معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
در تاریخ پرافتخار اسلام، نام حمزة بن عبدالمطلب ، عموی پیامبر اسلام(ص)، به مثابه نماد شجاعت، وفاداری و ایثار جاودانه شده است. این شهید بزرگوار که در واقعه احد به فیض شهادت نائل آمد، یکی از نخستین مدافعان اسلام و یاران نزدیک رسول خدا(ص) بود. در یادداشت پیش رو، رد پایی از او را در کتب تاریخ اسلام جست وجو خواهیم کرد. تولد و نسب شناسی حمزة بن عبدالمطلب با کنیه های ابوعماره و ابویعلی در خاندانی اصیل و ریشه دار در مکه چشم به جهان گشود.

در تاریخ پرافتخار اسلام، نام حمزة بن عبدالمطلب، عموی پیامبر اسلام(ص)، به مثابه نماد شجاعت، وفاداری و ایثار جاودانه شده است. این شهید بزرگوار که در واقعه احد به فیض شهادت نائل آمد، یکی از نخستین مدافعان اسلام و یاران نزدیک رسول خدا(ص) بود. در یادداشت پیش رو، رد پایی از او را در کتب تاریخ اسلام جست وجو خواهیم کرد.
حمزة بن عبدالمطلب با کنیه های ابوعماره و ابویعلی در خاندانی اصیل و ریشه دار در مکه چشم به جهان گشود. مادرش هاله بنت اُهَیب (وُهَیب) بن عبدمناف بن زهره از تبار قریش بود. نکته جالب توجه در زندگی حمزه، شیرخوارگی مشترک او با پیامبر اکرم(ص) به دست ثویبه، کنیز ابولهب است. این موضوع که در منابع متعددی مانند یعقوبی (ج 2، ص 9) و کلینی (ج 5، ص 437) به آن اشاره شده، نشان دهنده پیوند عمیق رضاعی بین این دو بزرگوار است. در منابع تاریخی درباره اختلاف سنی پیامبر(ص) و حمزه دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. با جمع بندی این روایات، می توان نتیجه گرفت که حمزه احتمالاً دو تا چهار سال پیش از عام الفیل (سال تولد پیامبر) متولد شده است.
دوران جوانی حمزه با حضور در رویدادهای مهم عرب جاهلی همراه بود. او با پیامبر(ص) و دیگر عموهای ایشان در جنگ های فجار (ابن هشام، قسم 1، ص 186) و پیمان حلف الفضول (بلاذری، ج 2، ص 15) شرکت فعال داشت؛ همچنین او را شکارچی ماهری توصیف کرده اند.
یکی از مقاطع تاریخی ثبت شده در دوران جوانی حمزه، حضور او در مراسم خواستگاری حضرت خدیجه(س) برای پیامبر اکرم(ص) بود. بلاذری (ج 1، ص 98) گزارش می کند که حمزه همراه ابوطالب و دیگر عموهای پیامبر(ص) در این مراسم حاضر بودند. هرچند بعضی منابع مانند ابن اسحاق (ص 82) و ابن هشام (قسم 1، ص 189 ـ 190) فقط از حضور حمزه نام برده اند.
حمزه در این ایام و در تقسیم بندی مسئولیت های خانوادگی بنی هاشم، سرپرستی جعفر بن ابیطالب را برعهده گرفت. ابوالفرج اصفهانی (ص 26) این موضوع را ناشی از پیشنهاد پیامبر(ص) برای کمک به ابوطالب به دلیل عیال مندی او دانسته است. در روزگار جاهلیت، حمزه از چنان جایگاهی برخوردار بود که ابن حبیب (1361، ص 164 ـ 165) او را از جمله فرزندان عبدالمطلب دانسته که در قبیله قریش به ریاست رسید.
در واقعه تاریخی «یوم الإنذار» که پیامبر(ص) خویشان نزدیک خود را برای دعوت به اسلام گرد آورد، حمزه نیز حاضر بود. (ابن اسحاق، ص 145 ـ 146؛ طبری، ج 2، ص 319 ـ 320؛ طوسی، الامالی، ص 582) جالب اینجاست که حمزه هنوز در آن زمان مسلمان نشده بود؛ اما مانند ابوطالب از پیامبر(ص) در مقابل آزار مشرکان حمایت می کرد. روایت های متعددی وجود دارد که نشان می دهد حمزه پیش از اسلام آوردن نیز مدافع پیامبر(ص) بود و توهین های ابولهب به پیامبر(ص) را تلافی می کرد.
اسلام آوردن حمزه از نقاط عطف تاریخ صدر اسلام است. ابن اسحاق (ص 171) و ابن هشام (قسم 1، ص 291 ـ 292) با جزئیات کامل نقل کرده اند که چگونه حمزه پس از شنیدن خبر آزار و دشنام ابوجهل به پیامبر(ص)، به مسجدالحرام رفت، با کمان خود سر ابوجهل را زخمی و رسماً اسلام خود را اعلام کرد. در روایتی از امام سجاد(ع) که کلینی (ج 1، ص 449، ج 2، ص 308) آن را نقل کرده است، عامل اصلی اسلام حمزه را غیرت دینی او در پی ماجرای انداختن بچه دان شتر بر سر پیامبر(ص) ذکر می کند.
پس از اسلام آوردن، حمزه به یکی از نزدیک ترین یاران پیامبر(ص) تبدیل شد. ابن سعد (ج 3، ص 13 ـ 14) سخنان پیامبر(ص) را درباره رعایت خویشاوندی از سوی حمزه نقل کرده است؛ همچنین پیامبر(ص) به اعمال نیک حمزه اشاره فرموده که نشان دهنده جایگاه ویژه او نزد رسول خدا(ص) بود. ابن حبیب (1361، ص 474) نیز حمزه را از حواریون پیامبر(ص) دانسته است.
از دوران پس از اسلام آوردن حمزه تا هجرت، اطلاعات تاریخی کمی در دسترس قرار دارد. آنچه در این مدت گزارش شده، به این شرح است:
ـ او برخلاف برخی مسلمانان، به حبشه مهاجرت نکرد (ابن هشام، قسم 1، ص 343 ـ 344؛ ابن حبان، ج 1، ص 73)
ـ در محاصره سخت شعب ابیطالب که دو تا سه سال به طول انجامید، استوار همراه پیامبر(ص) ماند (ابن اسحاق، ص 160 ـ 161)
ـ در بیعت عقبه دوم (سال 12 بعثت)، همراه حضرت علی(ع) مسئولیت حفاظت از پیامبر(ص) را بر عهده داشت (قمی، ذیل تفسیر سوره انفال، 30)
پس از هجرت به مدینه، پیامبر(ص) در رمضان اول، اولین پرچم جنگ اسلام را به حمزه سپرد تا کاروان تجاری قریش را تعقیب کند؛ اما بیشتر رشادت های حمزه در غزوه بدر نمود یافت؛ او در خط مقدم جبهه اسلام قرار داشت و پیامبر(ص) حمزه را همراه حضرت علی(ع) و عبیدة بن حارث به مبارزه با سران مشرکان فرستاد.
در آستانه نبرد سرنوشت ساز احد در سال سوم هجری، حمزة بن عبدالمطلب از چهره های پیشگام در اصرار بر مواجهه رودررو با مشرکان بود. واقدی (ج 1، ص 211) با ذکر جزئیاتی گزارش می کند که حمزه سوگند یاد کرد تا زمانی که در خارج از مدینه با دشمن نجنگد، هیچ غذایی نخواهد خورد؛ به این ترتیب، پای در میدان احد نهاد و مسئولیت قلب سپاه اسلام را بر عهده داشت. (خلیفة بن خیاط، ص 27) او که با دو شمشیر می جنگید، رشادت های کم نظیری ثبت کرد که در منابعی همچون ابن کلبی (1408، ج 2، ص460 ـ 461) و واقدی (ج 1، ص 226، 76، 83، 259، 290) به تفصیل شرح داده شده است.
غزوه احد در روز شنبه، نیمه شوال سال سوم هجری رخ داد. (طبری، ج 2، ص 502) در این نبرد، حمزه به دست وحشی بن حرب، غلام حبشی دختر حارث بن عامر یا غلام جبیر بن مطعم به شهادت رسید. نقش محوری هند، دختر عتبه (همسر ابوسفیان) که با انگیزه انتقام خون پدر، برادر و عمویش در بدر، وحشی را تحریک کرد، قابل انکار نیست.
وحشی در این نبرد، ابتدا قصد کشتن حضرت علی(ع) را داشت؛ اما شرایط را مساعد نیافت و به حمزه حمله کرد. پس از شهادت حمزه، هند جگر او را طلب کرد (ابن سعد، ج 3، ص 12 و پیکر آن جناب را مثله کرد و از اعضای بدنش زیورآلات ساخت. (واقدی، ج 1، ص 285 ـ 286) معاویة بن مغیره و ابوسفیان (ابن هشام، قسم 2، ص 93) نیز در مثله کردن جسد مشارکت داشتند.
پیامبر مهربانی ها پس از مشاهده پیکر مثله شده حمزه، به شدت گریست و برخی اصحاب سوگند خوردند در مقابل، 30 تن از قریش را مثله کنند. در این زمان، آیه 126 سوره نحل نازل شد و مسلمانان را به صبر و پرهیز از افراط دعوت کرد. حمزه نخستین شهید احد بود که پیامبر(ص) بر او نماز خواند.
برای حمزه سه فرزند ذکور گزارش شده است: عماره (فرزند بزرگ که در فتح عراق حضور داشت)، یعلی (صاحب پنج پسر) و عامر. بررسی منابع تاریخی نشان می دهد که حمزه یک دختر داشت و نام های متعددی که برای دختر وی ذکر شده ، همگی به یک شخصیت اشاره دارد که نام اصلی و مورد اجماع او، «امامه» بوده است. پیامبر اکرم(ص) به دلیل نسبت سببی، سرپرستی او را به جعفر بن ابیطالب سپرد. قرار بود امامه با سلمة بن ابی سلمه مخزومی ازدواج کند؛ اما به روایتی پیش از ازدواج درگذشت. (ابن کلبی، 1407، همان جا؛ ابن سعد، ج 3، ص 8 ـ 9) نکته جالب اینکه به پیامبر(ص) پیشنهاد ازدواج با امامه داده شد؛ اما ایشان به دلیل رابطه رضاعی (امامه برادرزاده رضاعی پیامبر بود)، این پیشنهاد را نپذیرفت. (کلینی، ج 5، ص 437؛ ابن سعد، ج 3، ص 11) نام امامه در شمار راویان حدیث غدیرخم ثبت شده است (امینی، ج 1، ص 139) که نشان از جایگاه ویژه خانواده حمزه در میان اصحاب پیامبر(ص) دارد. اگرچه بعضی از منابع بر انقراض نسل حمزه تأکید دارند، اما برخی در قرن دهم ادعای انتساب به او را داشته اند. (آقابزرگ طهرانی، ج 26، ص 96)
در دوره پیامبر(ص) و خلفای راشدین، حضرت فاطمه(س) به زیارت قبر عمویش می رفت و آن را با سنگ چین مشخص کرده بود (ابن سعد، ج 3، ص 19؛ ابن شبّه نمیری، ج 1، ص 132)؛ اما در دوران امویان ورق برگشت. ابوسفیان در زمان عثمان با بی احترامی به قبر حمزه، خطاب به او گفت: «آنچه دیروز برای حفظ آن بر ما شمشیر کشیدی، امروز بازیچه جوانان ماست.»
معاویه حدود 40 سال پس از واقعه احد، به بهانه احداث قنات، دستور نبش قبر شهدای احد را صادر کرد. این اقدام آشکارا با انگیزه سیاسی و کینه توزی نسبت به خاندان پیامبر(ص) انجام شد. با آماده شدن قنات، منادی در مدینه اعلام کرد افرادی که در احد شهید دارند، برای در امان ماندن اجساد و قبور آنان از نفوذ و جریان آب، این قبور را نبش و اجساد شهدا را به محل دیگر انتقال دهند و براساس این دستور، نبش قبور شهدا انجام شد. قبر حضرت حمزه، عمرو بن جموح و عبداللّه، پدر جابر انصاری شکافته شد.
کارگزاران معاویه با تعجب مشاهده کردند که این اجساد به صورت تازه، همچون لحظه شهادت باقی مانده اند، به گونه ای که گویی دیروز دفن شده اند؛ حتی لباس ها، قطیفه ها و علف هایی که آنان را پوشش می داد، با همان وضع باقی و کوچکترین تغییری در آن ها رخ نداده است، به طوری که وقتی بیل کارگر به پای حضرت حمزه(س) خورد، خون جاری شد. (ابن شبه، تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۱۳۳؛ طبری، تاریخ، ج ۲ ، ص ۳۱۹؛ ابن کثیر، تاریخ، ج 4، ص 43)
توجه ویژه منابع تاریخی به وسایل شخصی به جامانده از حمزه، نشان دهنده جایگاه منحصر به فرد او در حافظه جمعی مسلمانان است. اسبش «وَرْد» که ابن کلبی (1384، ص20) و ابن حبیب (1405، ص 407) به آن اشاره کرده اند و شمشیر «لِیاح» که به گفته ابن حبیب (1405، ص 411) همواره همراه او بود، اشیایی بودند که به نمادهایی فراتر از وسایل شخصی تبدیل شدند. سپر بزرگ او از نفایس خزانه فاطمیان بود که با تشریفات خاصی حمل می شد. (مقریزی، ج 1، ص 417؛ ابن تغری بردی، ج 4، ص 86)
حمزه امروز نه فقط یک شهید تاریخ اسلام، که نماد مقاومت در برابر ظلم و الگوی پایبندی به ارزش های انسانی است و یاد او در دل های آزادگان جهان تا همیشه زنده خواهد ماند.
الهه سادات بدیع زادگان
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}