رئیسعلی دلواری؛ مردی که در برابر استبداد و استعمار ایستاد

رئیسعلی دلواری از چهره های برجسته مبارزات جنوب ایران بود که نامش با دو مقطع مهم از تاریخ معاصر کشور گره خورده است؛ نخست، مبارزه با استبداد محمدعلی شاه قاجار در جریان نهضت مشروطه و سپس، مقاومت مسلحانه در برابر اشغالگری و نفوذ بریتانیا در جنوب ایران.

به گزارش گروه تاریخ و امام و رهبری خبرگزاری صداوسیما؛ محمدحسین رکن زاده آدمیت در رمان تاریخی «دلیران تنگستان» درباره رئیسعلی دلواری می نویسد:

«رئیسعلی یک نفر ایرانی تحصیل کرده و دانشمند اروپا دیده (!) نبود، اما ایرانی غیرتمند و عاقلی بود که نخواست تا او زنده است دشمنان، وطن عزیزش را پایمال سم ستوران نمایند. رئیسعلی در میدان کارزار جان داد، در حالی که وزرا و بزرگان آن عصر، حتی شهریار آن دوره ایران در تهران مشغول عیاشی های شبانه روزی خود بودند و امثال رئیسعلی را یاغی و طاغی می نامیدند.»

این تعبیر را می توان یکی از گویاترین توصیف ها درباره رئیسعلی دلواری دانست؛ مردی که در روزگاری که ایران هم زمان با استبداد داخلی و نفوذ قدرت های خارجی دست وپنجه نرم می کرد، به جای کناره گیری و نظاره گری، به میدان آمد و برای دفاع از استقلال و تمامیت ایران ایستاد.

رئیسعلی دلواری از چهره های برجسته مبارزات جنوب ایران بود که نامش با دو مقطع مهم از تاریخ معاصر کشور گره خورده است؛ نخست، مبارزه با استبداد محمدعلی شاه قاجار در جریان نهضت مشروطه و سپس، مقاومت مسلحانه در برابر اشغالگری و نفوذ بریتانیا در جنوب ایران.

از مشروطه خواهی تا مبارزه با استعمار

دوران زندگی رئیسعلی دلواری با سال هایی همزمان بود که نفوذ قدرت های خارجی در ایران، به ویژه در مناطق جنوبی کشور، گسترش یافته بود. حضور و نفوذ بریتانیا در خلیج فارس و بوشهر، در کنار رقابت روسیه و انگلیس بر سر ایران، استقلال کشور را با تهدید های جدی مواجه کرده بود.

در چنین شرایطی، قرارداد 1907 میان روسیه و بریتانیا، ایران را بدون حضور و رضایت دولت ایران به حوزه های نفوذ دو قدرت خارجی تقسیم کرد؛ روسیه در شمال و بریتانیا در جنوب. این توافق، نمادی آشکار از تضعیف استقلال ایران در آن دوره بود.

اما در برابر این وضعیت، همه ایرانیان به نظاره ننشستند. در نقاط مختلف کشور، نیرو هایی شکل گرفتند که حاضر نبودند سلطه بیگانگان را بپذیرند. رئیسعلی دلواری یکی از برجسته ترین چهره های این جریان در جنوب ایران بود.

ایستادگی در برابر بریتانیا

با آغاز جنگ جهانی اول و تشدید حضور نظامی بریتانیا در جنوب ایران، رئیسعلی دلواری بار دیگر به میدان آمد. او که در جریان نهضت مشروطه نیز از مبارزان فعال بود، این بار مقابله با نیرو های انگلیسی و جلوگیری از پیشروی آنان در خاک ایران را در دستور کار خود قرار داد.

مقاومت رئیسعلی و یارانش در برابر نیرو های انگلیسی به یکی از مهم ترین جلوه های مقاومت مردم جنوب ایران تبدیل شد. آنان با تکیه بر شناخت جغرافیای منطقه، شبیخون و شیوه های جنگ نامنظم، بار ها مواضع نیرو های انگلیسی را هدف قرار دادند و هزینه حضور و پیشروی آنان را افزایش دادند.

این مقاومت ها، رئیسعلی دلواری را به نمادی از ایستادگی مردم جنوب در برابر استعمار تبدیل کرد؛ مردی که حاضر نشد امنیت و آسایش شخصی خود را بر دفاع از سرزمین اش مقدم بداند.

سرانجام رئیسعلی دلواری در جریان یکی از همین مبارزات، در منطقه «تنگک صفر» هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. بنا بر منابع تاریخی، شهادت او در شب 23 شوال 1333 قمری، برابر با سوم سپتامبر 1915 میلادی و دوازدهم شهریور 1294 شمسی رخ داد.

رئیسعلی دلواری در حالی به شهادت رسید که تنها یک مبارز محلی نبود؛ او نماد نسلی بود که در برابر دو تهدید هم زمان، یعنی استبداد داخلی و نفوذ و اشغال خارجی، ایستاد و دفاع از ایران را وظیفه خود دانست.

رئیسعلی؛ یک نام در تاریخ، یک الگو برای امروز

اهمیت رئیسعلی دلواری تنها در نبرد هایی که انجام داد خلاصه نمی شود. آنچه نام او را در حافظه تاریخی ایرانیان ماندگار کرده، انتخابی است که در برابر او قرار داشت: می توانست در حاشیه بایستد، اما میدان را انتخاب کرد؛ می توانست در برابر فشار بیگانگان سکوت کند، اما ایستادگی را برگزید.

به همین دلیل، رئیسعلی دلواری را می توان بخشی از یک سنت تاریخی در ایران دانست؛ سنتی که در بزنگاه های حساس، مردم را از تماشاگر بودن خارج کرده و آنان را به میدان دفاع از استقلال و تمامیت کشور کشانده است.

این نگاه به تاریخ نشان می دهد که دفاع از ایران و ایستادگی در برابر تهدید های خارجی، محدود به یک دوره یا یک نسل نیست. نسل های مختلفی از مردم ایران در مقاطع حساس تاریخی، با وجود تفاوت شرایط و زمانه، هنگامی که استقلال و امنیت کشور را در معرض تهدید دیده اند، به میدان آمده اند.

امروز نیز می توان این روحیه را در مردمی دید که به میدان آمده اند و در حمایت از نیرو های مسلح، دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور را وظیفه خود می دانند. از این منظر، رئیسعلی دلواری صرفاً یک قهرمان متعلق به گذشته نیست؛ او نمادی از همان فرهنگ «مردم در میدان» است؛ فرهنگی که در بزنگاه های تاریخی، دفاع از وطن را بر آسایش شخصی ترجیح می دهد.

رئیسعلی رفت، اما راهی که انتخاب کرد در تاریخ ایران باقی ماند؛ راهی که می گوید در برابر استبداد و استعمار، تاریخ را نه تماشاگران، بلکه مردانی می سازندکه در لحظه های سرنوشت ساز، ایستادن را انتخاب می کنند.

پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی

نظرات

captcha