معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم مختار شیخ حسینی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پرتو جنگ های اخیر، زمزمه ضرورت بازنگری، بازآرایی و ارزیابی کارکرد نهادها و سازمان های متولی دیپلماسی دینی ـ فرهنگی کم و بیش به گوش می رسد؛ نهادهایی که امتداد فرهنگی گفتمان انقلاب اسلامی ، رسالت اصلی آنها محسوب می شود.
به قلم مختار شیخ حسینی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
در پرتو جنگ های اخیر، زمزمه ضرورت بازنگری، بازآرایی و ارزیابی کارکرد نهادها و سازمان های متولی دیپلماسی دینی ـ فرهنگی کم و بیش به گوش می رسد؛ نهادهایی که امتداد فرهنگی گفتمان انقلاب اسلامی، رسالت اصلی آنها محسوب می شود. نهادهای متعدد پیدا و پنهانی که در رأس آنها می توان از«سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی»، «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی»، «مجمع جهانی اهل بیت»، «جامعه المصطفی»، «معاونت بین الملل حوزه های علمیه»،«بنیاد سعدی»، «معاونت برون مرزی صداوسیما» (العالم و لکوثر)،«سازمان حج و زیارت» و… یاد کرد.
هر یک از نهادهای فوق پس از انقلاب، براساس ضرورتی خاص تأسیس شدند و اکنون، پس از نزدیک به پنج دهه، می توان آنها را در برابر این پرسش اساسی قرار داد که: فعالیت چندین دهه ای آنها در شبکه سازی نخبگانی - عمومی و تأثیرگذاری فرهنگی با هدف ارائه تصویری واقعی از گفتمان انقلاب اسلامی، در بزنگاه این جنگ چه دستاوردی برای جمهوری اسلامی ایران داشته است؟
آیا در پرتو تحولات اخیر، همچنان همان ایده های گذشته، ظرفیت امتدادبخشی فرهنگی گفتمان انقلاب اسلامی را دارند؟ اگر این ایده ها همچنان کارآمدند، آیا آرایش سازمانی کنونی نیز ظرفیت تحقق آنها را دارد؟ برای نمونه، یکی از دال های مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی، ایده «تقریب» بود که نهاد «مجمع تقریب» برای تحقق آن شکل گرفت و طی بیش از چهار دهه، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده است. امروز باید پرسید: آیا شبکه تقریبی که طی این سال ها مورد حمایت قرار گرفته و هزینه های فراوانی برای آن صرف شده، در بازنمایی روایت تقریبی ـ تمدنی انقلاب اسلامی در این جنگ چه نقشی ایفا کرده است؟ یا شبکه سازی و کنش چندین دهه ای نهادی چون «مجمع جهانی اهل بیت»، در جریان این جنگ چه دستاورد رسانه ای، حقوقی،سیاسی یا اقتصادی برای ایران به همراه داشته است؟ اساساً ایده این نهاد برای ارتقای وضعیت پیروان اهل بیت چه بوده و آیا تحولات اخیر آن را به بازاندیشی واداشته یا خیر؟ یا در پرتو چند دهه تعامل معاونت بین الملل حوزه با همصنفانش در جهان اسلام، پس چرا در این جنگ به این همه واگرایی با نهادی چون الازهر رسیدیم؟
شاید از همه مهم تر باید «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» را در برابر چنین پرسش هایی قرار داد تا در یک ارزیابی منصفانه روشن شود که بازخورد هزاران همایش، نشست، دعوت و اعزام مهمانان و نیز فعالیت رایزنی های فرهنگی، تا چه اندازه در شکل دهی تصویری واقعی و مطلوب از ایران مؤثر بوده است؟ همچنین باید از نهادی چون «جامعه المصطفی» پرسید که در یک کشور مشخص، پس از چندین دهه، چه خروجی قابل سنجشی داشته است؟ و فارغ التحصیلان المصطفی امروزه در هر کشوری به تفکیک، در راستای ترویج تصویری صحیح از گفتمان انقلاب اسلامی چه نقشی ایفا می کنند و یا اینکه امروز الکوثر و العالم چه سهمی در جهت دهی افکار عمومی در جهان عرب دارند؟
به بیان دیگر، هر یک از این نهادهای فرهنگی فعال در عرصه بین الملل باید گزارش دهند که نخست، برنامه راهبردی و عملیاتی آنها در این دهه ها بر چه اصولی استوار بوده تا سپس روشن شود، شبکه ارتباطی و نخبگانی که طی چهار دهه گذشته ایجاد کرده و برای آن هزینه های بسیار صرف شده است در این جنگ چه سطحی از کنشگری به نفع جمهوری اسلامی را رقم زده است.
دانش اندک نویسنده نشان می دهد که، دست کم در حوزه جهان عرب، ناکارآمدی برخی از این نهادها آشکار است؛ زیرا بخش قابل توجهی از فعالیت آنها عمدتاً متمرکز بر دعوت از افرادی متوسط، تکراری و غالباً همسو، در قالب نشست، همایش و… بوده است؛ افرادی که جایگاه چندانی در فضای علمی، رسانه ای و نخبگانی کشورهایشان نداشته اند لذا طبیعی است که در بزنگاهی چون جنگ نیز توان اثربخشی به نفع انقلاب اسلامی را نخواهند داشت؛ با این حال، سال ها به عنوان مهمانان ثابت نهادهای فرهنگی ایرانی شناخته می شدند و البته اعزامی های این نهادها از ایران نیز عمدتاً تکراری و حول یک حلقه بسته ای از افراد رقم خورده است. این تجربه نشان می دهد که دست کم تجدیدنظر در فهرست مهمانان و اعزامیان نهادهای فرهنگی بین المللی ایران، ضرورتی جدی است.
خلاصه اینکه؛ طبیعی است این نهادها توفیق هایی نیز داشته اند، اما پاسخ به این گونه پرسش ها نیازمند تعلیق تعلقات نهادی و اولویت یافتن منافع ملی است تا از افقی بالاتر، ایده ها و نظام های متناسب با فضای امروز در عرصه دیپلماسی فرهنگی ایران در نقشه ای کلان بازطراحی شده و بر اساس آن،چه بسا نهادی تأسیس و چه بسا نهادی تعلیق و یا ادغام گردد؛ اما به نظر، فرصت بازاندیشی در ایده ها، بازسازی نهادها و حتی تغییر افراد در این عرصه را نباید بیش از این از دست داد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}