معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
ساسان باقرپناه
نگرانی امروز دقیقاً از همین جا آغاز می شود؛ از اینکه نشانه های فشار اقتصادی آن قدر عادی شوند که زمانی متوجه عمق مسئله شویم که هزینه بازگشت بسیار سنگین شده باشد.
امروز مسئله فقط تورم، ارز، مالیات یا تجارت نیست؛ مسئله هم زمانی همه این فشارهاست. اختلال در مسیرهای دریایی، افزایش ریسک حمل ونقل، نامطمئن بودن برخی مسیرهای جایگزین، دشواری نقل وانتقال پول و کاهش سرعت واردات و صادرات، مستقیماً بر فعالیت بنگاه اثر می گذارد.
مواد اولیه دیرتر می رسد، هزینه تأمین کالا بالا می رود، سرمایه مدت بیشتری در مسیر باقی می ماند و برنامه تولید و فروش نیز نامطمئن تر می شود. اگر این وضعیت طولانی شود، مسئله دیگر فقط افزایش هزینه یک محموله نیست؛ مسئله تداوم فعالیت اقتصادی است.
در همین شرایط، تورم نیز قدرت خرید خانوار را هر روز محدودتر می کند. بنگاه با افزایش هزینه مواجه است، اما مشتری توان پذیرش هر افزایش قیمتی را ندارد. نتیجه این است که فاصله میان هزینه و درآمد شرکت ها کمتر می شود.
شرکتی که تا دیروز به فکر توسعه بود، امروز شاید فقط به حفظ وضعیت موجود فکر کند و شرکتی که تا دیروز قصد استخدام داشت، اکنون ترجیح دهد صبر کند. این همان نقطه ای است که اقتصاد آرام آرام از «رشد» وارد مرحله «بقا» می شود.
خطر زمانی بیشتر می شود که در همین وضعیت، فشارهای مالیاتی و جرایم نیز بدون توجه کافی به شرایط نقدینگی بنگاه ادامه پیدا کند. اصل مالیات محل بحث نیست؛ دولت برای اداره کشور به منابع نیاز دارد. اما باید دید از چه اقتصادی قرار است مالیات گرفته شود.
بنگاهی که فروشش کم شده، مواد اولیه اش دیر می رسد، هزینه حمل و تأمین مالی اش بالا رفته و برای پرداخت حقوق و حفظ تولید تلاش می کند، ظرفیت نامحدودی برای تحمل فشار تازه ندارد.
وصول بیشتر امروز، اگر به کوچک شدن بنگاه فردا منجر شود، الزاماً موفقیت نیست. شرکتی که تعطیل شود، سال آینده نه مالیات می دهد، نه بیمه پرداخت می کند و نه شغلی حفظ خواهد کرد.
در شرایط عادی شاید سخت گیری بیشتر قابل مدیریت باشد، اما در شرایط غیرعادی، سیاست های عادی همیشه پاسخ مناسبی نمی دهند.
به همین دلیل کشور به یک «برنامه تداوم اقتصادی» نیاز دارد؛ نه زمانی که بحران کامل شده باشد، بلکه پیش از آن. اولویت این برنامه باید باز نگه داشتن جریان کالا، سرمایه و تولید باشد. دارو، کالاهای اساسی، مواد اولیه حیاتی و قطعات ضروری باید مسیر سریع تر و کم اصطکاک تری داشته باشند.
برای تجارت با ارز متعلق به خود فعال اقتصادی، در چهارچوب نظارت و شفافیت، باید مسیرهای ساده تری بررسی شود. مقرراتی که ضرورتی فوری ندارند می توانند برای مدتی ثابت بمانند تا فعال اقتصادی بداند حداقل در ماه های آینده با چه قواعدی روبه روست.
در حوزه مالیات نیز می توان برای بنگاه های شفاف و فعال، تنفس هدفمند در جرایم، تقسیط منطقی و فرصت اصلاح در نظر گرفت. چنین اقدامی بخشش بی ضابطه نیست؛ حفظ جریان نقد شرکتی است که اگر باقی بماند، در آینده نیز تولید، اشتغال و مالیات ایجاد خواهد کرد.
اما در کنار همه این راهکارها، یک سؤال ساده و شاید مهم تر وجود دارد. بارها گفته می شود هرکس می تواند برای حل مشکلات کشور کمک کند، وارد میدان شود؛ بسیار خوب، بسم الله، اما کجا بیاییم؟
فعال اقتصادی که امروز در خط مقدم تجارت و تولید با مشکل مواجه است، پیشنهاد و تجربه دارد. واردکننده می داند کدام گلوگاه مسیر ورود کالا را متوقف کرده، صادرکننده می داند کدام تصمیم بازار خارجی را از دسترس خارج کرده، تولیدکننده می داند کدام مقرره جریان نقد او را مختل کرده و صاحب کسب وکار می داند چه فشاری استخدام را متوقف کرده است. این اطلاعات در بسیاری از موارد از دل گزارش رسمی به دست نمی آید؛ از میدان واقعی اقتصاد می آید.
اگر واقعاً از مردم و بخش خصوصی کمک خواسته می شود، باید یک مسیر واقعی برای شنیدن وجود داشته باشد؛ نه صرفاً یک شماره تماس یا سامانه ای که پیشنهاد در آن ثبت شود و سرنوشتش نامعلوم بماند. باید معلوم باشد کدام نهاد پیشنهاد را می گیرد، چه کسی آن را بررسی می کند، چه زمانی پاسخ می دهد و چگونه ایده های قابل اجرا وارد فرآیند تصمیم گیری می شوند.
صدای فعال اقتصادی زمانی شنیده شده است که اثر آن در تصمیم ها دیده شود.
امروز وقت آن نیست که هر دستگاه فقط مأموریت خودش را ببیند. بانک مرکزی، گمرک، سازمان مالیاتی، وزارتخانه های اقتصادی و بخش خصوصی باید م
سئله را به صورت یک زنجیره ببینند. تصمیم ارزی روی واردات اثر دارد، واردات روی تولید، تولید روی اشتغال، اشتغال روی قدرت خرید و قدرت خرید دوباره روی فروش بنگاه اثر می گذارد.
اقتصاد هنوز در حال حرکت است، اما نباید اجازه داد حرکتش آن قدر کند شود که بازگرداندن آن به مسیر عادی بسیار دشوار شود. پیشگیری امروز بسیار کم هزینه تر از احیای فرداست.
اگر واقعاً می خواهید کمک کنیم، بسم الله؛ راه شنیدن را باز کنید. ما بیرون این اقتصاد نیستیم. سرمایه، شغل، زندگی و آینده مان در همین میدان است و شاید قبل از آنکه دیر شود، بد نباشد صدای کسانی شنیده شود که هر روز هزینه تصمیم ها را در عمل می پردازند.
تگ ها اخبار برگزیده سرمقاله فشار اقتصادی هزینه های غیرضروری
{{name}}
{{content}}