رسانه عبری:

جنگ تاج و تخت در منطقه؛ وقتی اعتماد به آمریکا رنگ می بازد

رسانه های عبری توافقنامه سه جانبه سعودی، ترکیه و پاکستان را بیانگر بی اعتمادی به دولت تروریست آمریکا دانستند.

به گزارش مشرق، پایگاه خبری تحلیلی عبری زبان واللا در گزارشی در این رابطه اعلام کرد که این روزها همه درباره توافقنامه سه جانبه، عربستان، پاکستان و ترکیه سخن می گویند، اما در واقع باید گفت آنچه روز جمعه رخ داد، توافقنامه ای بود که ترکیه را به توافقنامه همکاری نظامی بین عربستان سعودی و پاکستان ملحق کرد.

توافقنامه ای که اگر بخواهیم واقع گرایانه به آن نگاه کنیم، حتی یک بار هم در جنگ دایری که عربستان سعودی دچار آن شده و در چارچوب آن مورد حملات متعدد قرار گرفته اجرایی نشده و پاکستان هیچ کمکی به سعودی ها نه در زمان اصابت موشک های ایرانی به (محل استقرار نیروهای آمریکایی در) این کشور و نه ضرباتی که حوثی ها (انصار الله) بر آن وارد کردند، نداشته است.

در همین حال توافقنامه امنیتی دیگری هم بین ترکیه و قطر وجود دارد که خبری از آن نیز در این جنگ نبود، در حالی که موشک های ایران به (پایگاه های آمریکایی مستقردر) قطر اصابت کردند.

این رسانه صهیونیستی سپس می پرسد: پس این توافقنامه جدید چه چیز تازه ای را می تواند در پی داشته باشد و آیا واقعا می تواند به جنگ علیه ایران کمک کرده یا آنکه به خطری برای اسرائیل تبدیل خواهد شد؟

رسانه عبری همچنین می پرسد: در عربستان سعودی چه می گذرد؟ آیا ایالات متحده این کشور را رها کرده؟ و آیا نیازمند حفاظتی جایگزین است؟

در کنار خسارات اقتصادی، سرویس های اطلاعاتی عربستان سعودی و غرب شاهد تشدید خطرناکی هستند که در قالب تهدیدی هماهنگ علیه مرزهای زمینی این کشور بروز کرده است.

از جنوب (یمن): حوثی ها(انصارالله) همچنان مرزهای جنوبی و سواحل پادشاهی را تهدید می کنند، در حالی که عربستان در حال آماده شدن است و احتمال حمله متقابل نیز وجود دارد.

از شمال (عراق): شاخص های اطلاعاتی و تهدیدهای صریح شبه نظامیان شیعه(گروههای مقاومت) در عراق حاکی از آماده شدن آنان برای اجرای عملیات های نفوذی و حملات مرزی از طریق تیم های کماندویی به سوی مرزهای شمالی پادشاهی (در واکنش به جنایتی که در مراسم اربعین علیه نیروهای حشدشعبی انجام داده) است؛ منطقه ای که نسبتاً به مراکز انرژی این کشور نزدیک است.

در جای دیگری از این گزارش پرسیده می شود: پس واقعاً چه می گذرد؟ .رویکردهای عربستان سعودی در قبال ایران، ما را به یاد «خوش بینی افراطی» می اندازد که پیش تر بر روابط این کشور با (دولت تروریستی) ایالات متحده حاکم بود، تا آنکه سرانجام توافق هسته ای غیرنظامی را با واشنگتن امضا کرد و موضعی مشخص اتخاذ کرد. چرا؟ زیرا بررسی منافع نشان می دهد ترکیه و پاکستان، به عنوان دو واسطه، به احتمال زیاد حاضر به جنگ نظامی با ایران نخواهند بود، چرا که می خواهند جایگاه خود را به عنوان میانجی حفظ کنند و از همسویی، حتی ظاهری، با اسرائیل بپرهیزند.

از سوی دیگر، بعید است عربستان سعودی و ترکیه در صورت بروز درگیری میان پاکستان و هند، از پاکستان پشتیبانی نظامی کنند.

بنابراین به نظر می رسد عربستان سعودی در پی جلب حمایت، دست کم در سطح نظری، برای بازداشتن ایران از حمله به زیرساخت هایش و همچنین رفع محاصره دریایی باب المندب است.

در این چارچوب، ترکیه گزینه ای ایده آل برای دریافت کمک دریایی به شمار می رود، زیرا واقعاً خواهان جای پایی در این تنگه است و کنترل سومالی را در جنوب مسیر ورودی به باب المندب و در سوی مقابل حوثی ها(انصارالله) در دست دارد.

در ادامه مطلب رسانه عبری آمده است: ترکیه برای «نجات» عربستان سعودی از دست ایران نیامده است؛ بلکه آمده تا از گرفتاری عربستان بهره ببرد و حضور دریایی خود را در یکی از راهبردی ترین مسیرهای خاورمیانه تثبیت کند.

و به عنوان سخن پایانی هم نوشت: سخن پایانی آنکه توافق سه جانبه چیزی جز مانوری برای بازدارندگی و امتیازی ژئوپلیتیک برای ترکیه نیست، نه قدرتی نظامی تعیین کننده که بتواند ایران را شکست دهد. اسرائیل و این ائتلاف سعودی در حال حاضر منافع مشترکی در برابر ایران دارند. با این حال، این ائتلاف، به دلیل مؤلفه های ایدئولوژیک و مذهبی اش، می تواند در دراز مدت اسرائیل را در معرض خطر قرار دهد.

در همین راستا لیزا روزوفسکی در مقاله ای که در روزنامه عبری زبان هاآرتص منتشر شد تاکید کرد: آنچه می توان درباره توافق امضا شده در مکه اعلام کرد آن است که به نمادی به بی اعتمادی منطقه به ایالات متحده تبدیل شده است.

به نوشته این نویسنده صهیونیست، اسرائیل از ائتلاف امنیتی جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که دیروز (جمعه) اعلام شد، استقبال نمی کند، اما با توجه به مشکلات فوری تری که پیش روی تل آویو قرار دارد، این همکاری جدید چندان خطرناک به نظر نمی رسد. دیدگاه غالب در اسرائیل(رژیم صهیونیستی) آن است که این ائتلاف بیشتر پیامی نخستین به ایران است و اسرائیل - هرچند به عنوان عاملی خطرزا و طرفی غیرمنتظره تلقی می شود - تنها گیرنده ای درجه دوم است.

با این حال، شکل گیری این محور جدید، دلیل دیگری بر کاهش اعتماد منطقه ای به ایالات متحده و افول جایگاه آن به عنوان قدرتی فعال در جهان تلقی می شود.

یک دیپلمات باسابقه، در گفت وگو با روزنامه هاآرتص، برآورد کرد که احتمال هرگونه اقدام نظامی جدی از سوی این ائتلاف در آینده نزدیک بسیار اندک است. پاکستان و عربستان سعودی حتی پیش از جنگ اخیر میان ایالات متحده و اسرائیل با ایران، توافقی مشابه امضا کرده بودند، اما این امر مانع حمله ایران به (منافع آمریکا در) عربستان نشد و پاکستان نیز به شیوه نظامی از متحد خود حمایت نکرد.

به گفته این دیپلمات، در شرایط عدم قطعیت شدید کنونی که از جمله ناشی از رفتار غیرقابل پیش بینی آمریکاست، همکاری پنهانی به جای اقدام یک جانبه و افشای واقعیت ها، مناسب تر است.

یک دیپلمات و منبع سیاسی اسرائیلی دیگر بر این باور است که اهمیت اصلی این توافق احتمالاً بیشتر اقتصادی و سیاسی است تا نظامی. این امر در بستر جست وجوی گسترده ای رخ می دهد که در سال های اخیر برای یافتن مسیرهایی که خاور دور و خاورمیانه را به اروپا متصل کند، جریان داشته است.

نظرات

captcha