«همه حاضر»؛ استعدادهایی که فرصت می خواهند

امیرحسین یکی از 169 دانش آموز تحت پوشش سازمان بهزیستی است که امسال در مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی پذیرفته شده است.

یادداشت میهمان_ سعید خادمی سرپرست حوزه ریاست، روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی

امیرحسین اسماعیل صباغ، دانش آموز دارای معلولیت شدید جسمی و حرکتی از قرچک، امسال به مدرسه استعدادهای درخشان راه یافته است. این خبر، در ظاهر فقط روایت موفقیت یک دانش آموز است؛ اما در عمق آن یک مسئله بزرگ تر قرار دارد: استعداد، بدون فرصت، لزوماً به آینده تبدیل نمی شود.

امیرحسین یکی از 169 دانش آموز تحت پوشش سازمان بهزیستی است که امسال در مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی پذیرفته شده اند. در سوی دیگر، 3155 کودک دارای سابقه کار که از تحصیل بازمانده بودند، سال گذشته به مدرسه بازگشتند و اکنون 2808 کودک بازمانده از تحصیل شناسایی شده اند که با پیگیری سازمان بهزیستی، قرار است تا پایان امسال به چرخه آموزش بازگردند. برای هر دانش آموزی که به تحصیل بازگردانده شود، ماهانه دو میلیون تومان کمک هزینه تحصیلی در نظر گرفته شده و 70 میلیارد تومان نیز برای اجرای این طرح در سال جاری اختصاص یافته است.

این تفاوت مهم است: علاوه بر بازگرداندن کودک به مدرسه و حضور در کلاس، حفظ او در مسیر تحصیل، به حمایت و پیگیری نیاز دارد.

امروز 242 هزار دانش آموز از خدمات بهزیستی استفاده می کنند. دامنه این خدمات نیز از حمایت های مالی و تحصیلی فراتر رفته است. غربالگری، استعدادیابی و مهارت آموزی برای 30 هزار دانش آموز اجرا شده، بیش از 30 هزار دانش آموز آموزش های مهارت نرم و فنی و حرفه ای دریافت کرده اند و 40 هزار نفر در مسیر آماده سازی شغلی قرار گرفته اند. 5500 دانش آموز تحت پوشش، در زمره نخبگان دانش آموزی هستند و 70 نفر از آنان در کنکور سال گذشته رتبه های یک و دو رقمی به دست آورده اند. برای 200 دانش آموز مستعد حوزه رایانه نیز آموزش تخصصی هوش مصنوعی با همکاری معاونت علمی ریاست جمهوری برنامه ریزی شده است.

حتی در حوزه مشارکت اجتماعی، تلاش شده دانش آموز صرفاً دریافت کننده خدمت نباشد. پارلمان دانش آموزی در 31 استان و 476 شهرستان فعال است و ایجاد خانه های خلاق و انجمن های مشورتی نخبگان نیز در دستور کار قرار گرفته است.

این مجموعه اقدامات، یک تغییر جهت مهم را نشان می دهد: حمایت تحصیلی قرار نیست در پرداخت یک کمک هزینه یا تأمین چند قلم کالا متوقف بماند؛ هدف، ساختن مسیری است که از بازگشت به مدرسه آغاز شود و به کشف استعداد، مهارت و استقلال برسد.

این مسیر، پیش از هر چیز مسئولیت دولت است. آموزش و حمایت از کودکان را نمی توان به خیرخواهی مردم یا حضور شرکت ها وابسته کرد. دولت باید منابع عمومی را تخصیص دهد، برنامه داشته باشد و دسترسی کودکان به فرصت های برابر را تضمین کند.

افزایش کمک به دانش آموزان، رشد 111 درصدی بورسیه های دانش آموزی، افزایش 49 درصدی کمک هزینه دانشجویان، افزایش 28 درصدی اعتبارات مهارت آموزی و تخصیص 201 میلیارد تومان برای مناسب سازی محیط خانه دانش آموزان دارای معلولیت در سال گذشته، همراه با افزایش 50 درصدی این اعتبار در سال جاری، بخشی از همین مسئولیت عمومی است. تعداد اردوهای آموزشی و فرهنگی نیز از 20 اردو در ابتدای دولت به 70 اردو رسیده است.

اما مسئولیت دولت، تمام ظرفیت موجود در جامعه را در بر نمی گیرد.

در کنار منابع عمومی، شرکت ها نیز سرمایه هایی دارند که در ترازنامه آنها به شکل پول دیده نمی شود: فناوری، دانش، زیرساخت، شبکه، نیروی انسانی و دسترسی به جامعه. مسئولیت اجتماعی شرکت ها زمانی به اثربخشی بیشتری می رسد که این ظرفیت های واقعی را در خدمت یک مسئله عمومی قرار دهند.

شرکت ارتباطی، شبکه و دسترسی دارد؛ شرکت فناوری، دانش و زیرساخت؛ بنگاه صنعتی، امکان آموزش و اشتغال. بنابراین مسئله فقط این نیست که یک شرکت چه میزان پول یا کالا اهدا می کند. پرسش دقیق تر این است که توانی که در فعالیت حرفه ای خود ساخته، چگونه می تواند به حل یک مسئله اجتماعی کمک کند.

«همه حاضر» را می توان از همین زاویه دید.

پویش امسال با هدف حمایت از 168 هزار دانش آموز و به یاد 168 دانش آموز شهید میناب شکل گرفته است. تأمین لوازم التحریر، یک نیاز فوری است؛ اما در پس آن، مسئله بزرگ تری قرار دارد: اینکه کودک در مدرسه بماند و حمایت از او به آغاز سال تحصیلی محدود نشود.

مشارکت یکی از اپراتورها در این پویش نیز از همین منظر قابل توجه است. بر اساس برنامه اعلام شده، این شرکت از ظرفیت ارتباطی خود و ارسال پیامک سراسری رایگان استفاده می کند تا مشترکانش را به مشارکت در پویش دعوت کند.

ارزش این اقدام فقط در تعداد پیامک ها نیست. نکته مهم تر این است که یک شرکت، همان زیرساختی را که در فعالیت اصلی خود در اختیار دارد، برای پیوند دادن مردم با یک مسئله اجتماعی به کار گرفته است. این می تواند تعریف عملی تری از مسئولیت اجتماعی باشد: استفاده از مزیت واقعی بنگاه برای افزایش اثر اجتماعی.

چنین مدلی قابل تعمیم است. شرکت فناوری می تواند فرصت آموزش دیجیتال ایجاد کند؛ یک بنگاه صنعتی می تواند مسیر مهارت آموزی و کارآموزی بسازد؛ یک مجموعه خدماتی می تواند بخشی از زیرساخت خود را برای گروه های محروم به کار گیرد. در این مدل، مشارکت اجتماعی به یک پرداخت مقطعی وابسته نمی ماند و می تواند بخشی از توان واقعی اقتصاد را وارد حل مسائل جامعه کند.

در عین حال، مرز مسئولیت ها باید روشن بماند. بخش خصوصی مکمل دولت است. مشارکت شرکت ها نباید جایگزین وظایف عمومی حاکمیت شود و دولت نیز نباید از ظرفیت بنگاه ها و جامعه چشم بپوشد. کارآمدی زمانی افزایش می یابد که دولت مسئولیت خود را با منابع و برنامه انجام دهد و بخش خصوصی و مردم، هر یک متناسب با ظرفیت خود، به حل مسئله کمک کنند.

برای مردم نیز یک پرسش اساسی باقی می ماند، مشارکت من چه تغییری ایجاد کرد.

به همین دلیل، موفقیت «همه حاضر» را نباید فقط با تعداد بسته های تحصیلی سنجید. باید دید چند کودک دوباره وارد مدرسه شده اند، چند نفر در مدرسه مانده اند، چند استعداد کشف شده، چند دانش آموز به مهارت رسیده و در نهایت چند نفر توانسته اند از این حمایت به فرصت واقعی برای ساختن آینده خود برسند.

در این نگاه، 169 دانش آموز پذیرفته شده در مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی، 3155 کودک بازگشته به مدرسه و 2808 کودک بازمانده ای که هنوز باید برای بازگشتشان تلاش شود، سه عدد جدا از هم نیستند. آنها سه نقطه از یک مسیرند؛ مسیری که از بازگشت به مدرسه آغاز می شود و می تواند به کشف استعداد، مهارت آموزی و استقلال برسد.

لوازم التحریر می تواند آغاز این مسیر باشد؛ اما هدف، خود دفتر و مداد نیست. هدف آن است که کودکی که امروز به حمایت نیاز دارد، فردا به دلیل همان حمایت، فرصت انتخاب بیشتری در زندگی داشته باشد.

«همه حاضر» از این منظر یک پویش ساده برای تأمین لوازم التحریر نیست. می تواند نمونه ای باشد از اینکه چگونه مسئولیت دولت، ظرفیت بخش خصوصی و مشارکت مردم، بدون جابه جا کردن جایگاه یکدیگر، در خدمت یک هدف مشترک قرار می گیرند.

استعداد در جامعه فراوان است؛ آنچه نباید کمیاب باشد، فرصت شکوفا شدن آن است.

نظرات

captcha