معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
22 اسفندماه در تقویم به عنوان روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است؛ این روز فرصت مغتنمی است برای مهرورزی و تکریم خانواده شهدا و ایثارگران و آنانی که با درک ضرورت و لزوم دفاع از وطن به ندای «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» امامین انقلاب لبیک گفتند و در برابر تجاوز دشمنان تا بن دندان مسلح ایستادند و حماسه ای جاودان و سترگ خلق کردند.

22 اسفندماه در تقویم به عنوان روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است؛ این روز فرصت مغتنمی است برای مهرورزی و تکریم خانواده شهدا و ایثارگران و آنانی که با درک ضرورت و لزوم دفاع از وطن به ندای «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» امامین انقلاب لبیک گفتند و در برابر تجاوز دشمنان تا بن دندان مسلح ایستادند و حماسه ای جاودان و سترگ خلق کردند.
بی تردید حفظ و ترویج فرهنگ و ارزش های والای شهیدان گرانقدر در برابر هجمه ها، تهاجم فرهنگی و جنگ ترکیبی و شناختی دشمن، ایران عزیز را بیمه و به ویژه نسل جوان این سرزمین را عالمانه و آگاهانه در میدان های جهاد و فداکاری برای دفاع از آرمان ها، ارزش های دینی، ملی و انقلابی آماده حماسه آفرینی های تاریخ ساز رهنمون می کند.
به همین مناسبت به سراغ خانواده یکی از شهدای استان همدان رفتیم تا لحظاتی نورانی را با این خانواده عزیز سپری کنیم. شهید «علی محمد محمودی» سال 1345 در ملایر به دنیا آمد و در 28 دی ماه سال 1365 در سن 20 سالگی در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه به شهادت رسید. فاطمه جوادی مادر این شهید والامقام در آذرماه سال جاری بعد از گذراندن یک دوره سخت بیماری سرانجام به فرزند شهیدش پیوست و آسمانی شد و پدر شهید نیز به علت بیماری و کهولت سن قادر به مصاحبه نبود، خبرنگار ایکنا از همدان با برادر شهید علی محمد محمودی گفت وگویی کرده است که مشروح آن را در زیر می خوانیم:
محسن محمودی هستم، برادر شهید علی محمد، استاد و قاری برجسته قرآن کریم، ما پنج برادر و 3 خواهر بودیم و شهید علی محمد فرزند ارشد خانواده و برادر بزرگ ما بود، ما در خانواده ای با پدر و مادری زحمتکش بزرگ شدیم.
من و برادر شهیدم علی محمد با هم بسیار دوست و رابطه صمیمانهای داشتیم، او یک فرد قرآنی بود و علاقه بسیار زیادی به قرآن داشت، در جلسات و مراسم مختلف قرآنی شرکت می کرد، از همان دوران بچگی مرا هم با خودش به جلسات قرآنی می برد و در منزل هم قرآن را به من آموزش می داد، به لطف خداوند متعال و زحمات و تلاش برادر شهیدم، بنده نیز در زمینه قرائت قرآن کریم توانستم پیشرفت کنم و موفقیت هایی را در حوزه قرآن داشته باشم.
ما بیشتر در زمینه فعالیت های قرآنی با هم بودیم، از این رو خاطرات مختلف و مخصوصاً خاطرات قرآنی زیادی با هم داریم، در سال 1364 من به همراه علی محمد در مسابقات کشوری قرآن کریم که از طرف سازمان اوقاف و امور خیریه در استان هرمزگان برگزار شد، با هم حضور داشتیم، در مسابقات بین المللی که در فروردین سال 65 برگزار شد به عنوان میهمان و قاری افتخاری دعوت شده و حضور داشتیم؛ در پایان مسابقه به همراه دیگر شرکت کنندگان به زیارت امام رضا(ع) رفتیم، آن سال در طول دوران مسابقات باهم بودیم و خاطرات بسیار خوب و فراموش نشدنی با علی محمد برایم باقی ماند.
شهید علی محمد یک استاد و قاری مجرب و برجسته قرآن کریم بود، البته بخش های زیاد و مختلفی را هم از قرآن کریم حفظ بود، اما بیشتر در زمینه قرائت و همچنین ترجمه و اصول و فنون تلاوت قرآن کریم فعالیت می کرد.
علی محمد یک انسان بسیار فعال و کوشا در امور مختلف زندگی، به خصوص در زمینه قرآن و امور قرآنی بود، عاشق قرآن بود، هر روز چند ساعتی را در منزل به تلاوت قرآن می پرداخت و هر هفته حداقل دو یا سه بار در جلسات مختلف قرآنی در سطح شهر شرکت می کرد و خود نیز جلسات قرآنی را در طول سال به ویژه در ماه مبارک رمضان تشکیل و به علاقمندان آموزش های لازم را ارائه می کرد. یعنی هم خودش مرتب به جلسات مختلف قرآنی می رفت و در این گونه جلسات شرکت می کرد و هم اینکه کلاس های قرآنی را تشکیل می داد و به عنوان استاد و مدرس به آموزش و فعالیت در این زمینه مشغول بود.
همچنین در جلسات، مسابقات، محافل و مراسم مختلف قرآنی در مواقع مختلف و در هر زمان که فرصتی پیش می آمد شرکت می کرد. قرآن کریم را با صوت و لحن زیبا به صورت آرام تلاوت می کرد و می توان گفت همواره مشغول تلاوت قرآن و یا زمزمه آیات قرآنی در مکان های مختلف در مکان های عمومی و... بود. این نشان دهنده عشق و علاقه و انس این شهید عزیز به قرآن کریم بود در اخلاق و رفتار کلیه جنبه های مختلف زندگی او تأثیر مثبت و زیبای خود را گذاشته بود.
مأنوس بودن با قرآن کریم در کلیه ابعاد و جنبه های مختلف زندگی علی محمد مشهود و نمایان بود، او انسانی خوشرو و خوش اخلاق، همواره متبسم و خندان و بسیار خوش رفتار و کردار بود. علاوه بر اخلاق و رفتار بسیار خوب و مثبتی که داشت، انسان شجاع و پرجرئت، بسیار مؤمن و با خدا، مهربان و دلسوز و یک الگوی قرآنی مناسب و ارزشمند بود که در واقع تأثیرات قرآن کریم در ظاهر و باطن او به خوبی نمایان بود. می توانم با اطمینان بگویم که از هر نظر الگوی محسوب می شد.
جواب این سؤال را در وصیت نامه اش نوشته است: «من رو به جبهه نهادم زیرا خود را موظف و مکلف به این امر یافتم و قرآن به این راه هدایتم کرد و حسین زمانم بر این راه امر فرمود و خدایم به موجب آیه «وأولُو الْأَمْرِ مِنکُم» اطاعت از وی را بر من واجب گردانید و در آیات کریمه اش امر به جهاد در راه حفظ دینش نموده و جهاد و شهادت در راهش را راهی برای رسیدن قرب ایزدی اش قرار داده، دوستان شهیدم مرا بدین راه وصیت کرده و من افتخار می کنم که توفیق یافتم در جبهه خدمت و در جوار رزمندگان و مردان خدا حضور یابم و نهایت هدفم مبارزه با دشمنان خدا تا پیروزی نهایی و فتح کربلای حسینی و نهایت آرزویم مصداق این بیت شعر «یا زیارت یا شهادت» است و از خداوند تبارک و تعالی عاجزانه و ملتمسانه می خواهم که اگر لیاقت و شایستگی اش را داشتم این آرزو را نصیبم بفرماید.»
برادرم از 19 سالگی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و چند بار به جبهه رفت و در چند عملیات مختلف نیز شرکت داشت، در یکی از عملیات ها ترکشی به کتفش خورده بود و برای مداوا به بیمارستان رفت وآمد می کرد، به خانواده به خاطر اینکه نگران و ناراحت نشوند چیزی نگفته بود که ما بعداً متوجه شدیم. سرانجام در 28 دی ماه سال 1365 در عملیات کربلای 5 در منطقه عملیاتی شلمچه در سن 20 سالگی و در حال تلاوت قرآن کریم به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
در جبهه نیز به فعالیت های قرآنی خود ادامه می داد و آن طور که در دفترچه خاطراتش نوشته و از عکس هایی که در جبهه از او به یادگار داریم، در جبهه نیز در زمان ها و شرایطی مختلف به تلاوت قرآن می پرداخته و حتی مسابقه قرآنی هم در آنجا بین رزمندگان اسلام با همراهی و همکاری دیگر دوستان که البته بعضی از آنها نیز شهید شده اند، راه اندازی و برگزار می کند. در جبهه چند شب قبل از شهات دو خواب می بیند و به تعبیر خودش دو خواب صادقه که این ها را دقیقاً در دفترچه خاطراتش در همان زمان نوشته است.
از برادرم یک وصیت نامه و یک دفترچه خاطرات به جا مانده در دفترچه خاطراتش یک شب قبل از شهادت نوشته بود؛ دو خواب دیده ام؛ اول اینکه یکی از دوستان قدیمی به نام حامد میبدی را دیدم که به جبهه آمده بود و با هم احوال پرسی کردیم و دوم اینکه خواب دیدم در حال تلاوت قرآن شهید شدم. امروز حامد میبدی را دیدم و اولین خوابم تعبیر شد، درباره دومین خواب هم باید بگویم «الهی رضا برضاک»، فردای آن روز برادرم در حال تلاوت قرآن در درون یک کانال بر اثر برخورد خمپاره در نزدیکی اش به شهادت می رسد.
پیام او این بود که در راه یادگیری، مطالعه علم و دانش و معرفت خدای متعال و عمل به احکام مقدس و اهداف عالیه انسان ساز اسلام و قرآن همیشه کوشا باشید و در همه حال مدافع و مبلغ این احکام و نظام جمهوری اسلامی باشید. در راه رسیدن به کمال و مبارزه با سختی ها از قرآن و نماز یاری بجویید و همیشه نمازتان را در اول وقت به جای آورید، احترام به پدر و مادر بگذارید، بسیار مواظب باشید که اخلاق و رفتارتان اسلامی و قرآنی باقی بماند. با کردار و رفتار خود محافظ خون شهدا باشید و بدانید که آن ها همیشه برشی نظاره گرند.
بسیار مواظب باشیم که اخلاق و رفتارمان اسلامی و قرآنی باشد با کردار و رفتار خود محافظ خون شهدا باشیم و بدانیم که شهدا ما را نظاره می کنید. به امید شفاعتشان در قیامت.
{{name}}
{{content}}