معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش خبرنگار ایکنا از همدان، محمد سعیدی مهر، عضو هئیت علمی گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس، امروز دوم شهریورماه در بیست ویکمین بزرگداشت سالانه شیخ الرئیس ابن سینای بزرگ « حکیم هزاره ها » که با حضور اساتید ابن سینا پژوه در مجتمع فرهنگی شهید آوینی برگزار شد، اظهار کرد: عشق از منظر ابن سینا مقوله ای بسیار گسترده است که نمی توان آن را صرفاً در چارچوب احساسات انسانی بررسی کرد.
به گزارش خبرنگار ایکنا از همدان، محمد سعیدی مهر، عضو هئیت علمی گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس، امروز دوم شهریورماه در بیست ویکمین بزرگداشت سالانه شیخ الرئیس ابن سینای بزرگ «حکیم هزاره ها» که با حضور اساتید ابن سینا پژوه در مجتمع فرهنگی شهید آوینی برگزار شد، اظهار کرد: عشق از منظر ابن سینا مقوله ای بسیار گسترده است که نمی توان آن را صرفاً در چارچوب احساسات انسانی بررسی کرد. عشق پدیده ای تاریخی و محدود به جغرافیا یا فرهنگ خاصی نیست و در همه فرهنگ ها و دوره های تاریخی مورد توجه بوده و بخشی از زندگی انسان را تشکیل داده است.
وی افزود: در ادبیات عرفانی، مفهوم عشق بسامد بسیار بالایی دارد و کمتر می توان غزل عرفانی در سنت ادبی فارسی یافت که به نحوی با مفهوم عشق ارتباط نداشته باشد. در ادبیات عامیانه و فرهنگ عمومی نیز عشق حضوری گسترده دارد؛ بنابراین، پرداختن به این مقوله برای انسان معاصر نیز اهمیت ویژه ای دارد.
استاد گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: اهمیت بحث ابن سینا در این است که عشق را به معنای رایج و صرفاً انسانی آن محدود نمی کند، بلکه آن را با ماهیت جهان و نظام هستی پیوند می دهد. در نگاه ابن سینا، عشق پدیده ای کیهانی است و دامنه آن از تجربه انسانی فراتر می رود. ابن سینا هم به عنوان پزشک و هم به عنوان فیلسوف، در چند اثر خود به این موضوع پرداخته است که مهم ترین و مستقل ترین آن ها «رساله فی العشق» است.
وی تصریح کرد: در «رساله فی العشق»، ابن سینا تلقی بسیار گسترده ای از عشق ارائه می دهد و دامنه آن را از پایین ترین مراتب وجود تا مراتب عالی هستی دنبال می کند. بر اساس مبانی فلسفی او، عشق به کمال، جمال، حسن و خیر تعلق دارد و به همین دلیل حتی درباره واجب الوجود نیز می توان از عشق سخن گفت؛ زیرا خداوند از هر موجودی کامل تر و واجد کمال مطلق است و از این منظر، عشق الهی نیز در نظام فلسفی ابن سینا جایگاه خاصی پیدا می کند.
وی بیان کرد: نکته قابل توجه این است که ابن سینا عشق را در تمام مراتب هستی جاری می داند؛ از پایین ترین مراتب وجود و ماده نخستین گرفته تا عناصر و موجودات مرکب، نباتات، حیوانات و انسان و حتی مراتب بالاتر هستی، از جمله نفوس فلکی و عقول. بنابراین، عشق در فلسفه ابن سینا صرفاً یک عاطفه انسانی نیست، بلکه یکی از اصول تبیین کننده نظام هستی است.
این استاد دانشگاه با اشاره به دیگر آثار ابن سینا گفت: ابن سینا در «اشارات و تنبیهات» نیز در نمط های هشتم و نهم به مباحث مرتبط با عشق و سیر انسان به سوی کمال می پردازد. به ویژه در نمط نهم، اگرچه بحث عشق به صورت مستقل و مفصل مطرح نشده، اما این مباحث زمینه مهمی برای فهم نگاه عرفانی و فلسفی ابن سینا فراهم می کند و بعدها نیز مورد توجه شارحانی مانند خواجه نصیرالدین طوسی قرار گرفته است.
وی ادامه داد: سومین حوزه ای که ابن سینا نسبتاً به تفصیل به مسئله عشق می پردازد، «قانون در طب» است. این بخش از منظر پزشکی اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا ابن سینا عشق را در ارتباط با برخی بیماری های مرتبط با مغز و حالات روانی و تخیلی بررسی می کند.
وی افزود: ابن سینا در بحث بیماری های مرتبط با سر و دماغ، از جمله مالیخولیا، به وضعیت هایی توجه می کند که ریشه در تخیلات و حالات روانی دارند و در عین حال می توانند آثار جسمانی نیز ایجاد کنند. از این منظر، می توان این مباحث را با احتیاط با مفهوم بیماری های روان تنی در پزشکی امروز مقایسه کرد، هرچند نباید مفاهیم پزشکی جدید را عیناً بر دستگاه پزشکی ابن سینا تطبیق داد.
وی در ادامه با اشاره به رویکرد پزشکی ابن سینا به عشق اظهار کرد: در مجموعه آثار ابن سینا، یک رویکرد متفاوت و تا حدی منفی نیز نسبت به عشق وجود دارد و آن، جایی است که عشق به صورت یک حالت وسواس گونه و بیماری مطرح می شود؛ در این وضعیت، عشق می تواند برای انسان آسیب زا باشد و نیازمند درمان است. این بحث به ویژه در «قانون در طب» مطرح شده است.
وی افزود: ابن سینا در تعریف عشق نیز تعابیر مختلفی ارائه می کند؛ از جمله در یک جا عشق را نوعی «ابتهاج» می داند که از حضور ذات معشوق برای عاشق حاصل می شود و نوعی لذت درونی و عمیق را به همراه دارد. در «رساله فی العشق» نیز عشق را به نوعی «استحسان حسن و جمال» تعبیر می کند؛ یعنی عاشق در معشوق، حسن، جمال و کمالی را می یابد و به نحو عمیق آن را مورد پسند و پذیرش قرار می دهد.
این استاد فلسفه ادامه داد: در نگاه کلی ابن سینا، عشق انسانی بخشی از دایره بسیار گسترده عشق در نظام هستی است. از نظر او، موجودات به صورت طبیعی و اضطراری به سوی کمال و خیر میل دارند و از این جهت، عشق را می توان نعمتی الهی و امری سرشتی دانست. ابن سینا میان «عشق طبیعی» و «عشق اختیاری» نیز تمایز می گذارد؛ عشق طبیعی در موجودات و مراتب مختلف هستی جاری است، اما عشق اختیاری بیشتر در مورد انسان معنا پیدا می کند و انسان می تواند با اراده خود نسبت به آن موضع بگیرد.
وی با اشاره به بحث ریاضت در اندیشه ابن سینا گفت: ابن سینا در «اشارات و تنبیهات» و به ویژه در مباحث مرتبط با «مقامات العارفین»، به مفهوم ریاضت می پردازد. ریاضت در اینجا به معنای تمرین و تربیت نفس است و هدف آن این است که توجه انسان از امور غیرالهی گسسته و متوجه خداوند شود.
وی ادامه داد: در این نگاه، نفس انسان را می توان به حیوان سرکشی تشبیه کرد که باید تحت تربیت و کنترل قوه عاقله قرار گیرد. ریاضت در واقع تمرینی است که انسان برای مهار قوای نفسانی و قرار دادن آن ها تحت هدایت عقل انجام می دهد. ابن سینا برای ریاضت مراحل و اهدافی را مطرح می کند و در این مسیر به نقش عشق عفیف نیز توجه دارد.
استاد گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس بیان کرد: نکته جالب در این بحث، توجه ابن سینا به نقش موسیقی در آمادگی و تلطیف نفس است. از نگاه او، موسیقی شریف و متعالی می تواند در آماده سازی و تعالی روح مؤثر باشد، به ویژه هنگامی که با پیام های اخلاقی، اندرزگونه و هشداردهنده همراه باشد. در نهایت نیز عشق همراه با عفت می تواند در مسیر ریاضت و تعالی نفس نقش مثبتی ایفا کند.
وی با تفکیک عشق فلسفی از عشق بیمارگونه در طب ابن سینا تصریح کرد: عشقی که ابن سینا آن را مرض می داند، هر عشقی نیست؛ بلکه عشقی است که از مسیر طبیعی خود منحرف شده و به صورت وسواس گونه، ذهن و زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد. ابن سینا در «قانون در طب» برای این وضعیت، علائم و نشانه هایی نیز ذکر می کند و از منظر پزشکی به تحلیل و درمان آن می پردازد.
وی افزود: در نگاه ابن سینا، این حالت بیمارگونه می تواند حاصل تصورات و تخیلاتی باشد که به شکل مداوم به ذهن فرد هجوم می آورند و او را از زندگی عادی و فعالیت های روزمره بازمی دارند. ابن سینا حتی برخی نشانه های جسمانی این وضعیت را نیز مورد توجه قرار می دهد و برای درمان آن راهکارهای پزشکی ارائه می کند.
این استاد دانشگاه در جمع بندی این بحث گفت: از انسان شناسی ابن سینا و دیگر فیلسوفان اسلامی می توان به این اصل رسید که قوای نفسانی باید تحت هدایت و قیمومیت قوه عاقله قرار داشته باشند. بنابراین، عشقی که از مسیر طبیعی خود خارج شده و تحت مدیریت عقل نیست، می تواند به بیماری تبدیل شود و نیازمند درمان باشد؛ در حالی که عشقِ همراه با عفت و تحت هدایت عقل، می تواند در مسیر تعالی و کمال انسان قرار گیرد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}