صاحب صدای آشنا باشید

حجت الاسلام والمسلمین سید محمدباقر علوی تهرانی درجلسات هفتگی سه شنبه ها که 17 شهریور در مسجد امیرالمؤمنین برگزار شد محور سخن خود را بر تبیین « موانع استجابت دعا » قرار داد و گفت: دعا به طور قطعی مستجاب می شود، مگر اینکه موانعی مداخله کند.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمدباقر علوی تهرانی درجلسات هفتگی سه شنبه ها که 17 شهریور در مسجد امیرالمؤمنین برگزار شد محور سخن خود را بر تبیین «موانع استجابت دعا» قرار داد و گفت: دعا به طور قطعی مستجاب می شود، مگر اینکه موانعی مداخله کند.

از مهم ترین این موانع که  برشمرد: عدم پاکی منبع رزق و لقمه حرام، اسراف و تباه کاری مال، عدم رعایت اعتدال در مراتب انفاق، نفرین طلبکار بر بدهکار با وجود اطمینان از باطل شدن دین، گناه به صورت عمومی، عقوق والدین حتی با گفتن کلمه «اف»، ترک صله رحم و عدم رسیدگی به خویشاوندان، ارتباط با شراب حتی به دست گرفتن آن، ترک امر به معروف و نهی از منکر، سبک شمردن نماز، آوازه خوانی و غنا، عدم وفای به عهد الهی، امید بستن به غیر خدا و شرک در توکل، غفلت و قساوت قلب و زنا. مشروح سخنان وی را در ادامه می خوانیم:

بیان حضرت حق در سوره مبارکه شعراء، آیه 84، خداوند متعال از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام بیان می فرماید: «وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ» یعنی «و برای من در میان امت های آینده، زبان صدق و راستی قرار بده.» این درخواست ابراهیم، در حقیقت طلب ماندگاری نام نیک و ذکر خیر در میان نسل های آینده است. اما پرسش بنیادین این است که این «زبان صدق» که حضرت ابراهیم(ع) از خداوند طلب کرده، در حقیقت چیست؟

در پاسخ به این پرسش، روایات اهل بیت(ع) بر این نکته تأکید دارد که مراد از آن زبان صادق و ماندگار برای آیندگان، وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و خاندان پاک ایشان است. در واقع، ولایت علی(ع) همان میراثی است که خداوند بر ذریه حضرت ابراهیم بخشید و بر او عرضه داشت. همین پیوند عمیق میان ابراهیم و آل محمد است که باعث شده وقتی صلوات می فرستیم، ابراهیم در آن حضور یابد و بگوید: «افضل ما صلیت و بارکت و تمت علی ابراهیم»؛ چرا که او با تمام وجود، ولایت این خاندان را در جان خود جای داده است.

تأخیر در استجابت دعا بدون علت نیست

این پیوند معنوی و ولایی، با توجه به جایگاه والای اهل بیت، مبنای فهم بسیاری از اسرار الهی از جمله اجابت دعا است. براساس آموزه های دینی، دعا به طور قطعی و یقینی مستجاب می شود؛ هرچند که این استجابت ممکن است با تأخیر مواجه گردد. باید دانست که این تأخیر، بدون علت نیست، بلکه بر دو محور استوار است: یا به دلیل اوصاف و حالات دعاکننده است و یا به دلیل اینکه آنچه از خداوند طلب می شود، با ظرفیت های تحقق آن فرد سازگار نیست. برای مثال، حتی دعای پیامبر اکرم(ص) برای بخشش کافران مستجاب نمی شود؛ نه به دلیل عدم کفایت مقام پیامبری، بلکه به دلیل عدم تناسب آن درخواست با شرایط موجود.

دعای خورنده مال حرام مستجاب نیست

یکی از مهم ترین موانع استجابت دعا، عدم پاکی منبع رزق است. همان طور که ظرفیت دعا به اوصاف دعاکننده بستگی دارد، پاک بودن لقمه و درآمد نیز در استجابت دعا نقشی حیاتی دارد. کسی که «آکل الحرام» یعنی خورنده حرام باشد، دعای او مستجاب نخواهد شد. از همین رو، بحث «اجابت دعا» به طور ناگزیری با بحث «رزق و روزی» گره می خورد و ما ناچاریم به بررسی رابطه میان تلاش انسانی و تدبیر الهی بپردازیم.

تدبر در خصوص یک شرک خفی

در تحلیل رابطه میان کار و روزی، باید میان توحید و فعالیت عملی تمایز قائل شد. اگر کسی معتقد باشد که کار به تنهایی مسبب روزی است، از نظر توحیدی دچار کفر شده است؛ و اگر معتقد باشد که کار و خدا هر دو در جلب رزق برابرند، در دام شرک گرفتار شده است. حقیقت آن است که کار، خود علت تامه برای روزی نیست، بلکه مجرایی است که خداوند روزی را از طریق آن جاری می سازد. اگرچه کار مسبب اصلی نیست، اما شرع مقدس نیز بیکاری را نکوهیده است؛ چنان که پیامبر اکرم(ص) کسانی را که از خواب و بیکاری دوری نمی کنند، مورد مذمت قرار داده اند.

نفرین از چرخه استجابت خارج است

برخی از دعاها نیز به دلیل ماهیت خود، از چرخه استجابت خارج هستند. برای نمونه، نفرین علیه همسر یا همسایه، حتی اگر از سوی فردی بدخلق باشد، مستجاب نمی گردد؛ زیرا خداوند در نظام عدل الهی، نفرین های ناصواب را به رحمت خود مهار می کند. بنابراین، در مسیر دعا و طلب، همواره باید میان تلاش درست، درآمد حلال و نیت پاک، پیوند برقرار ساخت.

گاهی فردی که خداوند به او مال و ثروتی داده، آن را تباه کرده و اسراف می کند. چنین فردی، با وجود داشتن تمکن مالی، با زیاده روی در هزینه های بیهوده، ثروت خود را از دست می دهد. در چنین شرایطی، دعای او برای بازگشت مال از دست رفته، مستجاب نخواهد شد. چرا؟ چون خداوند در قرآن کریم می فرماید: «اِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ المُسرِفین»؛ خداوند اسراف کاران را دوست ندارد. این موضوع، نشان دهنده اهمیت رعایت اعتدال در هزینه ها و پرهیز از تباه کردن نعم الهی است.

مراتب انفاق و بررسی یک نکته اخلاقی

اما سخن از انفاق و کمک به نیازمندان، ابعاد گسترده تری دارد. روایت جالبی از حضرت امام صادق(ع) نقل شده که در آن، ایشان در مواجهه با فقرای مختلف، به سه نفر پول دادند و در حق نفر چهارم دعا کردند که خداوند او را سیر کند. وقتی علت این تفاوت پرسیده شد، فرمودند: «ترسیدم از آن باشم که جزو کسانی باشم که دعایشان مستجاب نمی شود.» سوال این جاست که این فرد چهارم، چه اشکالی داشت که دعا برای او اولویت یافت؟ ظاهراً ایشان در انفاق خود زیاده روی کرده بود، اما نه از نوع اسراف تباه کننده مال، بلکه در نوع دیگری از انفاق.

برای فهم بهتر این موضوع، باید مراتب انفاق را بشناسیم. انفاق سه یا چهار مرتبه دارد:

1. معاونت: این همان مرتبه رایج کمک مالی است که غالب ما انجام می دهیم؛ مثلاً صد هزار تومان، دویست هزار تومان یا یک میلیون تومان به نیازمندی می دهیم. این کمک، نوعی همیاری و همکاری با فقیر محسوب می شود.

2. تکفل: مرتبه ای بالاتر از معاونت، کفالت است. در این مرحله، فرد، مسئولیت تمام نیازهای یک نیازمند را بر عهده می گیرد؛ یعنی از صفر تا صد زندگی او را تأمین می کند.

3. مواسات: این مرتبه، به معنای هم دردی و شریک شدن در مال است. یعنی اگر من ده درهم دارم، پنج درهم آن را برای خود و پنج درهم را برای فقیر قرار دهم.

4. ایثار: بالاترین مرتبه انفاق، ایثار است. در این مرحله، فرد با وجود نیاز شدید خود، دیگری را بر خود مقدم می دارد.

حال، وقتی امام صادق علیه السلام می فرماید ترسیدند از آن باشم که جزو کسانی باشم که دعایشان مستجاب نمی شود، ایشان در واقع به مرتبه «معاونت» اشاره می کنند. چرا که اگر فردی در این مرتبه نیز زیاده روی کند مثلاً بیش از حد توانش کمک کند و خود در مضیقه قرار گیرد، ممکن است دعایش مستجاب نشود.

این نکته مهم است که برای مراتب بالاتر انفاق مانند مواسات و ایثار، «اهلیت» لازم است. امیرالمؤمنین علی(ع)، در اوج فقر و نیاز، از یک یهودی پول قرض گرفتند تا به نیازمندان کمک کنند. ایشان ظرفیت ایثار را داشتند. امام مجتبی(ع) نیز در طول عمر خود، دو بار تمام مال خود را دو نیم کردند و نصف را به خود و نصف را به فقرا دادند. این ظرفیت، لازمه ایثار است. بنابراین، نباید صرفاً به کمیّت انفاق توجه کرد، بلکه کیفیت و نیت آن نیز مهم است. ممکن است کسی ایثار کند، اما در آن ریا باشد؛ در حالی که فرد دیگری با نیت صادقانه، «معاونت» می کند و این صدق او نزد خداوند پذیرفته تر است.

چرا دعای طلبکار علیه بدهکار مستجاب نمی شود

اما مورد دیگری از کسانی که دعایشان مستجاب نمی شود، طلبکار نسبت به بدهکار است؛ به ویژه اگر طلبکار، دین خود را با وجود اطمینان از باطل شدن آن، رها کند. در مثال دویست میلیون تومان بدهی که شاهد یا نوشته ای در دست نیست، اگر طلبکار آن را نبخشد و دعا کند که خداوند بدهکار را از بین ببرد، دعای او مستجاب نخواهد شد. این عدم استجابت، نه به دلیل گناه بودن طلب، بلکه به دلیل تبعات اجتماعی و فردی چنین نفرینی است که در نظام اخلاقی اسلام، مذموم شمرده می شود.

دعای طلبکار علیه بدهکار مستجاب نمی شود؛ اما این به آن معنا نیست که بدهکار از ذمه و عهده، بری و راحت شده است. خیر این گونه نیست؛ نفرین طلبکار شاید مستجاب نشود، ولی این را باید بدانید که ذمه و عهده آن شخص، همچنان مشغول و بر عهده او باقی می ماند. خداوند پولی را به شما داده تا دست مردم را بگیرید و گره از کارشان بگشایید. اگر هم دست مردم را گرفتید، گرفته اید و خداوند حساب آن را می سپارد؛ اما در مقام قرض دادن، قاعده و ضابطه را هم باید بدانید. سوره مبارکه بقره، آیه 282، تماماً راجع به همین موضوع است؛ آنجا که خداوند دستور می دهد قرض و معامله را با نوشتن سند و شاهد ثبت کنید. همین است که سند و شاهد گرفته شود؛ این قاعده کلی قرآنی است که در همین آیه بیان شده است.

چرا توصیه شده هنگام دعا استغفار کنیم

یکی از مهمترین اصول کلی در باب اجابت دعا مسئله گناه، به صورت عمومی است که مانع استجابت دعاست. از ساحت مقدس حضرت امیرالمؤمنین(ع) روایت داریم که «المَعصِیَةُ تَمنَعُ الإجابَة»؛ یعنی گناه، اجابت دعا را باز می دارد. لذا به ما دستور داده اند که پیش از آنکه در مقام دعا قرار بگیریم و به درگاه خداوند روی آوریم، یکی از آداب مؤمنان و شرایط دعا، استغفار کردن است.

گناهی که استجابت را دور می کند

در میان گناهان، نسبت به برخی از آنها در روایات، تأکید و تصریح بیشتری شده است؛ معلوم می شود که اینها سهم بیشتری در عدم اجابت دعا دارند. از جمله این ها، «عُقوق والدین» است؛ یعنی نافرمانی از پدر و مادر و آزار و اذیت آنان. کسی که نافرمان پدر و مادر باشد و آنان را آزار دهد، دعای او مستجاب نمی شود.

حضرت امام صادق(ع) فرمود: «از گناهانی که دعا را از مرحله اجابت رد می کند و فضا و ظرفیت تنفسی انسان را تاریک می سازد، نافرمانی والدین و آزار آنان است.» این عبارت که گناه، «فضای تنفسی انسان را تاریک می سازد»، کنایه از آن است که گرفتاری های شدید بر انسان پیش می آید، آثار غضب الهی پدیدار می شود و انسان در زندگی اش دچار حیرت و سرگردانی می گردد؛ به گونه ای که «تَظلَمُ الهَواء»، یعنی آدم دیگر نمی تواند تشخیص دهد چه گناهی را مرتکب شده است که چنین بلایی بر او فرود آمده است. حضرت صادق(ع) می فرماید: از آن گناهانی که اجابت دعا را رد می کنند و فضای زندگی را تاریک می سازند، نافرمانی و آزار والدین است.

باید توجه داشت که «پدر و مادری»، منصبی است که هیچکس برای به دست آوردن آن زحمت و تلاش و ریاضتی نمی کشد؛ فرد به محض آنکه کسی را به دنیا می آورد، پدر یا مادر می شود. گرچه این منصب، رابطه مالک و مملوک نیست و پدر مالک فرزند نیست، اما برخی آنچنان رفتار می کنند که گویی چنین رابطه ای برقرار است.

پایین ترین حد آزار والدین که در قرآن کریم به آن اشاره شده، آیه «وَلا تَقُل لَهُما أُفّ» است. یعنی حتی گفتن کلمه «اف» و نیش زبان، پایین ترین مرتبه اذیت است؛ چنانکه اگر فرزند با لحن توهین آمیز «اف» با پدر و مادر سخن بگوید، همین هم موجبات آزردگی و آزارشان را فراهم می کند. از رسول اکرم(ص) پرسیدند: «آن پدر و مادری که درباره شان فرموده اند «لا تَقُل لَهُما اُفّ»، چه پدر و مادری هستند؟» حضرت فرمود: «و ما ظالمٌ.» یعنی حتی پدر و مادری که ظالم و ستمکار باشند نیز حق دارند «اف» گفته نشود؛ چون قرآن کریم، این کلمه را برای همه والدین حتی ظالم حرام شمرده است.

مانعی که دعا را در هم می شکند

یکی دیگر از گناهانی که موجب می شود دعا مستجاب نشود، عدم رسیدگی به خویشاوندان است؛ همان که به آن صله رحم می گویند. باید تأکید کنم که «صله رحم» با «زیارت» و «ضیافت» تفاوت دارد. مهمانی دادن، به دیدار یکدیگر رفتن و صله رحم، سه عنوان متفاوت اند با خروجی های گوناگون.

ضیافت یعنی مهمانی دادن؛ بعضی مواقع نمی شود و از نظر مالی و اقتصادی اوضاع چندان رونق ندارد اما یکی از عناوینی که ما با خویشاوندان داریم، «صله رحم» به معنای رسیدگی کردن به آنان است؛ خواه عمه باشد، خواه خاله، دایی، پسر خاله. برای مثال، عمه ای مریض است، بچه هایش خارج از کشورند و فردا می خواهد به آزمایشگاه برود و کسی را ندارد؛ خاله ای می خواهد خانه اش را بسازد یا جواز شهرداری بگیرد و بلد نیست؛ کار بانکی خویشاوندی انجام نمی گیرد، این ها مصداق «صله رحم» و رسیدگی عملی به خویشاوندان است.

از وجود نازنین حضرت رسول اکرم(ص) نقل شده است: «قَطیعَةُ الرَّحِمِ تًهَدّمُ الدُّعاء»؛ یعنی قطع رحم عدم رسیدگی به خویشاوندان مانند مانعی است که دعا را در هم می شکند و مانع اجابت آن می شود. اکنون وقت این است که اول ببینیم چه مشکلاتی داریم که دعاهایمان مستجاب نمیشود بعد سراغ خدا و پیغمبر برویم و داد و فریاد کنیم.

یکی دیگر از گناهانی که موجب می شود دعا مستجاب نشود، بحث ارتباط با شراب است. از وجود نازنین حضرت رسول اکرم(ص) نقل است که فرمودند: «در حق شراب، هر که آن را در دست بگیرد، ولو این که ننوشد و صرفاً شیشه را بردارد و در دست بگیرد، دعایش مستجاب نمی شود.» شراب در نگاه رهبران آسمانی ما، مذموم و مبغوض است؛ تا آنجا که تنها موضوعی است که به خاطر ارتباط با آن، ده نفر را لعن کرده اند و فرموده اند: «مَندم علی شَربها من الخَبال» و کسی که «شارب الخمر» باشد، افشوره دوزخیان را به او می دهند.

امری که شرط اجابت دعا قرار گرفت

یکی دیگر از چیزهایی که باعث می شود دعا مستجاب نشود، ترک امر به معروف و نهی از منکر است. در جامعه ما، امر به معروف و نهی از منکر اصلاً معنایش دانسته شده نیست. روایتی از حضرت باقر(ع) نقل کردم: اینکه شما به مردم نماز و حجاب را سفارش کنید، این خیرخواهی و نسخه «ناصح» بودن است و ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد. امر به معروف و نهی از منکر، حقیقت دیگری است که در جای خود باید بحث شود. خداوند در بیان مبارکش فرموده است: «یا أیها الناس، إنّ الله یقول موروا بالمعروف»؛ ای مردم، خداوند شما را امر کرده است که معروف را امر کنید و از منکر نهی کنید، «من قبل أن تدعون فلا أجیبکم»؛ پیش از آنکه مرا بخوانید و من دعای شما را اجابت نکنم. یعنی شرط اجابت، امر به معروف و نهی از منکر است.

روایتی نقل شده که حضرت موسی(ع) برای بنی اسرائیل طلب باران کرد. خداوند به ایشان وحی کرد: «إنّی لا استجیب لک و لا لمن معک»؛ من دعای تو و کسانی که همراه تو هستند را مستجاب نمی کنم. این هم همان مصداق «چوب خشک آتش می گیرد» است؛ یعنی در جمع یک جامعه، گناه یک فرد، همه را از نعمت محروم می کند. گفتند: چرا؟ فرمود: برای اینکه در میان شما، کسی است که اصرار بر گناه دارد.

15 خسرانی که یکی از آن عدم استجابت دعاست

یکی دیگر از امور که گناه است و باعث می شود دعا مستجاب نشود، سبک شمردن نماز است. مقوله «سبک شمردن نماز» بحث مفصل و مستقلی است. روایت داریم کسی که نسبت به نماز، سستی و بی اعتنایی داشته باشد، به 15 خصلت دچار می شود. از آن پانزده خصلت، شش تای آن در دار دنیا است و نه تای دیگرش در آخرت. وقتی شش مصیبت در دنیا نصیب چنین کسی می شود، نه تای دیگر را در آخرت دریافت می کند. از آن شش مصیبتی که در دنیا دچارش می شود: یکی اینکه «لا یرتفع دعوه الی السماء»؛ دعایش به آسمان نمیرسد. چه برسد که شنیده شود و مستجاب شود.

یکی از چیزهایی که مانع اجابت دعاست، آوازه خوانی است. از حضرت صادق(ع) روایت است: «بَیتُ الغِنا فیه الفَجیع»؛ خانه ای که در آن آوازه خوانی است، از فاجعه (بلا) در امان نیست؛ «ولا تُجاب فیه الدعوه»، دعا در آن اجابت نمی شود؛ و «ولا یدخله الملک»، فرشته در آن وارد نمی شود.

به عهد خدا وفادار باشید

یکی از گناهانی که باعث می شود دعا مستجاب نشده، عدم وفای به عهد الهی است. وقتی با خدا عهد می بندم، باید به آن وفادار بمانیم. روایت است که شخصی شرفیاب محضر حضرت صادق (ع) شد و گفت: آقا، فدای شما بشم؛ آیا خدا نگفته «ادعونی أستجب لکم»؟ ما می خواهیم، ولی خدا اجابت نمی کند. حضرت فرمودند: «برای این است که «لا تُفون الله به عهدکم»؛ شما عهدتون را با خدا وفا نمی کنید، در حالی که خداوند فرموده «أوفوا بالعهد»؛ من وفادارم. اما شمام با من عهد داشتید، شما عهدتون را با من وفا کردید؟

امید داشتن به غیر خدا اعتصام به غیر خدا، یکی دیگر از گناهانی است که خداوند به واسطه آن دعا را مستجاب نمی کند. شاید از مصادیق آن بپرسید. به ادبیات محاوره خود بررسی کنید خواهید دید که توحیدی نیست. به یکدیگر می گوییم «خدا بد نده»، در حالی که بیان مبارک حضرت ابراهیم(ع) این است: «وَ إِذا مَرِضتُ فَهُوَ یشفین»؛ وقتی من مریض شدم، او شفا می دهد؛ شفا را به خدا نسبت می دهد. ادبیات ما هم باید توحیدی باشد؛ چرا؟ چون کلام، ترجمان فکر است؛ وقتی کلامم توحیدی نیست، یعنی بینش من توحیدی نیست.

حضرت صادق(ع) فرمودند: «إنّ الله لا یستجیب دعاءَ غافلٍ»؛ خداوند دعای آدم غافل را مستجاب نمی کند. بحث غفلت کجاست؟ حضرت می فرماید: «ادعوه بقلبک»؛ وقتی خدا را می خوانی، با قلبت به سراغ خدا برو و به اجابت یقین داشته باش.

قساوت قلب و بهانه جویی برای تکالیف الهی

یکی دیگر از بیماری های قلب که مانع استجابت است، قساوت قلب است. از نشانه های قساوت قلب این است که انسان در انجام تکالیف الهی بهانه می آورد؛ مانند اینکه در مورد ذبح گاو برای قوم بنی اسرائیل که بهانه هایی چون رنگ و سن آن را مطرح کردند. کسی که قلبش قساوت دارد، از انجام واجبات شانه خالی می کند و بهانه های بنی اسرائیلی می آورد.

حضرت امام صادق(ع) نقل می کنند:«کسی که همواره اهل دعا است، پیش از آنکه بلا نازل شود، دعایش مستجاب می شود و صدایش آشناست و مخفی نمی ماند.» اما کسی که اهل دعا نیست و فقط در زمان سختی ها دعا می کند، دعایش مستجاب نمیشود و ملائکه می گویند: «این صاحب صدا را نمی شناسیم.»

از دیگر گناهانی که موجب می شود دعا مستجاب نشود، مسئله زنا است. امام باقر(ع) فرمودند: «اگر کسی نسبت به این گناه بی مبالات باشد، نور از چهره اش می رود و ابواب آسمان ها در هنگام دعا به روی او بسته می شود.»

اسلام، حتی نزدیک شدن به این عمل را نیز نهی کرده است؛ زیرا مقدمات آن مانند روابط نامشروع دختر و پسر، می تواند به گناه منجر شود. توجیهاتی از قبیل شناخت بیشتر قبل از ازدواج یا ترسیم فضای روشنفکری نمی تواند مبنای شرعی داشته باشد و با فرهنگ و تمدن اصیل ما در تضاد است.

انتهای پیام

نظرات

captcha