ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در گیلان
رشت- استاندار گیلان بر ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در استان تاکید کرد.
پژوهشگر حوزه جنگ شناختی با بیان اینکه در جنگ اخیر با یک جنگ تمام عیار نظامی مواجه بودیم گفت: نبرد نظامی از نوع جنگ سخت و نبرد شناختی از جنس جنگ نرم است و گاهی جنگ نرم می تواند حتی سخت تر از جنگ سخت باشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما، در این نشست که صبح دوشنبه 26 مردادماه با حضور دکتر پیروز غفرانی، سیاستمدار، نویسنده و پژوهشگر حوزه جنگ شناختی برگزار شد، ابعاد مختلف جنگ شناختی، شیوه های اثرگذاری آن بر جوامع و نسبت این نوع جنگ با ادبیات پایداری و دیپلماسی فرهنگی بررسی شد.دبیری این نشست را حسین زحمتکش زنجانی، نویسنده، پژوهشگر و مدیر گروه ادبیات انقلاب اسلامی، بر عهده داشت.
وی در ابتدای این نشست با اشاره به تجربه جنگ های اخیر گفت: در جنگ اخیر با یک جنگ تمام عیار نظامی مواجه بودیم و همه ما لحظات وحشتناکی را تجربه کردیم. نبرد نظامی از نوع جنگ سخت و نبرد شناختی از جنس جنگ نرم است و گاهی جنگ نرم می تواند حتی سخت تر از جنگ سخت باشد.
زحمتکش زنجانی افزود: مهم ترین ابزار جنگ شناختی رسانه و مهم ترین فضای آن ذهن انسان است. در طول دو جنگ اخیر، به ویژه از جنگ رمضان، شاهد حضور هنرمندان در حوزه جنگ شناختی بوده ایم، اما از نظر نظری و تئوریک کمتر به این مسئله پرداخته شده است و نیاز داریم ابعاد نظری آن را بیشتر بررسی کنیم.
مدیر گروه ادبیات انقلاب اسلامی ادامه داد: در جنگ شناختی، ابتدا ذهن افراد برای پذیرش یک جنگ آماده می شود و سپس تلاش می شود نگرش و رفتار آنها تحت تأثیر قرار گیرد.
در ادامه این نشست، پیروز غفرانی با تشریح مفهوم جنگ شناختی و استعمار شناختی اظهار کرد: در یکی از مقالاتم نوشتم هزینه ای که برای یک سامانه موشکی که از خارج خریداری می کنیم صرف می شود، اگر برای مقابله با جنگ شناختی هزینه شود، صد ها برابر تأثیرگذار خواهد بود؛ زیرا جنگ شناختی دل ها را به سمت خاصی می برد و می تواند از نسل های بعدی ما سرباز بگیرد.
وی با طرح این پرسش که «استعمار شناختی چیست و چگونه عمل می کند و آیا استعمار شناختی تمام شده است؟» گفت: جنگ شناختی دربرگیرنده مفهوم جنگ بدون درگیری فیزیکی است و سلطه بر حوزه شناختی به عنوان یک جزء جدید و جدایی ناپذیر از توان افزایی در کارزار مطرح شده است.
غفرانی افزود: حوزه شناختی به عنوان عرصه ای جدید در کنار عرصه های پیشین، یعنی زمین، دریا، هوا، فضای مجازی و فضا قرار گرفته است. این نوع جنگ ماهیتی بلندمدت و مستمر دارد و با هدف کاشت مفاهیم در ذهن مخاطبان دنبال می شود و در تمامی وضعیت های جنگ یا صلح، نسبت به نظام یا جامعه مخاطب قابل استفاده است.
این پژوهشگر حوزه جنگ شناختی با تأکید بر میان رشته ای بودن این مفهوم بیان کرد: جنگ شناختی مفهومی بین رشته ای است. اگر بخواهیم جامعه ای را به سمت و مسیری خاص سوق دهیم، نمی توانیم نسخه یکسانی برای همه جوامع داشته باشیم؛ برای مثال جامعه سوئد با جامعه ایران یکسان نیست و به همین دلیل سیاست های رسانه ای کشور های مختلف نیز متناسب با ویژگی های جوامع خود در حال تغییر و به روزرسانی است.
غفرانی جنگ شناختی را یکی از زیرمجموعه های جنگ ترکیبی دانست و گفت: در جنگ شناختی، عرصه کارزار در ذهن جامعه مخاطب تعریف می شود و ابزار های شناختی در ترکیب با سایر ابزار های جنگ نرم، از جمله تحریم های اقتصادی، دیپلماسی عمومی، اقدامات حقوقی، جنگ افزار های اطلاعاتی و سایبری، مداخلات انتخاباتی و اشاعه اخبار و شایعات دروغ، با هدف نفوذ، همراه سازی و ایجاد بی ثباتی در جامعه هدف به کار گرفته می شوند.
وی ادامه داد: جنگ شناختی ماهیتی غیرخطی، نامتقارن و غیرقابل پیش بینی دارد و می تواند نتایج کوتاه مدت و بلندمدت به همراه داشته باشد.
این پژوهشگر با اشاره به سازوکار های اثرگذاری جنگ شناختی گفت: در این نوع جنگ از مفاهیمی همچون شکل دهی ذهن، تغییر بینش، تثبیت بینش جدید و در نهایت تبدیل بینش به رفتار استفاده می شود؛ بنابراین شناخت سازوکار های این جنگ و توجه به ابعاد فرهنگی و ادبی آن، ضرورتی جدی برای جامعه امروز است.
غفرانی در ادامه سخنان خود با اشاره به پیشرفت فناوری های زیستی شناختی اظهار کرد: فناوری های زیستی شناختی در حال تحقق بخشیدن به آن چیزی هستند که روزگاری در فیلم های تخیلی ارائه می شد؛ فناوری هایی که با مهندسی ذهن، جسم و باور های انسانی سروکار دارند و می توانند توانایی انسان را برای اندیشیدن، احساس کردن، هماهنگ شدن و اقدام در محیط اجتماعی افزایش دهند.
وی افزود: تحقیقات در این حوزه به سمت طراحی و بررسی نسخه های خاص برای نژادها، اقوام و فرهنگ های مختلف نیز در حال حرکت است و «فناوری زیستی شناختی» (Cognitive Biotechnology) به عنوان رشته ای جدید، در حوزه های مختلف نظامی و اجتماعی در حال پیشرفت است.
این پژوهشگر حوزه جنگ شناختی با اشاره به توسعه مبدل های ارتباطی میان انسان و رایانه گفت: یکی از موضوعات مورد توجه در این حوزه، ایجاد ارتباط مستقیم میان مغز انسان و رایانه است. کاشت میکروکنترلر های حسی در مغز و حتی بررسی امکان انتقال چنین فناوری هایی از طریق خون، از جمله موضوعاتی است که در مطالعات این حوزه مطرح می شود.
غفرانی در ادامه، استعمار شناختی را شکل جدیدی از استعمار دانست و گفت: در این شکل از استعمار، سلطه بر اذهان جایگزین سلطه فیزیکی و تسلط مستقیم بر منابع می شود. استعمار شناختی بر نحوه ادراک، شناخت، شکل گیری دانش و ارزش گذاری افراد و جوامع متمرکز است.
وی توضیح داد: یکی از اهداف استعمار شناختی، ایجاد و گسترش فاصله میان جامعه هدف با تاریخ، زبان، نظام ارزشی و هنجاری، شیوه قضاوت و تفسیر رویداد ها و دانش بومی آن جامعه است؛ این کار از طریق ابزار های نرم، غیرنظامی و نامشهود مانند رسانه ها، کتاب ها و نظام آموزشی دنبال می شود.
این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: در چنین فرآیندی تلاش می شود این مفهوم القا شود که آنچه از غرب می آید، مبتنی بر حقیقت و دانش است، در حالی که بخش هایی از فرهنگ بومی، خرافه، افسانه یا باور های عامیانه معرفی می شود.
غفرانی با اشاره به نقش نهاد های بین المللی در این فرآیند اظهار کرد: استفاده از نهاد های متعدد بین المللی برای تعیین استاندارد های جهانی در عرصه هایی همچون باورها، هنجارها، سلامت و سبک زندگی نیز می تواند در شکل دهی به الگو های ذهنی جوامع مؤثر باشد.
وی همچنین با اشاره به فناوری های نوین گفت: در سال های اخیر، ابزار های مدرنی همچون هوش مصنوعی و الگوریتم های پلتفرمی نیز برای شکل دهی، تثبیت و تغییر باور ها و مدل های ذهنی در ابعاد جهانی به کار گرفته شده اند.
غفرانی در ادامه با اشاره به ابزار ها و تکنیک های مورد استفاده در استعمار شناختی گفت: در این حوزه تحقیقات گسترده ای درباره نحوه اشاعه سریع مفاهیم و همچنین مطالعات عمیقی درباره محتوای مورد نیاز برای تغییر باور های مخاطبان انجام می شود.
وی با بیان اینکه جنگ شناختی بر مجموعه ای از تکنیک ها و روش های اثرگذاری بر ذهن مخاطب استوار است، اظهار کرد: یکی از مهم ترین ویژگی های شرایط امروز، حاکمیت روزافزون الگوریتم ها بر زندگی بشر است؛ الگوریتم هایی که می توانند بر آنچه انسان می بیند، می شنود، می خواند و در نهایت درباره آن فکر می کند، تأثیر بگذارند.
این پژوهشگر حوزه جنگ شناختی ادامه داد: در جنگ شناختی از نظام و مسیر های ادراکی انسان برای شکل دهی، تثبیت و تغییر نظام باور ها استفاده می شود. همچنین میانبر های شناختی می توانند برای ایجاد «لنگر های ذهنی» اولیه مورد استفاده قرار گیرند و برداشت مخاطب از یک موضوع را از همان ابتدا تحت تأثیر قرار دهند.
غفرانی افزود: یکی از تکنیک های مهم در این زمینه، جا انداختن یک مفهوم از طریق تکرار آن در قالب های نوین و ژانر های متفاوت و متناسب با مدل های ذهنی مختلف است. به این ترتیب، یک مفهوم می تواند در شکل های گوناگون و از مسیر های مختلف به مخاطب ارائه شود تا به تدریج در ذهن او تثبیت شود.
غفرانی در ادامه به سازوکار های نفوذ در فرآیند پردازش اطلاعات اشاره کرد و گفت: یکی از مهم ترین این سازوکارها، فیلتر کردن داده هاست. ذهن انسان بیش از همه به اطلاعات مرتبط با نیاز ها و منافع شخصی، خانوادگی، گروهی و اجتماعی توجه می کند.
وی افزود: انتظارات افراد از آینده و محیط پیرامون نیز بر نحوه دریافت و پردازش اطلاعات اثرگذار است و ذهن برای جبران محدودیت های ادراکی خود، از داده ها و الگو های ذهنی موجود استفاده می کند.
غفرانی در بخش پایانی سخنان خود به راهکار های مقابله با استعمار شناختی اشاره کرد و گفت: در حوزه داخلی باید با سیاست گذاری در زمینه فراشناخت، ارتقای سواد رسانه ای و ترویج تفکر نقادانه در سطح عمومی، جامعه را برای مواجهه با جنگ شناختی آماده کرد. همچنین یکپارچه سازی مراکز و تعریف دقیق نقش ها و مسئولیت ها ضروری است.
وی افزود: در حوزه خارجی نیز باید از ظرفیت های دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی عمومی بهره گرفت. توجه به تولید و توزیع محتوا، بودجه ریزی و اقتصاد توجه و همچنین توسعه فناوری های نوین و کاربرد هوش مصنوعی مولد، از دیگر الزامات مقابله با استعمار شناختی است.
{{name}}
{{content}}