معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
هفتمین جلسه «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی»، با حضور اکبر ثبوت و جمعی از علاقه مندان ادبیات فارسی در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، در این جلسه، حکایتی از سعدی با مطلع «شنیدم که از نیکمردی فقیر/ دل آزرده شد پادشاهی کبیر» خوانده و شرح شد. این حکایت، روایت درویشی حق گوست که پادشاه از سخنان صریح او خشمگین می شود و فرمان می دهد وی را به زندان بیفکنند.
اکبر ثبوت در شرح بیت «رسانیدن امر حق طاعت است/ ز زندان نترسم که یک ساعت است» گفت که این سخن به حدیث نبوی «برترین جهاد، سخن حق در برابر پیشوای ستمگر است» اشاره دارد. وی همچنین ابیات «مرا بار غم بر دل ریش نیست/ که دنیا همین ساعتی بیش نیست» را یادآور حدیث «دنیا ساعتی است، پس آن را به طاعت بگذران» از پیامبر اسلام دانست.
درویش در ادامه، پادشاه را به پرهیز از ستم و توجه به ناپایداری قدرت فرامی خواند و می گوید: «به دروازه مرگ، چون در شویم/ به یک هفته با هم برابر شویم». ثبوت در توضیح بیت «نباید به رسم بد آیین نهاد/ که گویند لعنت بر آن، کاین نهاد» گفت که هیچ رسم نادرستی را نباید به آیینی پایدار یا قانونی عمومی تبدیل کرد. وی در شرح ابیات «بفرمود دلتنگ روی از جفا/ که بیرون کنندش زبان از قفا» نیز توضیح داد که پادشاه فرمان می دهد زبان درویش را از پس گردنش بیرون بکشند. با این حال، مرد حق شناس از مجازات نمی هراسد و حکایت با تأکید بر عاقبت به خیری پایان می یابد: «عروسی بود نوبت ماتمت/ گرت نیک روزی بود خاتمت».
در ادامه، ابیاتی درباره شیوه مواجهه با دشمن خوانده شد. سعدی، صلح را حتی برای قدرتمندان بر جنگ مقدم می داند: «اگر پیل زوری وگر شیرچنگ/ به نزدیک من صلح بهتر که جنگ». ثبوت در توضیح ابیات «حذر کن ز پیکار کمتر کسی/ که از قطره سیلاب دیدم بسی» گفت که حتی افراد ضعیف تر را نباید دست کم گرفت، زیرا اجتماع آنان می تواند همچون گردآمدن قطره ها و شکل گیری سیلاب، نیرویی شکست دهنده پدید آورد. وی همچنین درباره ابیات «چو دست از همه حیلتی درگسست/ حلال است بردن به شمشیر دست» توضیح داد که اگر همه راه های تدبیر و مدارا بسته شود و دشمن تسلیم مطلق بخواهد، جنگیدن ضرورت می یابد.
سعدی در ادامه، پس از شکست دشمن به بخشایش همراه با هوشیاری سفارش می کند: «چو زنهار خواهد کرم پیشه کن/ ببخشای و از مکرش اندیشه کن». ثبوت با اشاره به ابیات «چو با سفله گویی به لطف و خوشی/ فزون گرددش کبر و گردن کشی» گفت که نیکی و ملاطفت اصلی اخلاقی است، اما نمی توان با کسانی که مدارا را نشانه ضعف می دانند و بر گردن کشی خود می افزایند، همواره به نرمی رفتار کرد.
بخش دیگری از ابیات به اهمیت تجربه، تدبیر و سپردن مسئولیت به افراد کارآزموده اختصاص داشت. ثبوت در توضیح ابیات «به پیکار دشمن دلیران فرست/ هژبران به ناورد شیران فرست» گفت که «هژبر» در این بیت به معنای جنگجوی دلیر و «ناورد» به معنای جنگ و نبرد است.
سعدی بر شنیدن رأی جهاندیدگان و بهره گیری از تجربه سالخوردگان تأکید می کند و می گوید: «مترس از جوانان شمشیرزن/ حذر کن ز پیران بسیارفن». ثبوت در شرح ابیات «ز تدبیر پیر کهن برمگرد/ که کارآزموده بود سالخورد» به روایتی از امام علی (ع) اشاره کرد که بر پایه آن، رأی و تدبیر پیر از چالاکی یا جنگجویی جوان برتر است.
در ادامه، بر ضرورت سپردن مسئولیت های مهم به افراد شایسته و باتجربه تأکید شد. ثبوت درباره ابیات «گرت مملکت باید آراسته/ مده کار معظم به نوخاسته» گفت: «تأکید سعید بر این است که کار های بزرگ را نباید به افراد کم تجربه سپرد.»
سعدی در بخش دیگری، تجربه و آموزش عملی را زمینه ساز دلاوری می داند و فرد آزموده را بر نیرومند بی تجربه برتری می دهد. ثبوت در توضیح ابیات «به گرمابه پرورده و عیش و ناز/ برنجد چو بیند در جنگ باز» گفت که منظور، فرد نازپرورده ای است که در آسایش و نعمت پرورش یافته و آمادگی رویارویی با سختی ها را ندارد.
در بخش بعدی، خوانش باب دوم بوستان با عنوان «در احسان» آغاز شد. سعدی در این ابیات، بر بخشندگی، کمک به نیازمندان در زمان حیات و حفظ آبروی آنان تأکید می کند: «زر و نعمت اکنون بده کان توست/ که بعد از تو بیرون ز فرمان توست». ثبوت در توضیح ابیات «مگردان غریب از درت بی نصیب/ مبادا که گردی به در ها غریب» گفت که واژه «غریب» که معمولاً در تضاد با آشنا به کار می رود، در اینجا به معنای تهی دست و نیازمند است، چنان که در تعبیر «شام غریبان» نیز به همین معنا به کار رفته است.
در ادامه، «گفتار اندر نواخت ضعیفان» خوانده شد که در آن سعدی به محبت و رسیدگی به یتیمان سفارش می کند: «اگر سایه خود برفت از سرش/ تو در سایه خویشتن پرورش». ثبوت با اشاره به ابیات «من آنگه سر تاجور داشتم/ که سر بر کنار پدر داشتم» و «مرا باشد از درد طفلان خبر/ که در طفلی از سر برفتم پدر» گفت که سعدی ترجمان رنج ها، به ویژه رنج یتیمان است و، چون خود درد یتیمی را چشیده، چنین اثرگذار از حال آنان سخن می گوید.
این بخش با حکایت فردی پایان یافت که خاری از پای یتیمی بیرون آورد: «یکی خار پای یتیمی بکند/ به خواب اندرش دید صدر خجند». ثبوت در توضیح «صدر خجند» به جایگاه آل خجند، خاندان شافعی و بانفوذ اصفهان، و رقابت آنان با خاندان حنفی آل صاعد اشاره کرد. وی در شرح ابیات بعدی این حکایت و بیت پایانی «همی گفت و در روضه ها می چمید/ کز آن خار بر من چه گل ها دمید» افزود: «آن فرد در خواب، در باغ های بهشت قدم می زد و می گفت بیرون آوردن آن یک خار از پای یتیم، چه باغ ها و گلستان هایی برای او به بار آورده است.»
جلسات «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» به صورت هفتگی، دوشنبه ها در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می شود.
{{name}}
{{content}}