به گزارش ایکنا، زهرا کبیری پور ؛ مدرس حوزه و دانشگاه و عضو انجمن تاریخ پژوهان حوزه علمیه، 18 مردادماه در نشست علمی « گونه شناسی دیدگاه ها درباره حضور خاندان امام حسین(ع) در کربلا » به ایراد سخن پرداخت که متن سخنان وی به شرح زیر است:
در مورد واقعه عاشورا ، در قرون گذشته مطالعات بسیاری پیرامون هدف قیام امام حسین(ع) و مسائل مرتبط با آن صورت گرفته است؛ با این حال، همچنان یک پرسش جدی مطرح است که چرا امام(ع) با وجود تمامی مخاطرات، خانواده و اهل بیت خود را نیز همراه کردند؟
در پاسخ به ای
به گزارش ایکنا،
زهرا کبیری پور؛ مدرس حوزه و دانشگاه و عضو انجمن تاریخ پژوهان حوزه علمیه، 18 مردادماه در نشست علمی «
گونه شناسی دیدگاه ها درباره حضور خاندان امام حسین(ع) در کربلا» به ایراد سخن پرداخت که متن سخنان وی به شرح زیر است: در مورد واقعه
عاشورا ، در قرون گذشته مطالعات بسیاری پیرامون هدف قیام امام حسین(ع) و مسائل مرتبط با آن صورت گرفته است؛ با این حال، همچنان یک پرسش جدی مطرح است که چرا امام(ع) با وجود تمامی مخاطرات، خانواده و اهل بیت خود را نیز همراه کردند؟
در پاسخ به این پرسش، نظرات متفاوتی بیان شده است. برخی معتقدند که امام حسین(ع) از همان ابتدا با قصد تشکیل حکومت در کوفه، از مدینه خارج شدند. قائلان به این دیدگاه نیز خود به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی بر این باورند که امام(ع) هنگام خروج از مدینه، علم به شهادت نداشتند و احتمال موفقیت بالایی برای تشکیل حکومت پیش بینی می کردند؛ در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که ایشان علم به شهادت داشتند، اما برای احیای دین اقدام کردند (که البته قائلان به نظریه «احیای دین» نیز دیدگاه های متفاوتی دارند).
نظریه «هدف از قیام، تشکیل حکومت» در میان اهل سنت و شیعه قدمت دارد. در میان شیعیان، شخصیت هایی چون شیخ مفید و سید مرتضی به این موضوع پرداخته اند. در سنت نیز، «ابن جوزی» این مسئله را مورد توجه قرار داده و می گوید: «اهل عراق به امام حسین(ع) نامه نوشتند و اعلام کردند که طرفدار حکومت ایشان هستند و امام نیز چون حق حکومت را با خود می دیدند، این درخواست را پذیرفتند.» در واقع، در میان اهل سنت اختلافی درباره هدف امام حسین(ع) وجود ندارد و همگی هدف را تشکیل حکومت می دانند.
در دوران معاصر، مرحوم صالحی نجف آبادی (از شاگردان امام خمینی پیش از انقلاب) نیز به این نظریه پرداختند که امام حسین(ع) علم به شهادت نداشتند و در پی تشکیل حکومت بودند. از آنجا که در این دیدگاه، «علم امام» نفی شده است، نقدها و مطالب بسیاری در فضای حوزوی در رد این نظر نوشته شد. همچنین، شیخ مفید و سید مرتضی نیز تقریباً همین نظر را دارند که قصد امام تشکیل حکومت بوده و نمی توان به علم ایشان به شهادت تصریح کرد.
تشکیل حکومت با علم به شهادت
در کنار دیدگاه های پیشین، نظریه ای وجود دارد که «هدف از قیام، تشکیل حکومت با علم به شهادت» را می پذیرد و آیت الله استادی از قائلان به این نظریه است. از منظر ایشان، امام(ع) علم به شهادت داشتند، اما با این حال، بایستی مانند افراد عادی برای تشکیل حکومت و انجام وظیفه خود برنامه ریزی و طراحی می کردند.
براساس این دیدگاه، امام(ع) به وظیفه خود عمل کردند؛ فارغ از اینکه نتیجه این اقدام شهادت باشد یا نباشد. این رویکرد مشابه اقدام امام علی(ع) است که با وجود اطلاع از اینکه در مسجد کشته خواهد شد، باز هم به آنجا رفتند، و یا اقدام امام مجتبی(ع) در مواجهه با سم. همچنین پیامبر اکرم(ص) با اینکه می دانستند زینب بنت جحش از زید طلاق گرفته و همسر ایشان خواهد شد، اما باز هم این ازدواج را ترتیب دادند و آنان را به زندگی مشترک تشویق کردند.
دیدگاه دیگر این است که هدف از قیام، تا مقطع شهادت حضرت مسلم(ع) «تشکیل حکومت» و پس از آن «شهادت طلبی» بوده است. بر اساس این نظر، امام(ع) تا پیش از شهادت مسلم(ع)، امید زیادی به تشکیل حکومت و موفقیت در این زمینه داشتند، اما پس از آن، از تشکیل حکومت نومید شده و به قصد شهادت پیش رفتند.
حال اگر بخواهیم از منظر هر یک از دیدگاه های ذکر شده، به موضوع «همراهی اهل بیت با امام حسین(ع)» بپردازیم، باید کمی به فضای حاکم در آن زمان بازگردیم. امام(ع) در دوران معاویه آزادی عمل نسبی داشتند و معاویه نیز از ایشان بیعت نخواست؛ اما با روی کار آمدن یزید، خفقان نسبت به امام(ع) بیشتر شد و درخواست بیعت صورت گرفت. امام(ع) برای عدم بیعت، از مدینه خارج شدند؛ اما برای اینکه این خروج، اقدامی سیاسی یا شورشی علیه حاکم تلقی نشود، خانواده خود را نیز همراه کردند تا این حرکت به عنوان یک سفر معمولی برای حج به نظر برسد.
از سوی دیگر، احتمال زیادی وجود داشت که یزید، امام(ع) را ترور کرده یا دستگیر و شکنجه کند. این خطر برای خانواده ایشان نیز متقاعدکننده بود؛ یعنی اگر امام(ع) خانواده را همراه نمی برد، باز هم احتمال داشت یزید اهل بیت را دستگیر کرده و به عنوان ابزاری برای فشار جهت بیعت به کار گیرد (همان گونه که در مورد عمرو بن حمق خزاعی عمل شد). همچنین کینه ای که بنی امیه و «ابن الطلقاء» نسبت به هاشمیان داشتند، این احتمال را تقویت می کرد که یزید قصد انتقام کشته شدگان بنی امیه در جنگ بدر را داشته باشد. علاوه بر این موارد، همراهی همسر و خانواده در جنگ ها میان اعراب رایج بود و پیامبر اکرم(ص) نیز در مواردی چنین کردند. دلیل دیگر، خواست خود خانواده امام(ع) بود که تمایل داشتند همراه ایشان باشند. در این راستا، برخی به دلبستگی شدید «جون» (غلام امام) استناد می کنند؛ به این معنا که وقتی یک غلام این قدر دلبستگی به امام(ع) دارد، قطعاً خانواده ایشان دلبستگی بیشتری داشته اند و لذا همراهشان رفتند. منظور از خاندان در اینجا، اهل بیت سببی و نسبی مانند حضرت رباب، حضرت زینب(س)، فرزندان امام حسن(ع) و دیگران است.
نظریات مختلف در مورد اهداف شهادت امام حسین(ع)
برخی دیگر مطرح کرده اند که علت حضور خانواده در کنار امام(ع)، تداوم رسالت ایشان است؛ به این معنا که امام(ع) کاملاً علم به شهادت داشتند و از همین رو، خانواده را همراه کردند تا پس از شهادت ایشان، رسوایی بنی امیه را برملا سازند؛ هدفی که در سخنان امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) به وضوح دیده می شود. در این راستا، به روایتی استناد شده است که طبق آن، پیامبر اکرم(ص) خوابی دیدند که در آن به ایشان گفته شد: «إنَّ اللهَ شاءَ أنْ یَراکَ قتیلاً» (خداوند خواست که تو را کشته ببیند). البته برخی این تحلیل را بی منطق دانسته و روایت مذکور را رد می کنند، اما قائلان به نظریه «شهادت محض»، این روایت را می پذیرند. در بحث هدف از قیام، دیدگاه دیگر «شهادت محض» است که خود به چندین تقسیم تقسیم می شود: شهادت سیاسی، شهادت فدیه ای (یا قرائت مسیحیانه)، شهادت عرفانی و شهادت تکلیفی.
مشهورترین دیدگاه این است که امام(ع) به قصد شهادت قیام کردند تا با این اقدام، اسلام را نجات داده و احیا کنند و موجب رسوایی بنی امیه شوند. در تایید این نظر، استنادات متعددی ارائه شده است؛ برای نمونه، علامه شرف الدین موسوی در کتاب «المجالس الفاخره» 35 دلیل، علامه سیدمحسن امین در «اعیان الشیعه» 20 دلیل و آیت الله صافی 33 دلیل برای اثبات شهادت طلبی امام(ع) آورده اند.
این نظریه به ویژه در میان علمای متأخر طرفداران بسیاری دارد؛ شخصیت هایی چون شهید مطهری، آیت الله کمره ای، علامه مجلسی، دکتر شریعتی، سیدمحسن امین، آیت الله صافی و محمدجواد مغنیه از طرفداران دیدگاه «شهادت محض» هستند.
نوع دیگر شهادت، «شهادت فدیه ای» است. این گروه معتقدند امام حسین(ع) شهید شدند تا شیعیان به شفاعت برسند؛ مشابه دیدگاه مسیحیان که باور دارند حضرت مسیح به صلیب کشیده شد تا مایه ی شفاعت پیروانش باشد. همچنین برخی بر این باورند که امام(ع) کشته شدند تا مردم با گریه بر ایشان، گناهان خود را بریزند؛ دیدگاهی که در منابر و روضه ها بسیار شنیده می شود و کسانی چون شریف طباطبایی، ملامهدی نراقی و ملا عبدالرحیم اصفهانی از طرفداران این نظر هستند.
شهادت عرفانی
نظریه دیگر، «شهادت عرفانی» است؛ بر اساس این دیدگاه، امام(ع) قیام کردند تا خود و یارانشان به مقام شهادت نائل شوند. در این تفسیر، محوریت با مفاهیمی چون مبارزه و قیام سیاسی نیست، بلکه می توان آن را تفسیری «سیاست زدایانه» از واقعه عاشورا دانست. شخصیت هایی چون ابن طاووس، فاضل دربندی، صفی علیشاه و عمان سامانی قائل به این نظر بوده اند.
گونه ای دیگر از این دیدگاه، «شهادت تکلیفی» است؛ شهادتی رمزآلود و مختص به امام(ع) که ماموریتی الهی برای ایشان بوده است. از نظر این گروه، این نوع شهادت الگویی برای حوادث دیگر نیست و تنها در حق امام حسین(ع) قابل توجیه است.
کسانی که به نظریه «شهادت عرفانی» باور دارند، در مورد همراهی خانواده چنین استدلال می کنند که اگر امام(ع) خانواده را همراه نمی برد، آنان اسیر نمی شدند؛ اما همان گونه که اراده خداوند بر شهادت امام بود، اراده کرده بود که خانواده ایشان نیز اسیر شوند. بنابراین، پیروان این نظریه برای توجیه همراهی خانواده، به آن روایت مشهور استناد می کنند که این اقدام، در واقع انجام یک ماموریت الهی بوده است.
دیدگاه شهید مطهری
شهید مطهری که از طرفداران نظریه سیاسی است، در توجیه این مسئله می گوید: همان گونه که خداوند از ما خواسته است با وجود سختی ها روزه بگیریم، در مورد امام حسین(ع) نیز شهادت ایشان و اسارت خانواده شان را مقدر کرده است؛ در واقع، این امر تأکیدی بر مقام صبر و رضا امام حسین(ع) و خانواده گرامی ایشان است.
جلال الدین فارسی نیز در تبیین علت حضور خاندان امام(ع) معتقد است که امام برای دستیابی به شهادت، مسیر و نقشه ای دقیق داشتند و حضور خانواده بخشی از این طراحی بود تا از این طریق، دین خدا حفظ شود.
از سوی دیگر، ابن طاووس در مورد علت همراهی خانواده می گوید اگر ایشان در مدینه می ماندند، تحت فشار شدید حکومت یزید قرار می گرفتند و امام(ع) نیز از مسیر حرکت خود باز می ماند (چرا که نگرانی از وضعیت آنان مانع از پیشروی ایشان می شد). همچنین آیت الله صافی معتقد است که انسان باید تا سرحد شهادت از دین دفاع کند، حتی اگر این مسیر منجر به کشته شدن او و اسارت خانواده اش شود؛ امام حسین(ع) این مسیر را پیمودند و همین امر سبب رسوایی یزید گشت.
در نهایت، برخی از طرفداران نظریات «شهادت عرفانی» و دیدگاه های مشابه بر این باورند که اگر خانواده امام(ع) همراه ایشان نبودند، اصل شهادت امام به محاق می رفت و ابعاد این واقعه پنهان می ماند؛ چرا که در آن صورت، دشمن می توانست این حادثه را به «کشته شدن یک شورشی» تقلیل دهد. اما حضور اسرا در کنار سرهای شهدا، پرده از چهره پلید یزید برداشت و تداوم و امتداد نهضت حسینی(ع) با این حضور رقم خورد. انتهای پیام
{{name}}
{{content}}