معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه تاریخ تمدن اسلامی در دو برهه حساس و تعیین کننده با نقاط عطفی رو به رو شد که سرنوشت معرفتی، اجتماعی و سیاسی امت اسلامی را دگرگون ساخت: 1- دوره تأسیس و تکوین: با رسالت حضرت خاتم الانبیاء، محمد مصطفی(ص) که مأموریت انتقال جامعه از «جاهلیت ساختاری، قبیله ای و معرفتی» به «نظام مدنی مبتنی بر توحید و عقلانیت» را بر عهده داشت.
به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه
تاریخ تمدن اسلامی در دو برهه حساس و تعیین کننده با نقاط عطفی رو به رو شد که سرنوشت معرفتی، اجتماعی و سیاسی امت اسلامی را دگرگون ساخت:
1- دوره تأسیس و تکوین: با رسالت حضرت خاتم الانبیاء، محمد مصطفی(ص) که مأموریت انتقال جامعه از «جاهلیت ساختاری، قبیله ای و معرفتی» به «نظام مدنی مبتنی بر توحید و عقلانیت» را بر عهده داشت.
2- دوره گذار، تثبیت و بازسازی معرفتی: در عصر امام جعفر صادق(ع)(نیمه نخست سده دوم هجری) که مصادف با فروپاشی خلافت اموی، ظهور عباسیان، آشوب های خونین سیاسی وقیام های مختلف و تهاجم بی سابقه مکاتب فکری و الحادی بیگانه بود.
مطالعه تطبیقی و تحلیلی سیره این دو شخصیت تاریخ ساز، فراتر از نگاه صِرف نقلی، متضمن کشف «قواعد حاکم بر اصلاح امور و گذار از بحران ها» است. در دورانی که جوامع با بحران های چند بعدی(معرفتی، اقتصادی، سیاسی، نهادی و سرمایهٔ اجتماعی) دست به گریبان می شوند، بازخوانی این دو الگوی راهبردی، درس ها و سازوکار های بنیادینی را برای خروج از بن بست ها و مهندسی مجدد جامعه در اختیار مصلحان و نخبگان قرار می دهد.
سیره نبوی در مدینه و مکه صرفاً یک کنش تبلیغی نبود، بلکه مدلی جامع از جامعه پردازی در اوج تهدید ها و تضاد های هویتی به شمار می رفت.
1- اصلاح الگو ها: تغییر زیرساخت های معرفتی و گفتمانی؛ پیش از هرگونه اصلاح اقتصادی یا سیاسی، پیامبر(ص) به «انقلاب در مفاهیم» دست زد:
2- جایگزینی «کرامت و تقوا» با «عصبیت قبیله ای»: در جامعه ای که ارزش فرد به تبار و تیغ بود، پیامبر با محوریت آیه «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» تعریف جدیدی از انسان و شایستگی ارائه داد.
3- تقدس زدایی از خرافات و عقلانی سازی زیست: در ماجرای کسوف هم زمان با فوت فرزندش ابراهیم، پیامبر با قاطعیت در برابر توجیهات خرافی ایستاد و فرمود: «خورشید و ماه برای مرگ یا زندگی کسی نمی گیرند» تا نشان دهد بحران های عاطفی و سیاسی نباید به توجیهات غیرعقلانی آلوده شوند.
4- حقوق مداری و میثاق گرایی در تکثر اجتماعی(پیمان مدینه)
نخستین بحران پیامبر در ورود به یثرب، ناهمگونی بافت جمعیتی(اوس، خزرج، قبایل یهود و نومسلمانان مهاجر) بود.
منشور مدینه: پیامبر(ص) با تدوین این منشور، مفهومی نوین از «امت واحده» را پایه ریزی کرد که در آن حتی غیرمسلمانان بر اساس اصل شهروندی و پیمان مشترک، دارای حقوق و تکالیف برابر امنیتی و دفاعی شدند.
درس اصلاحی: عبور از بحران های چندپارچگی قومی و اجتماعی تنها با قرارداد اجتماعی شفاف، قانون مداری و رعایت حقوق متقابل همه گروه ها میسر است.
5- سرمایه سازی اجتماعی و ترمیم شکاف ها(عقد مؤاخات)
بحران مهاجرت و فقر گسترده مهاجران مکه، ساختار اقتصادی یثرب را در آستانهٔ سقوط قرار می داد.
پیوند برادری: پیامبر با پیوند زدن یک مهاجر با یک انصاری، نه فقط بار مالی را توزیع کرد، بلکه کینه های دیرینه میان قبایل را به پیوند های عمیق عاطفی-ایمانی تبدیل نمود.
درس اصلاحی: بحران های اقتصادی و معیشتی بدون «ترمیم سرمایه اجتماعی و حس همبستگی ملی» به شورش و فروپاشی می انجامد.
6- دیپلماسی واقع گرایانه و انعطاف راهبردی(صلح حدیبیه)
صلح حدیبیه نمونه اعلای ترجیح منافع کلان بر تعصبات تاکتیکی است:
پذیرش شروط به ظاهر سخت گیرانه قریش برای دستیابی به هدف بنیادینِ «رسمیت یافتن دیپلماتیک و ایجاد فضای امن برای گفت و گو»
با مهار زبان شمشیر، زمینه برای فتح قلوب و پیروزی های بعدی(فتح بدون خونریزی مکه) فراهم شد.
درس اصلاحی: مصلح نباید اسیر شعار های تندروانه و هیجانات بدنه خود شود؛ گاهی عقب نشینی تاکتیکی برای پیشروی راهبردی الزامی است.
7- مردم سالاری مشورتی و شایسته سالاری مدیریتی
مشورت با یاران در جنگ های احد، خندق و بدر، با اینکه پیامبر متصل به وحی بود، جایگاه «عقل جمعی» را تثبیت کرد.
واگذاری فرماندهی و مدیریت ها بر اساس تخصص و شایستگی، نه سن و جایگاه قبیله ای(نظیر انتصاب اسامة بن زید جوان به فرماندهی سپاه یا عتاب بن اسید برای امارت مکه).
عصر امام صادق(ع) از83 تا 148 هـ. ق؛ دوران گذار قدرت میان دو سلسله نامشروع و خونریز اموی و عباسی و انفجار ترجمه آثار یونانی، مانوی، زرتشتی، هندی و ظهور مکاتب انحرافی(غلات، خوارج، مرجئه، معتزله و ملحدان) بود؛ استراتژی امام، نجات تمدن اسلامی از انحطاط درونی بود.
1- تقدم اصلاحات معرفتی بر تحرکات نافرجام سیاسی
زمانی که بنی عباس با شعار فریبنده «الرضا من آل محمد» و ابومسلم خراسانی شمشیر ها را برکشیده بودند، امام صادق(ع) دعوت به قیام مسلحانه ناپخته را رد کردند.
تحلیل امام: جامعه ای که هنوز از نظر اندیشه، اخلاق و فقه به بلوغ نرسیده، هر حکومتی را بازتولیدکنندهٔ استبداد قبلی خواهد کرد.
نامه های ابومسلم سوزانده شد تا نشان داده شود که «اصلاح ساختاری باید از ریشه و آگاهی عمومی آغاز شود، نه با کودتا و موج سواری بر خشم مردم».
2- مرجعیت سازی علمی و تأسیس نهاد دانشگاهی
امام صادق(ع) از خلأ قدرت برای تأسیس یک نهاد آموزشی بزرگ با بیش از 4 هزار دانشجو بهره برد:
تنوع رشته ها: از فقه و تفسیر و کلام تا شیمی(توسط جابر بن حیان)، طب، نجوم و ادبیات.
فراگیری روش و دانشگاه امام صادق(ع) و تساهل مذهبی: شاگردیِ پیشوایان اهل سنت مانند ابوحنیفه و مالک بن انس در محضر امام، نشان دهنده مرجعیت علمی فراجناحی ایشان بود. جملات تاریخی مالک(«ما رأت عینٌ… أفضل من جعفر بن محمد») گواه این جایگاه است.
درس اصلاحی: جوامع بحران زده زمانی نجات می یابند که تولید فکر، پژوهش اصیل و نهاد های علمی از منازعات سیاسی جدا شده و به محور توسعه بدل شوند.
3- فرهنگ گفت و گو، مناظره علمی و مدارا با دگراندیشان
عصر امام، جولانگاه مادی گرایان و ملحدانی، چون «ابن ابی العوجاء»، «ابن مقفع» و «دیصانی» بود.
شیوه برخورد امام: به جای طرد، تکفیر، یا استفاده از خشونت، ساعت ها در کنار کعبه به استدلال های ملحدان با آرامش و منطق استوار گوش می داد و سپس به نقد برهان های آنان می پرداخت.
ابن ابی العوجاء خود اعتراف می کرد: «او سخنان ما را بدون خشم می شنود و با کمترین کلمات و عمیق ترین استدلال ها پاسخ می دهد».
درس اصلاحی: مقابله با تهاجم فرهنگی و بحران های هویتی، نه با سانسور و خشونت، بلکه با «تقویت عقلانیت انتقادی، آزادی بیان علمی و ارتقای سطح برهان» ممکن است.
4- نهادسازی در سایه: سازمان وکالت و استقلال مالی
امام صادق(ع) با ساماندهی «شبکه وکلا» در سراسر قلمرو اسلامی:
ارتباط تشکیلاتی میان شیعیان و بدنه جامعه را بدون حساسیت برانگیزی سیاسی حفظ کرد.
با سازماندهی امور مالیاتی و خیریه، یک سیستم تأمین اجتماعی مستقل از دربار خلیفه برای حمایت از نیازمندان و نخبگان پدید آورد.
درس اصلاحی: استقلال نهاد های مدنی و اقتصادی از دولت های ناکارآمد، شرط بقا و بالندگی یک جامعه در بحران های فروپاشی است.
برای هر مصلح، مدیر و جامعه ای که با بحران های ساختاری دست وپنجه نرم می کند، این دو مکتب یک الگوی 5 مرحله ای ارائه می دهند:
1- اولویت بخشی به عقلانیت و اخلاق بر هیاهوی زمانه
2- تدوین قرارداد اجتماعی عادلانه و رفع تبعیض
3- سرمایه گذاری بی وقفه در آموزش، پژوهش و فناوری
4- جایگزینی خشونت با مناظره و دیپلماسی منعطف
5- نهادسازی پایدار و تقویت جامعه مدنی
پرهیز از اقدامات صوری؛ آغاز تحول بنیادین معرفتی
اصلاح جامعه تا زمانی که در ذهن و زبان نخبگان و توده ها دگرگون نشود، پایدار نخواهد ماند. همان گونه که امام صادق(ع) به جای تسخیر دارالخلافه، دارالعلم برپا کرد، پروژه های اصلاحی باید روی نهاد های آموزشی، پژوهشی و رفع جهل ساختاری متمرکز شوند.
مدارا و رواداری در ساختار اجتماعی
تمام سیره رسول خدا(ص) لبریز از مدارا در تمام دوران نبوت است؛ مشی و منش حضرت از آغاز اینگونه بود، هیچ جامعه ای با برچسب زنی، طرد و حذف منتقدان از بحران خارج نشده است. حلم نبوی در برابر مخالفان و کرسی های آزاداندیشی امام صادق(ع) با ملحدان، راهکار مقابله با گسست های اجتماعی و دوقطبی سازی های مخرب است.
شایسته سالاری در برابر باند وطایفه و حزب گرایی و رانت
رسول الله(ص) ارزش های اشرافی قریش را در هم شکست و امام صادق(ع) ملاک برتری را تقوا و علم قرار داد. خروج از بحران های اقتصادی و مدیریتی مستلزم برچیدن ساختار های رانتی و سپردن امور به متخصصان، بدون در نظر گرفتن پیوند های جناحی است.
صلح طلبی فعال و مصلحت سنجی خردمندانه
سیره نبوی در حدیبیه و سیره صادقی در تعامل با جریانات زمانه نشان می دهد که سرسختی بی جا و قداست بخشیدن به ابزارها، جوامع را به ورطه نابودی می برد. مصلحت کلان امت و حفظ کرامت و معیشت انسان ها بر هر ایده های سلیقه ای ارجحیت دارد.
سیره پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) دو نیم مکمل از یک پروژه عظیم تمدنی هستند: یکی «معماری و تأسیس نظام اجتماعی» و دیگری «احیا، صیانت و بازسازی مغزافزار تمدن در عصر انحراف».
درس پایانی این دو سرمشق برای عبور از هر بحرانی چنین است: «هیچ ساختاری بدون بازسازی اخلاقی و معرفتی پایدار نمی ماند؛ هیچ دانشی بدون آزادی اندیشه و گفت و گو رشد نمی کند و هیچ اصلاحی بدون مدارا، شایسته سالاری و عدالت اجتماعی به پیروزی نخواهد رسید.»
{{name}}
{{content}}