به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور ، مفسر قرآن کریم، در تاریخ 14 شهریورماه طی درس «خارج تفسیر تنزیلی»، به بررسی و تبیین آیه 89 سوره بقره پرداخت: « وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِنْ عِنْد اللَّهِ مُصَدّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکَافِرِینَ ».
به گزارش ایکنا،
حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت پور، مفسر قرآن کریم، در تاریخ 14 شهریورماه طی درس «خارج تفسیر تنزیلی»، به بررسی و تبیین آیه 89 سوره بقره پرداخت: «
وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِنْ عِنْد اللَّهِ مُصَدّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکَافِرِینَ». متن سخنان به شرح زیر است:
یکی از گرفتاری های بنیادین یهود، «
استکبار » بود که در نهایت به کفر منجر شد. این ویژگی سبب شد تا قلب آن ها نتواند دستگاه معرفتی پیامبر اکرم(ص) را هضم کرده و بپذیرد. بنابراین، استکبارورزی و کفر (چه در سطح فردی و چه اجتماعی)، از موانع اصلی دستیابی به معرفت است. هنگامی که از آسیب های قوم بنی اسرائیل سخن می گوییم، باید به این آسیب بزرگ اشاره کنیم که قلب آن ها در پوششی قرار گرفته است که مانع از ایمان آوردن آن ها می شود.
در آیه ای مورد بحث، خداوند می فرماید هنگامی برای آنان کتابی از طرف خدا (قرآن) آمد که مضامین تحریف نشده تورات را تصدیق می کرد و یا با فطرت آنان هماهنگ بود، آن ها با آن مواجه شدند. پیش از این، آن ها در برابر کفار طلب فتح و گشایش می کردند و می گفتند روزی می رسد که به واسطه دین جدیدی که می آید، پیروز خواهند شد؛ اما زمانی که این کتاب آمد و به معرفت آن رسیدند، به آن کفر ورزیدند و در نتیجه، خداوند این کافران را از رحمت خود دور کرد.
یکی از مباحث کلیدی در علوم انسانی، معرفت شناسی است. در این حوزه، شناسایی «منابع معرفت» برای اقناع ذهن و قلب انسان اهمیت حیاتی دارد. پوزتیویست ها معتقدند تنها علومی که از طریق «تجربه» به دست آیند، معرفت زا هستند. آن ها گویی «بیل و کلنگی» به نام تجربه برگزیدند و هر آنچه با این ابزار شناسایی نشود، آن را نمی پذیرند و علمی نمی دانند. در مقابل، در نگاه اسلامی، منابع معرفت متعدد است. خداوند برای شناخت انسان، منابع گوناگونی قرار داده است؛ برخی در فطرت انسان و برخی دیگر در بدیهیات عقلی نهفته اند (به گونه ای که حتی بدون تجربه نیز پذیرفته می شوند)، مانند حالات قلبی و محبت به چیزی. البته نگاه اسلامی، تجربه را نیز به عنوان یکی از منابع می پذیرد.
منابع معرفت از نگاه قرآن متنوع است و باید بر روی آن ها کار شود؛ به ویژه امروزه نیاز شدیدی به پرداختن به مبحث معرفت شناسی احساس می شود. در مورد بنی اسرائیل، خداوند فرمود علت اینکه قلب آن ها در پوششی قرار گرفت و نتوانست پیامبر (ص) را بپذیرد، همان «کفر» است که مانع از بازشدن دریچه های قلب آن ها شد. در واقع، بنی اسرائیل تنها تا زمانی از قرآن و پیامبر (ص) استقبال می کردند که در راستای منافع آن ها بود و هرگاه با منافعشان در تضاد بود، از پذیرش آن سر باز زدند.
در عبارت «وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ...»، کلمه «کتاب» به صورت نکره آمده است که مراد از آن قرآن است. آوردن نکره در اینجا برای «تعظیم» است (هرچند در برخی موارد برای تحقیر به کار می رود، اما در اینجا نشانه تعظیم است). همچنین عبارت «مِنْ عِنْد اللَّهِ» تأکیدی است بر اینکه این کتاب از جانب خداوند است و ساخته دست پیامبر (ص) نیست؛ کتابی باعظمت که سراسر رنگ و بوی الهی دارد. در پاسخ به شبهات دشمنان، خداوند فرمود این کتاب را کسی نازل کرده است که اسرار آسمان ها و زمین را می داند، در حالی که این اسرار برای بشر همچنان ناشناخته است.
تعبیر «مِنْ عِنْد اللَّهِ» به معنای الهی بودن قرآن است. برای نشان دادن شدت انکار یهود، بر این نکته تأکید شده که قرآن «مُصَدّقٌ لِمَا مَعَهُمْ» است، یعنی با محتوای آن آشنا بوده اند. این نکته از نظر جامعه شناسی بسیار مهم است؛ چرا که با مبعوث شدن پیامبر(ص)، دین به صورت کلی و حتی جریاناتی چون مسیحیت، یهودیت و دیگر جریانات مذهبی احیا شدند. (به عنوان مثال، همان طور که با پیروزی انقلاب اسلامی، جریانات دینی در نقاط مختلف دیگر نیز احیا شدند). همان گونه که در دوران ما، روشنفکری پیش از انقلاب تمایل به مارکسیسم داشت و پس از انقلاب به سمت لیبرالیسم رفت، اما با وقوع انقلاب، صابئین، مسیحیان و یهودیان فرصت یافتند تا بر سفره انقلاب جمع شوند. کار پیامبر(ص) نیز تقویت اندیشه توحیدی بود که در زبور داود، انجیل مسیح و تورات یهود آمده بود. برخی متوجه این حقیقت نشده و به اشتباه می گویند قرآن از کتب قبلی کپی برداری کرده است؛ در حالی که قرآن در واقع مطالب کتب گذشته را تأیید کرده است و هرگز مقصود این نبوده که قرآن و کتب تحریف نشده پیشین، دو مسیر جداگانه را طی کنند. در همین راستا، آیه 157 سوره اعراف می فرماید: «
الَّذینَ یَتَّبعُونَ الرَّسُولَ النَّبیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ ۚ فَالَّذینَ آمَنُوا بهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزلَ مَعَهُ ۙ أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
نبوت و امامت در تورات و انجیل
در برخی روایات، از جمله تفسیری منسوب به امام عسکری(ع)، ذکر شده است که مسائلی همچون نبوت پیامبر (ص) با صراحت و امامت و ولایت امیرالمؤمنین (ع) با تأویل در تورات ذکر شده بود. همچنین آیت الله طالقانی در مورد عبارت «مُصَدّقٌ لِمَا مَعَهُمْ» فرموده اند که منظور از آن «معارف فطری» است؛ برداشتی که کاملاً درست و پذیرفتنی است.
بنی اسرائیل به دلیل حسادت و اینکه نبوت پیامبر (ص) منافع آن ها را طبق خواسته خودشان تأمین نمی کرد، با ایشان مخالفت کردند؛ هرچند که قرآن مطالب تورات را تصدیق کرده بود. یهودیان به دلیل درگیری با کفار مدینه، انتظار داشتند با مبعوث شدن پیامبر (ص)، زمام امور به دست آن ها سپرده شود، اما وقتی چنین اتفاقی نیفتاد، موضع گرفتند. این آیه در واقع مؤید آن است که یهودیان از پیش منتظر ظهور پیامبر (ص) بوده اند.
امروزه نیز ما در مواجهه با جریانات ضد دینی مانند آمریکا و اسرائیل، امیدوارانه به آینده می نگریم، زیرا به ما وعده ظهور داده شده است. یهود صدر اسلام نیز همین نگاه امیدوارانه به بعثت داشتند، اما به دلیل تعصب نژادی (اینکه پیامبر باید از بنی اسرائیل باشد و نه بنی اسماعیل) و همچنین از روی حسادت، در برابر ایشان موضع گرفتند. لذا ما باید توجه داشته باشیم که پذیرش ظهور، مبتنی بر «عقلانیت وحیانی» باشد.
امروز جامعه اسلامی منتظر منجی و ظهور حضرت حجت (عج) است (البته ما ایشان را زنده می دانیم و اهل سنت معتقدند که حضرت بعدها متولد خواهند شد). ما فشارها و سختی های امروز را با همین امید تحمل می کنیم؛ اما باید تامل کرد که اگر درک درستی نداشته باشیم، ممکن است در زمان تشریف آوری حضرت، چنانچه ایشان مسئولان حکومت را از میان اروپایی ها یا ایرانی ها انتخاب کنند، بسیاری به دلیل تصور اینکه منافعشان تأمین نمی شود، از اطراف ایشان دور شوند.
کفر یهودیان و لعن الهی
در چنین شرایطی، عیار افراد و میزان تاب آوری آنان روشن خواهد شد؛ درست همان گونه که یهودیان در دوران پیامبر(ص) با پذیرفتنی نبودن حقیقت، به کفر روی آوردند و در نتیجه مورد لعن الهی قرار گرفتند. در واقع، «کافر» کسی است که معرفت خود را می پوشاند و آن را نادیده می گیرد؛ کسی که چنین خصلتی داشته باشد، از رحمت الهی دور می گردد و قلبش در پوششی قرار می گیرد که به تعبیر قرآن «قُلُوبُنَا غُلْف» (قلب های ما پوشانده شده است) است و به همین دلیل، هرگز زیر بار حقیقت نمی رود.
آیه مورد بحث، این موضوع را به صورت مصداقی بیان کرده و نشان می دهد که استکبار آنان، پس از کسب معرفت رخ داد؛ یعنی با وجود اینکه حقیقت را می دانستند، علیه آن اقدام کردند: «فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بهِ». آن ها نه تنها به معارف الهی، بلکه حتی به کتب خودشان کفر ورزیدند و دانش خویش را منکر شدند. در نهایت، این رویکرد باعث شد تا مشمول لعن الهی شوند و در نهایت، چندین نبرد با پیامبر اکرم(ص) داشته باشند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}