مسرّت، محقق و نویسنده یزدی:

پهلوان راستین حماسه شاهنامه، خود فردوسی است

ایسنا/یزد نسخه نگار، محقق و نویسنده برجسته استان یزد حکیم فردوسی را پهلوان راستین حماسه شاهنامه خواند و گفت: پرواز بر فراز آسمان سخن پارسی، در گروی شناختن و ارج نهادن بر فردوسی و حماسه اش آسان خواهد بود.

حسین مسرت به مناسبت روز 25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در گفت وگو با ایسنا، پرچمدار زبان فارسی را این شاعر حماسه سرای ایرانی خواند و اظهار کرد: پایندگی شعر پارسی از آنِ کوشش و پایمردی اوست و بی گزاف، شایسته و بایسته است که او را روانگر آب زندگانی در رگ های سترگ زبان پارسی بنامیم و جوشش چشمه ادبیّات فارسی را از سر همّت او بدانیم چرا که «بسی رنج برده [است] در این سال سی///عجم زنده کرده [است] بدین پارسی».

به گفته وی، در هنگامه یورش گستاخانه سپاهیان بیگانه و آن هنگام که تیرهای زهرآگین سپاه ایران هر دم فرو می ریزد، پرچم شکوهمند پارسی را بر دوش کشیدن و آنگه پهنای کارزار را با گام های مردانه پیمودن و افراشتنش بر فراز کوه بلند حماسه، پروایی بی اندازه می خواهد.

این پژوهشگر یزدی ادامه دداد: بدون گزاف پهلوان راستین حماسه شاهنامه، خود فردوسی است که گاه پیراهن رستم را پوشیده و زمانی جوشن گیو را زیب تن کرده است؛ «که رستم یلی بود در سیستان/// منش کرده ام رستم داستان» (منسوب به فردوسی).

وی خاطرنشان کرد: فردوسی فرزند دلیر ایران، در کتاب شاهنامه، با جامه پهلوانانش به جنگ با پروارگران بیگانه می رود و پندار گرانی که می پنداشت بیگانه ستایی و بیگانه سرایی روندی پایدار و پابرجاست را در آن زمان که ایرانیان در دادگاه فرهنگ و نگهداری ارزش های فرهنگی، سخنوران هرزه گو را به پای میز داد، می کشانند، روسیاه کرد.

مسرت تاکید کرد: در این باره، سخن از ستایش یا گزافه گویی نیست بلکه سخن از شایستگی بزرگمردی است که سنگین وزنه ی شوق میهن دوستی را مردانه برداشت.

وی گفت: پرواز بر فراز آسمان سخن پارسی، در گروی شناختن و ارج نهادن بر فردوسی و حماسه اش آسان خواهد بود و بی گمان آن دم پرستانِ نان به نرخ روز خورِ گزافه گو که سنگینی گفتارشان را در گزینش و گزیدن واژه های ریز و درشت بیگانه با زبان مردم می دانند، جایی در میان جاودان فرهنگ این خاک و بوم نخواهند داشت.

این محقق و نویسنده یزدی در پایان با اشاره به برخی از اشعار این شیرین سخن پارسی، اظهار کرد: این چنین است که می توان بهترین و شیرین ترین واژه های پارسی را از لابه لای نامورنامه ی دلنشین شاهنامه خواند: «کسی باشد از بختِ فیروز شاد///که باشد همیشه دلش پُر ز داد     ×   سخن چون برابر شود با خِرَد///روان سراینده رامش بَرَد   ×     به گیتی به از مردمی کار نیست/// بدین با تو دانش به پیکار نیست    ×  به نیکی گرای و میازار کس/// ره رستگاری همین است و بس».

انتهای پیام

نظرات

captcha