مختومقلی؛ عارفی که با شعر، تاریخ ترکمن را نوشت

به گزارش ایرنا، مختومقلی از همان کودکی در دامان شعر و حکمت پرورش یافت. مادرش، ارازگل، با قصه های حماسی و عاشقانه روح او را سیراب می کرد و پدرش، با آثار عرفانی چون «وعظ آزاد»، راه عرفان را به او نشان داد.

به گزارش ایرنا، مختومقلی از همان کودکی در دامان شعر و حکمت پرورش یافت. مادرش، ارازگل، با قصه های حماسی و عاشقانه روح او را سیراب می کرد و پدرش، با آثار عرفانی چون «وعظ آزاد»، راه عرفان را به او نشان داد.

ترکمن صحرا در آن روزگار، میان جنگ های قبیله ای، حملات نادرشاه افشار و سایه سنگین خان نشین های خیوه و بخارا، روزگار سختی را می گذراند اما در این آشوب، مختومقلی چون نگینی درخشید.

مختومقلی روحی ناآرام داشت. او نزد پدرش قرآن، فقه، فارسی و عربی آموخت، اما تشنگی اش برای دانستن او را به سوی سفر کشاند. به خیوه رفت، جایی که مدرسه شیرغازی قلب تپنده فرهنگ آسیای میانه بود.

سپس به بخارا، افغانستان و حتی هندوستان قدم گذاشت. در این سفرها، او نه تنها دانش اندوخت، بلکه با دردهای مردمان سرزمین های مختلف آشنا شد. این تجربه ها، او را به عارفی تبدیل کرد که جهان را با چشمان قلب می دید.

شعر، قلم تاریخ ساز

وقتی مختومقلی به زادگاهش بازگشت، دیگر آن جوان ساده نبود. او عارفی بود که کلماتش چون شمع، تاریکی را می شکافت. برخلاف شاعران زمانه اش که به زبان چغتای شعر می سرودند، مختومقلی زبان ساده و روان ترکمنی را برگزید.

شعرهایش آیینه ای از دردهای مردمبود؛ از ظلم نادرشاه گرفته تا تفرقه میان قبایل. او در شعری نادر را «فتاح» خواند و پیش بینی کرد که ظلمش بی پاسخ نمی ماند؛ پیش بینی ای که با مرگ نادر به حقیقت پیوست.

اما مختومقلی تنها شاعر اعتراض نبود. او عارفی بود که عشق به خدا و اهل بیت (ع) در اشعارش جاری بود. در شعر «باغیشلا بیزنی»، او با آوردن نام دوازده امام، دعایی عاشقانه برای بخشش گناهان سرود. اشعارش درباره وحدت، عدالت، مبارزه با فقر و بی سوادی، و حتی نقش زنان در جامعه، او را به صدای مردم تبدیل کرد.

او همچنین مسائل اجتماعی چون چندهمسری، سوادآموزی، فقر، اختلاف طبقاتی و معضل مواد مخدر را مورد توجه قرار داد و با شجاعت به نقد این مشکلات پرداخت.

مختومقلی به دلیل اعتراض به ریاکاری دینی عالمان دورو و کنایه هایش به روحانیان و صوفیان، مورد تحریم قرار گرفت و حتی محاکمه شد.

او به طور کلی مورد غضب اغلب خان ها و قدرتمندان زمان خود بود، چرا که شعرهایش پرده از ظلم و فساد آن ها برمی داشت. تخلص «فراغی» که به معنای «رها» یا «جدا شده» است، نشان دهنده روح آزاد او بود که از بندهای مادی رها شده بود.

زندگی در طوفان

زندگی مختومقلی پر از فراز و نشیب بود. در 27 سالگی، مرگ پدرش او را به سوی عرفان نقشبندیه کشاند. بسیاری از اشعارش در جنگ ها و آشوب های آن دوران از بین رفت، اما آنچه باقی ماند، گنجینه ای است که پژوهشگرانی چون آرمینیوس وامبری، خاورشناس مجار، آن را جمع آوری کردند و امروز در کتابخانه بریتانیا نگهداری می شود.

مختومقلی در کنار چشمه اباساری، در دامنه کوه سونگی داغ، در سال 1169 یا 1176 هجری خورشیدی (حدود 1786 یا 1797 میلادی) چشم از جهان فروبست و در روستای آق تقه، کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد.

میراثی که تاریخ را نوشت

مختومقلی فراغی، «فردوسی ترکمن ها»، با شعرهایش تاریخ ترکمن را نوشت. او هویت قومی را که در میان تفرقه و جنگ در خطر بود، احیا کرد. اشعارش به زبان های فارسی، انگلیسی، فرانسه و روسی ترجمه شده و در کشورهای ایران، ترکمنستان، ترکیه و حتی آلمان خوانده می شود.

آرامگاهش در آق تقه امروز زیارتگاهی است که هر سال در 28 اردیبهشت، زادروز او، میزبان ترکمن ها و دوستدارانش از سراسر جهان است.

مختومقلی عارفی بود که با قلمش نه تنها قلب ترکمن ها، بلکه قلب هر انسان آزاده ای را تسخیر کرد. او در یکی از اشعارش می گوید: «هر کسی قطره ی خُردی است در این رود عظیم / که به تنهایی بی معنی و بی خاصیت است.»
مختومقلی، قطره ای بود که به رود فرهنگ ترکمن پیوست و جاودانه شد.

طبق اعلام اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پنج شنبه 25 اردیبهشت برای حضور در مراسم دویست و نود و دومین سالروز تولد مختومقلی فراغی شاعر و عارف ایرانی ترکمن به استان گلستان و روستای آق توقای مراوه تپه سفر می کند.

با اعلام مسئولان برپایی نکوداشت، سخنرانی وزیر فرهنگ و جمعی از مسئولان استانی و مهمان وزارت فرهنگ از کشور ترکمنستان، اجرای موسیقی، شعرخوانی و آیین ذکر خنجر و رونمایی از کتاب خوشنویسی اشعار برگزیده مختومقلی فراغی از جمله برنامه های پیش بینی شده این مراسم است.

نظرات

captcha