معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم مرتضی توکلی، کارشناس مسائل سیاسی سقوط تپه استراتژیک «علی الطاهر» در جنوب لبنان بدون تردید خبر تلخی است؛ ارتفاعی که از دست رفتن آن می تواند اشراف دشمن بر نبطیه و کفر تبنیت را افزایش دهد و حتی زمینه را برای استقرار توپخانه صهیونیست ها در این منطقه فراهم کند. این واقعیت را نه باید سانسور کرد و نه بزک؛ شکست، زمانی که رخ می دهد، باید صریح و واقع بینانه دیده و تحلیل شود.
به قلم مرتضی توکلی، کارشناس مسائل سیاسی
سقوط تپه استراتژیک «علی الطاهر» در جنوب لبنان بدون تردید خبر تلخی است؛ ارتفاعی که از دست رفتن آن می تواند اشراف دشمن بر نبطیه و کفر تبنیت را افزایش دهد و حتی زمینه را برای استقرار توپخانه صهیونیست ها در این منطقه فراهم کند. این واقعیت را نه باید سانسور کرد و نه بزک؛ شکست، زمانی که رخ می دهد، باید صریح و واقع بینانه دیده و تحلیل شود.
اما یک سؤال اساسی وجود دارد: آیا می توان وضعیت «محور مقاومت» را تنها بر اساس سرنوشت یک تپه یا یک نقطه جغرافیایی سنجید؟
پاسخ روشن است؛ میدان نبرد بسیار بزرگ تر از یک ارتفاع استراتژیک است. هم زمان با انتشار خبر سقوط علی الطاهر، گزارش هایی درباره از دست رفتن پایگاه لجستیکی آمریکا در بحرین و ایجاد چالش جدی برای ناوگان این کشور در حوزه تأمین و پشتیبانی منتشر شده است؛ به گونه ای که بخشی از مسیرهای پشتیبانی به مناطقی مانند دیه گو گارسیا یا سنگاپور منتقل شده است. چنین تغییری به معنای افزایش قابل توجه مسافت خطوط پشتیبانی و تحمیل هزینه های بیشتر به طرف مقابل است.
پشتیبانی از ناوگان و نیروهای نظامی، صرفاً به جابه جایی تجهیزات محدود نمی شود. وقتی سخن از حدود 20 کشتی و 20 هزار نیرو در میان است که نیازمند صدها هزار وعده غذایی و میلیون ها گالن سوخت در هر هفته هستند، اهمیت عمق لجستیکی و امنیت مسیرهای پشتیبانی بیش از پیش روشن می شود. این نیز بخشی از میدان نبرد است و نمی توان آن را از محاسبات کنار گذاشت.
اگر یک خبر منفی مانند سقوط علی الطاهر را نشانه ای قطعی از «شکست محور مقاومت» بدانیم، منطقی است که ضربه به عمق لجستیکی آمریکا و افزایش هزینه های پشتیبانی آن را نیز در محاسبات خود وارد کنیم. نمی توان تنها بخشی از واقعیت را دید و بر اساس آن درباره کل میدان قضاوت کرد.
علی الطاهر مهم است؛ همان گونه که بحرین مهم است. پیشروی دشمن مهم است؛ همان طور که عقب نشینی یا تحت فشار قرار گرفتن دشمن اهمیت دارد. هزینه ای که ما می پردازیم مهم است؛ اما هزینه ای که دشمن نیز متحمل می شود باید در تحلیل دیده شود.
البته این نگاه به هیچ عنوان به معنای بی خیالی در برابر نقض عهد یا اقدامات آمریکا نیست. اتفاقاً اگر دشمن به تعهدات خود پایبند نمی ماند، پاسخ باید محکم تر، هوشمندانه تر و متناسب با واقعیت میدان باشد. واقع بینی در تحلیل، به معنای انفعال نیست.
مسئله اینجاست که نباید با هر ضربه ای که دشمن وارد می کند، به گونه ای رفتار کنیم که برخی فرصت طلبان در داخل، آگاهانه یا ناآگاهانه، به بلندگوی روایت دشمن تبدیل شوند و بگویند: «دیدید؟ مقاومت جواب نمی دهد؛ پس باید با دشمن کنار بیاییم.»
جنگ را با یک تپه نمی سنجند؛ همان طور که با یک خبر هم نمی توان درباره سرنوشت یک جبهه تصمیم گرفت. اگر قرار است درباره آینده محور مقاومت قضاوت کنیم، باید تمام نقشه میدان را ببینیم؛ نه فقط آن نقطه ای را که دشمن در آن پیشروی کرده و پرچم خود را برافراشته است.
این به معنای انکار شکست ها نیست؛ بلکه اتفاقاً لازمه یک تحلیل واقعی، پذیرش صریح نقاط ضعف و شکست هاست. اما در کنار آن، موفقیت ها نیز نباید سانسور شوند.
نه شکست ها را انکار کنیم، نه موفقیت ها را نادیده بگیریم؛ نه در برابر ناکامی ها ناامید شویم و نه از ترس جنگ، نسخه تسلیم بپیچیم.
در چنین شرایطی، سخنان رهبر شهید پس از سقوط سوریه قابل تأمل است؛ آنجا که تأکید کردند: «ناامید کردن مردم و خالی کردن دل آن ها در شرایط دشوار جرم است و باید با آن برخورد شود.»
ایشان در همان سخنرانی تصریح کردند: «جبهه مقاومت نه از پیروزی ها مغرور باید بشود، نه از شکست ها مأیوس باید بشود.»
این شاید مهم ترین اصل برای فهم تحولات امروز باشد؛ مقاومت را باید در کلیت میدان دید، نه در یک تپه، یک عملیات یا یک خبر.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}