هرمنوتیک و تأویل؛ نسبت ها و مناسبت ها

به قلم محمد منصورنژاد ؛ دین پژوه مدخل سخن می دانیم که بحث تأویل، ریشه ای دیرینه دارد، اما آیا هرمنوتیک نیز این چنین است؟ اجمالا، هرمنوتیک هم به جهت دیرینه شناختی، امری بسیار تاریخی است، هرچند به عنوان یک «مکتب» و رهیافت در دوران مدرن ظاهر شده است؛ اهمیت این بحث آن است که خود مفهوم « تأویل » در طول تاریخ فراز و فرود فراوان داشته، در باب آن نگاه مثبت و منفی وجود داشته و معنای اجماعی و شفافی ندارد، چه رسد به آنکه این مفهوم بخواهد با هرمنوتیک قیاس شود که خود اصطلاحی پیچیده و با مضامین بسیار گ

به قلم محمد منصورنژاد؛ دین پژوه

مدخل سخن

می دانیم که بحث تأویل، ریشه ای دیرینه دارد، اما آیا هرمنوتیک نیز این چنین است؟ اجمالا، هرمنوتیک هم به جهت دیرینه شناختی، امری بسیار تاریخی است، هرچند به عنوان یک «مکتب» و رهیافت در دوران مدرن ظاهر شده است؛ اهمیت این بحث آن است که خود مفهوم «تأویل» در طول تاریخ فراز و فرود فراوان داشته، در باب آن نگاه مثبت و منفی وجود داشته و معنای اجماعی و شفافی ندارد، چه رسد به آنکه این مفهوم بخواهد با هرمنوتیک قیاس شود که خود اصطلاحی پیچیده و با مضامین بسیار گوناگونی است.

اگر می توانستیم بدون نگاه تأویلی و هرمنوتیکی اندیشه ­ورزی کنیم، می توانستیم از کنار این بحث راحت عبور کنیم؛ حال آنکه همه صاحبان اندیشه، خواسته یا خواسته، آگاهانه و یا ناآگاهانه،  اسیر و درگیر بحث و فعل تأویل و هرمنوتیک اند. دست کم بدان دلیل که، نه بدون پیش فرض می توانیم به دانشی ورود کنیم (حتی زندگی کنیم) و نه توقف در ظاهر و سطح امور (از متون تا هستی) وجود آدمی را سیراب می سازد! شرح و بسط این مدعا خود نوشته دیگر می طلبد و به عنوان مدخل سخن، تنها به همین اشارات بسنده می گردد.

هرمنوتیک در لغت و اصطلاح و نسبتش با تأویل 

در این بحث مهم ترین نکته ای که لازم است ابتدا روشن شود، معانی دقیق هرمنوتیک و نیز تأویل است. چون از این دو مفهوم تعریف واحد وجود ندارد، در نتیجه باید گفت کدام یک از معانی هرمنوتیک با کدامیک از معانی تأویل، چه نسبتی دارد؟ این نسبت ها و ربط ها هم می تواند لغوی  و تصوری باشد و هم اصطلاحی و تصدیقی.

به نظر می رسد برای رسیدن به نتیجه سریع تر و روشن تر، محور بحث اگر بر مدار مفهوم «هرمنوتیک» باشد، مفیدتر است. با این وصف نوشتار حاضر پس از نکات مقدماتی، این چنین سامان می یابد: الف: هرمنوتیک در لغت و نسبت آن با تأویل؛ ب: هرمنوتیک در اصطلاح و نسبت آن با تأویل؛ ج) نتیجه گیری.

الف) هرمنوتیک در لغت و نسبت آن با تأویل 

هرمنوتیک (Hermeneutics) در لغت به معنای «هنر یا علم تأویل»(Interpretation)  آمده است (The Short Oxford English Dictionary, p 956 ) «ریچارد پالمر» در کتاب مهم‏ اش با عنوان «علم­ هرمنوتیک»، معتقد است ریشه‏ های کلمه هرمنوتیکس، در فعل یونانی هرمینویین  (Hermeneuein)، نهفته است که عموما به تأویل‏ کردن ترجمه می شود و صورت اسمی آن هرمینیا(Hermeneia)  نیز به معنای تأویل است (پالمر: 1377، ص 19).

او ریشه مشترک کلمات در ارتباط با هرمنوتیک را با نام «هرمس»، یکی از خدایان یونانی بازگردانده و برای هر دو واژه، سه وجه اصلی قائل است: یک: بیان ‏کردن با صدای بلند، یعنی گفتن دو: توضیح‏ دادن هم‏چون تبیین موقعیتی و سه: ترجمه‏ کردن، هم‏چون ترجمه از زبانی بیگانه که هر سه معنا را می ‏توان با فعل انگلیسی to interpret بیان کرد. با این همه، هر یک از معانی، مقوم معنای مستقل و مهم تأویل است.(همان منبع، ص 20)

در فهم معنی هرمنوتیک سه مفهوم زیر نقش کلیدی دارند: «هرمس»، «تأویل» و «زبان». برای رعایت اختصار از مباحث زبانی گذر می شود. تأویل که گوشه ای از اصل بحث است و اما خوب است شرح کوتاهی در باب هرمس بیاید.

شأن «هرمس» در نظر یونانیان این بود، آن‏چه را که فی نفسه ورای فهم انسانی است، تغییر صورت دهد و با توضیح و تشریح خود، آن را به وجهی بیان کند که عقل انسانی بتواند آن را درک کند. هرمس برای ابلاغ پیام ‏های خدایان ‏باید به دقایق زبان آن‏ ها و هم‏چنان به دقایق زبان ابناء بشر آشنا بوده باشد. او قبل از این‏که پیغام خدایان را برای آدمیان ترجمه کند و به تفصیل آورد و مقصود آن‏ ها را به شرح بازگوید، باید خود آن را می فهمید و برای خود تفسیر می ‏کرد، در غیر این صورت نمی توانست آن را در مرتبه فهم بشر آورده و بیان کند. (ریخته گران: 1378، ص 18)

در تاریخ از چندین هرمس نام برده شده است؛ تنها یکی از آن‏ها به صورت مستقیم با هرمس یونانی قابل تطبیق است و آن هرمس که عرب آن را «ادریس» خوانند.«شهرزوری» (از حکمای عصر طلایی جهان اسلام) که در اثرش، از 127 حکیم سخن رفته است، در باره هرمس می ‏نویسد: «ابومعشر گمان برده که هرامسه بسیارند، لیکن فاضل‏ترین و بزرگ‏ترین همه، سه ت‏ایند: اول ایشان کسی است که بیش از همه طوفان بود و اهل فرس گویند که کیومرث است و اخنوح است پیش غیر این ها و ادریس است پیش عرب». (شهرزوری: 1365، ص38)

تأثیرات هرمس، بعدها به نام «هرمتیسیزم»، که از نتایج برخورد دو تمدن کهن مصری و یونانی در اسکندریه است، ظاهر شد. این مکتب‏ ها بعدها توانستند اثر قابل ملاحظه‏ ایی بر جهان غرب و نیز جهان اسلام بر جای گذارد. مسیحیان، یهودیان و مسلمانان جملگی در قرون وسطی بر آن بودند که هرمس بنیان گذار علوم است و از همین رو گفتارهای منسوب به او، با دقت و وسواس زایدالوصفی مورد فحص و پژوهش محققین در رشته ‏های گوناگون علمی قرار می گرفت. متفکرین عصر رنسانس در بسیاری از موارد سعی نمودند تا با استعانت و یا تشبه به میراث هرمسی، کاخ عظیم و بنیاد رکین ارسطویی را سرنگون سازند. تأثیرات عقاید این مکتب در جهان اسلام را بر متفکران بزرگی چون محی الدین ابن عربی، سهروردی، ملاصدرا و... می توان یافت (گوهری: بهار و پاییز 1368، صص 315-295).

می دانیم که در کتاب «فصوص الحکم» اثر مهم «ابن عربی»،  تنها پیامبری که دو فص (فص 4 و فص 22) از این نوشته را به خود اختصاص داده است، ادریس و الیاس اند، که  این دو در حقیقت یک فردند: زمانی ادریس «نبی» بود و غایب شد و در مقطع دیگری به نام الیاس ظهور کرد و «رسول» شد. به او اصحاب علوم غریبه و جفر ارجاع می دهند.  ادریس را ابوالحکما نیز خوانند. (ابن عربی: 1400، صص 146-131- و صص 470- 450) اشاره شد که ادریس همان «هرمس الهرامسه» است که در فرهنگ یونانی و مصری هم مورد توجه بوده است و در ادیان توحیدی نیز نامش آمده است.

اما پیش از اینکه نتیجه ­گیری شود که از این خاستگاه هرموتیک (هرمس)، چه ویژگی های مرتبط با تأویل دارد، لازم است توقفی بر لفظ تاویل گردد.

بحث از «تأویل» در فرهنگ اسلامی نیز به صورت جدی، مسبوق به سابقه است. در یکی از آثار، ضمن بررسی نسبتا خوبی از منابع اسلامی در باره تأویل، به این‏جا می ‏رسد که اولا: واژه اَوْل (ریشه تأویل)، جز به معنای رجوع یا مرجع، به معنای دیگری نیامده است؛ ثانیا: در کتب لغت، مجموعا چهار معنا برای تأویل به ترتیب زیر آمده است: یک؛ مرجع و عاقبت؛ دو: سیاست ‏کردن؛ سه: تفسیر و تدبیر؛ چهار: انتقال از معنای ظاهری لفظ به معنای غیرظاهر. در میان این معانی، در کلام قدما پیش از همه، معنای اول و سپس معنای دوم و سوم ذکر شده است، و معنای چهارم در معجم‏ های قدیمی تر یافت نمی شود؛ ثالثا: تأویل در معنای چهارم فوق ‏الذکر، آن‏قدر در لسان متکلمان، اصولیین و مفسران به کار رفته است که ذهن انسان هنگام شنیدن لفظ تأویل به این معنا متبادر می شود.(شاکر: 1376، صص 26-9)

علامه طباطبایی، با اشاره به حدود 10 دیدگاه درباره تأویل، آن‏ها را در دو دیدگاه خلاصه می‏کند: یک؛ نظریه قدما، که در آن تأویل مرادف تفسیر (به جز در حروف مقطعه) است؛  دو؛ متأخرین، تأویل یعنی معنی‏کردن بر خلاف ظاهر و این خصوص «آیات متشابه» است. علامه هر دو نظر را رد نموده و در معنای تأویل می گوید، تأویل از کلمه اَول به معنی بازگشت است و مراد از تأویل، آن چیزی است که آیه به سوی آن برمی گردد.(آگاه: 1375، ص 198) برای رعایت اختصار از تطورات تاریخی مفهوم تأویل گذر کرده و برای مطالعه بیشتر در این زمینه به کتاب «نوآوری، تحریم و تأویل: شناخت علمی و هراس از تکفیر» اثر ابوزید(2010، صص 2-81) ارجاع داده می شود.

حاصل آنکه، مفهوم هرمنوتیک ویژگی هایی دارد که آن را به بحث تأویل پیوند می دهد: مثلا نسبت اش با پیامبری مثل «ادریس»، ربطش به علوم باطنی و غریبه، توجه به رمز و راز در متون کهن و .... به همین دلیل نسبت دو مفهوم هرمنوتیک با تأویل، قطعا به جهت مصداق و مورد، «تباین» نیست و لازم است با تأمل مناسبات این دو، با افزودن معانی اصطلاحی و در مجموع، نتیجه گیری شود که این ربط و ارتباط به چه شکل است.

ب: هرمنوتیک در اصطلاح و نسبت آن با تاویل

در کتاب علم هرمنوتیک (پالمر: صص4-52)، شش تعریف جدید از علم هرمنوتیک را با توضیح زیر ارایه می ‏کند:

میدان علم هرمنوتیک تقریبا به ترتیب زمانی بدین گونه معنی شده است: یک: نظریه تفسیر کتاب مقدس؛ دو: روش‏ شناسی عام لغوی؛ سه: علم هرگونه فهم زبانی؛ چهار: مبنای روش‏ شناختی علوم انسانی؛ پنج:  پدیدارشناسی وجود و پدیدارشناسی فهم وجودی؛ شش: نظام ‏های تأویل هم متذکرانه و هم بت‏ شکنانه (Iconoclastic)  که برای رسیدن به معنای نهفته در اسطوره‏ ها و نمادها، مورد استفاده انسان قرار می ‏گیرند.  در پایان کتاب (همان منبع: صص 79-267)30 نظر در باب تأویل به اختصار آمده است: اول، تجربه هرمنوتیکی ذاتا تاریخی یا زبانی، یا دیالکتیکی، یا واقعی زبانی، یا عینی... است.

مجموع برداشت ها از رهیافت هرمنوتیکی را می توان در امواج سه گانه زیر، به اختصار بیان کرد: یک: رهیافت سنتی؛ که در این نگاه، متن، پر رمز و راز است و عقل در فهم رازهای آن ناتوان است. دو: رهیافت مدرن؛ عقل بشر محور بوده و توانایی فهم دارد. اما هر کسی پیش فرض های خود را دارد و پس لزوما به فهم واحد نمی رسند؛ سه: رهیافت پُست مدرن:  به عنوان نمونه گفتمان امثال «رولان بارت»، یعنی پدیده «مرگ مؤلف» (The Death of the Author) است که برابر این نگاه، مؤلف و متن پیام ویژه ندارند و خواننده، محور بوده و مفسر از متن، متناسب با توان و مفروضات و... خود می فهمد.(چندلر: 1386، ص 283)

در نگاه های پس از برداشت سنتی، دامنه موضعی هرمنوتیک، از متن فراتر رفته به انسان، تاریخ، جهان، شعر و .... تعمیم یافت. «شلایرماخر» (آلمانی)، «کانتِ هرمنوتیک» است و گوید بین کتاب مقدس و سایر متون در روش تفسیری تفکیکی نیست. از طریق تأکید بر مبانی دستوری و  زمینه های روان شناختی به معنای متن می رسیم، اما چنانکه گفته شد در مطالعات بعدی، این توسعه مفهومی، از متن مقدس و بلکه حتی از متن هم فراتر رفت. (منصورنژاد: 1380)

اما برای اینکه تفاوت مرز قدیم و جدید حفظ گردد، آن را به خاص و عام تقسیم کردند: «هرمنوتیک خاص»، که متن مدار است و «هرمنوتیک عام»  از متن، فراتر می رود.

در میان متفکران اسلامی در بیان نسبت بین تفسیر و تأویل، اجماع نظر وجود ندارد. برخی مجموعه نگاه­ ها را به سه دسته تقسیم کردند: یک: تفسیر و تأویل مترادف ­اند؛ دو: متباین اند و سه: در نهایت رابطه عام و خاص من وجه دارند. (شاکر: 1376، صص 3-30) با این وصف، می توان تصور نمود که گستره معنایی لغزانی در تفسیر تأویل وجود دارد. اما اگر با الهام از معانی لغوی، اولا: تفسیر و تأویل را متفاوت و متمایز دیده و ثانیا: تأویل به معنای بازگرداندن ظاهر لفظ، به باطن مراد باشد، که در آن صورت تأویل از برداشت های اعتباری و نگاه علمی فراتر رفته (صلاحیت بیش از علوم کسبی می خواهد)، با شهود و مکاشفه و ... گره می خورد و به نوعی روشنگر ارتباط مفهوم با کنهِ مطلب و حقیقت امر است. به همین دلیل تأویلات قرآنی و باطنی، در «تفاسیر عرفانی قرآن» بیشتر آمده است.

البته می دانیم مفهوم تأویل چند بار در قرآن مجید، آن هم در معانی متفاوت آمده است. به تعبیر «نصر حامد ابوزید»، واژه تفسیر تنها یک بار در قرآن آمده، در حالی که واژه تأویل بیش از ده بار. (ابوزید: 2010، ص83) بیشترین کاربردش در سوره یوسف (آیات 6/ 37 و 100) است که هر سه مورد مرتبط با تعبیر رویاست که در اصل، تأویلی برای حالات شخصی و خواب حضرت یوسف بکار رفته است. اما  اگر معنای تأویل را فقط خاص متن گرفته و مراد هم تأویل قرآنی در سوره آل عمران/7 باشد (که سخن از آیات «محکم و متشابه» است که تأویل متشابهات کار خدا و راسخون در علم اعلام شده است:َ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ)، رابطه تأویل و هرمنوتیک به جهت مورد و مصداق، منطقا، «عام و خاص مطلق» است؛ مگر آنکه خود تأویل را هم به انسان، جهان،  تاریخ و .... (و حتی فهم از خود) کشانده،  که در این صورت، رابطه تأویل و هرمنوتیک مصداقا، رابطه «عام و خاص من وجه» است.

ناگفته نماند که در مباحث هرمنوتیک علاوه بر توجه به محتوا «روش شناسی فهم» هم مد نظر است و به نوعی مباحث متولوژیک در آن مدخلیت دارد و حال آنکه بحث تأویل عمدتا ناظر به محتوا و مضمون است. به همین جهت برخی پژوهشگران فارسی زبان معادل فارسی هرمنوتیک را نه تفسیر می دانند و نه تأویل. (مجتهد شبستری: 10 اسفند 1385) با توجه به این نکته، رابطه هرمنوتیک و تأویل همان عام و خاص مطلق باقی می ماند؛ دایره بزرگ هرمنوتیک، که محتوا و روش را در بر می گیرد، اما دایره کوچک درون آن تأویل است که تمرکز بر فهم محتوا با مشخصاتی دارد.

ناگفته نماند در فهم وحی و قرآن هم اگر عمدتا قدما اهتمام به مؤلف و متن داشتند، در نگاه های متأخر، با مثلا نظریه «رویای رسولانه» (دکتر سروش)، خواننده و مفسر هرگز به مقاصد وحی از روی نوشته دسترسی نخواهد داشت و باید رویای پیامبر را مطابق مفروضات و داده های علمی خود، تأویل و بلکه «تعبیر» کند! برابر این برداشت رابطه تأویل و هرمنوتیک به عام و خاص من وجه گرایش می یابد.

ج) نتیجه گیری

1.دامنه هرمنوتیک چه متن باشد و چه فراتر از آن، توجه به نگاه هرمنوتیکی به اضافه برداشت تأویلی، سطح تحلیل و عمق دانش و داشته یک متفکر را بسیار بالا برده و عمق می بخشد.

2. درختان هرمنوتیک و تأویل، سوژه های پیچیده، پر مسأله و با سابقه ای هستند، که در دوران جدید، شاخ و برگ فراوان و میوه های گوناگون دادند.

3.نسبت هرمنوتیک و تأویل، در یک سطح (هرمنوتیک خاص)، به جهت مصداق و مورد، «عام و خاص مطلق» (عام هرمنوتیک و خاص تأویل)، و در یک سطح دیگر، (هرمنوتیک عام)، «عام و خاص من وجه» است.

فهرست منابع

آگاه، حمید (بهار و تابستان 1375) مقاله تأویل قرآن در منظر اهل ‏بیت، فصل‏نامه پژوهش ‏های قرآنی، ش: 6-5

ابن عربی، محیی الدین (1400) ترجمه و شرح فصوص الحکم، اسماعیل منصوری لاریجانی، نشر بوستان کتاب

ابوزید، نصر حامد (2010) نوآوری، تحریم و تأویل: شناخت عملی و هراس از تکفیر، ترجمه و نشر آموزشکده الکترونیکی توانا

پالمر، ریچارد (1377) علم هرمنوتیک، ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی، انتشارات هرمس

چندلر، دانیل (1386) مبانی نشانه شناسی، ترجمه مهدی پارسا، شرکت انتشارات سوره مهر

ریخته‏ گران، محمدرضا (1378) منطق و مبحث علم هرمنوتیک، نشر کنگره

شاکر محمدکاظم (1376) روش ‏های تأویل قرآن، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

شهرزوری، شمس‏ الدین محمدبن محمود (1365) نزهة الارواح و روضة الافراح، ترجمه مقصودعلی تبریزی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

گوهری، (1368) محمدجواد، مقاله هرمس، فصل‏نامه فرهنگ، کتاب چهارم و پنجم

مجتهد شبستری، محمد (10 اسفند 1385) در نشست «هرمنوتیک و فهم اسلام، http://www.cgie.org.ir/fa/news/1125

منصورنژاد (1380) هرمنوتیک و نسبت آن با دین، انتشارات جوان پویا

The Shorter Oxford English Dictionary, Oxford University press (reprint): 1988

انتهای پیام

نظرات

captcha