هنر، پلی برای پیوند مخاطب امروز با قرآن

گاهی یک آیه برای ماندن در ذهن، فقط به تلاوت و شنیدن نیاز ندارد؛ ممکن است از میان تار و پود یک تابلو، بُرش های ظریف چوب یا نقش هایی که ساعت ها با دست هنرمند شکل گرفته اند، راه خود را به چشم و دل مخاطب باز کند. احسان ادیب ، دانشجوی سال ششم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، یکی از کسانی است که میان مفاهیم قرآنی و هنر معرق چنین پیوندی ساخته است؛ دانشجویی که در سی اُمین  جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت ، در رشته معرق از زیرمجموعه های بخش هنری به رتبه نخست دست یافت.

گاهی یک آیه برای ماندن در ذهن، فقط به تلاوت و شنیدن نیاز ندارد؛ ممکن است از میان تار و پود یک تابلو، بُرش های ظریف چوب یا نقش هایی که ساعت ها با دست هنرمند شکل گرفته اند، راه خود را به چشم و دل مخاطب باز کند. احسان ادیب، دانشجوی سال ششم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، یکی از کسانی است که میان مفاهیم قرآنی و هنر معرق چنین پیوندی ساخته است؛ دانشجویی که در سی اُمین جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت، در رشته معرق از زیرمجموعه های بخش هنری به رتبه نخست دست یافت.

ادیب از نخستین سال های ورود به دانشگاه در جشنواره قرآن و عترت حضور داشته است. در دوره بیست وششم رتبه نخست دانشجویان را به دست آورد، در دوره بیست وهفتم رتبه دوم را کسب کرد و در دوره های بیست وهشتم و بیست ونهم نیز در رشته تذهیب رتبه چهارم را به دست آورد. او در کنار فعالیت هنری، سابقه حضور و کسب رتبه در بخش احکام جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت را نیز در کارنامه دارد.

در گفت و گو با این دانشجوی پزشکی و هنرمند معرق کار، درباره نسبت هنر و قرآن، دشواری تبدیل یک آیه به اثر هنری، ضرورت پیدا کردن زبان تازه برای مخاطب امروز و نقش جشنواره های قرآنی در جذب جوانانی صحبت کرده ایم که شاید از مسیر تلاوت و حفظ وارد فعالیت های قرآنی نشده باشند.

ایکنا - اگر بخواهیم از نقطه شروع ارتباط شما با قرآن آغاز کنیم، این ارتباط از کجا شکل گرفت؟

ارتباط من با قرآن از دوران کودکی شروع شد. آن زمان جزء 30 را حفظ کردم، اما متأسفانه ادامه پیدا نکرد و با گذشت زمان محفوظاتم هم تا حد زیادی از بین رفت. بعد ها این ارتباط از مسیر های دیگری ادامه پیدا کرد؛ از فعالیت های قرآنی در دانشگاه گرفته تا حضور در جشنواره قرآن و عترت و به خصوص بخش های هنری.

ایکنا - شاید جالب باشد که کسی که امروز دانشجوی پزشکی است و در رشته معرق فعالیت می کند، در کودکی حفظ قرآن را هم تجربه کرده باشد. خودتان این مسیر را چطور می بینید؟ آیا آن تجربه کودکی هنوز در ذهن شما باقی مانده است؟

هر تجربه ای که انسان در کودکی با قرآن پیدا می کند، می تواند زمینه یک ارتباط دوباره در سال های بعد باشد. شاید حفظ جزء 30 برای من ادامه پیدا نکرد، اما این به معنای قطع ارتباط با قرآن نبود. بعد ها از مسیر هنر و فعالیت های قرآنی دوباره به همان فضا برگشتم. فکر می کنم آدم ها ممکن است در دوره های مختلف زندگی، از راه های متفاوتی با قرآن ارتباط برقرار کنند.

ایکنا - سابقه قبلی حضور در جشنواره را دارید؟ اگر پاسخ مثبت است آیا این حضورها فقط یک رقابت بوده یا بخشی از مسیر رشد هنری تان هم محسوب می شود؟

قطعاً فقط یک رقابت نبوده است. از دوره بیست وششم که رتبه اول را کسب کردم، بعد در دوره بیست وهفتم رتبه دوم گرفتم و در دوره های بیست وهشتم و بیست ونهم هم در تذهیب رتبه چهارم را به دست آوردم، هر دوره برای من تجربه ای متفاوت بوده است. حضور در جشنواره باعث شده با آثار و نگاه های مختلف روبه رو شوم و بفهمم در کدام قسمت ها باید بیشتر کار کنم. امسال هم با همین تجربه وارد رشته معرق شدم و خوشبختانه نتیجه خوبی گرفتم.

ایکنا - حالا برویم سراغ خود معرق. چه چیزی در این هنر شما را به قرآن نزدیک می کند؟

وقتی قرار است یک آیه را با معرق اجرا کنیم، دیگر آیه فقط یک متن نیست. شما باید آن را ببینید، درباره اش فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید که چطور باید در قالب یک اثر هنری نشان داده شود. از انتخاب فرم و خط گرفته تا برش و کنار هم قرار دادن اجزا، همه این مراحل باعث می شود زمان زیادی را با همان آیه بگذرانید.

ایکنا - یعنی می توان گفت قبل از اینکه مخاطب با اثر شما ارتباط برقرار کند، خودتان در جریان ساخت اثر با آیه مأنوس می شوید؟

بله، دقیقاً. وقتی شما ساعت ها روی یک آیه کار می کنید، نمی توانید نسبت به آن بی تفاوت باشید. آیه را مرحله به مرحله دنبال می کنید و درگیر جزئیات آن می شوید. همین فرایند خود می تواند نوعی ارتباط با مفهوم قرآن ایجاد کند.

ایکنا - تبدیل یک آیه به یک اثر هنری احتمالاً کار ساده ای نیست. سخت ترین قسمت این مسیر برای شما چیست؟

مهم ترین چالش، شیوه اجرای کار است. خیلی از سبک هایی که در هنر های قرآنی استفاده می کنیم، سبک های قدیمی و سنتی هستند. اینکه بتوانیم از همین ظرفیت های سنتی استفاده کنیم و در عین حال طرحی بسازیم که برای مخاطب امروز جذاب باشد، کار راحتی نیست.

ایکنا - یعنی گاهی ممکن است مفهوم آیه را خوب بدانید، اما نتوانید زبان هنری مناسبی برای ارائه آن پیدا کنید؟

بله. ممکن است یک آیه مفهوم خیلی خوبی داشته باشد، اما اگر اجرای هنری مناسب نباشد، آن چیزی که باید به مخاطب منتقل شود، اتفاق نیفتد. مثلاً خود من در تجربه هایی که داشتم، دیدم استفاده از یک نوع خط یا سبک مانند کوفی یا نستعلیق ممکن است برای یک اثر مناسب تر باشد و سبک دیگری جذابیت کمتری ایجاد کند.

ایکنا - شما مشخصاً به خط کوفی و نستعلیق اشاره کرده اید. این تفاوت در انتخاب خط چقدر می تواند نتیجه نهایی اثر را تغییر دهد؟

خیلی زیاد. مثلاً اگر بخواهم یک آیه را با خط کوفی در قالب معرق اجرا کنم، ممکن است از نظر بصری جذابیت آن نسبت به اجرای همان مفهوم با نستعلیق کمتر باشد. من حتی بازخورد اطرافیان را در این زمینه گرفته ام. در یک نمونه، احساس می کردند خط کوفی نتوانسته به خوبی مفهوم و زیبایی اثر را نشان دهد، در حالی که شاید نستعلیق می توانست ارتباط بهتری ایجاد کند؛ بنابراین انتخاب زبان بصری مناسب، بخش مهمی از کار است.

ایکنا - هنرمند قرآنی باید بیشتر به مفهوم وفادار بماند یا اجازه دهد هنر و خلاقیتش دست بالا را داشته باشد؟

این دو نباید مقابل هم قرار بگیرند. مفهوم قرآنی باید حفظ شود، اما هنرمند باید بتواند آن را با هنر خودش به شکلی جذاب ارائه کند. اگر فقط به مفهوم توجه کنیم و از زیبایی اثر غافل شویم، شاید نتوانیم مخاطب امروز را جذب کنیم. از طرف دیگر اگر فقط به زیبایی فکر کنیم و مفهوم را کنار بگذاریم، هدف اصلی اثر از بین می رود.

ایکنا - پس یک اثر موفق قرآنی از نگاه شما، اثری است که هم زیبایی بصری داشته باشد و هم بتواند ذهن را درگیر مفهوم قرآنی به کار رفته در اثر کند؟

بله. مخاطب باید ابتدا جذب اثر شود، اما بعد از دیدن آن، بتواند با مفهوم آیه هم ارتباط برقرار کند. هنر می تواند مخاطب را به سمت قرآن بکشاند و بعد مفهوم قرآن کار خودش را انجام دهد.

ایکنا - یکی از ویژگی های جشنواره این است که یک آیه یا یک مفهوم دینی مشخص در اختیار شرکت کنندگان قرار می گیرد، اما هرکس آن را به شیوه خودش اجرا می کند. این تفاوت برداشت ها چه اهمیتی دارد؟

اتفاقاً به نظرم این یکی از مهم ترین بخش های جشنواره است. وقتی یک آیه واحد به همه داده می شود، همه از یک نقطه شروع می کنند، اما هر هنرمند با توجه به نگاه و توانایی خود، برداشت متفاوتی ارائه می دهد. یکی ممکن است آن را با خوشنویسی نشان دهد، یکی با تذهیب، یکی با معرق و فرد دیگری با نقاشی. در نتیجه یک مفهوم واحد، روایت های هنری متفاوتی پیدا می کند.

ایکنا - آیا همین تفاوت می تواند باعث شود خود شرکت کننده بیشتر در مفهوم آیه تأمل کند؟

حتماً. وقتی قرار است شما یک آیه را تبدیل به اثر کنید، باید به آن فکر کنید و ببینید چه چیزی از آن برداشت کرده اید. نمی توانید صرفاً یک متن را بردارید و بدون توجه به معنا وارد کار هنری کنید. به همین دلیل فکر می کنم هنر می تواند یک مسیر برای نزدیک شدن به مفاهیم قرآن باشد.

ایکنا - از نگاه شما، اضافه شدن رشته های هنری به جشنواره های قرآنی چه تغییری در مخاطبان این جشنواره ایجاد می کند؟

باعث می شود افراد بیشتری احساس کنند می توانند از مسیر استعداد خودشان وارد فعالیت قرآنی شوند. همه قرار نیست حافظ یا قاری باشند. ممکن است یک نفر استعدادش در هنر باشد و از همان مسیر با قرآن ارتباط برقرار کند. یکی با تلاوت، یکی با حفظ، یکی با احکام و یکی هم با هنر.

ایکنا - یعنی اگر هنر از جشنواره های قرآنی حذف شود، بخشی از مخاطبانی که می توانند از این مسیر وارد فضای قرآن شوند، از دست می روند؟

احتمالاً همین طور است. هنر یک ابزار رسانه ای است. می تواند قرآن را به شکلی متفاوت به جامعه معرفی کند و حتی برای مخاطبی که شاید ارتباط مستقیمی با تلاوت یا حفظ ندارد، جذاب باشد. وقتی یک اثر هنری زیبا با یک مفهوم قرآنی روبه روی فرد قرار می گیرد، ممکن است همان اثر باعث شود درباره آیه سؤال کند و بیشتر سراغ آن مفهوم برود.

ایکنا - و اگر بخواهید آینده بخش هنری جشنواره را تصور کنید، فکر می کنید مهم ترین اتفاقی که باید بیفتد چیست؟

باید تلاش کنیم هنر قرآنی هم اصالت خودش را حفظ کند و هم بتواند با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند. اگر بتوانیم این دو را کنار هم قرار دهیم، آثار هنری می توانند تأثیر بیشتری داشته باشند و جوانان بیشتری را به سمت مفاهیم قرآن جذب کنند.

ایکنا - اگر به احسان ادیب سال های کودکی برگردید، همان کودکی که حفظ جزء 30 را شروع کرد، اما ادامه نداد، فکر می کنید امروز چه چیزی به او می گفتید؟

شاید می گفتم ارتباط با قرآن را هیچ وقت رها نکند. ممکن است یک مسیر ادامه پیدا نکند، اما همیشه راه دیگری برای برگشتن وجود دارد. شاید برای من آن راه، سال ها بعد از طریق هنر و جشنواره پیدا شد. مهم این است که آدم دوباره مسیر خودش را پیدا کند.

انتهای پیام

نظرات

captcha