انسان برخوردار از کرامت؛ نگاه رهبر شهید به زن

به قلم مریم فلاحتی وقتی سخن از نگاه رهبر شهید به مسئله زن به میان می آید، شاید نخستین نکته ای که جلب توجه می کند، فاصله معنادار دیدگاه ایشان با دو جریان رایج زمانه اش باشد؛ از یک سو تفکری که زن را در چارچوب سنت های محدودکننده تعریف می کرد و از سوی دیگر، نگاهی که آزادی زن را در گسستن او از هویت، خانواده و ارزش های انسانی جست وجو می کرد. رهبر شهید راه دیگری دنبال می کرد؛ راهی که نه با تحجر سازگار بود و نه با الگوهای تحمیلی غربی.

به قلم مریم فلاحتی

وقتی سخن از نگاه رهبر شهید به مسئله زن به میان می آید، شاید نخستین نکته ای که جلب توجه می کند، فاصله معنادار دیدگاه ایشان با دو جریان رایج زمانه اش باشد؛ از یک سو تفکری که زن را در چارچوب سنت های محدودکننده تعریف می کرد و از سوی دیگر، نگاهی که آزادی زن را در گسستن او از هویت، خانواده و ارزش های انسانی جست وجو می کرد. رهبر شهید راه دیگری دنبال می کرد؛ راهی که نه با تحجر سازگار بود و نه با الگوهای تحمیلی غربی.

همین ایستادن در نقطه ای متفاوت، طبیعی بود که برای ایشان هزینه داشته باشد. سخنانش گاه برای مدعیان تجدد خوشایند نبود و گاه سنت گرایانی را که هر تغییر و بازنگری را برنمی تابیدند، ناراضی می کرد؛ اما رهبر شهید در بیان آنچه به آن باور داشت، ملاحظه استقبال یا مخالفت دیگران را نمی کرد و مسئله زن را به یکی از جدی ترین موضوعات فکری و اجتماعی خود تبدیل کرده بود.

در منظومه فکری ایشان، زن نقشی فرعی در خانواده نداشت. خانواده بدون حضور و نقش آفرینی زن، معنای کامل خود را پیدا نمی کرد. رهبر شهید، زن را یکی از پایه های اصلی شکل گیری و استمرار خانواده می دانست و معتقد بود، بسیاری از آنچه در محیط خانواده اتفاق می افتد، به حضور، شخصیت و نقش زن گره خورده است.

اما این اهمیت دادن به جایگاه زن، به معنای تحمیل مسئولیت های یک طرفه بر او نبود. رهبر شهید صراحتاً با این تصور رایج که امور خانه وظیفه طبیعی و ذاتی زن است، فاصله داشت. ایشان نمی خواست زن به واسطه حضور در خانواده، حقوق فردی و انسانی خود را از دست بدهد یا تمام مسئولیت های زندگی خانوادگی بر دوش او قرار گیرد.

در نگاه رهبر شهید، زن پیش از هر چیز، انسانی برخوردار از کرامت بود؛ انسانی که باید در محیط خانواده احساس امنیت، احترام و محبت کند. شاید به همین دلیل، محبت را یکی از اساسی ترین نیازها و حقوق زن در زندگی مشترک می دانست. خانه از منظر ایشان نباید به محیطی برای اعمال قدرت تبدیل شود؛ بلکه باید فضایی برای آرامش، رشد و همراهی باشد.

تعبیر زیبای «ریحانه» برای زن در سخنان رهبر شهید صرفاً تعبیری عاطفی نبود، بلکه پشتوانه ای برای نوعی نگاه اخلاقی به روابط زن و مرد به شمار می رفت. ایشان با الهام از این نگاه، مردان را به ظرافت، احترام و پرهیز از خشونت فرامی خواند و معتقد بود، رفتار خشن با زن، نشانه ای از نادیده گرفتن حقیقت و لطافت وجودی اوست.

این حساسیت حتی به جزئیات زندگی مشترک نیز کشیده می شد. رهبر شهید نسبت به احساسات زنان بی تفاوت نبود و مردان را به شناخت روحیات و عواطف همسرانشان دعوت می کرد. از نگاه ایشان، زندگی مشترک فقط مجموعه ای از وظایف و تکالیف نبود؛ رابطه ای انسانی بود که باید بر پایه درک متقابل شکل می گرفت.

شاید یکی از مهم ترین تفاوت های نگاه رهبر شهید با پاره ای برداشت های رایج از خانواده، همین جا آشکار می شود. ایشان زن و شوهر را نه در قالب رابطه فرمانده و فرمانبر، بلکه دو همراه و شریک در زندگی می دید؛ دو انسانی که باید در کنار یکدیگر مسیر زندگی را طی کنند.

در چنین نگاهی، مرد حق نداشت خود را مالک زندگی و اختیار همسرش بداند. او باید زن را انسانی مستقل با احساسات، نیازها، خواسته ها و شخصیت ویژه خود بشناسد. زندگی خانوادگی زمانی معنا پیدا می کند که رابطه میان زن و مرد از منطق سلطه فاصله بگیرد و به رفاقت و همدلی نزدیک شود.

رهبر شهید در عین توجه جدی به خانواده، هرگز زن را در محدوده خانه محصور نکرد. خانه در نگاه ایشان باید پایگاهی برای آرامش و رشد زن باشد، نه دیواری برای جلوگیری از پیشرفت او. زن باید بتواند درس بخواند، دانش بیاموزد، توانایی های خود را کشف کند و استعدادهایش را به فعلیت برساند.

رهبر شهید حتی تأمین امنیت و آرامش زنان را صرفاً مسئله ای شخصی و خانوادگی نمی دانست؛ حکومت و قانون نیز در این زمینه مسئولیت دارند. جامعه ای که در آن زن احساس ناامنی یا بی پناهی کند، نمی تواند ادعای دفاع از کرامت انسانی داشته باشد. از همین منظر، مقابله با عوامل تهدیدکننده آرامش زنان نیازمند قانون، فرهنگ سازی و اقدام اجتماعی است.

افق نگاه رهبر شهید به زن، بسیار فراتر از نقش های سنتی تعریف شده بود. ایشان زنان را به حضور در عرصه علم، دانش و فعالیت های اجتماعی تشویق می کرد و معتقد بود، هیچ دلیلی برای محروم کردن آنان از مراتب بالای علمی وجود ندارد. حتی رسیدن زنان به بالاترین درجات علمی و فقهی نیز در این نگاه امری دور از دسترس تلقی نمی شد.

رهبر شهید بر این باور بود که زن برای حفظ جایگاه و حقوق خود نیازمند قدرت است؛ قدرتی که از دانش، آگاهی و قانون به دست می آید. زنی که به دانش مجهز باشد و حقوق خود را بشناسد، کمتر در معرض تحمیل و ستم قرار خواهد گرفت. از این رو، جلوگیری از رشد علمی، سیاسی و اجتماعی زنان را نمی توان چیزی جز نوعی ظلم دانست.

در نگاه رهبر شهید، زن مجبور نبود میان خانواده و جامعه یکی را انتخاب کند. این دوگانه سازی، برخاسته از نگاه ناقصی بود که گویی رشد زن در یک عرصه، الزاماً به معنای حذف او از عرصه دیگر است. ایشان معتقد بود، زن می تواند هم در خانواده نقش آفرین باشد و هم در جامعه، علم، مدیریت و فعالیت های اجتماعی حضور مؤثر داشته باشد.

نمونه هایی که رهبر شهید از زنان فعال و اثرگذار انقلاب یاد می کرد نیز نشان می داد، این سخنان صرفاً در حد نظریه باقی نمانده است. زنانی مانند مرضیه دباغ در نگاه ایشان نمونه ای از ظرفیت های گسترده زنان ایرانی بودند؛ زنانی که می توانستند مسئولیت های بزرگ اجتماعی و مدیریتی بر عهده بگیرند و حتی در عرصه هایی ظاهر شوند که در ذهن بسیاری، به طور سنتی مردانه تصور می شد.

وقتی رهبر شهید از توانایی یک زن برای فرماندهی در محیطی مردانه سخن می گفت، در حقیقت تصویری متفاوت از زن ایرانی ارائه می کرد؛ زنی که توانایی حضور در عرصه های علمی، فرهنگی، سیاسی، مدیریتی و اجتماعی را دارد و قرار نیست صرفاً در چارچوب هایی از پیش تعیین شده تعریف شود.

شاید اهمیت این نگاه زمانی بیشتر آشکار شود که شرایط تاریخی و اجتماعی دوران ایشان را در نظر بگیریم. سخن گفتن از حقوق زنان در آن سال ها، آن هم با چنین صراحتی، برای رهبر شهید بدون هزینه نبود. رهبری که درباره کرامت و حقوق زن سخن می گفت، خود در دهه 60 هدف ترور قرار گرفت؛ اما اندیشه ای که درباره زن و خانواده مطرح می کرد، پس از آن نیز یکی از بخش های مهم منظومه فکری ایشان باقی ماند. حتی در بیان شخصی و طنزآمیز خود نیز آشکارا نشان می داد که نگاهش به زن، همراه با احترام و حمایت است؛ آنجا که می گفت در داوری میان زن و مرد شاید نتواند بی طرف باشد، زیرا احتمالاً جانب زن را خواهد گرفت.

امروز شاید بیش از هر زمان دیگری بتوان درباره این بخش از اندیشه رهبر شهید تأمل کرد؛ اندیشه ای که زن را نه موجودی درجه دوم می دانست و نه ابزاری برای نمایش آزادی. ایشان از زنی سخن می گفت که باید کرامت داشته باشد، امنیت داشته باشد، محبت ببیند، حقوقش شناخته شود و فرصت شکوفایی استعدادهایش را پیدا کند. در این نگاه، زن نه در حاشیه خانواده قرار دارد و نه در حاشیه جامعه. او یکی از ستون های اصلی هر دوست؛ انسانی که هم حق دارد رشد کند و هم باید زمینه رشدش فراهم شود.

شاید اگر بخواهیم تصویری منصفانه و فارغ از کلیشه ها از رهبر شهید ارائه کنیم، باید این بخش از اندیشه ایشان را با دقت بیشتری بازخوانی کنیم؛ رهبری که دفاع از زن را نه شعاری سیاسی و مناسبتی، بلکه بخشی از باور عمیق خود درباره انسان، خانواده و جامعه می دانست؛ باوری که محور آن، کرامت زن بود.

انتهای پیام

نظرات

captcha