«خلبان جنگ» اگزوپری به چاپ پنجم رسید

رمان «خلبان جنگ» نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری، با ترجمه اقدس یغمایی در انتشارات امیرکبیر به چاپ پنجم رسید.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، آنتوان دو سنت اگزوپری را عموما با «شازده کوچولو» می شناسند، اما عده ای از مخاطبان او نمی دانند که خلبان هواپیمای تجاری بوده و در جنگ جهانی دوم به ماموریت های شناسایی جنگی رفته است؛ کتابی هم به با نام «خلبان جنگ» دارد که براساس خاطرات و تجربیاتش در این کار نوشته شده است.

این ترجمه «خلبان جنگ» برای اولین بار سال 1349 منتشر شد و طی سال های بعد در قالب یکی از عناوین مجموعه «داستان خارجی» به چاپ می رسید. چاپ دوم آن پس از سال ها در سال 1390 عرضه شد و تا امروز به چاپ چهارم رسید.

آنتوان دو سنت اگزوپری را به عنوان یک وطن پرست فرانسوی معرفی می کنند که خبر شروع جنگ جهانی دوم را هنگامی که در آمریکا بود شنید و خود را با کشتی به فرانسه رساند تا پرواز کند، اما به عنوان مربی به پایگاه تولوز منتقل شد و به همین دلیل به دوست و آشنا نامه نوشت و درخواست کرد او را برای پرواز های جنگی در نظر بگیرند. در نهایت هم در نامه ای اعلام کرد اگر در جنگ مشارکت نداشته باشد از نظر روحی و روانی بیمار خواهد شد. پاسخی که سنت اگزوپری با نوشتن این نامه گرفت، این بود که از نظر جسمانی قادر به شرکت در جنگ نیست. در مرحله بعد هم سن و سالش و بعد جراحت بازویش را که در پروازی در گواتمالا پیش آمده بود بهانه کردند.

کار در وزارت اطلاعات یکی از گزینه های جایگزین بود که سنت اگزوپری آن ها را رد کرد و با اشاره به همین ماجرا در کتاب «خلبان جنگ» خود نوشت روشنفکران شیشه های مربایی هستند که ذخیره می شوند تا بعد از جنگ مورد استفاده قرار بگیرند. او در نهایت پیروز شد و به نیروی هوایی فرانسه پیوست و راهی ماموریت های شناسایی شد. این کار هم با پیوستن به گروه اکتشاف هوایی 33/2 انجام و اگزوپری در نهایت سال 1944 در یک پرواز شناسایی بر فراز مدیترانه برای همیشه مفقود شد.

«خلبان جنگ» سال 1942 در فرانسه چاپ و با موفقیت زیادی رو به رو شد. حکومت ویشی فقط جمله «هیتلر احمق است» را از کتاب حذف و آن را منتشر کردند. طرف داران مارشال پتن ابتدا آن را با روحیه حکومت ویشی سازگار دیدند و تصور کردند ستایش تسلیم و رضا در کتاب، نشانه تایید آلمان است. وقتی هم که نسخه های کتاب بین مردم فرانسه پخش شده بود، نویسنده اش را به طرفداری از یهودیان متهم کردند، چون اگزوپری در کتاب، دوست یهودی خود لئون ورت را به عنوان یک فرد شجاع ستایش کرده است. در ادامه انتشار و توزیع کتاب به دستور آلمانی ها ممنوع اعلام شد، اما نسخه های قاچاق آن به محافل و بازار راه پیدا کردند.

رمان مورد اشاره در آمریکا به گرمی پذیرفته و درباره اش گفته شد صدای فرانسه شکست خورده است که هنوز روح خود را حفظ کرده است.

آنتوان دو سنت اگزوپری این رمان خود را پیش از شروع متن، این گونه تقدیم کرده است: «تقدیم به سرگرد الیاس و به کلیه رفقایم در گروه اکتشافی هوایی 33/2 و مخصوصا تقدیم به افسران دیده بان سرگرد مورو، ستوان آزامبر و دوترتر، که در ماموریت های اکتشافی من در جریان جنگ 1939-1940 به نوبت رفقای پرواز من بوده اند و من در تمام عمر دوست وفادار و صمیمی آن ها خواهم بود.»

«خلبان جنگ» در 28 فصل نوشته شده است.

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

بچه ام از دیروز چیزی نخورده است ...

شیرخواره شش ماهه ای است که هنوز هم سر و صدای زیادی دارد. اما این سر و صدا ادامه نخواهد یافت. ماهی بیرون از آب افتاده است ... در اینجا اصلا شیر پیدا نمی شود. در اینجا چیز دیگری وجود ندارد جز توده ای آهن پاره بی مصرف که قدم به قدم خراب می شود، میخ ها و پیچ ها و ورقه های آهنش می افتد و به همین حال این قوم را در جریان مهاجرتی بی ثمر به سوی نیستی می کشاند.

زمزمه به راه می افتد که هواپیما ها جاده را چند کیلومتر پایین تر به رگبار مسلسل می بندند. حتی از بمب نیز صحبت می شود. در حقیقت از دور صدای انفجار هایی به گوش ما می رسد. بی شک این شایعه صحت دارد.

اما مردم از این خبر وحشت نمی کنند. حتی به نظرم کمی به هیجان آمده اند. این مخاطره مشخص به نظرشان از فرو رفتن به کام آهن پاره ها به سلامت نزدیک تر است.

نظرات

captcha