«تسویل»؛ ترفند شیطان برای وارونه نمایی زشتی و زیبایی

به گزارش ایکنا از همدان، حجت الاسلام والمسلمین حسین مقدس عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به قرآن کریم شیطان سبب آرزوهای دور و دراز در انسان می شود و شیطان نمی تواند انسان را به گناه وا دارد.

به گزارش ایکنا از همدان، حجت الاسلام والمسلمین حسین مقدس عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به قرآن کریم شیطان سبب آرزوهای دور و دراز در انسان می شود و شیطان نمی تواند انسان را به گناه وا دارد. او در گمراه کردن انسان حدی مشخص دارد و تنها در اندازه وسوسه می تواند اثرگذار باشد از این رو در قیامت که گناهکاران او را سرزنش می کنند و می گویند تو سبب گمراهی ما بودی در پاسخ می گوید: «و قال الشَّیطنُ لَمّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللهَ وَعَدَکُمْ وَعَدَ الحَقِّ وَوَعَدتُکُم فَأَحْلَفْتُکُم وما کانَ لِی عَلَیْکُم مِن سُلطانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُم لی فَلا تلومونی و لوموا أَنفُسَکُم ما أنَا بمُصْرِخِکُم وَ مَا أَنتُم بمُصْرِخِیَّ خودتان را ملامت کنید؛ من شما را به گمراهی دعوت کردم و پیامبران الهی نیز شما را به هدایت فرا خواندند؛ ولی شما آن را نپذیرفتید و به دعوت من مثبت پاسخ دادید؛ نه من می توانم به ناله های شما پاسخ دهم و شما را از عذاب دوزخ هایی بخشم نه شما می توانید به فریاد من برسید و مرا از گرفتاری نجات دهید.». (ابراهیم / آیه 22).

از منظر علامه جوادی آملی تسویل و املای شیطان بر مرتدان سبب همراهی و پیوند آنها با کافرانی شد که از تعالیم وحیانی و آموزه های قرآن کریم کراهت داشتند، پس به آنها همکاری را وعده داده و گفتند ما در برخی از کارها از شما اطاعت می کنیم «ذلِکَ بأَنَّهُم قالوا لِلَّذینَ کَرِهوا ما نَزَّلَ اللهُ سَنُطِیعُکُم فی بعض الأمر.» جمله «سنطِیعُکُم فی بعض الأمرِ» سخن مرتدان به کافران است که به آنها اطاعت را وعده می دادند. از مقید کردن اطاعت و پیروی خود به بعضی امور روشن می شود که مرتدان نمی توانستند با صراحت سخن خود را بیان کنند، زیرا اگر در ظاهر کاملاً از کافران فرمان می بردند، دستخوش خطر قرار می گرفتند از این رو پنهانی و سری به کافران وعده می دادند که در برخی امور از آنها اطاعت می کنند.

از این گفتگو روشن می شود که این گروه، برخی از منافقان بودند که با کافران گفت و گوی پنهانی داشتند و به همکاری و اطاعت قول می دادند و قرآن کریم رازهایشان را در این آیه آشکار ساخته؛ مؤید آن جمله «و اللهُ یَعْلَمُ اِسرارهم» است که گویاست خدای سبحان همه رازها و کارهای پنهانی شان را می داند؛ هم از کفر درونی و نفاقشان آگاه است؛ هم از توطئه آنها ضد اسلام و هم پیمان بودنشان با کافران و یهودیان، چنان که از دشمنی حسادت و عناد مخفی یهود نیز آگاه است.

خدای متعال از سویی حس زیباخواهی را درون انسان نهاده و از سوی دیگر، زشتی و زیبایی ها را برای او بیان کرده است دشمنان و شیاطین از حس زیباخواهی انسان بهره می گیرند و به کمک نفس مسوّله که از قوای باطنی انسان است، چیزهای زشت را آراسته و آنها را زیبا به انسان جلوه می دهند که در اصطلاح آن را تسویل می گویند، چنان که به چاه انداختن یوسف که زشت بود، نزد برادران وی زیبا جلوه کرد: «سَوَّلَت لَکُم أَنفُسُکُم» و بت سازی و دعوت به پرستش آن زشت بود و نزد سامری زیبا جلوه کرد و به آن پرداخت؛ سپس چنین گفت: «سَوَّلَت لی نفسی» در حالی که آنچه به صورت تابلوی زرینی جلوه کرد و آن را پذیرفت در حقیقت آلودگی ها و رذایل بودند.

نفس مسوَّله، گاهی شرک را به جای توحید می نشاند و آن را برای خود و دیگران زیبا جلوه می دهد. اگر انسان مراقب شیطان و نفس خود نباشد، آنها سم هایی تزیین شده را به انسان می خورانند و وی را هلاک می کنند «تسویل» هم به شیطان نسبت داده شده: «الشَّیطانُ سَوَّلَ لَهُم» هم به نفس: «سَوَّلَت لَکُم أَنفُسُکُم» زیرا نفس آدمی عامل قریب این کار است.

شیطان، عامل بیرونی و نفس مسوله عامل درونی است که با کمک یکدیگر مغالطه می کنند و حس زیباخواهی انسان را به خطا می کشانند و آنچه را که بخواهند انجام شود در نظر انسان زیبا جلوه می دهند و سپس فرمانروایی او را بر عهده می گیرند و نفس که تاکنون مسوله بود به نفس اماره بدل می شود؛ یعنی انسان زیر سلطه شیطان و نفس قرار می گیرد و آنها او را به بدی ها امر می کنند و انسان نیز اطاعت می کند. بر این اساس افراد سست ایمان و منافقان گرفتار تسویل و املای شیطان به کافران چنین گفتند: «سَنُطِیعُکُم فی بعض الأمر.»

نفس انسان از آغاز او را به کارهای زشت فرمان نمی دهد و اماره بالسوء نیست بلکه در شروع امر نفس مسوله است و کارهای زشت را برای وی می آراید و برای انسان دام می اندازد تا شکارش کند و در جنگ درونی پیروز شود و پس از پیروزی انسان را به اسارت گرفته و خودش امیر شود. اگر انسان در جهاد اوسط که جهاد نفس و عقل است اسیر نشود، نفس اماره نمی تواند امیر او گردد کسانی که در پرتو هدایت های اولیای الهی حرکت می کنند، هرگز اسیر نفس نمی شوند؛ یا بر نفس پیروز شده و فاتح جنگ اند؛ یا در معرکه شهید می شوند.

در روایات آمده که شیعیان و محبان اهل بیت اگر در بستر هم بمیرند شهیدند: «فإنه من مات منکم علی فراشه و هو علی معرفة حق ربه و حق رسوله و أهل بیته مات شهیداً، من مات علی حب آل محمد مات شهیداً»، برخی به ریاضت نفس می پردازند؛ مانند حضرت علی(ع) که نفسش را با تقوا ریاضت می داد: «إنّما هی نفسی أروضها بالتقوی» آنان فاتح این نبردند و خودشان امیر نفس می گردند؛ آنگاه نفسشان امّاره بالحسن می شود؛ اینان در مقابل کسانی اند که نفسشان اماره بالسوء است. «فَکَیْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ(27) ذَلِکَ بأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَکَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَلَهُمْ (28)»

از نگاه صاحب تفسیر تسنیم این آیات، نتیجه گیری از مطالب پیشین اند و فرجام تلخ و سرنوشت بد مرتدان را به هنگام مرگ گزارش می دهند تفریع جمله «فَکَیفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ المَلائِکَةُ» بر آیه «إِنَّ الَّذینَ ارتَدُّوا عَلَی أَدبرِهِم» برای بیان عذابی است که هنگام مرگ حال مرتدان را فرا می گیرد که تا قیامت و استقرارشان در عذاب جاوید جهنم با آنها همراه است.

کسانی که با تعالیم وحیانی و رسالت پیامبر اکرم(ص) و رهبری اولیای الهی پس از آشکار شدن حق برایشان مخالفت و از هوای نفس پیروی می کنند و از عمل به تکالیف الهی سرباز می زنند هنگام مرگ چگونه می توانند عذاب مأموران الهی را تاب آورند؟ آنگاه که فرشتگان مأمور قبض روح در زمان گرفتن جانشان به صورت ها و پشت هایشان می زنند «فَکَیفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ المَلْئِکَةُ یضربونَ وُجُوهَهُم و أدبرَهُم»، جمله «یضربونَ وُجوهَهُم» ناظر به کار فرشتگان مأمور آخرت و یضربون أدبارهم به کار فرشتگان مأمور دنیا اشاره دارد: فرشتگانی که مأمور کارهای دنیایی اند با شدت بر پشت آنها می زنند و از دنیا بیرونشان می کنند. و به آنها می گویند عمرتان تمام شد و کاری نکردید و فرشتگانی که مأمور کارهای آخرت اند با فشار آنها را تحویل می گیرند و به صورتشان سیلی می زنند و می گویند با دست خالی و پرونده سیاه و پر از گناه در اینجا چه خواهید کرد؟

ممکن است همان فرشتگان مسئول قبض روح چهره ها و پشت های تبهکاران را بزنند؛ لیکن با توجه به تداوم این عذاب در برزخ که از فعل مضارع یضربون فهمیده می شود احتمال تعدّد ملائکه عذاب، وجیه به نظر می رسد.

مشابه این تعبیر، آیه «و لَو تَری إِذ یَتَوَفَّی الَّذینَ کَفَرُوا المَلَائِکَةُ یَضْرِبُونَ وجوههم و أدبارهم و ذوقوا عَذَابَ الحَریق» است. کافران افزون بر هنگام مرگ در قبر نیز دارای عذاب و فشارند.

استاد جوادی آملی در پایان این بخش از تفسیر بیان می دارد که اموری فراوان در قبولی طاعت شرط هستند که احاطه بر همه آنها میسور همگان نیست از این رو معلوم نیست کدام طاعت مقبول خداست تا رضای الهی را همراه داشته باشد چنان که غضب خدا در معصیت دینی نهفته است، پس هیچ طاعتی را نباید کوچک و کم ارزش تلقی کرد و هیچ معصیتی را نباید کوچک و بی خطر دانست.

انتهای پیام

نظرات

captcha