معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
انتخابات میان دوره ای 2026 آمریکا در سایه جنگ شش ماهه با ایران برگزار می شود؛ جنگی که دیگر صرفاً یک مسئله ژئوپلیتیکی نیست، بلکه از طریق افزایش هزینه های انرژی و فشار بر بودجه خانوارها، به یکی از مؤلفه های اصلی «اقتصاد انتخاباتی» تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، این یادداشت نشان می دهد که چگونه سیاست خارجی، در قالبی ملموس و روزمره، به آزمونی برای مدیریت دولت ترامپ و رأی مستقل ها بدل شده و پیامد های آن می تواند توازن قدرت در کنگره آینده را دستخوش تغییر کند.
بیان مسئله
انتخابات میان دوره ای آمریکا در نیمه آبان امسال درحالی برگزار می شود که جنگ با ایران دیگر تنها موضوعی برای اتاق های وضعیت در کاخ سفید و پنتاگون نیست. طولانی شدن درگیری، افزایش نااطمینانی در بازار انرژی و رشد هزینه های سوخت، سیاست خارجی را به تجربه ای ملموس در زندگی روزمره آمریکایی ها تبدیل کرده است. برای رأی دهند های که با قیمت بنزین، هزینه حمل ونقل و فشار بر بودجه خانوار روبه روست، مسئله ایران نه در قالب مباحث فنی درباره بازدارندگی، بلکه در قالب هزینه های هفتگی زندگی ظاهر می شود. از این منظر، انتخابات سوم نوامبر 2026 آزمونی مهم برای توان دولت ترامپ در مدیریت همزمان یک جنگ خارجی و پیامد های اقتصادی آن در داخل است. این انتخابات، همه 435 کرسی مجلس نمایندگان و 35 کرسی سنا را شامل می شود و فرصتی برای داوری رأی دهندگان درباره کارنامه ترامپ و حزب اوست. در تاریخ سیاسی آمریکا، انتخابات میان دوره ای اغلب با نارضایتی از حزب رئیس جمهور همراه بوده، به ویژه هنگامی که اقتصاد و تورم در صدر نگرانی ها قرار دارد. در انتخابات 2014 که به عنوان مدیر- خبرنگار رسانه ملی در نیویورک مستقر بودم و از نزدیک آن را پوشش می دادم، نتیجه بر همین سنت بود: با وجود استقرار اوبامای دموکرات در کاخ سفید، فقط 36.4 درصد از واجدین شرایط رأی دادند که پایین ترین میزان مشارکت از سال 1942 میلادی بود. در نتیجه جمهوری خواهان کنترل کامل کنگره را به دست گرفتند. با این حال، انتخابات 2026 ویژگی خاصی دارد؛ سیاست خارجی و جنگ با ایران، از مسیر هزینه های انرژی و قدرت خرید خانوار، به یکی از مؤلفه های «اقتصاد انتخاباتی» تبدیل شده است.
نگاه به جنگ ایران و انتخابات میان دوره ای از منظر «افول آمریکا» بیش از آنکه ناظر بر کاهش توان نظامی یا اقتصادی این کشور باشد، به «افول مشروعیت مدیریتی» و «افول توانایی کنترل همزمان جبهه های داخلی و خارجی» اشاره دارد. آنچه در این چشم انداز آشکار می شود، نه شکست راهبردی آمریکا در خلیج فارس، بلکه فرسایش تدریجی اعتماد عمومی به کارآمدی دولت در تأمین امنیت و معیشت همزمان است. وقتی رأی دهنده مستقل، جنگ را نه در چارچوب بازدارندگی، بلکه در ترازوی قیمت بنزین و قدرت خرید خود می سنجد، یعنی سیاست خارجی از حوزه اقدام مؤثر دولت به حوزه فشار های غیرقابل تحمل برای شهروندان منتقل شده است. این جابه جایی، نشانه ای از «افول ظرفیت نهاد های اجرایی» در تفکیک اولویت ها و حفظ توازن میان هزینه های نظامی و رفاه داخلی است.
میان دوره ای ها و داوری درباره دولت
رابطه جنگ ایران و تورم آمریکا مستقیم و تک علتی نیست؛ قیمت ها تحت تأثیر عوامل متعددی مانند سیاست تعرفه ای، زنجیره تأمین، نرخ بهره و بازار کار قرار دارند. اما جنگ در خاورمیانه می تواند از طریق افزایش ریسک در بازار نفت، تهدید مسیر های کشتیرانی و بالا بردن هزینه حمل ونقل، فشار های تورمی را تشدید کند. بر اساس داده های اداره آمار کار آمریکا، شاخص قیمت مصرف کننده در ژوئیه 2026 نسبت به سال قبل 3.4 درصد افزایش داشت و تورم هسته (بدون غذا و انرژی) 2.5 درصد گزارش شد، در حالی که تورم پیش از جنگ حدود 2.4 درصد بود. این تفاوت به تنهایی جنگ را عامل اصلی نشان نمی دهد، اما افزایش هزینه انرژی در فضای اقتصادی حساس، اهمیت سیاسی یافته است (Associated Press). افزایش هزینه سوخت فقط به رانندگان محدود نمی شود؛ حمل ونقل، توزیع مواد غذایی و زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار می دهد و استمرار قیمت های بالا به احساس فشار اقتصادی دامن می زند. در چنین فضایی، رأی دهنده می پرسد آیا دولت میان اهداف نظامی در خارج و ثبات اقتصادی در داخل توازن برقرار کرده است؟
رأی مستقل ها و آزمون مدیریت
نقش رأی دهندگان مستقل در انتخابات میان دوره ای، به ویژه در حوزه های رقابتی، بسیار مهم است. مستقل ها گروهی یکدست نیستند، اما در رقابت های نزدیک، همین رأی دهندگان تفاوت را رقم می زنند. برای بخش بزرگی از این طیف، جنگ با ایران با واژه هایی مانند «بازدارندگی» تعریف نمی شود؛ پرسش های آنان عملی تر است: آیا قیمت ها مهار شده اند؟ آیا دولت از جنگ طولانی پرهیز کرده؟ آیا راهبرد خروجی روشنی و جود دارد؟ جنگ زمانی به مسئله انتخاباتی تبدیل می شود که از سطح راهبردی به سطح تجربه شخصی منتقل شود. رأی دهنده مستقل ممکن است تحولات میدان نبرد را دنبال نکند، اما افزایش قیمت بنزین را نادیده نمی گیرد. این همان نقطه ای است که سیاست خارجی به «سیاست خارجی ملموس» [2]تبدیل می شود. برای دولت ترامپ، دشواری اصلی مدیریت همزمان پیام امنیتی و اقتصادی است. دولت می تواند استدلال کند تحمل هزینه های کوتاه مدت انرژی برای جلوگیری از تهدیدی بزرگتر ضروری است، اما این استدلال فقط وقتی مؤثر است که رأی دهنده احساس کند جنگ هدفی روشن و افق زمانی محدودی دارد. در این میان از نقش «دیپلماسی عمومی» [3]یعنی پیام های آشکار مقامات ایرانی مانند قالیباف، عراقچی و بقائی خطاب به مالیات دهندگان آمریکایی نیز نباید غافل شد.
چالش جمهوری خواهان: امنیت یا هزینه زندگی؟
جمهوری خواهان با دوگانگی روبه رو هستند: از یک سو، پایگاه محافظه کار نمایش قدرت نظامی در برابر ایران را نشانه اقتدار می داند؛ از سوی دیگر، بخشی از رأی دهندگان جمهوری خواه و محافظه کاران «اول آمریکا» به جنگ های طولانی بدبین هستند و وعده کاهش هزینه ها را جدی می گیرند. طبق نظرسنجی رویترز/ ایپسوس، در سناریوی فرضی رأی گیری کنگره، مستقل ها دموکرات ها را با نسبت 33 درصد در برابر 19 درصد بر جمهوری خواهان ترجیح داده اند. این نشان می دهد فضای جنگ و فشار های اقتصادی می تواند در حوزه های رقابتی به زیان حزب حاکم عمل کند (Reuters1). فاصله گیری از جنگ ممکن است طرفداران ترامپ را ناراضی کند، اما حمایت بی قیدوشرط نیز رأی دهندگان نگران معیشت را دور می کند. واکنش غالب رأی دهندگان به جنگ شش ماهه، فرسودگی و نگرانی اقتصادی بوده است. در نظرسنجی دیگری از رویترز/ ایپسوس (21 تا 24 اوت 2026)، تنها 31 درصد از عملیات نظامی آمریکا حمایت کردند که نسبت به 37 درصد در مارس و 34 درصد در اوایل اوت کاهش یافته است (Reuters2). رویترز همچنین در گزارشی، افزایش هزینه انرژی و نارضایتی از قیمت ها را از عوامل فشار بر جمهوری خواهان در آستانه انتخابات معرفی کرد (Reuters3). این به معنای شکست قطعی نیست، اما در سیاست انتخاباتی آمریکا، ادراک رأی دهندگان به اندازه آمار های کلان اهمیت دارد.
فرصت و محدودیت دموکرات ها
برای دموکرات ها، جنگ ایران فرصتی برای نقد واحد از دولت ترامپ فراهم می کند: دولتی که هم در ثبات خارجی ناکام مانده و هم نتوانسته هزینه زندگی را پایین بیاورد. آنان می توانند جنگ را از منظر فقدان برنامه روشن، هزینه های اقتصادی و ناتوانی در محافظت از قدرت خرید نقد کنند. اما اگر همه فشار های اقتصادی را صرفاً به جنگ نسبت دهند، با مشکل اعتبار روبه رو می شوند. پیام مؤثرتر دموکرات ها ترکیبی از سه عنصر است: حفظ امنیت ملی، درخواست راهبرد خروج روشن از جنگ و حمایت از قدرت خرید خانوارها. اگر دموکرات ها کنترل یک یا هر دو مجلس را به دست آورند، ابزار های بیشتری برای نظارت بر جنگ خواهند داشت: جلسات استماع، درخواست اطلاعات، بررسی هزینه های نظامی و استفاده از اختیار بودجه ای. بنابراین، نتیجه انتخابات نه تنها بر توازن حزبی، بلکه بر جهت گیری سیاست ایران دولت ترامپ نیز مؤثر است.
چهار گزاره از واکنش رأی دهندگان
واکنش رأی دهندگان به جنگ شش ماهه را در چهار گزاره می توان خلاصه کرد: حمایت عمومی به 31 درصد کاهش یافته؛ 83 درصد انتظار ادامه طولانی درگیری را دارند؛ مخالفت با جنگ به دموکرات ها محدود نیست و بیش از یک سوم جمهوری خواهان و اکثریت مستقل ها نسبت به تداوم آن تردید دارند و هزینه های اقتصادی، به ویژه قیمت سوخت، جنگ را در ذهن رأی دهنده به مسئله ای انتخاباتی تبدیل کرده است.
نتیجه گیری
اکنون خطر اصلی برای دولت ترامپ و جمهوری خواهان، صرفاً مخالفت انتزاعی با جنگ نیست، بلکه شکل گیری ادراکی عمومی از «مدیریت ناکارآمد» است که در آن دولت توان تبدیل یک بحران خارجی به هزینه های قابل تحمل داخلی را ندارد. این همان نقطه ای است که آن را «فرسایش مشروعیت کارکردی» می نامند؛ جایی که شهروندان به جای افتخار به قدرت نظامی، آن را عاملی برای تضعیف معیشت خود می بینند. کاهش حمایت از جنگ، تردید جمهوری خواهان و تمایل مستقل ها به دموکرات ها، همگی نشانه هایی از افول «توانایی اقناع سازی» و «یکپارچگی روایت های امنیتی– اقتصادی» در نظام سیاسی آمریکاست.
اگر این روند تا روز انتخابات تثبیت شود، حوزه های رقابتی و رأی مستقل ها به کانون فشار بر حزب حاکم تبدیل خواهند شد و نتیجه آن می تواند تغییری در ترکیب کنگره باشد که به نوبه خود، بر گستره و جهت گیری سیاست ایران تأثیر گذارد. در این معنا، افول آمریکا نه یک فروپاشی ناگهانی، بلکه یک فرسایش تدریجی در «اعتماد عمومی به مدیریت همزمان جنگ و اقتصاد» است؛ فرسایشی که سرنوشت آن، علاوه بر تحولات خلیج فارس، در صندوق های رأی ایالت های کلیدی در 12 آبان 1405 رقم خواهد خورد.
ا براهیم شکوری
دکتری علوم سیاسی و پژوهشگر همکار در مرکز مطالعات آمریکا
ارجاعات:
– Associated Press, https://apnews.com/article/consumer-prices-inflation-fed-interest-rates-150e179a6c6b3182ba05cedf0188394b
– Reuters1, https://www.reuters.com/world/us/trumps-approval-holds-record-low-us-support-iran-war-falls-reuters-ipsos-poll-2026-08-24 /
– Reuters2, https://www.reuters.com/world/us/trumps-approval-holds-record-low-us-support-iran-war-falls-reuters-ipsos-poll-2026-08-24/
– Reuters3, https://www.reuters.com/world/middle-east/six-consequences-six-months-war-iran-2026-08-27/
[1]. Electoral economics
[2]. Tangible foreign policy
[3]. Public diplomacy
{{name}}
{{content}}