سیدابراهیم مرتضوی ، پژوهشگر دینی در یادداشتی که در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار داده است، نوشت: رابطه روان شناسی و باورهای دینی نه کاملاً تعارض آمیز است و نه یکسان. این دو حوزه از زاویه هایی متفاوت با انسان، رنج، معنا، اخلاق و رفتار او سروکار دارند. روان شناسی عمدتاً با روش تجربی به بررسی ذهن و رفتار می پردازد، در حالی که دین افزون بر تجربه انسانی، درباره معنا، ارزش، غایت زندگی و امر متعالی نیز سخن می گوید.
سیدابراهیم مرتضوی، پژوهشگر دینی در یادداشتی که در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار داده است، نوشت: رابطه روان شناسی و
باورهای دینی نه کاملاً تعارض آمیز است و نه یکسان. این دو حوزه از زاویه هایی متفاوت با انسان، رنج، معنا، اخلاق و رفتار او سروکار دارند. روان شناسی عمدتاً با روش تجربی به بررسی ذهن و رفتار می پردازد، در حالی که دین افزون بر تجربه انسانی، درباره معنا، ارزش، غایت زندگی و امر متعالی نیز سخن می گوید. موضوع اصلی روان شناسی، ذهن، هیجان، رفتار و روابط است، در حالی که موضوع اصلی باورهای دینی، خدا، معنای زندگی، اخلاق، رستگاری و غایت انسان می باشد. روش شناخت در روان شناسی مبتنی بر مشاهده، پژوهش، آزمون و ارزیابی تجربی است، اما در باورهای دینی بر ایمان، وحی، عقل، سنت و تجربه دینی استوار است. روان شناسی می پرسد انسان چگونه فکر و رفتار می کند، در حالی که دین سؤال می کند انسان برای چه زندگی می کند و چگونه باید زندگی کند. هدف روان شناسی فهم، پیشگیری و درمان مشکلات روانی است، اما هدف دین هدایت، معنا بخشی، تعالی اخلاقی و ارتباط با امر مقدس می باشد، بنابراین روان شناسی نمی تواند با روش علمی خود، درباره درستی یا نادرستی همه گزاره های الهیاتی داوری نهایی کند، اما می تواند آثار روان شناختی باورها و رفتارهای دینی را بررسی کند. باور دینی از چند مسیر می تواند بر زندگی روانی اثر بگذارد. دین می تواند به رنج، مرگ، فقدان و دشواری های زندگی معنا بدهد. اعتقاد به حمایت الهی، پاداش، بخشایش یا آینده بهتر ممکن است تحمل بحران را آسان تر کند. دعا، مراقبه، توبه، بخشش و مناسک می توانند به آرام سازی و بازسازی روانی کمک کنند. خانواده، جماعت دینی و روابط همدلانه احساس تعلق و حمایت ایجاد و برخی باورهای دینی به خودکنترلی، مسئولیت پذیری، نوع دوستی و پرهیز از مصرف مواد کمک می کنند. مرور پژوهش ها نشان می دهد که دینداری و معنویت، به طور متوسط، با نشانه های کمتر افسردگی، خودکشی و مصرف مواد ارتباط دارند. انسان می تواند خوانش ها و تفسیرهای متفاوتی از دین داشته و نوع نگاهش به دین متفاوت باشد. اگر دین با ترس شدید، احساس گناه دائمی، وسواس، اجبار، طرد اجتماعی یا تفسیر تنبیهی از خدا همراه شود، می تواند فشار روانی را افزایش دهد. پژوهش ها میان مقابله دینی مثبت مانند امید، پذیرش و احساس حمایت و مقابله دینی منفی مانند احساس رهاشدگی یا مجازات شدن از سوی خدا تفاوت می گذارند، بنابراین، گرچه به شکل کلی دین برای سلامت روان مفید است، اما بسته به خوانش انسان از دین می تواند آثاری مثبت یا منفی بر فرد داشته باشد. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}