چتر شوم ریزگرد بر سَر شهر تالابی ایران

به گزارش ایرنا، اگر در 10 سال گذشته فردی این ادعا را مطرح می کرد که مازندران و شهر تالابی بابل با انبوهی از جنگل های هیرکانی که در اختیار داشت یک روز به جولانگاه ریزگردها تبدیل می شود این مطلب برای شنونده یک طنزی بیش نبود؛ اما در شرایط فعلی ریزگردها قلمرو خود را گسترش داده و در بسیاری از شهرهای مازندران از جمله بابل نفوذ کرده که این امر نگرانی های عمیقی را برای شهروندان و دوستداران محیط زیست به همراه داشت.

به گزارش ایرنا، اگر در 10 سال گذشته فردی این ادعا را مطرح می کرد که مازندران و شهر تالابی بابل با انبوهی از جنگل های هیرکانی که در اختیار داشت یک روز به جولانگاه ریزگردها تبدیل می شود این مطلب برای شنونده یک طنزی بیش نبود؛ اما در شرایط فعلی ریزگردها قلمرو خود را گسترش داده و در بسیاری از شهرهای مازندران از جمله بابل نفوذ کرده که این امر نگرانی های عمیقی را برای شهروندان و دوستداران محیط زیست به همراه داشت.

واکاوی منشاء داخلی یا خارجی پدیده ریزگردها در استان مازندران از جمله دغدغه های جدی است که از سوی کارشناسان ممتار محیط زیست مطرح می شود. در گذشته ای نه چندان دور ریزگردها در روزهای خاصی از سال مهمان مازندران بودند اما به سرعت این پیشروی ها گسترش یافته و در شرایط فعلی فقط در روزهای بارانی آسمان این خطه از شمال خالی از ریزگرده است.

کارشناسان محیط زیست بر این باورند سرعت گسترش گردوغبار در این استان نشان از آن دارد که منشا این اقدام دلایل مختلفی دارد که با هم ترکیب و سرعت انتقال را افزایش داد.

اواسط آذر ماه سال گذشته کنوانسیون بین المللی رامسر، بعد از بندر خمیر در بندرعباس، بابل را به عنوان دومین شهر تالابی کشور معرفی کرد. شهر بابل دارای 207 قطعه تالاب و آب بندان بوده که که تالاب 700 هکتاری لنگور یکی از بزرگترین تالاب های این شهرستان است.

سه تالاب در شهرستان بابل در حوزه شهر واقع شده که همه این ظرفیت ها سبب شد بابل با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست در سال 2024 عنوان جهانشهر تالابی را در کنوانسیون رامسر کسب کند.

بابلی ها که در چند ماه اخیر با شوق فراوان خود را شهر تالابی ایران معرفی می کردند بعد از چند ماه دیگر آسمان شهر خود را آبی نمی بینند چون آسمان در تسخیر ریزگردها قرار گرفت.

البته در چند سال اخیر کارشناسان هشدار داده بودند که قطع درختان در مناطق جلگه ای و جنگلی، تغییر کاربری های زیاد، گسترش معادن شن و ماسه در جاده هراز، برداشت های زیاد از سفره های زیر زمینی و کاهش رطوبت خاک می تواند در گسترش ریزگردها موثر باشد اما متاسفانه این هشدارها جدی گرفته نشد.

بنا بر تحقیقات علمی نخبگان دانشگاهی پدیده گرد و غبار و یا به عبارتی ریزگردها از سال 2009 که از سمت سوریه و عراق وارد استان های غربی، تهران و همچنین استان های شرقی کشور شده بود، آژیر خطر توفان های گرد و غبار را به صدا در آورده بود.

در 10 سال اخیر با گسترش توفان های گرد و غبار این پدیده مرزها را درنوردید و دیگر منحصر به یک کشور نیست. نخبگان علمی بر این باورند که ریزگردها در سه گروه لوکال (محلی)، رجینال(منطقه ای) و نیز گلوبال(جهانی) می باشد. وزش باد، رطوبت خاک و پوشش گیاهی سه مولفه دخیل در شکل گیری توفان های گرد و غباری در جهان می باشد.

چهره های علمی براین باورند بدون بررسی داده های علمی نمی توان منشاء ریزگردها را به صورت دقیق بیان و تائید علمی کرد. آنها براین باورند که گام نخست برای چاره جویی این مشکل آن است که با بررسی ها و تحقیقات میدانی علمی درصدهای غبار از خواستگاهها و منشناء های آن به صورت دقیق بررسی و برای آن چاره جویی شود.

توفان های گردو غباری که در طول یک پروسه زمانی با توجه به گسترش خشکسالی ها و از مدار خارج شدن برخی زمین های کشاورزی و از دست رفتن رطوبت خاک و همچنین نابودی پوشش های گیاهی زمینه ساز توفان های گردو غباری شد، برخی از آنها اقیانوس ها را در نوردیده و جهانی شده اند تا جائیکه گرد و غبارهای صحرای آفریقا با وارد شدن به اتمسفر و جو خود را به آمریکای جنوبی هم می رساند.

کاهش پوشش گیاهی

کارشناس محیط زیست مازندران در گفت گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: بدون تردید کاهش پوشش درختان در مناطق جنگلی و جلگه ای یکی از دلایل مهم گسترش سریع ریزگردها در مازندران و از جمله شهر بابل است.

جواد یعقوب زاده گفت: در گذشته ای نه چندان دور نه تنها بابل میزبان انبوهی از درختان جنگلی بود بلکه در مناطق جلگه ای و روستاهای این خطه از شمال هم درختان زیادی وجود داشت که مانع از گسترش ریزگرده می شد.

وی با بیا این مطلب که قطع درختان در مناطق جنگلی و جلگه ای در سال های اخیر به سرعت انجام شد، اظهار کرد: جاده سازی های پی در پی در جنگلهای هیرکانی زمینه ای برای قطع درختان و کاهش پوشش گیاهی شد.

یعقوب زاده افزود: سرعت گسترش ریزگردها در بابل نشان از آن دارد که دلایل متعددی در خلق این پدیده شوم دخالت دارند که باید به صورت دقیق کارشناسی شود.

این کارشناس محیط زیست با اشاره به این مطلب که کشت مجدد برنج و کاهش آب های زیرزمینی زمینه ای برای از دست رفتن رطوبت خاک می شود، اظهار کرد: اگر برای این توده بدخیم هر چه زودتر چاره اندیشی نشود سلامت شهروندان در خطر است.

وی ادامه داد: بررسی دقیق و ارائه راهکارهای مناسب از جمله دغدغه های شهروندان و فعالان زیست محیطی در این خطه از شمال است که باید جدی گرفته شود.

گسترش معادن شن و ماسه در هراز

کارشناساس محیط زیست مازندران اظهار کرد: بدون تردید گسترش معادن شن و ماسه در جاده هراز یکی از دلایل افزایش ریزگردها در شهر تالابی ایران بابل است.

جواد یعقوب زاده ادامه داد: بادهای که از دره های هراز می وزد به سرعت ریزگردها را به مناطق پایین دست در شهرهای آمل و بابل می کشاند که برای مدیریت این چالش باید فکری اساسی انجام شود.

وی با بیان این مطلب که اگر ریزگردها در یک شهر نفوذ کند سالها مهمان ناخوانده خواهد ماند، ادامه داد: همان گونه که نفوذ این پدیده بد خیم در یک پروسه زمانی اتفاق می افتد حل این چالش هم زمان بر خواهد بود.

این کارشناس محیط زیست تصریح کرد: جاده سازی، حفر چاه های عمق و سفره خواری آب های زیر زمینی به همراه از دست رفتن جنگلهای انبوه مناطق بالادست بابل زمینه ای برای گسترش سریع ریزگرده در شهرستان بابل شد.

یعقوب زاده ادامه داد: تغییر در نظم زیست بوم آبی زمینه ای برای گسترش ریزگردها محسوب می شود چرا که رودخانه های که از دامنه کوه سرچشمه می گیرند باید بدون مانع مسیر خود را طی تا آب های سفره های زیر زمینی را تامین کنند.

وی دادامه داد: بدون تردید سد سازی های متعدد و بدون کارشناسی سبب می شود حیات یک رودخانه که موجودی زنده محسوب می شود با تهدید جدی روبرو شود و یکی از ابزارهای مهم تامین آب های سفره زیر زمینی در مناطق پایین دست از بین برود.

تغییر کاربری آب بندان ها

جواد یعقوب زاده اظهار کرد: تغییر کاربری آب بندان مازندرن و بابل به همراه کاهش پوشش گیاهی در این آب بندانها در گسترش ریزگردها اثر گذار است.

وی گفت: از مجموع 207 آب بندان بابل فقط 20 آب بندان ساختار طبیعی خود را حفظ کردند و مابقی تغییر کاربردی داده و به پرورش ماهی تبدیل شدند.

این کارشناس محیط زیست ادامه داد: پوشش انبوهی از درختان و گیاهان در اطراف آب بندانها همانند سدی در مقابل ریزگرده بود که با تغییر کاربری و قطع درختان از بین رفت.

جواد یعقوب زاده گفت: آب بندان ها دیگر مختص به یک محل یا استان نیست چرا که مهمانانی از سراسر جهان در آن فرود می آیند و برای تصمیم گیری باید آنها را مد نظر قرار داد.

وی با اشاره به این مطلب که وقتی اهالی یک روستا قصد تغییر کاربری یا تغییر زیست گاه این آب بندان ها را دارند باید به این باور برسند، کاکاها، حواصیل، پرستوها و دیگر پرندگان و جانواران در این زیستگاه سهمی دارند.

این کارشناس محیط زیست آب بندان های را بخشی از جهان دانست که گونه های مختلف از سراسر جهان در آن فرود آمده و اثرات مثبتی برای کشاورزی و باغداری منطقه خواهند داشت.

وی با بیان این نکته که هرچند وسعت 17 هزار هکتاری آب بندان مازندران در مقابل وسعت کل استان، پهنه گسترده ای نیست، اظهار کرد: اما این وسعت کم، دستاوردهای چند بعدی و موثری برای زیست بوم منطقه دارد.

کارشناس محیط زیست تصریح کرد: آب بندان های مازندران میزبان گونه های مختلفی از گیاهانی هستند که تصفیه کننده آب و مانع طبیعی مطلوب برای جلوگیری از ریزگردها است و به همین خاطر آب بندان را کلیه زمین نام می برند.

به گزارش ایرنا، آب بندان ها که در مازندران «اِندون»، در گلستان «بندسار» و در گیلان «سِل» نامیده می شوند، مهم ترین مخازن ذخیره آب باران و نهرها برای کشاورزی هستند. هر چند که کاهش بارش ها و کم آبی در سال های اخیر سبب شد چهره ای خشک و ترک خورده از بسیاری از آب بندان ها به چشم بیاید، اما نباید از نقش بی توجهی به آب بندان ها و لایروبی و بهسازی نشدن این سازه های بومی شمال کشور در کاهش اثرگذاریشان غافل ماند.

بیشترین سهم آب بندان ها از نظر مساحت و تعداد هم مختص به مازندران است. در مازندران نزدیک به 800 قطعه آب بندان وجود دارد که مساحت مجموع آنها حدود 17 هزار هکتار است و در مجموع نیز قابلیت ذخیره سازی 345 میلیون متر مکعب آب را دارند.

در زمان حاضر هر هکتار آب بندان قابلیت سیراب کردن پنج هکتار شالیزار را دارد که این اثرگذاری در صورت لایروبی شدن و بهسازی آب بندان تا 2 برابر افزایش خواهد یافت. به عبارتی بخش مهمی از نیاز آبی کشاورزی در شمال کشور با بهسازی و ترمیم همین سازه های سنتی نگهداری آب برطرف می شود.

مازندران دارای 2 تالاب بین المللی میانکاله و فریدونکنار و چندین تالاب و آبگیر محلی چون ساهون، لپو و پلنگان، ولشت، استخرپشت، گل پل، خضر نبی، شورمست، دریوک، سراندون و بالندون، گز و کندوچال است.

بر اساس آمارهای رسمی، تاکنون بیش از 490 گونه جانوری از رده های مختلف مهره داران اعم از پرندگان، پستانداران، خزندگان، دوزیستان و ماهی ها در زیست بوم مازندران شناسایی شده اند.

پرندگان با 317 گونه از 58 خانواده، پستانداران با 63 گونه و 19 خانواده، دوزیستان با 9 گونه از 6 جنس و 6 خانواده، خزندگان با 26 گونه از 21 جنس و 11 خانواده و ماهی ها با 75 گونه بخشی از تنوع زیستی حیات وحش مازندران را تشکیل می دهند.

نظرات

captcha