ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در گیلان
رشت- استاندار گیلان بر ضرورت مدیریت و برنامه ریزی فرآیند امتحانات نهایی در استان تاکید کرد.
گرگان- معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی گلستان گفت: مأمون با تحمیل ولایتعهدی به دنبال مشروعیت بخشی به خلافت خود بوداما امام رضا(ع) این نقشه را به میدان روشنگری و تبیین امامت تبدیل کردند.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها: زندگی ائمه اطهار(ع) تنها مجموعه ای از فضائل اخلاقی، عبادت ها و کرامات نیست؛ بلکه بخش مهمی از تاریخ امامت، به مبارزه مستمر با انحراف، استبداد و تلاش برای حفظ مسیر اصیل اسلام مربوط می شود. پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، جامعه اسلامی با تحولات سیاسی گسترده ای مواجه شد و به تدریج فاصله میان حکومت های وقت و آموزه های اصیل اسلام افزایش یافت.
در چنین شرایطی، ائمه اهل بیت(ع) با توجه به اقتضائات هر دوره، شیوه های متفاوتی برای مقابله با انحراف و حفظ جریان اصیل اسلام در پیش گرفتند. گاهی این مبارزه آشکار بود و گاهی به دلیل شرایط سیاسی و امنیتی، در قالب فعالیت های پنهان، تربیت نیرو، تبیین معارف و ارتباط با شبکه گسترده شیعیان دنبال می شد.
در این میان، دوران امامت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) از مقاطع بسیار مهم تاریخ تشیع به شمار می رود. مأمون عباسی که پس از کشمکش های داخلی به قدرت رسیده بود، برای تثبیت حکومت خود و مقابله با جریان های مخالف، سیاستی متفاوت نسبت به امام رضا(ع) در پیش گرفت؛ سیاستی که در ظاهر با تکریم و نزدیک کردن امام به دستگاه خلافت همراه بود اما در واقع هدف آن کنترل و مهار جایگاه اجتماعی و معنوی امام بود.
پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع) را می توان یکی از مهم ترین نقاط این رویارویی دانست. مأمون تلاش داشت با وارد کردن امام به ساختار حکومت، از یک سو مشروعیت خود را افزایش دهد و از سوی دیگر، جایگاه اعتراضی و مردمی امام را تحت کنترل قرار دهد. اما امام رضا(ع) با شناخت دقیق این نقشه، نه تنها اجازه ندادند این طرح به هدف خود برسد، بلکه از همین موقعیت برای تبیین حقیقت امامت و افشای ماهیت حکومت عباسی استفاده کردند.
در همین راستا، به سراغ حجت الاسلام رضا دیلمی، معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی گلستان، رفتیم تا درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و تمدنی سیره امام رضا(ع)، اهداف مأمون از تحمیل ولایتعهدی و شیوه مواجهه هوشمندانه امام با این توطئه گفت وگو کنیم.
*چرا عنصر مبارزه سیاسی در زندگی ائمه(ع) کمتر مورد توجه قرار گرفته است؟
یکی از مهم ترین مؤلفه هایی که در بررسی زندگی ائمه اطهار(ع) گاهی مورد کم توجهی قرار گرفته، عنصر راهبردی جهاد و مبارزه سیاسی است. از زمانی که خلافت اسلامی به تدریج از مسیر اسلام ناب محمدی(ص) فاصله گرفت، ائمه اهل بیت(ع) متناسب با شرایط هر دوره، مبارزه سیاسی و فرهنگی خود را برنامه ریزی و دنبال کردند.
این مبارزه یک هدف مشخص داشت و آن جلوگیری از انحراف جامعه اسلامی، حفظ مسیر رسالت و امامت و فراهم کردن زمینه تحقق حاکمیت الهی بود. در واقع، ائمه(ع) در کنار تربیت اخلاقی و معنوی مردم، نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه نیز مسئولیت داشتند.
اگر زندگی ائمه(ع) را به صورت یک منظومه و زنجیره به هم پیوسته ببینیم، متوجه می شویم که مبارزه آنان با ظلم و انحراف، اشکال مختلفی داشته اما هدف نهایی در همه این دوره ها حفظ حقیقت اسلام و جلوگیری از حاکمیت طاغوت بوده است.
*این مبارزه در دوران امام رضا(ع) چه ویژگی هایی داشت؟
وقتی به دوران امامت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) می رسیم، شاهد ادامه همان مبارزه راهبردی هستیم. پس از حادثه عاشورا، جریان امامت وارد مرحله ای پیچیده شد و ائمه(ع) باید در شرایطی فعالیت می کردند که حکومت های وقت، به شدت آنان و پیروانشان را زیر نظر داشتند.
در دوران امام رضا(ع)، مأمون با یک طرح پیچیده سیاسی تلاش کرد این جریان را کنترل کند. ولایتعهدی امام، در ظاهر یک پیشنهاد سیاسی و همراه با تکریم بود اما در واقع، بخشی از یک نقشه بزرگ تر برای مهار جایگاه امام و جریان اهل بیت(ع) محسوب می شد.
مأمون می دانست که جریان پیروان اهل بیت(ع) از دو ویژگی بسیار مهم برخوردار است؛ یکی قداست و دیگری مظلومیت. همین دو ویژگی باعث می شد مردم نسبت به اهل بیت(ع) احساس اعتماد و محبت داشته باشند و حکومت های وقت نیز با یک جریان اجتماعی قدرتمند مواجه باشند.
بنابراین مأمون تلاش کرد این دو ویژگی را از جریان امامت بگیرد و آن را وارد یک چارچوب رسمی حکومتی کند.
*مأمون دقیقاً چه اهدافی را از پیشنهاد ولایتعهدی دنبال می کرد؟
مأمون اهداف متعددی را دنبال می کرد. نخست اینکه می خواست مبارزات ریشه دار جریان اسلام ناب و مکتب اهل بیت(ع) را از یک جریان اعتقادی و اجتماعی به یک مسئله سیاسی کنترل شده تبدیل کند.
هدف دوم، مشروعیت بخشی به خلافت خودش بود. او می خواست با قرار دادن امام رضا(ع) در جایگاه ولیعهد، این تصویر را ایجاد کند که حکومت او با اهل بیت(ع) همراه است و بنابراین ادعای مخالفان درباره غاصبانه بودن خلافت عباسی را تضعیف کند.
هدف سوم، کنترل مستقیم امام بود. مأمون می خواست امام را در محاصره دستگاه حکومتی و امنیتی قرار دهد و ارتباط ایشان با نیروهای مؤثر و پیروان مکتب اهل بیت(ع) را محدود کند.
هدف چهارم نیز فاصله انداختن میان امام و مردم بود. امام رضا(ع) برای مردم، مرجع پرسش ها، امیدها و شکایت ها بودند. مأمون می خواست این ارتباط مستقیم را از بین ببرد و امام را به بخشی از ساختار خلافت تبدیل کند.
هدف دیگر مأمون، کسب وجهه اجتماعی و معنوی برای حکومت خود بود. او می خواست مردم بگویند حاکم عباسی فردی است که فرزند پیامبر(ص) را به ولیعهدی برگزیده و بنابراین حکومتش مشروع و مورد تأیید اهل بیت(ع) است.
اما شاید مهم ترین هدف، تبدیل امام به توجیه گر دستگاه خلافت بود. مأمون می دانست اگر شخصیتی با جایگاه علمی، تقوایی و اجتماعی امام رضا(ع) اقدامات حکومت را تأیید کند، مخالفت با حکومت بسیار دشوار خواهد شد.
*امام رضا(ع) چگونه این نقشه را خنثی کردند؟
نخستین اقدام امام، اعلام آشکار نارضایتی از سفر به خراسان بود. وقتی مأمون امام را از مدینه به خراسان فراخواند، امام به گونه ای رفتار کردند که مردم متوجه شوند این سفر یک انتخاب آزادانه نیست.
در وداع با حرم پیامبر(ص)، هنگام خداحافظی با خانواده و در مناسبت های مختلف، امام با رفتار و گفتار خود نشان دادند که نسبت به این سفر خوش بین نیستند. این اقدام بسیار مهم بود، زیرا اجازه نداد مأمون بتواند چنین القا کند که امام با رضایت و علاقه وارد ساختار حکومت شده است.
*واکنش امام به پیشنهاد ولایتعهدی چه بود؟
امام رضا(ع) پیشنهاد ولایتعهدی را به شدت رد کردند و تا زمانی که مأمون ایشان را به قتل تهدید نکرد، آن را نپذیرفتند. همین مسئله در جامعه منتشر شد که علی بن موسی الرضا(ع) نه تنها حکومت و خلافت مأمون را تأیید نکرده اند، بلکه حتی ولایتعهدی پیشنهادی او را نیز نپذیرفته اند.
این مسئله برای مأمون یک شکست سیاسی بود، زیرا هدف او این بود که پذیرش امام به عنوان نوعی تأیید حکومتش تلقی شود.
*شرط امام برای پذیرش ولایتعهدی چه بود؟
امام رضا(ع) ولایتعهدی را با شرطی بسیار مهم پذیرفتند و آن اینکه در هیچ یک از امور حکومتی دخالت نکنند؛ نه در عزل و نصب ها، نه در جنگ و صلح و نه در تصمیم گیری های اجرایی حکومت.
این شرط عملاً نقشه مأمون را با مشکل مواجه کرد. مأمون تصور می کرد در ابتدا می تواند امام را با عنوان ولیعهد وارد ساختار حکومت کند و سپس به تدریج ایشان را در تصمیمات سیاسی درگیر سازد، اما امام با تعیین این شرط، مرز خود را با حکومت کاملاً مشخص کردند.
*مهم ترین دستاورد امام رضا(ع) از پذیرش ولایتعهدی چه بود؟
اینجا به یکی از مهم ترین ابعاد سیره امام رضا(ع) می رسیم. امام اجازه ندادند ولایتعهدی به یک تهدید برای جریان امامت تبدیل شود؛ بلکه آن را به یک فرصت تاریخی برای تبیین تبدیل کردند.
در واقع، تریبونی که دستگاه خلافت برای مشروعیت دادن به خود ایجاد کرده بود، در اختیار امام قرار گرفت و ایشان از همان تریبون برای معرفی حقیقت امامت، توحید و معارف اسلام استفاده کردند.
امام در این دوره فرصت هایی پیدا کردند که در دوره های قبل، به دلیل شدت فشارهای سیاسی و امنیتی، کمتر امکان بروز داشت. ایشان معارف امامت را برای مردم بیان کردند و پرده های تبلیغاتی حکومت را کنار زدند.
*سفر امام از مدینه تا مرو چه اهمیتی داشت؟
مأمون مسیر حرکت امام را به شکلی انتخاب کرده بود که برخی از مهم ترین مراکز شیعه، از جمله کوفه و قم، در مسیر قرار نگیرند. با این حال امام از همان مسیر تعیین شده نیز برای ارتباط با مردم استفاده کردند.
در اهواز، درباره مسئله امامت سخن گفتند؛ در بصره با مردم ارتباط برقرار کردند و در نیشابور نیز حدیث معروف سلسلةالذهب را بیان کردند که یکی از ماندگارترین جلوه های علمی و اعتقادی این سفر است.
بنابراین، مأمون تصور می کرد با انتخاب مسیر می تواند ارتباط امام با مردم را محدود کند، اما امام حتی در همان شرایط نیز فرصت ارتباط و تبیین را از دست ندادند.
*مناظرات امام رضا(ع) چه تأثیری در شکست نقشه مأمون داشت؟
مأمون حتی تلاش کرد با برگزاری جلسات مناظره میان امام رضا(ع) و پیروان ادیان و مذاهب مختلف، جایگاه علمی امام را به چالش بکشد. او تصور می کرد شاید بتواند در این جلسات، نقطه ضعفی از امام پیدا کند و جایگاه ایشان را در میان مردم تضعیف کند.
اما نتیجه برعکس شد. هرچه مناظرات ادامه پیدا کرد، ابعاد علمی و استدلالی شخصیت امام بیشتر آشکار شد و همین مسئله باعث شد مأمون از این ابزار نیز ناامید شود.
در واقع، هر اقدامی که برای محدود کردن امام طراحی شده بود، به فرصتی برای معرفی شخصیت علمی و معنوی ایشان تبدیل شد.
*در نهایت چرا مأمون به شهادت امام رضا(ع) روی آورد؟
مأمون در این قمار سیاسی نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه بسیاری از اهدافش معکوس شد. او می خواست با نزدیک کردن امام به حکومت، جایگاه ایشان را در میان مردم کاهش دهد؛ اما این ارتباط گسترده تر شد.
می خواست از امام برای مشروعیت حکومت استفاده کند؛ اما امام با تدابیر خود، ماهیت سیاسی این اقدام را آشکار کردند. می خواست صدای مخالف را خاموش کند؛ اما سخنان امام به نقاط مختلف جهان اسلام رسید.
در نهایت، وقتی مأمون از ابزارهای سیاسی و تبلیغاتی نتیجه نگرفت، همان روشی را در پیش گرفت که حاکمان ستمگر پیش از او نیز به آن متوسل شده بودند و امام رضا(ع) در 28 صفر سال 203 هجری قمری به شهادت رسیدند.
*سیره امام رضا(ع) چه درسی برای جامعه امروز دارد؟
مهم ترین درس سیره امام رضا(ع) این است که در بسیاری از مواقع، تهدید را می توان با هوشمندی و تدبیر به فرصت تبدیل کرد. امام اجازه ندادند دشمن زمین بازی را تعیین کند.
امروز نیز یکی از مهم ترین نیازهای جامعه، تبیین درست و دقیق مسائل است. جهاد تبیین به معنای روشنگری آگاهانه، مستند و منطقی در برابر تحریف و عملیات تبلیغاتی دشمن است.
اگر بخواهیم از سیره امام رضا(ع) درس بگیریم، باید چند اصل را مورد توجه قرار دهیم؛ نخست، تبیین مؤثر و به موقع؛ دوم، انسجام جامعه حول محور رهبری و ولایت؛ سوم، معرفی صحیح معارف توحیدی و اسلامی؛ چهارم، شناخت و افشای ماهیت جریان های طاغوت و استکبار و پنجم، ایمان به وعده و نصرت الهی.
امام رضا(ع) نشان دادند که حتی در شرایطی که دشمن تصور می کند همه ابزارها را در اختیار دارد، می توان با شناخت دقیق صحنه، حفظ اصول و استفاده درست از فرصت ها، معادلات را تغییر داد.
امروز نیز جامعه اسلامی با انواع جنگ های رسانه ای، تبلیغاتی و فرهنگی مواجه است. بنابراین، صرفاً واکنش نشان دادن کافی نیست؛ باید میدان را شناخت، روایت درست را ارائه کرد و اجازه نداد دیگران واقعیت ها را به جای جامعه روایت کنند.
*سخن پایانی شما درباره جایگاه امام رضا(ع) چیست؟
امام رضا(ع) فقط یک شخصیت تاریخی متعلق به یک دوره خاص نیستند. سیره ایشان یک الگوی راهبردی برای همه زمان هاست. در زندگی آن حضرت، هم معنویت و اخلاق را می بینیم، هم علم و گفت وگو را، هم ارتباط با مردم و هم مبارزه با انحراف.
ولایتعهدی امام رضا(ع) اگرچه در ظاهر یک تحمیل سیاسی از سوی مأمون بود، اما امام با تدبیر خود اجازه ندادند این تحمیل به نتیجه مطلوب حکومت عباسی برسد. ایشان از همان موقعیت برای معرفی حقیقت امامت و تقویت آگاهی جامعه استفاده کردند.
امروز نیز اگر بتوانیم با تکیه بر همین منطق، تهدیدها را بشناسیم، از فرصت ها استفاده کنیم، در برابر تحریف ها روایت صحیح ارائه دهیم و جامعه را حول اصول مشترک و ارزش های اسلامی منسجم کنیم، می توانیم بسیاری از نقشه های دشمن را خنثی کنیم.
سیره امام رضا(ع) به ما یاد می دهد که مبارزه همیشه به معنای رویارویی مستقیم نیست؛ گاهی یک گفت وگو، یک مناظره، یک سخنرانی، یک ارتباط صادقانه با مردم یا حتی یک تصمیم هوشمندانه سیاسی می تواند تأثیری به مراتب گسترده تر از یک اقدام مستقیم داشته باشد.
در نهایت، مهم ترین پیام این سیره برای جامعه امروز، شناخت درست صحنه، حفظ اصول، تبیین حقیقت، امید به آینده و تبدیل تهدیدها به فرصت های تمدن ساز است.
{{name}}
{{content}}