بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
از دیدگاه مدیریت رسانه «قول سدید» را می توان معادل محتوای دقیق، شفاف و مسئولانه دانست. محتوایی که نه تنها درست است، بلکه از نظر کارکرد ارتباطی نیز منطبق با مصلحت عمومی و اصول اخلاقی است؛ آنچه در نظریات «ارتباطات مسئولانه» یا ethical journalism پیگیری می شود.
حسن اختری، دانش آموخته مدیریت رسانه، طی یادداشتی با عنوان «رسانه در آیینه قرآن و حدیث» به مباحثی پرداخت که به گفته خودش بخشی از آن را حول مباحث جلسات آموزش قرآن سیدمهدی سیف، مؤلف و مدرس قرآن، اقتباس داشته است، که متن این یادداشت را در ادامه می خوانید؛
یکی از کلیدی ترین شاخص ها برای سنجش اثربخشی رسانه ها، «اعتماد مخاطب» است؛ مفهومی که به شدت با عنصر صداقت گره خورده. در مدل های کلاسیک ارتباطی همچون مدل شانون و ویور یا مدل لاسول، اعتبار منبع یکی از ارکان کلیدی اثرگذاری پیام است. اما قرآن کریم پیش از آنکه این مفاهیم در قالب تئوری های رسانه ای مطرح شوند، اصل صداقت را در ساختار اطلاع رسانی جامعه اسلامی نهادینه کرده است.
آیه 6 سوره حجرات به روشنی بیانگر یک رویکرد نظام مند در مدیریت محتوا و انتقال پیام است: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بجَهَالَةٍ فَتُصْبحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادمِینَ؛ ای مومنین! اگر فاسقی برایتان خبری آورد، آن را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، به گروهی آسیب برسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.»
این آیه به روشنی هشدار می دهد که در برابر هر خبری، به ویژه از منابع نامعتبر، باید تحقیق و بررسی صورت گیرد، همچنین از منظر حرفه ای، نوعی دستورالعمل پیشرفته برای سیاستگذاری رسانه ای است که سه اصل کلیدی را به ما می آموزد:
1. اعتبارسنجی منبع (source credibility): اگر منبع فاسق است، پس نمی تواند مورد اتکا قرار گیرد؛ یعنی رسانه باید سیستم احراز اعتبار منابع خبری داشته باشد.
2. راستی آزمایی محتوایی (fact-checking): نه فقط راوی، بلکه محتوا نیز باید بررسی شود؛ همان فرایندی که در newsroomهای حرفه ای دنیا با واحدهای fact-check دنبال می شود.
3. آگاهی از پیامدهای اجتماعی محتوا (social impact): آیه با واژه «أَن تُصِیبُوا قَوْمًا» ما را به مسئولیت اجتماعی رسانه متوجه می کند؛ محتوا فقط اطلاعات نیست، بلکه می تواند منشأ بحران یا آسیب باشد.
این نگاه قرآنی، جهت دهنده به تئوری های رسانه ای است که گاه تنها بر جنبه های فنی یا اقتصادی تمرکز دارند. در قرآن، هدف از ارتباط نه اطلاع رسانی صرف، بلکه «هدایت» است. این، نقطه افتراق اصلی میان رسانه سکولار و رسانه دینی است.
در سوره احزاب، آیه 70 می خوانیم: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدیدًا؛ ای مومنین! حدود الهی را رعایت کنید و سخن درست و استوار گویید.» از دیدگاه مدیریت رسانه، «قول سدید» را می توان معادل محتوای دقیق، شفاف و مسئولانه دانست. محتوایی که نه تنها درست است، بلکه از نظر کارکرد ارتباطی نیز منطبق با مصلحت عمومی و اصول اخلاقی است؛ آنچه در نظریات «ارتباطات مسئولانه» یا ethical journalism پیگیری می شود.
در این چارچوب، رسانه اسلامی تنها با ابزار فنی یا تولید محتوا تعریف نمی شود، بلکه نیازمند چارچوب ارزشی - معنوی درون سازمان و خط مشی تحریریه قرآنی مبنا است. این همان چیزی است که می تواند تمایز هویتی رسانه های دینی را در برابر رسانه های تجاری یا سیاسی تثبیت کند.
در نهایت، وقتی قرآن در سوره نحل آیه 105 می فرماید: «إِنَّمَا یَفْتَرِی الْکَذبَ الَّذینَ لَا یُؤْمِنُونَ بآیَاتِ اللَّهِ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْکَاذبُونَ؛ تنها کسانی دروغ می بندند که ایمان به آیات الهی ندارند، و دروغگویان واقعی آنها هستند» این پیام، نه فقط برای افراد، بلکه برای سیستم های رسانه ای نیز کاربرد دارد. رسانه ای که به کذب، تحریف یا اغوا متوسل می شود، ولو با ظاهری حرفه ای، در منطق قرآنی فاقد مشروعیت ارتباطی است. از این منظر، رسالت مدیریت رسانه با رویکرد قرآنی، بازتعریف ساختار رسانه ای بر اساس اصول الهی است؛ صداقت، نه تنها ابزار اعتمادسازی، بلکه «شرط ایمان ارتباطی» است.
در گفتمان مدیریت رسانه با رویکرد اسلامی، واژه «رسانه مؤمن» یک ترکیب صرفاً ادبی یا آرمانی نیست، بلکه ناظر به ساختاری است که هم در سیاستگذاری و هم در فرایندهای تولید و انتشار محتوا، بر اصول معرفتی دین استوار باشد. در این چارچوب، صداقت نه یک توصیه اخلاقی، بلکه بنیان هستی شناسانه ارتباط دینی است؛ چراکه اصل «ایمان» بدون «صدق» اصالت ندارد. آیه 119 سوره توبه می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادقِینَ؛ ای مومنین! حدود الهی را رعایت کنید و با راستگویان باشید»
از منظر حرفه ای، این آیه به رسانه ها یک توصیه راهبردی می دهد: اگر می خواهید رسانه ای مؤمن و متعهد باشید، فقط کافی نیست که محتوای دینی منتشر کنید؛ باید در کنار صادقان بایستید. این یعنی، رسانه مؤمن باید در مواجهه با جریان های خبری، گزینش منابع، تحلیل ها، تیترها و حتی زبان رسانه ای، جبهه خود را از نظر اخلاقی مشخص کند.
در ادبیات مدیریت رسانه، مفهومی به نام media credibility یا «اعتبار رسانه» وجود دارد. پژوهش های میدانی نشان داده اند که اعتماد مخاطب، بیش از آن که به فرمت یا طراحی ظاهری رسانه وابسته باشد، به صداقت و انسجام محتوای آن بستگی دارد. اما در چارچوب قرآنی، «اعتبار رسانه» صرفاً حاصل اعتماد روانی نیست، بلکه جلوه ای از تقوای ارتباطی است.
امیرالمؤمنین علی(ع) در غررالحکم می فرمایند: «النَّجاةُ مَع الصَّدقِ؛ نجات در راستگویی است» در مدیریت رسانه اسلامی، این تعبیر دقیقاً به معنای آن است که رسانه متعهد به حقیقت، رسانه ای نجات بخش است؛ نه فقط برای جامعه، بلکه برای خودش، چراکه اگر رسانه ای صداقت را از دست دهد، دو سرمایه کلیدی را از دست خواهد داد: سرمایه اجتماعی و مشروعیت اخلاقی.
در مدل های نوین مدیریت رسانه، بقا و تأثیرگذاری یک رسانه وابسته به سرمایه اجتماعی آن است؛ یعنی اعتماد، تعامل، وفاداری و مشارکت مخاطب. اگر رسانه ای even with high-tech tools در محتوای خود دچار تحریف یا دوگانگی شود، این سرمایه را به سرعت از دست می دهد. در مقابل، رسانه ای که با صداقت عمل می کند، حتی اگر ساختار فنی ساده تری داشته باشد، مورد اطمینان جامعه قرار می گیرد.
از سوی دیگر، قرآن بارها درباره مسئولیت پیام و پیام رسان هشدار داده است. در سوره نور، آیات 15 تا 19، یکی از شدیدترین هشدارها درباره پیام هایی است که بدون صداقت و تحقیق منتشر می شوند. آنجا که می فرماید: «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بأَفْوَاهِکُمْ مَا لَیْسَ لَکُمْ بهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ* وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَتَکَلَّمَ بهَٰذَا سُبْحَانَکَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ * یَعِظُکُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ * وَیُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» آنگاه که از زبان یکدیگر (تهمت را) می گرفتید و آنچه را به آن علم نداشتید، دهان به دهان می گفتید و این را ساده و کوچک می پنداشتید، در حالی که آن نزد خدا بزرگ است
این نگاه قرآنی، پایه گذار یک سیستم کنترل کیفیت معنوی در رسانه داری است؛ یعنی رسانه نه تنها باید از نظر فنی و محتوایی پالایش شده باشد، بلکه از نظر نیت و رویکرد هم باید صادقانه و پاک باشد. در غیر این صورت، رسانه ای است که ممکن است به ابزار اغوا، فتنه، یا بی اعتمادی عمومی تبدیل شود.
در نتیجه، رسانه ای که در جغرافیای فکری و عملی ایمان قرار دارد، ناگزیر باید صداقت را محور اصلی کار خود قرار دهد؛ چه در مرحله تولید، چه در انتشار و چه در بازخوردگیری. صداقت، ستون فقرات رسانه مؤمن است و هرگونه انحراف از آن، به معنای ترک ایمان رسانه ای است؛ حتی اگر قالب ها و شعارهای مذهبی حفظ شده باشند.
در ادبیات تخصصی مدیریت رسانه، یکی از مهم ترین شاخص های ارزیابی عملکرد رسانه ها، «میزان اثرگذاری بر اعتماد عمومی» است. صداقت رسانه ای در این چارچوب، نه فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه بنیانی راهبردی برای کارکرد ارتباطی و بقای رسانه به شمار می رود. زمانی که رسانه ها از صداقت فاصله می گیرند، زنجیره ای از پیامدهای منفی در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و روانی شکل می گیرد که گاه بازگشت ناپذیر است. این پدیده، از نگاه قرآن نیز به شدت مورد هشدار قرار گرفته است. در آیه 15 سوره نور، درباره گسترش شایعات نادرست آمده است: «وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ». پیام این آیه روشن است: حتی خبری که در ظاهر بی اهمیت به نظر می رسد، ممکن است، آثار سهمگینی در بطن جامعه داشته باشد.
در نظام ارتباطیِ قرآنی، رسانه نقشی محوری در انتقال حقیقت، اصلاح جامعه و ارتقاء آگاهی عمومی ایفا می کند. گفتیم صداقت، ستون فقرات این مأموریت الهی است؛ به گونه ای که بدون آن، رسانه به جای واسطه ی نور، به ابزار ظلمت بدل می شود. در نگاه حرفه ای مدیریت رسانه، بی صداقتی رسانه ای صرفاً یک لغزش فردی یا سازمانی نیست؛ بلکه پدیده ای ساختارشکن است که آثار اجتماعی گسترده و پیچیده ای به دنبال دارد.
نخستین اثر اجتماعی بی صداقتی رسانه ای، تخریب «ادراک عمومی» است. مخاطب، به مثابه دریافت کننده پیام، جهان پیرامون خود را از خلال رسانه ها بازمی سازد. زمانی که اطلاعات ناصحیح یا تحریف شده منتشر می شود، تصویر واقعیت در ذهن مردم مخدوش می گردد و در نتیجه، واکنش ها، تصمیم ها و قضاوت های اجتماعی از بنیان آسیب می بیند. این امر، در سطح کلان، می تواند موجب فروپاشی انسجام اجتماعی و کاهش عقلانیت جمعی شود. قرآن در سوره حجرات، آیه 6، نسبت به پذیرش بدون بررسی خبر هشدار داده و می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا...»؛ این آیه، اصل را بر ضرورت سنجش صحت اطلاعات و پرهیز از تصمیم گیری های شتاب زده بر اساس اخبار مشکوک می گذارد.
پیامد دیگر بی صداقتی رسانه ای، آسیب به «رابطه رسانه با مخاطب» و سلب اعتماد عمومی است. در چارچوب نظریه های ارتباطی، اعتماد، همان سرمایه نرم رسانه است که مشروعیت و تأثیرگذاری آن را تضمین می کند. با تکرار بی صداقتی، مخاطبان نه تنها به رسانه بی اعتماد می شوند، بلکه این بی اعتمادی را به سایر نهادهای اجتماعی نیز تعمیم می دهند. نتیجه این فرایند، بی ثباتی اجتماعی و کاهش مشارکت در فرایندهای مدنی است. از منظر حدیثی، این فروپاشی اعتماد، از نشانه های جامعه ای است که دچار وارونگی ارزشی شده است. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «لیأتینّ علی النّاس زمان یکذّب فیه الصّادق و یصدّق فیه الکاذب و یخوّن فیه الأمین و یؤتمن الخئون و یشهد المرء و لم یستشهد و یحلف و إن لم یستحلف و یکون أسعد النّاس بالدّنیا لکع بن لکع لا یؤمن باللّه و رسوله»؛ زمانی بر مردم رسد که راستگو را تکذیب کنند و دروغگو را تصدیق کنند و امین را خائن شمرند و خائن را مؤتمن پندارند و مرد بی آن که شهادت از او خواهند، شهادت دهد و بی آن که قسم از او خواهند، قسم خورد و خوشبخت ترین مردم فرومایه پسر فرومایه باشد که بخدا و پیغمبرش ایمان ندارد. (نهج الفصاحه؛ حدیث 2366)
از سوی دیگر، بی صداقتی رسانه ای موجب عادی سازی دروغ در زیست اجتماعی می شود. وقتی انتشار اطلاعات کاذب به طور پیوسته و بدون پاسخگویی تکرار شود، نه تنها مرز میان حقیقت و دروغ کمرنگ می شود، بلکه حس اخلاقی جامعه نیز دچار سستی می گردد، جایی که جامعه نسبت به نادرستی اطلاعات دچار بی تفاوتی یا تساهل اخلاقی می گردد. قرآن کریم در سوره آل عمران، آیه 78، این وضعیت را در قالبی دقیق و هشداردهنده توصیف می کند: «وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقًا یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بالْکِتَاب لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْکِتَاب وَمَا هُوَ مِنَ الْکِتَاب وَیَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْد اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِنْد اللَّهِ وَیَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ الْکَذبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ و همانا از ایشان (اهل کتاب) گروهی هستند که زبانشان به خواندن کتاب (و دست نوشته خودشان چنان) می چرخانند که گمان می کنید، آن از کتاب آسمانی است، در حالی که از کتاب نیست و می گویند: آن (چه ما می خوانیم) از جانب خداست، در حالی که از جانب خدا نیست و آنها آگاهانه بر خداوند دروغ می بندند»
یعنی، گروهی هستند که عمداً سخنانشان را به گونه ای بیان می کنند که گویی از کتاب الهی است، در حالی که حقیقت ندارد و این تحریف را آگاهانه انجام می دهند. این آیه، رسانه های امروز را نیز شامل می شود، آن گاه که با آگاهانه جلوه دادن مطالب جعلی به عنوان حقیقت، اذهان عمومی را گمراه می کنند. در نهایت، رسانه ای که از صداقت تهی شده باشد، ابزار شکل گیری و گسترش فتنه خواهد شد؛ چرا که فتنه در فرهنگ قرآنی و علوی، زمانی رخ می دهد که مرزهای حقیقت و باطل مخدوش شوند. امام علی(ع) در خطبه 50 نهج البلاغه می فرمایند: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ، یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّی عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَی غَیْرِ دینِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَی الْمُرْتَادینَ، وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدینَ، وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَی أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنی»؛ همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها، هواپرستی، و بدعت گذاری در احکام آسمانی است، نوآوری هایی که قرآن با آن مخالف است، و گروهی «با دو انحراف یاد شده» بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند، که بر خلاف دین خداست.
پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد، بر طالبان حق پوشیده نمی ماند، و اگر حق از باطل جدا و خالص می گشت زبان دشمنان قطع می گردید. اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می گیرند و به هم می آمیزند، آنجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می گردد و تنها آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند یافت.
اگر حق و باطل از یکدیگر جدا می شدند، راه برای جویندگان حقیقت روشن بود، اما آمیختگی این دو، فضای فتنه را می آفریند؛ جایی که حقیقت در غبار پوشانده می شود و شیطان بر دل های اهل باطل مسلط می شود. بر این اساس، رسانه متعهد به حقیقت، نه تنها مسئول سلامت اطلاعات، بلکه پاسدار سلامت جامعه است. در فقدان صداقت، رسانه به عاملی برای انحراف اذهان، تشویش افکار و تسریع در فروپاشی سرمایه های اجتماعی بدل می شود. مدیریت رسانه با رویکرد قرآنی، وظیفه ای مضاعف بر دوش رسانه ها می گذارد: رسالت اصلاح، تعهد به واقعیت، و وفاداری به اخلاق؛ که بدون آن، رسانه از ابزار رشد، به عامل فساد بدل خواهد شد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}