تأثیر فناوری و سامانه های دیجیتال در مدیریت هوشمند وقف

وقف یکی از زیباترین جلوه های نیکوکاری و نوع دوستی در فرهنگ اسلامی است. انسان با وقف بخشی از دارایی خود آن را در راه خیر و خدمت به مردم قرار می دهد و زمینه ای برای باقی ماندن آثار نیک خود فراهم می کند. هفته وقف فرصتی ارزشمند برای آشنایی بیشتر مردم با این سنت حسنه و اهمیت آن در جامعه است. وقف می تواند در زمینه های مختلفی مانند کمک به نیازمندان، ساخت مدرسه و مسجد، امور درمانی و حمایت از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی انجام شود.

وقف یکی از زیباترین جلوه های نیکوکاری و نوع دوستی در فرهنگ اسلامی است. انسان با وقف بخشی از دارایی خود آن را در راه خیر و خدمت به مردم قرار می دهد و زمینه ای برای باقی ماندن آثار نیک خود فراهم می کند. هفته وقف فرصتی ارزشمند برای آشنایی بیشتر مردم با این سنت حسنه و اهمیت آن در جامعه است. وقف می تواند در زمینه های مختلفی مانند کمک به نیازمندان، ساخت مدرسه و مسجد، امور درمانی و حمایت از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی انجام شود.

وقف تنها بخشیدن مال نیست، بلکه نشانه ای از احساس مسئولیت انسان در برابر جامعه و دیگران است. بسیاری از موقوفات در طول سالیان گذشته نقش مهمی در رفع نیازهای مردم و توسعه امور عام المنفعه داشته اند. امید است با گرامیداشت هفته وقف، فرهنگ وقف و نیکوکاری بیش از پیش در جامعه گسترش یابد و افراد با هر توان مالی در حد توان خود در کارهای خیر و ماندگار مشارکت کنند؛ چراکه وقف صدقه ای ماندگار و میراثی برای نسل های آینده است.

ایکنا در راستای بررسی و واکاوی مقوله وقف به ویژه تأثیر آن بر کاهش مشکلات ناشی از تحریم های اقتصادی در کشور به گفت و گو با نادر سامانی ریاحی، پژوهشگر و محقق حوزه وقف و امور خیریه پرداخت که مشروح قسمت اول این گفت و گو با عنوان «ظرفیت وقف در کاهش مشکلات اقتصادی و حمایت از تولید و اشتغال» منتشر شد. در ادامه قسمت دوم این گفت و گو را با هم می خوانیم. 

ایکنا ـ فناوری و سامانه های دیجیتال چگونه می توانند به شفافیت، جذب واقفان جدید و مدیریت هوشمند موقوفات کمک کنند؟

اولین، اساسی ترین، راهبردی ترین و سرنوشت سازترین موضوع در این زمینه، شفاف بودن درآمد فعلی موقوفات است، یعنی متولیان امر وقف باید از همین مسیرها، ابزارها و روش های نوین و سامانه های دیجیتال استفاده کنند و به صورت شفاف اعلام کنند که درآمد موقوفات در یک سال مشخص چه میزان بوده، این درآمد از چه محل هایی حاصل شده و براساس مفاد وقف نامه، بخش نامه، صلح نامه، حبس نامه و سایر اسناد و مقررات مربوط چه تکالیفی برای نحوه مصرف این درآمد وجود داشته است. به عنوان مثال، متولی امر وقف می تواند به صورت شفاف اعلام کند که براساس مفاد وقف نامه و اسناد مربوط درآمد موقوفه در سال 1404 چه میزان بوده است و سپس، به طور دقیق توضیح دهد که این درآمد در چه بخش هایی هزینه شده است. باید مشخص شود که چه میزان از درآمد با رعایت مفاد وقف نامه، صرف حفظ خود سرمایه و اصل موقوفه شده، چه میزان برای امور دیوانی و اداری هزینه شده و چه میزان نیز برای اجرای نیت واقف اختصاص یافته است. همچنین، لازم است مشخص شود که این هزینه ها با رعایت چه اولویت ها و ضرورت هایی انجام شده است.

بنابراین، یکی از مهم ترین کاربردهای فناوری و سامانه های دیجیتال در حوزه وقف، ایجاد شفافیت مالی و مدیریتی است. مردم باید بدانند که درآمد یک موقوفه چه میزان بوده، این درآمد چگونه مدیریت شده و در نهایت چه میزان از آن برای اجرای نیت واقف هزینه شده است. اگر این اطلاعات به صورت دقیق، روشن و قابل فهم در اختیار مردم قرار گیرد، اعتماد عمومی نسبت به نحوه مدیریت موقوفات افزایش پیدا خواهد کرد. ما باید بسیار بیشتر از این ابزارها برای شفافیت، پاسخگویی و ارائه گزارش به مردم استفاده کنیم. امروز فناوری این امکان را فراهم کرده است که اطلاعات مربوط به عملکرد موقوفات، درآمدها، هزینه ها، نحوه اجرای نیت واقف و اقدامات انجام شده با سرعت و دقت بیشتری در اختیار مردم قرار گیرد. این موضوع به ویژه برای نسل جوان، نسل امروز و نسل فعلی اهمیت زیادی دارد، زیرا این نسل انتظار دارد اطلاعات را به صورت روشن، دقیق و قابل دسترسی دریافت کند و بتواند درباره نحوه عملکرد نهادهای مختلف، اطلاعات و گزارش های قابل اعتماد داشته باشد. استفاده از فناوری و سامانه های دیجیتال می تواند در این زمینه نقش بسیار مهمی داشته باشد. مردم وقتی ببینند که درآمد موقوفه مشخص است، نحوه هزینه کرد آن روشن است، نیت واقف رعایت شده و گزارش عملکرد نیز به صورت دقیق ارائه می شود، طبیعی است که اعتماد بیشتری نسبت به متولیان امر وقف پیدا می کنند.

بنده همواره گفته ام که سرمایه اجتماعی حوزه خیریه ها و موقوفات از سرمایه اقتصادی آن ها اهمیت بیشتری دارد. دلیل این موضوع نیز روشن است. ممکن است یک موقوفه از نظر اقتصادی دارای سرمایه و درآمد قابل توجهی باشد، اما اگر سرمایه اجتماعی آن یعنی اعتماد مردم نسبت به نحوه مدیریت و عملکرد آن از بین برود، حفظ و توسعه این سرمایه اقتصادی نیز با مشکل مواجه خواهد شد.  سرمایه اجتماعی در حوزه وقف یعنی مردم به این باور برسند که موقوفات به عنوان امانتی که از نسل های گذشته به امروز رسیده اند، به درستی مدیریت می شوند و نیت واقفان نیز همانگونه که باید، اجرا می شود. این اعتماد یک سرمایه بسیار مهم و ارزشمند است و فناوری می تواند در حفظ، تقویت و توسعه این سرمایه نقش اساسی داشته باشد. برای مثال، اگر ما به عنوان متولیان عصر کنونی، نسبت به موقوفات پیشینیان خود به درستی عمل کنیم، گزارش درست ارائه دهیم و گزارش صحیح و دقیق از عملکرد موقوفات بیان کنیم، مردم خواهند دید که امانتی که 200 یا 300 سال پیش، پدران، نیاکان و پیشینیان آن ها به جامعه سپرده اند، امروز نیز به درستی حفظ و مدیریت می شود و نیت آن ها همچنان در حال اجراست. این مسئله تأثیر بسیار مهمی در جذب واقفان جدید خواهد داشت.

در واقع، وقف می تواند به یک پرچم افتخار خانوادگی و فرهنگی تبدیل شود، به این معنا که یک خانواده بداند نسل های گذشته آن در یک دوره تاریخی اقدامی خیرخواهانه و ماندگار انجام داده اند و این اقدام همچنان پس از سالیان سال ادامه دارد و آثار آن در جامعه دیده می شود. طبیعی است که چنین خانواده ای نیز تمایل پیدا کند این مسیر را ادامه دهد و نام و یاد خود را در آینده در کنار اقدامات خیرخواهانه و ماندگار ثبت کند. بنابراین، شفافیت و پاسخ گویی فقط برای مدیریت امروز موقوفات اهمیت ندارد، بلکه مستقیما با آینده وقف و جذب واقفان جدید ارتباط پیدا می کند. از سوی دیگر، اگر ما در مدیریت موقوفات درست عمل نکنیم، گزارش دقیق و صحیح ارائه ندهیم و مردم نسبت به عملکرد ما اطمینان پیدا نکنند، علاوه بر اینکه در انجام وظیفه خود نسبت به موقوفات گذشته کوتاهی کرد ه ایم، به سرمایه اجتماعی حوزه وقف نیز آسیب وارد کرده ایم. در چنین شرایطی، مسئله فقط یک موقوفه یا یک واقف نیست، بلکه اعتماد عمومی نسبت به مجموعه وقف و امور خیریه تحت تأثیر قرار می گیرد.

در حقیقت، اگر در مدیریت موقوفات دچار تخلف، بی دقتی یا بی توجهی به نیت واقف شویم، ضمن اینکه به نیت گذشتگان و امانتی که آن ها به ما سپرده اند، خیانت کرده ایم، زمینه کاهش اعتماد مردم به وقف را نیز فراهم کرده ایم. این موضوع می تواند در بلندمدت آثار بسیار منفی داشته باشد، زیرا جذب واقف جدید بیش از هر چیز به اعتماد عمومی نیاز دارد. فناوری و سامانه های دیجیتال می توانند این چرخه را اصلاح و تقویت کنند. اگر اطلاعات مربوط به موقوفات، درآمدها، هزینه ها، نحوه اجرای نیت واقف و عملکرد متولیان به شکل شفاف و قابل دسترسی ارائه شود، مردم می توانند عملکرد موقوفات را بهتر ببینند و درباره نحوه مدیریت آن ها آگاهی بیشتری پیدا کنند. این شفافیت زمینه پاسخگویی را نیز فراهم می کند و پاسخ گویی به نوبه خود موجب تقویت اعتماد عمومی خواهد شد. بنابراین، فناوری صرفا یک ابزار فنی برای ثبت اطلاعات یا انجام امور اداری نیست، بلکه می تواند به عنوان یک ابزار راهبردی برای ایجاد شفافیت، پاسخگویی، تقویت سرمایه اجتماعی و جذب واقفان جدید مورد استفاده قرار گیرد. سامانه های دیجیتال می توانند اطلاعات مربوط به هر موقوفه را به صورت دقیق ثبت و نگهداری کنند و امکان ارائه گزارش های منظم درباره درآمد و هزینه کرد آن را فراهم آورند.

در چنین شرایطی، متولی امر وقف می تواند به صورت روشن اعلام کند که یک موقوفه در سال مشخص چه میزان درآمد داشته، این درآمد براساس کدام اسناد و مفاد قانونی و وقف نامه مدیریت شده، چه مقدار از آن برای حفظ اصل سرمایه اختصاص یافته، چه مقدار صرف امور دیوانی و اداری شده و چه میزان نیز برای اجرای نیت واقف هزینه شده است. همچنین، می توان مشخص کرد که این هزینه ها با چه اولویت هایی و براساس چه ضرورت هایی انجام گرفته است. این نوع گزارش دهی، اگر به شکل منظم و مستمر انجام شود، موجب می شود مردم احساس کنند که موقوفات یک مجموعه شفاف و پاسخگو هستند و درآمد آن ها بدون توضیح و بدون نظارت مورد استفاده قرار نمی گیرد. چنین احساسی در نهایت به افزایش اعتماد عمومی و تقویت جایگاه وقف در جامعه منجر خواهد شد.

از سوی دیگر، شفافیت می تواند به مدیریت هوشمند موقوفات نیز کمک کند. وقتی اطلاعات مربوط به درآمدها، هزینه ها، عملکرد و وضعیت موقوفات به صورت منظم و دقیق ثبت شود، مدیران و متولیان نیز می توانند تصمیم های دقیق تر و کارشناسی تری اتخاذ کنند. آن ها می توانند وضعیت موقوفه را بهتر ارزیابی کنند، منابع و هزینه ها را بهتر مدیریت کنند و درباره نحوه اجرای نیت واقف تصمیم های مناسب تری بگیرند.  در نهایت، باید توجه داشت که فناوری و سامانه های دیجیتال زمانی می توانند بیشترین اثر را در حوزه وقف داشته باشند که هدف اصلی آن ها شفافیت واقعی، پاسخ گویی واقعی و حفظ نیت واقف باشد. اگر مردم ببینند که اطلاعات دقیق در اختیار آن ها قرار می گیرد و گزارش عملکرد موقوفات به صورت شفاف ارائه می شود، اعتماد آن ها افزایش پیدا می کند و همین اعتماد می تواند زمینه ساز ورود واقفان جدید و توسعه فرهنگ وقف در جامعه شود.

ایکنا ـ اگر بخواهیم وقف را به یک ظرفیت مؤثر برای مقابله با مشکلات اقتصادی تبدیل کنیم، مهمترین اصلاح یا اقدامی که باید انجام شود چیست؟

در وهله نخست باید بررسی کنیم که چه میزان سرمایه و موقوفه از گذشته برای ما به یادگار مانده است و این سرمایه ها امروز در چه وضعیتی قرار دارند. باید مشخص شود که از این سرمایه های موقوفه چگونه استفاده می شود و روش هایی که تاکنون برای بهره برداری از آن ها به کار گرفته شده تا چه اندازه توانسته است موجب بهینه سازی سرمایه، ارتقای بهره وری و افزایش کارآمدی موقوفات شود. به نظر می رسد یکی از مهم ترین اقدامات این است که روش های فعلی بهره برداری از موقوفات را با توجه به تحولات موجود مورد بازنگری قرار دهیم. امروز فضای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی جامعه نسبت به گذشته تغییر کرده است. فضای دیجیتال، فضای الکترونیکی و فناوری های جدید ظرفیت های تازه ای ایجاد کرده اند و باید بررسی کنیم که چگونه می توان از این ظرفیت ها برای افزایش بهره وری موقوفات استفاده کرد.

بنابراین، لازم است روش های بهره وری و شیوه های بهره برداری از سرمایه های موقوفه مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد. باید ببینیم روش هایی که تاکنون مورد استفاده قرار گرفته اند، تا چه اندازه با شرایط امروز تناسب دارند و چه روش های جدیدی می توانند جایگزین یا مکمل روش های سنتی شوند.  این به معنای کنار گذاشتن کامل تجربه های گذشته نیست، بلکه باید روش های سنتی را با روش های جدید مقایسه و ارزیابی کنیم و ببینیم در شرایط کنونی، چگونه می توان از ظرفیت های جدید برای مدیریت بهتر موقوفات استفاده کرد. باید بررسی کنیم که با استفاده از فناوری، ابزارهای دیجیتال، روش های نوین مدیریت و شیوه های جدید سرمایه گذاری، چه میزان می توان بهره وری سرمایه های موقوفه را افزایش داد و درآمد بیشتری برای اجرای نیت واقف ایجاد کرد. در واقع، یکی از نکات مهم این است که سرمایه موقوفه باید به بهترین شکل ممکن حفظ، مدیریت و بهره برداری شود. اگر سرمایه ای از گذشته باقی مانده است، باید تلاش کنیم ضمن حفظ اصل آن، بهره وری آن را افزایش دهیم و از ظرفیت های جدید اقتصادی برای ایجاد درآمد پایدار استفاده کنیم. این موضوع نیازمند مطالعه، بررسی کارشناسی و شناخت دقیق تحولات اقتصادی و فناوری است.

نکته دوم این است که باید در میان مردم و افرادی که در این عصر زندگی می کنند و دارای امکان، مکنت و ثروت هستند، فضاسازی، فرهنگ سازی و هدایتگری انجام دهیم. باید برای مردم تبیین کنیم که امروز نیز می توانند در حوزه های مختلف وارد عرصه وقف شوند و بخشی از امکانات و ثروت خود را برای نیازهای جدید جامعه اختصاص دهند. باید به مردم گفته شود که در این زمینه ها ظرفیت های جدیدی وجود دارد و شما می توانید در این حوزه ها ورود پیدا کنید و بخشی از اموال و دارایی های خود را وقف کنید. در واقع، باید زمینه ای فراهم شود که واقفان جدید فقط به روش ها و موضوعات سنتی وقف فکر نکنند، بلکه با توجه به نیازهای روز جامعه و ظرفیت های جدید در حوزه های جدید نیز وارد شوند. امروز نیازهای جامعه تغییر کرده است و در کنار نیازهای سنتی، حوزه هایی مانند تولید، اشتغال، فناوری، دانش بنیان، محیط زیست، درمان و بسیاری از حوزه های جدید نیز مطرح هستند. بنابراین، لازم است فرهنگ وقف نیز متناسب با این نیازها توسعه پیدا کند و به مردم آگاهی داده شود که وقف می تواند در این زمینه ها نیز نقش آفرینی کند.

در همین زمینه، اتفاقات اخیر نیز تجربه قابل توجهی را در اختیار ما قرار داده است. جالب است بدانید که در همین ایام جنگ اخیر، ضمن اینکه خیرین ما در سخت ترین شرایط، فعالیت های خود را متوقف نکردند، شاهد حضور و همراهی آن ها از نزدیک بودیم. بنده این توفیق را داشتم که در جنگ 12 روزه و همچنین در شرایط مربوط به جنگ رمضان از همان لحظات نخست در کنار خیرین باشم و از نزدیک شاهد حضور و فعالیت آن ها بودم. برخلاف برخی تصورات و باورها و برخلاف آنچه ممکن بود در ابتدا تصور شود، تعداد زیادی از این خیرین میدان را ترک نکردند، فعالیت خود را رها نکردند و شهر را ترک نکردند. بسیاری از آن ها تهران را تخلیه نکردند و در همین تهران پا به پای نیروهای خدماتی و امدادی و نیروهای مرتبط با جمعیت هلال احمر، ستاد بحران شهرداری، درمانگاه ها و بیمارستان ها حضور داشتند و به مردم کمک کردند. همچنین، خیرین در کنار نیروهای امدادی، نیروهای خدماتی و نیروهای پلیس نیز حضور داشتند و در شرایطی که بحران و سختی به وجود آمده بود، برای تأمین حداقل نیازهای مردم و نیروهای حاضر در میدان، اقدامات قابل توجهی انجام دادند.

خیرین در همان شرایط سخت، آشپزخانه های متعددی را فعال کردند و در زمینه تأمین غذا، پوشاک و اقلام اولیه مورد نیاز نیروهای خدماتی و امدادی و همچنین، در کمک به خانواده هایی که آسیب دیده بودند، فعالیت کردند. این حضور نشان داد که فرهنگ خیرخواهی و کمک به هم نوع حتی در شرایط بسیار سخت نیز می تواند فعال و اثرگذار باشد. در واقع، آنچه در این شرایط مشاهده شد، فقط کمک مالی نبود، بلکه خیرین در میدان حضور پیدا کردند و بخشی از نیازهای فوری جامعه را بر عهده گرفتند. آن ها در تأمین غذا، پوشاک، اقلام اولیه، حمایت از خانواده های آسیب دیده و پشتیبانی از نیروهای خدماتی و امدادی مشارکت کردند و نشان دادند که ظرفیت اجتماعی خیرین در شرایط بحران یک ظرفیت بسیار مهم و قابل اتکاست.

همچنین، علاوه بر اینکه خیرین در این ایام فعال شدند و موفق عمل کردند، نکته دیگری نیز قابل توجه بود و آن افزایش تعداد افرادی بود که برای وقف اموال خود وارد میدان شدند. آماری که در این زمینه بررسی و آن را با گذشته مقایسه کردیم، نشان داد که این آمار رشد داشته است و می توان امیدوار بود که این روند در آینده نیز ادامه پیدا کند. این موضوع نشان می دهد که مردم تا حدی به این باور رسیده اند که دیر یا زود انسان از این دنیا خواهد رفت و آنچه می تواند از انسان باقی بماند، آثار و نام نیک اوست. بنابراین، چه بهتر که انسان در دوران زندگی خود اقدامی انجام دهد که پس از او نیز باقی بماند و یادی از او در جامعه به جا بگذارد. وقف دقیقا می تواند چنین نقشی داشته باشد. فردی که دارای امکان، مکنت و ثروت است، می تواند بخشی از دارایی خود را در مسیری قرار دهد که پس از او نیز مورد استفاده مردم قرار گیرد و آثار آن ادامه پیدا کند. این موضوع علاوه بر اینکه می تواند یک اقدام خیرخواهانه و ماندگار باشد، می تواند به حل بخشی از مشکلات جامعه نیز کمک کند.

بنابراین، یکی از اقدامات مهم در شرایط امروز افزایش سطح آگاهی جامعه نسبت به ظرفیتهای وقف است. مردم باید بدانند که وقف صرفا به معنای اختصاص دادن یک ملک یا مال برای موضوعات سنتی نیست، بلکه می توان با توجه به نیازهای جدید جامعه، ظرفیت های جدیدی برای وقف تعریف کرد و از این طریق به هم نوعان کمک کرد. باید فرهنگ سازی کنیم و به مردم نشان دهیم که اگر امروز دارای امکانات و توانایی مالی هستند، می توانند بخشی از آن را برای آینده جامعه و نسل های بعد اختصاص دهند. در کنار فرهنگ سازی، هدایتگری نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. یعنی صرفا نباید از مردم بخواهیم وقف کنند، بلکه باید آن ها را راهنمایی کنیم که چگونه می توانند متناسب با امکانات خود و نیازهای جامعه، وقف مؤثر و ماندگاری انجام دهند. باید به افراد دارای امکان و مکنت نشان دهیم که چه حوزه هایی در جامعه نیاز بیشتری دارند و چگونه می توانند دارایی خود را به شکلی مدیریت کنند که بیشترین اثرگذاری را داشته باشد.

از سوی دیگر، باید تلاش کنیم که مردم نسبت به آثار وقف در آینده نیز آگاهی پیدا کنند. انسان دیر یا زود از دنیا می رود و اموال و دارایی های او نیز باقی نمی ماند، اما اگر بخشی از این دارایی در مسیر وقف قرار گیرد، می تواند سال ها و حتی نسل ها پس از او مورد استفاده قرار گیرد. این نگاه می تواند انگیزه افراد را برای ورود به حوزه وقف افزایش دهد. کمک خیرین در شرایط بحران ممکن است برای یک دوره مشخص و یک نیاز فوری انجام شود، اما وقف می تواند منابعی ایجاد کند که در طول زمان باقی بماند و درآمد آن به صورت مستمر در خدمت جامعه قرار گیرد. بنابراین، اگر بخواهیم وقف را به یک ظرفیت مؤثر برای مقابله با مشکلات اقتصادی تبدیل کنیم، باید دو مسیر را همزمان دنبال کنیم؛ از یک سو، سرمایه های موقوفه موجود را بهینه و بهره ور کنیم و روش های سنتی بهره برداری را با روش های جدید، فناوری های نوین و ظرفیت های فضای دیجیتال و الکترونیکی مورد بازنگری قرار دهیم و از سوی دیگر، فرهنگ سازی و آگاهی بخشی در میان مردم و صاحبان امکان و مکنت را افزایش دهیم تا واقفان جدید با شناخت نیازهای روز جامعه وارد این عرصه شوند.

انتهای پیام

نظرات

captcha