معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
قادر آشنا، مشاور وزیر و دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور، در مطلبی به مناسبت 26 مرداد، سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی، این روز را خاطره ای گره خورده با بوی خاک وطن، چشم های منتظر خانواده ها و بازگشت مردانی دانست که جوانی خود را در اردوگاه های اسارت گذراندند، اما ایمان و آزادگی شان را حفظ کردند.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، در متن یادداشت قادر آشنا آمده است:
«26 مرداد برای من، یک عدد در تقویم نیست؛ خاطره ای است که با بوی خاک وطن، با چشم های منتظر خانواده ها و با تصویر چهره هایی گره خورده که سال ها پشت سیم های خاردار، چشم به روزنه ای از آزادی دوخته بودند. روزی است که پس از سال ها دوری، جاده های وطن دوباره پذیرای مردانی شد که جوانی خود را در غربت اردوگاه ها گذاشته بودند، اما ایمان و آزادگی شان را با خود به خانه آوردند.
هر بار که به آن روز بازمی گردم، پیش از آن که صدای استقبال و شادی بازگشت را به یاد بیاورم، سکوت سنگین سال های اسارت در ذهنم زنده می شود؛ سال هایی که زمان در آن ها گاهی آن قدر کند می گذشت که یک روز، به اندازه یک عمر طولانی می شد. با این همه، آنچه امروز از آن سال ها برای من پررنگ تر مانده، رنج نیست؛ درسی است که اسارت به ما آموخت: می توان در بند بود، اما بند را به جان راه نداد.
اسارت فقط گرفتار شدن پشت دیوارها و سیم های خاردار نبود. دشمن می خواست در غربت، ایمان و هویت را از ما بگیرد و اراده مان را فرسوده کند. اما در همان تنگنای اردوگاه، چیزی در وجود ما بود که نمی توانستند به اسارت بگیرند؛ باور به این که این روزها خواهد گذشت و انسان، اگر به ارزش هایش وفادار بماند، می تواند از سخت ترین روزها سربلند عبور کند.
در آن سال ها، یک نگاه، یک کلمه، یک لبخند و گاهی حتی سکوتی از سر همدلی، می توانست برای دیگری معنای بزرگی داشته باشد. رفاقت در آن روزها شکل دیگری پیدا می کرد و هرکس تلاش می کرد سهمی در زنده نگه داشتن امید دیگری داشته باشد.
امروز اگر از آن روزها سخن می گوییم، نباید فقط از رنج و شکنجه بگوییم. در دل همان سختی ها، صحنه هایی از ایثار، همدلی، صبر و بزرگواری شکل گرفت که شاید هیچ دوربینی آن ها را ثبت نکرد. اردوگاه برای ما مدرسه ای ناخواسته بود؛ مدرسه ای که در آن آموختیم ارزش انسان، در آسودگی و رفاه سنجیده نمی شود.
در میان آن روزها، حضور بزرگانی همچون سید آزادگان، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید علی اکبر ابوترابی فرد، برای بسیاری از ما نعمتی بزرگ بود. ابوترابی فقط یک روحانی یا یک هم بند نبود؛ پناهی بود برای دل هایی که از سنگینی غربت و اسارت خسته می شدند. حضورش آرامش می داد و کلامش امید را در دل ها زنده می کرد. او در سخت ترین شرایط، پیش از آن که از دیگران بخواهد صبور باشند، خود صبور بود و پیش از آن که از ایستادگی سخن بگوید، خود ایستاده بود.
26 مرداد فقط روایت بازگشت آزادگان نیست؛ روایت سال های چشم انتظاری خانواده هایی نیز هست که سهم بزرگی از آن روزهای سخت را بر دوش کشیدند؛ مادرانی که با هر صدای در، دلشان می لرزید، پدرانی که دلتنگی خود را پشت سکوت پنهان می کردند، همسرانی که سال ها با امید بازگشت عزیزشان زندگی کردند و فرزندانی که در غیاب پدر بزرگ شدند.
برای آنان، 26 مرداد روزی بود که سال های انتظار سرانجام به یک آغوش ختم شد؛ هرچند زخم سال های دوری، همیشه با باز شدن درهای اردوگاه بسته نمی شود و برخی زخم ها سال ها بعد، در سکوت خود را نشان می دهند.
وظیفه ما در برابر آن سال ها، تنها برگزاری مراسم و گفتن چند جمله درباره آزادگان نیست. ما باید روایت کنیم؛ نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای ساختن آینده. نسل امروز باید بداند که آرامش و امنیت، واژه هایی بی ریشه و بی هزینه نیستند و پشت آن ها زندگی انسان هایی قرار دارد که رنج کشیده اند و بخشی از بهترین سال های عمرشان را در اسارت گذرانده اند.
بخشی از آنچه بر ما گذشت را در کتاب «روزگار آشنا» روایت کرده ام؛ اما هرچه نوشته شود، باز هم تنها گوشه ای از آن روزهاست. بخش بزرگی از این خاطرات همچنان در حافظه آزادگان و خانواده های آنان زنده است و بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین به شمار می آید.
پاسداشت 26 مرداد فقط بزرگداشت یک واقعه تاریخی نیست؛ ادای احترام به انسان هایی است که بخشی از زندگی خود را برای ایران، باورهایشان و دفاع از این سرزمین هزینه کردند.
26 مرداد به ما یادآوری می کند که آزادی، فقط باز شدن درهای یک اردوگاه نیست؛ آزادی پیش از آن، در درون انسان شکل می گیرد؛ آنجا که تصمیم می گیرد امیدش را از دست ندهد، کرامتش را نفروشد و در برابر سختی، خودش را نبازد.
ما از اسارت بازگشتیم؛ اما آنچه باید از آن سال ها با خود به امروز و فردا ببریم، نه فقط خاطره رنج ها، که درس آزادگی است.
می توان جسم انسان را به اسارت گرفت، اما اگر روح او به ارزش هایش وفادار بماند، هیچ دیواری نمی تواند آزادگی اش را به بند بکشد.»
{{name}}
{{content}}