امام صادق(ع) جامعه دانش پایه، پویا و پیشرو شیعه را تأسیس کرد

به گزارش ایکنا، علیرضا میرزایی ، استاد دانشگاه شهید محلاتی، شامگاه سوم شهریور در نشست علمی «امام صادق(ع)؛ احیاگر پیام بعثت، غدیر، عاشورا و مدیریت بازمهندسی جامعه شیعه» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد، با بیان اینکه ما در شناخت شخصیت و سیره ائمه(ع) با مقوله سهل و ممتنعی مواجهیم یعنی از یکسو آسان است و از سوی دیگر سخت، گفت: ما از طریق دانش ترجم تا حدودی با آنان آشنا می شویم، همچنین موقعیت ایشان در اسلام به عنوان اوصیای انبیا و واسطه فیض، ائمه مفترض الطاعه و مرجعیت تامه هم بر این شناخت ما

به گزارش ایکنا، علیرضا میرزایی، استاد دانشگاه شهید محلاتی، شامگاه سوم شهریور در نشست علمی «امام صادق(ع)؛ احیاگر پیام بعثت، غدیر، عاشورا و مدیریت بازمهندسی جامعه شیعه» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد، با بیان اینکه ما در شناخت شخصیت و سیره ائمه(ع) با مقوله سهل و ممتنعی مواجهیم یعنی از یکسو آسان است و از سوی دیگر سخت، گفت: ما از طریق دانش ترجم تا حدودی با آنان آشنا می شویم، همچنین موقعیت ایشان در اسلام به عنوان اوصیای انبیا و واسطه فیض، ائمه مفترض الطاعه و مرجعیت تامه هم بر این شناخت ما می افزاید ولی شناخت پیامبر(ص) و ائمه(ع) در حقیقت ممتنع است زیرا امام، مظهر همه صفات و اسمای الهی است. خداوند مِثل ندارد(لیس کمثله شیء) ولی مَثَل و مظهر دارد.

وی افزود: همه صفات و اسمای الهی در انسان کامل ظهور و بروز می یابند و کسی که امام را در خواب ببیند و یا حضوری، در حقیقت خدا را دیده است. شاعر حکیمانه گفته است: دل اگر خداشناسی، همه در رخ علی بین/ به علی شناختم من، به خدا قسم خدا را؛ این تعبیر در مورد همه ائمه(ع) هم صادق است.

میرزایی با اشاره به شناخت ائمه(ع) از منظر علم تراجم  به زندگی امام صادق(ع) پرداخت و بیان کرد: امام صادق(ع) بنابر قول مشهور، 23 سال بعد از قیام عاشورا از مادری به نام ام فروه در مدینه به دنیا آمد؛ در سن 31 سالگی در دوره هشام به امامت رسیدند و تا سال 148 هم می زیستند و جزء معمرین ائمه(ع) با سن 66 سال هستند. ایشان 34 سال امامت کردند.

این پژوهشگر با بیان اینکه امام صادق(ع) در دوره حکومت بنی امیه فرصت پیدا کردند تا بنا بر مشهور به کارهای علمی بپردازند و موفق شدند چهار هزار شاگرد تربیت کنند، اضافه کرد: تشکیلات صحابه و وکالت، از مهم ترین رویکردهایی است که ایشان بنیاد نهاد و کارکرد آن تا دوره غیبت صغری و بعد کبری توسعه یافت. در شیعه چند اندیشه بنیادی مانند بعثت، غدیر، عاشورا غیبت، انتظار و ظهور و ... وجود دارد.

وی افزود: بعثت یعنی محوریت انسان کامل در دریافت کامل پیام وحی برای زیست بوم الهیاتی و تضمین سعادت دوجهانی بشر. غدیر هم یعنی تضمین الهی برای استمرار رهبری الهی در قواره بعثت؛ عاشورا هم واکنش خونین به انحراف در رهبری جهان اسلام است، یعنی وقتی پیام بعثت در حال نابودی بود، امام حسین(ع)، واکنشی خونین به آن نشان داد. ائمه بعد از امام حسین(ع) هم تلاش کردند جامعه را بازسازی کنند که در دوره امام صادق(ع) به کمال رسید؛ ایشان بازخوانی کاملی از سنت پیامبر(ص) و ائمه(ع) ماقبل داشتند.

کارستان امام صادق(ع) در حدیث

میرزایی بیان کرد: آیت الله سبحانی در منشور امامیه بیان کرده که همه احادیث فقهی پیامبر(ص)، هزار و 500 حدیث است، در حالی که برخی یاران امام صادق(ع) مانند یونس، زراره و ... نزدیک به 30 هزار حدیث از ایشان نقل کرده اند و این خیلی اهمیت دارد؛ از سال 64 قمری، انحرافات بنی امیه بیشتر و جامعه به شدت دچار اباحه شد و امام صادق(ع) بعد از سال ها که از این انحرافات گذشت، جامعه هم بسته، منتقد و هدفمند را ایجاد کردند.

وی افزود: یکی از کارهای ایشان نظام وکالت بود؛ مدرسی طباطبایی دوره وکالت را به امام کاظم(ع) منتسب کرده است، در حالی که این دوره، دوره ثبات بود و وکالت از دوره امام باقر(ع) کلید خورد و به صورت بسیار اندک در دوره امام سجاد(ع) بود.

میرزایی تصریح کرد: امام صادق(ع)، جامعه منتظر قیام را ساختند و درصدد انقلاب گسترده برای برانداختن نظام خلافت و جایگزینی نظام امامت بودند که این پروژه به خاطر برخی کارهای نسنجیده شیعیان لو رفت. اشتباهی هم در بازخوانی تاریخ صورت می گیرد و آن اینکه قرار بود قائم، امام صادق(ع) باشد ولی بدا حاصل شد که غلط است، زیرا امام مهدی(عج) از قبل معرفی شده بود و اگر امام صادق(ع) در قیام خود و تشکیل حکومت موفق شده بود، حکومتی شبیه علی(ع) تشکیل می دادند.

استاد دانشگاه با بیان اینکه البته همه ائمه(ع) خود را قائم معرفی می کردند، گفت: وقتی یحیی بن زید از هارون بن متوکل از شیعیان سؤال می کند که پسرعموهای ما در مورد ما چه می گویند، گفت می گویند شما کشته می شوید و قیام شما تأثیر زیادی هم ندارد. یحیی طعنه زد که پسرعموهای ما عالم هستند ولی شمشیر ندارند و ما هر دو را داریم؛ البته اعتراف کرد علم آنان بیشتر است ولی چون امام قائم به سیف را امام می دانستند، مذهب خود را جدا کردند.

تعریف شیعه

وی اضافه کرد: براساس تعریفی که رجال نجاشی از شیعه و براساس روایتی از صحابه امام صادق(ع) می آورد، شیعه کسی است که اگر در مورد پیامبر(ص) دچار اختلاف شدند، مبنا را سخنان امام علی(ع) می گذارند و اگر در مورد علی(ع) دچار اختلاف شوند، مبنا را سخنان امام صادق(ع) قرار می دهند؛ بنابراین امام صادق(ع) در این دوره، پیام رسالت و  ولایت را مدیریت و رهبری می کند.

میرزایی بیان کرد: از سال 132 بنی امیه ساقط شد و قدرت به دست بنی عباس افتاد که به آن مکتب خلافت می گویند؛ اتفاق دیگر، ایجاد مذاهب اهل سنت در دوره امام صادق(ع) بود یعنی حنفیه و مالکیه. معتزله هم در این دوره ایجاد شد؛ جریان خوارج به عنوان فرقه کلامی و فقهی مطرح هم باز در این دوره تشکیل شد. غالیان، مرجئه و زیدیه هم در این زمان تشکیل شدند لذا امام با جریانات فقهی کلامی و مذهبی متشتت و متعدد مواجه بودند؛ کسانی چون خوارج می گفتند اگر کسی مرتکب گناه کبیره شود، کافر است. مرجئه از سوی حکومت حمایت می شد و می گفتند معصیت به انسان آسیبی نمی رساند اگر ایمان داشته باشد.

استاد دانشگاه اضافه کرد: غلات، ائمه(ع) را خدا می دانستند؛ اهل حدیث به شدت ظاهرگرا بودند و رئیس آن ها مالک بن انس بود؛ امام صادق(ع) هم مکتب نبوت را راهبری می کرد لذا رئیس مذهب بودن ایشان در اینجا نمودار می شود. خلیفه دوم در بستر بیماری پیامبر(ص) وقتی ایشان درخواست دوات کرد، جمله ای اهانت بار گفت که خیلی خطرناک بود و بعد هم گفت حسبنا کتاب الله، یعنی ما مفسری در کنار قرآن نمی خواهیم.

نقش خلیفه دوم در تفسیر به رأی

وی افزود: این جمله او تفسیر بی ضابطه و موسعی از قرآن را باب کرد، ضمن اینکه او وقتی به قدرت رسید، کتابت حدیث را منع کرد به این بهانه که با قرآن قاطی خواهد شد و مردم با خواندن آن از خواندن قرآن بازخواهند ماند. این فکر مرموزی بود که تا دوره عمربن عبدالعزیز هم تداوم داشت اما حذف این سنت، از امام باقر(ع) شروع شد و با قدرت در دوره امام صادق(ع) تداوم یافت.

این پژوهشگر دینی با بیان اینکه چند تن از صحابه امام صادق(ع) شخصیت های محوری بودند، ادامه داد: ابوبصیر، یونس بن عبدالرحمان، زراره، سدیر صیرفی، مفضل بن عمر، عمار ساباطی، عمر بن حنظله و هشام بن حکم، هشام بن سالم و ... در رشته های مختلف کلامی، فقهی، حدیثی و ...صاحبنظر و شاخص بودند که حتی برخی از تعبیر حواری برای آنان استفاده کردند، همچنین از تعبیر منا اهل البیت برای آنان استفاده شده است.

وی افزود: حضرت در مورد چهار تن از یارانش تعابیری دارد که خیلی آموزنده است؛ ایشان از برید بن معاویه، زراره، ابوبصیر و محمد بن مسلم نام برده و می فرماید اگر این چند نفر نبودند، سنت پیامبر(ص) مندرس شده و از بین می رفت. این امر نشان می دهد برای ایجاد گفتمان و فرهنگ به یک شبکه از انسان های عالم نیاز داریم. اگر یک انسان سوپرمن فاقد تشکیلات اجتماعی باشد، کار از پیش نخواهد رفت.

استاد فلسفه حوزه و دانشگاه بیان کرد: امام صادق(ع) جامعه شیعه را به یک جامعه پویا، پیش برنده و دانش پایه تبدیل کرد و این امر سبب شد تا سنت پیامبر در دوره ائمه بعدی هم بازخوانی و به جامعه عرضه شود بنابراین کار امام صادق(ع) فوق العاده بود؛ در دوره شاه، فردی کتابی در مورد امام صادق(ع) نوشت و او را متفکر معرفی کرد که برخی از علما معترض شدند چرا از این تعبیر استفاده شده است زیرا جایگاه امام از حد یک متفکر خیلی بالاتر است و اگر این مقطع نبود، ما با فقر دانشی در عرصه دینی مواجه می شدیم.

انتهای پیام

نظرات

captcha