معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفه ای آینده پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه ها
اما پرسش اصلی این است: آیا دلارزدایی صرفاً یک شعار سیاسی یا یک اضطرار وطن پرستانه است؟ این یادداشت ثابت می کند دلارزدایی، نه یک انتخاب، که تنها مسیر باقی مانده برای احیای حاکمیت اقتصادی است و راه حل آن، نه در بخش نامه های دستوری، که در یک «مهندسی هوشمندانه ی مبادله» نهفته است.
برای درک عمق بحران، ابتدا باید اعتراف کنیم که ایران در دام «تثلیث شوم دلاری» گرفتار شده است. نخست، پدیده ی «دلاری سازی انتظارات»: وقتی مردم و فعالان اقتصادی، ارزش دارایی های خود را نه با ریال، که با معیار دلار می سنجند، عملاً بانک مرکزی ایران به یک صندوق مدیریت بحران وال استریت تبدیل می شود.
دوم، «دلار به عنوان لنگر تورم»: در این ساختار، هر تکانه ی سیاسی، ابتدا بازار ارز را ملتهب می کند و سپس این التهاب، چون زهری مهلک به جان کالاها می افتد. سوم، «شمشیر تحریم»: دشمن، دلار را نه یک ارز، که یک سلاح تمام عیار علیه ایران طراحی کرده است؛ با قطع سوئیفت و بلوکه کردن دارایی ها، عملاً خون تجارت ایران را می بندد؛ مادامی که مجرای تنفس اقتصاد ما دلار باشد، دشمن می تواند هر زمان اراده کند، اکسیژن را قطع نماید.
راه حل برون رفت از این مخمصه، یک «بسته ی سه وجهی» است؛ عبور از دلار از طریق «جانشین سازی»، «تسویه ی دوجانبه» و «رمزدارایی های ملی».
اولین و مهم ترین گام، فعال سازی ظرفیت عظیم «پیمان های پولی دوجانبه» با شرکای راهبردی است. چین، روسیه، ترکیه و کشورهای عضو بریکس و شانگهای، امروز تشنه ی حذف دلار از مبادلات شان هستند؛ ایران باید به سرعت، سازوکار «ریال-یوآن»، «ریال-روبل» و حتی «ریال-لیر» را نه در سند، که در عمل و بر بستر بانک های عامل مشترک فعال کند؛ به زبان ساده، وقتی نفت و پتروشیمی ایران را با یوآن معامله می کنیم، دیگر نفت کش های ما گروگان یک کاغذ سبز نیستند که امریکا هر زمان اراده کرد، محاسبات ما را به هم بریزد.
نوآوری اینجاست: صادرکننده ی ایرانی می تواند یوآنِ خود را صرف واردات کالاهای سرمایه ای از چین کند یا آن را در اوراق قرضه ی فراسرزمینیِ چین سرمایه گذاری نماید؛ این چرخه، دلار را از میانه ی معامله حذف می کند.
وجه دوم و خلاقانه ی این یادداشت، رونمایی از مفهوم «سکوی تسویه ی کالایی-ارزی» است. ایران باید با الگوگیری از تجربه ی موفق تهاتر، فراتر از نفت عمل کند. تصور کنید شرکتی ایرانی، فولاد صادر می کند و در ازای آن، نه دلار، که اعتبار خرید گندم از روسیه، تجهیزات پزشکی از هند یا ماشین آلات از بلاروس دریافت می کند؛ این کار نیازمند یک «اتاق پایاپای چندجانبه ی دیجیتال» تحت نظارت بانک مرکزی است؛ سکویی که در آن، عرضه کنندگان کالا و متقاضیان، بدون رد و بدل شدن اسکناس آمریکایی، ارزش های خود را مبادله می کنند؛ این روش، نه تنها تحریم ناپذیر است، بلکه از دستاندازی واسطه های رانتی و صرافی های دلال نیز جلوگیری می کند.
اما رادیکال ترین بخش راهکار، تولید «پول دیجیتال ملی با پشتوانه ی کالایی» است. رمزریالِ ایران باید یک ارز دیجیتال معمولی نباشد؛ بلکه یک «استیبل کوین حاکمیتی» با پشتوانه ی طلا، فلزات گرانبها و ذخایر استراتژیک انرژی باشد؛ در این مدل، هر واحد رمزریال، معادلِ مشخصی از ارزش ذاتی کالایی درون مرزها را نمایندگی می کند؛ این امر، کارکرد روانی نیز دارد: مردم به جای آنکه اعتمادشان را به کاغذی به نام دلار گره بزنند، به ریال دیجیتالی اعتماد می کنند که پشتوانه اش، ثروت خدادادی ایران است؛ در این صورت، دشمن نمی تواند با یک کلیک، ارزش پول ملی را ذوب کند، مگر آنکه چاه های نفت و معادن ایران را بمباران کرده باشد.
کاربرد عملی این تحلیل، درک این نکته ی حیاتی است: دلارزدایی یک «فرآیند فنی-ارزی» نیست؛ یک «نهضت اقتصادی-فرهنگی» برای بازگرداندن اعتماد به هویت پولی ملی است. ما باید از «فروش نفت برای انباشت دلارهای کاغذی» به «فروش انرژی برای واردات تکنولوژی و سرمایه گذاری» تغییر مسیر دهیم؛ این یک جنگ تمام عیار اقتصادی با اتاق های فکر غربی است و تنها با پیروزی در این جنگ می توانیم برنامه های توسعه ای را بدون ترس از شوک های بیرونی به سرانجام برسانیم.
در پایان، دلار، امروز نه یک ابزار مبادله، که یک غل و زنجیر بر دست و پای اقتصاد ایران است؛ ما محکومیم به فتح این قلعه و کلید این فتح، نه تسلیم در برابر معادلات تحمیلی غرب، که طراحی یک معماری جدید مالی بر پایه ی هوشمندی، پیمان های شرقی و پشتوانه های کالایی است. شکستن طلسم کاغذ سبز، آغازی بر بازیابی حاکمیت و عزت ملی خواهد بود؛ حاکمیتی که در آن، نه وال استریت، که مردم و منابع ایران، تعیین کننده ی ارزش پول و قدرت معیشت شان باشند؛ این یک الزام میهن پرستانه و مهم ترین راهکار برای رفع مشکلات اقتصادی ایران است.
تگ ها استعمار پولی دلارزدایی سرمقاله
{{name}}
{{content}}