ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در گیلان
رشت- استاندار گیلان بر ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در استان تاکید کرد.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش در چهارمین همایش مطالعات ایرانی گفت: هر گفت وگوی میان فرهنگی نیازمند یک افق مشترک است و در شاهنامه فردوسی، می توان این افق مشترک را در مفهوم خرد یافت.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، چهارمین همایش مطالعات ایرانی با عنوان «پروفسور روبرت آدام پولاک؛ زندگی، آثار و میراث» به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش و در خانه حکمت ایرانیان، وین برگزار شد.
در این برنامه، پروفسور دکتر روبرت آ. پاتزنر، نوه روبرت آدام پولاک و دانشمند زیست شناس اتریشی، دکتر نصرت الله رستگار، معاون سابق انستیتو ایران شناسی آکادمی علوم اتریش و مدرس سابق دانشکده شرق شناسی دانشگاه وین، و دکتر رضا غلامی، استاد فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش، به ایراد سخنرانی پرداختند.
روبرت آ. پاتزنر با اشاره به علاقه روبرت آدام پولاک به شرق شناسی و ترجمه شاهنامه گفت: پولاک از دوران دانشجویی به شرق شناسی علاقه مند بود و در کلاس های مرتبط با قرآن نیز شرکت می کرد و حتی برخی آیات قرآن را به زبان آلمانی ترجمه کرده بود.
وی افزود: مهم ترین دستاورد پولاک در این حوزه، فعالیت گسترده اش برای ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان آلمانی در فاصله سال های 1948 تا 1952 بود.
پاتزنر با اشاره به دشواری های فنی کار در آن دوران گفت: پدربزرگش این ترجمه گسترده را شخصا با ماشین تحریر تایپ می کرد و به دلیل کمیابی نوار جوهر ماشین تحریر، برای تهیه نسخه های متعدد از صفحات از کاغذ کاربن استفاده می کرد.
نصرت الله رستگار، معاون سابق انستیتو ایران شناسی آکادمی علوم اتریش و مدرس سابق دانشکده شرق شناسی دانشگاه وین، بخش قابل توجهی از سخنرانی خود را به معرفی شاهنامه، ترجمه های آلمانی آن و اهمیت این اثر در انتقال فرهنگ ایران به جهان آلمانی زبان اختصاص داد.
رستگار گفت: حدود 30 تا 40 سال از عمر علمی خود را صرف پروژه های مرتبط با شاهنامه کرده است.
وی با اشاره به نسخه ای تایپ شده از ترجمه آلمانی شاهنامه اثر فریدریش روکرت اظهار کرد: ویژگی برجسته این ترجمه، منظوم و شاعرانه بودن آن و در عین حال پرهیز از زبان پیچیده و خشک دانشگاهی است؛ به گونه ای که مخاطب عمومی نیز می تواند با آن ارتباط برقرار کند.
وی تأکید کرد: شاهنامه را نباید صرفاً «کتاب پادشاهان» دانست. از نظر او، این اثر تصویری گسترده از هویت ایرانی، اخلاق، ارزش های انسانی، صلح دوستی و شیوه زندگی جامعه ایرانی ارائه می دهد.
رستگار برای مخاطبان آلمانی زبان، شاهنامه را به سه دوره اصلی تقسیم کرد: دوره اسطوره ای، دوره پهلوانی و دوره تاریخی.
وی گفت: زنان در شاهنامه می توانند در مقام پادشاه، شخصیت های هنری، مشاوران خردمند و حتی در میدان های نبرد ظاهر شوند و در بسیاری از روایت ها نقش فعال و تعیین کننده ای دارند.
رضا غلامی، استاد فلسفه سیاسی، مطالعات فرهنگی و تمدنی و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش با اشاره به مفهوم خرد در شاهنامه تأکید کرد: هر گفت وگوی میان فرهنگی نیازمند یک افق مشترک است و در شاهنامه فردوسی، می توان این افق مشترک را در مفهوم خرد یافت.
وی اظهار کرد: خرد در شاهنامه محدود به مرز های جغرافیایی و قومی نیست و معیار ارزش گذاری انسان ها قرار می گیرد؛ چه ایرانی باشند، چه تورانی، هندی یا رومی.
به تعبیر غلامی، دشمن اصلی انسان در شاهنامه بیش از آنکه یک قوم یا ملت باشد، آز، غرور، جهل و بی خردی است؛ ویژگی هایی که می توانند در هر جامعه و نزد هر حاکم یا انسانی ظاهر شوند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش با اشاره به توصیه های فردوسی درباره حمایت از فقرا و انسان های آسیب پذیر، گفت: اخلاق شاهنامه را می توان فراتر از مرز های قومی و جغرافیایی مورد مطالعه قرار داد.
وی تأکید کرد: توجه فردوسی به انسان های محروم و کسانی که از نظر اقتصادی یا اجتماعی در موقعیت آسیب پذیر قرار دارند، نشان می دهد که کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی در کنار مفاهیم قدرت و پهلوانی جایگاه مهمی در جهان اخلاقی شاهنامه دارد.
غلامی تصریح کرد: اگر اندیشه میان فرهنگی را به معنای دیدن جهان از منظر دیگری، گفت وگوی انتقادی با او و جست وجوی حقیقتی مشترک فراتر از مرز های خون، تبار و جغرافیا بدانیم، شاهنامه را می توان یکی از آثار مهم ادبی برای تأمل درباره امکان تفاهم میان انسان ها و فرهنگ ها دانست.
وی تأکید کرد: شاهنامه تنها درباره گذشته ایران سخن نمی گوید، بلکه می تواند در جهان امروز نیز الهام بخش گفت و گو درباره همزیستی، کرامت انسانی، صلح و شناخت متقابل فرهنگ ها باشد.
غلامی در پایان گفت: خرد مرز قومی ندارد؛ کرامت انسانی مرز جغرافیایی ندارد؛ و گفت و گو می تواند در جایی پل بسازد که تعصب دیوار می سازد.
{{name}}
{{content}}