بحران، دعا و معنای زندگی

به گزارش ایکنا از البرز، برای بعضی آدم ها، قرآن کریم انسان را به دعا فرامی خواند و در آیه 60 سوره مبارکه «غافر» می فرماید: « ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ »؛ در این نگاه، دعا رابطه ای میان بنده و خداست و ابزاری برای خروج از وضعیت اضطراری نیست.   شاید به همین دلیل یکی از پرسش های مهم درباره دینداری این باشد که رابطه انسان با خدا در روزهایی که مشکلی ندارد چگونه است.

به گزارش ایکنا از البرز، برای بعضی آدم ها، قرآن کریم انسان را به دعا فرامی خواند و در آیه 60 سوره مبارکه «غافر» می فرماید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ در این نگاه، دعا رابطه ای میان بنده و خداست و ابزاری برای خروج از وضعیت اضطراری نیست. شاید به همین دلیل یکی از پرسش های مهم درباره دینداری این باشد که رابطه انسان با خدا در روزهایی که مشکلی ندارد چگونه است. آیا خداوند برای ما فقط پناهگاه روزهای شکست است یا در روزهای موفقیت نیز جایی در زندگی ما دارد؟ آیا دعا زمانی که همه راه ها بسته شده ، فقط یک واکنش اضطراری است یا می تواند بخشی از سبک زندگی انسان باشد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند توجه همزمان به معنای دعا در متون دینی و کارکرد روانشناختی آن است؛ اینکه انسان چرا در بحران به خدا نزدیک تر می شود و آیا این نزدیکی در روزهای آرام نیز می تواند استمرار داشته باشد.

دعا نباید به اتاق اورژانس رابطه انسان با خدا تبدیل شود

حجت الاسلام سیدطاها احمدی پژوهشگر حوزه دین در گفت وگو با ایکنا درباره اینکه چرا انسان در زمان گرفتاری بیشتر دعا می کند، اظهار کرد: یکی از ویژگی های انسان این است که در شرایط عادی، بسیاری از نعمت ها را نمی بیند. وقتی سلامت داریم، کمتر درباره سلامت فکر می کنیم؛ وقتی امنیت داریم، کمتر متوجه اهمیت امنیت هستیم و زمانی که زندگی مطابق میل ما پیش می رود، نیاز به یک قدرت فراتر از خودمان نیز کمتر احساس می شود. وی افزود: قرآن کریم انسان را موجودی معرفی می کند که در شرایط مختلف رفتارهای متفاوتی دارد. در برخی آیات نیز به این واقعیت اشاره شده است که انسان هنگامی که گرفتار می شود، با اخلاص بیشتری خداوند را می خواند و هنگامی که گرفتاری برطرف می شود، ممکن است دوباره از آن حالت فاصله بگیرد. بنابراین، اصل این رفتار برای قرآن ناشناخته نیست و اتفاقاً به عنوان یک ضعف مورد توجه قرار گرفته است. این کارشناس دینی گفت: مسئله اصلی این نیست که انسان در گرفتاری دعا می کند؛ این اتفاق می تواند کاملاً طبیعی و حتی مطلوب باشد. مسئله زمانی ایجاد می شود که رابطه انسان با خدا فقط در زمان گرفتاری معنا پیدا کند. اگر خداوند را فقط زمانی صدا بزنیم که به چیزی نیاز داریم، رابطه ما با خدا به تدریج به رابطه ای صرفا ابزاری تبدیل می شود. احمدی توضیح داد: دعا در فرهنگ اسلامی می تواند اظهار بندگی، شکر، طلب هدایت، طلب مغفرت و اظهار نیاز دائمی انسان به خداوند باشد. انسان حتی زمانی که مشکل ظاهری ندارد، از نظر وجودی مستقل از خداوند نیست و دعا یادآوری همین حقیقت است. این پژوهشگر حوزه دین بیان کرد: در قرآن کریم، دعا در کنار یاد خدا، عبادت و ارتباط با پروردگار قرار می گیرد. بنابراین، نمی توان دعا را فقط یک وسیله اضطراری دانست که در مواقع شکست به سراغ آن برویم. اگر انسان در روزهای آرام نیز دعا کند، رابطه اش با خدا از حالت واکنشی خارج می شود و به یک رابطه مستمر تبدیل خواهد شد. وی گفت: البته نباید انسان گرفتار را به دلیل اینکه در زمان مشکل به خدا پناه می برد، سرزنش کرد. گاهی یک بحران می تواند انسان را از غفلت بیرون بیاورد. چه بسا فردی سال ها از خدا فاصله گرفته باشد و یک حادثه باعث شود دوباره به دعا، توبه و تفکر درباره زندگی بازگردد. از این منظر، حتی یک گرفتاری می تواند مقدمه یک بازگشت معنوی باشد. این کارشناس دینی تصریح کرد: در روایات نیز مسئله دعا در همه شرایط مورد توجه قرار گرفته و مضمون برخی روایات این است که انسان باید خداوند را در شرایط مختلف بخواند و تنها زمانی که گرفتار شد، به یاد خدا نیفتد. چنین نگاهی نشان می دهد که دعا باید بخشی از حیات معنوی انسان باشد، نه واکنش اضطراری به مشکلات. احمدی افزود: یکی از مشکلاتی که در دینداری عوامانه ممکن است شکل بگیرد، نگاه معامله ای به دعاست. یعنی انسان تصور کند من دعا می کنم و در مقابل باید حتما همان چیزی را که خواسته ام دریافت کنم. اگر چنین اتفاقی نیفتاد، ممکن است انسان دچار ناامیدی شود و حتی تصور کند دعا بی فایده بوده است. وی گفت: این نگاه با معنای عمیق دعا سازگار نیست. دعا به این معنا نیست که انسان برای خدا تعیین تکلیف کند. انسان خواسته خود را مطرح می کند، اما در نهایت خداوند را حکیم تر و آگاه تر از خود می داند. بنابراین، دعا باید همراه با اعتماد، توکل و پذیرش حکمت الهی باشد. این پژوهشگر حوزه دین تأکید کرد: در عین حال، نباید از مفهوم توکل برداشت انفعالی داشت. دعا قرار نیست جای تلاش انسان را بگیرد. کسی که برای پیدا کردن شغل دعا می کند، باید برای پیدا کردن شغل نیز تلاش کند؛ فردی که برای درمان بیماری دعا می کند باید به پزشک مراجعه کند و کسی که برای اصلاح یک رابطه دعا می کند، باید سهم خود را در اصلاح آن رابطه انجام دهد. وی اضافه کرد: دعا و عمل در نگاه دینی در مقابل یکدیگر نیستند. انسان دعا می کند و تلاش خود را نیز انجام می دهد. اینکه انسان در زمان گرفتاری به خدا پناه می برد، می تواند نقطه شروع خوبی باشد؛ اما مطلوب این است که این ارتباط پس از برطرف شدن گرفتاری نیز ادامه پیدا کند. این کارشناس دینی گفت: اگر دعا فقط در زمان بحران اتفاق بیفتد، ممکن است انسان خدا را به پناهگاه اضطراری زندگی خود تبدیل کند؛ در حالی که در نگاه دینی، خداوند فقط پناهگاه روزهای شکست نیست. رابطه با خدا باید در شادی، آرامش، موفقیت، بیماری، شکست و همه مراحل زندگی استمرار داشته باشد.

بحران احساس کنترل انسان را می شکند

شیما ابراهیم نژاد دکترای روانشناسی شناختی نیز درباره اینکه چرا افراد در شرایط دشوار بیشتر به دعا و رفتارهای معنوی روی می آورند، اظهار کرد: یکی از مهم ترین دلایل را باید در نیاز انسان به کنترل و معنا جست وجو کرد. انسان در زندگی روزمره معمولاً احساس می کند می تواند بخش قابل توجهی از شرایط را مدیریت کند، اما بحران این احساس را با اختلال مواجه می کند. وی افزود: زمانی که فرد با بیماری، مرگ، شکست عاطفی، مشکلات مالی یا یک اتفاق غیرمنتظره مواجه می شود، متوجه می شود همه چیز قابل کنترل نیست. در چنین شرایطی انسان به منابع مختلفی برای مقابله با بحران مراجعه می کند و برای فردی که باورهای دینی دارد، دعا می تواند یکی از این منابع باشد. این روانشناس گفت: دعا در چنین شرایطی فقط به معنای درخواست برای تغییر نتیجه نیست. ممکن است فرد با دعا احساس کند تنها نیست، بتواند ترس خود را بیان کند، امید خود را حفظ کند یا برای اتفاقی که تجربه می کند معنایی پیدا کند. همین جنبه ها می توانند در تنظیم هیجانی فرد نقش داشته باشند. وی توضیح داد: مطالعات حوزه مقابله دینی نشان داده اند که دین می تواند یکی از منابع مواجهه انسان با استرس باشد. اما نوع استفاده از دین اهمیت زیادی دارد. اگر فرد از باور دینی برای پیدا کردن معنا، امید و پذیرش شرایط استفاده کند، ممکن است تجربه حمایتی تری داشته باشد. اما اگر دائما خود را به دلیل مشکلات مجازات شده بداند یا تصور کند هر اتفاق بدی نتیجه گناه شخصی اوست، ممکن است فشار روانی بیشتری تجربه کند. ابراهیم نژاد افزود: بنابراین نمی توان صرف اینکه یک فرد در زمان بحران بیشتر دعا می کند، نتیجه گرفت که دینداری فرد سطحی است. رفتار انسان در بحران تغییر می کند و افزایش دعا می تواند یک واکنش طبیعی به احساس آسیب پذیری باشد. مسئله مهم تر این است که بعد از عبور از بحران چه اتفاقی می افتد. وی گفت: اگر فرد پس از برطرف شدن مشکل، احساس کند دیگر نیازی به ارتباط معنوی ندارد، می توان گفت رابطه معنوی وی بیشتر واکنشی بوده است. اما اگر بحران باعث شود فرد درباره ارزش های زندگی، روابط، مرگ، معنا و اهداف خود بیشتر فکر کند، همان بحران می تواند فرصتی برای بازنگری عمیق تر در زندگی باشد. این روانشناس تصریح کرد: سرعت زندگی انسان در شرایط عادی معمولا زیاد است. کار، خانواده، مسائل اقتصادی، شبکه های اجتماعی و مسئولیت های روزمره اجازه نمی دهند همیشه درباره پرسش های بنیادی فکر کنیم. بحران گاهی این سرعت را متوقف می کند و انسان را با خودش مواجه می سازد. در چنین لحظاتی ممکن است پرسش هایی که مدت ها کنار گذاشته شده بودند دوباره ظاهر شوند. وی افزود: برای همین، دعا در زمان بحران را نباید صرفاً یک رفتار مذهبی در نظر گرفت؛ دعا می تواند بخشی از تلاش روانی انسان برای تحمل شرایطی باشد که توان کنترل کامل آن را ندارد. البته یک نکته مهم این است که دعا نباید جایگزین اقدام عملی شود. اگر فردی مشکل مالی دارد، دعا به تنهایی مسئله مالی را حل نمی کند و اگر فردی دچار افسردگی یا اضطراب شدید است، صرف دعا نباید جایگزین دریافت کمک تخصصی شود. می توان همزمان از منابع معنوی و روش های علمی و عملی برای حل مسئله استفاده کرد. این روانشناس افزود: از سوی دیگر، بهتر است دعا فقط در شرایطی که فرد چیزی می خواهد تعریف نشود. بسیاری از فعالیت های معنوی می توانند در روزهای آرام نیز به فرد کمک کنند تا ارتباط بهتری با خودش، ارزش هایش و جهان پیرامون داشته باشد. وی گفت: اگر فرد فقط هنگام ترس دعا کند، ممکن است رابطه معنوی برایش با اضطراب گره بخورد. اما اگر دعا در روزهای آرام نیز وجود داشته باشد، می تواند از حالت واکنش اضطراری خارج شود و به بخشی از زندگی روانی و معنوی فرد تبدیل شود. ابراهیم نژاد توضیح داد: نکته مهم دیگر این است که نباید بعد از برطرف شدن مشکل، احساس کنیم تجربه معنوی ما نیز باید تمام شود. گاهی بحران چیزی را درباره خودمان به ما نشان می دهد که پیش از آن نمی دیدیم. ممکن است فرد بفهمد چه چیزهایی برایش واقعا مهم هستند، چه روابطی برایش ارزش دارند و چه نوع زندگی ای می خواهد داشته باشد. وی در پایان اظهار کرد: شاید بتوان گفت انسان در بحران بیش از همیشه نیاز خود را احساس می کند و دعا یکی از راه هایی است که این نیاز را بیان می کند. اما از نظر روانشناختی، سلامت رابطه معنوی زمانی بیشتر است که ارتباط فرد با معنا، ارزش ها و امر متعالی فقط به روزهای ترس و درماندگی محدود نشود و در روزهای آرام نیز ادامه داشته باشد. انتهای پیام

نظرات

captcha