مهندس بازرگان بود، دیگران هم بودند. ایشان می گوید که وقتی قاضی اسم آیت الله طالقانی را خواند، ایشان بلند نشد، اعتنا هم نکرد، جواب هم نداد. در فرصت تنفسی که دادند، آیت الله طالقانی وقتی من را دید که یک طلبه جوان بودم، خیلی گرم گرفت، با من احوالپرسی کرد، احوال پدرم را پرسید. دوباره در فضای دادگاه ایشان به قاضی ها اعتنایی نکرد. ناچار به زندان برگرداندند.
نوزده شهریور آمد و رفت اما متأسفانه صدا و سیمای ما نامی از مرحوم آیت الله طالقانی نیاورد. طالقانی کوچک نمی شود. قدیمی ها همه او را می شناسند، نسل جدید هم بالاخره کلمات ایشان را در فضای مجازی می بینند. روحانیت با تفسیر ایشان آشنا هستند، اما یک سعادت و یک توفیقی می خواهد که نام این مرد بزرگ را ببرند. مبارزات، زحمت هایی که کشید، زجرهایی که کشید، نزد خدا محفوظ است. نام این سید بزرگوار هم باعث افتخار برای روحانیت شیعه و حوزه های علمیه است، اما کسانی که خودشان را کوچک می کنند، درگیر مسائل حزبی و گروهی و حرف های نامربوط سیاسی می شوند، این توفیق را از خودشان سلب می کنند که دعای خیر این عالم مفسر مبارز مجاهد را برای خودشان و زندگیشان به ارمغان بیاورند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}